مشکل سینمای کودک فقط کمبود فیلم نیست، زیرساخت نمایش و شناخت مخاطب هم مسئله است
مهدی جعفری، تهیهکننده انیمیشن «نگهبانان خورشید» در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری آنا درباره شرایط امروز سینمای کودک و نوجوان اظهار کرد: هرچه از گذشته به امروز نزدیک شدهایم، سینمای کودک و نوجوان تغییرات جدی را تجربه کرده است. البته در این مسیر یک دوره طولانی از کاهش تولید، کاهش استمرار و فاصله گرفتن بخشی از مخاطبان از سینمای کودک را نیز پشت سر گذاشتهایم.
وی با اشاره به جایگاه آثار کودک در دهههای گذشته افزود: نسل ما با فیلمهایی مانند «دزد عروسکها» و «الو! الو! من جوجوام» رشد کرد. بخش مهمی از سینمای کودک آن دوران صرفاً به سرگرمکردن مخاطب اکتفا نمیکرد و تلاش داشت در دل قصه و سرگرمی، کودک را با مفاهیمی از زندگی، انتخاب، خیر و شر و پیامد رفتارها روبهرو کند.
جعفری ادامه داد: جهان واقعی نه کاملاً زیباست و نه سراسر زشت. کودک در مسیر رشد باید بهتدریج قدرت تشخیص پیدا کند؛ بفهمد چه چیزهایی میتوانند او را فریب دهند، چه ارزشهایی قابل اتکا هستند و چگونه باید میان موقعیتها و انتخابهای مختلف تمایز قائل شود. سینمای کودک میتواند بدون اینکه به آموزش مستقیم و شعاری تبدیل شود، بخشی از این تجربه را در قالب قصه برای کودک ایجاد کند.
وی افزود: پس از آن دوره، سینمای کودک و نوجوان در مقاطعی با افت جدی مواجه شد. البته در این سالها آثار موفق و حتی بسیار پرفروشی نیز داشتهایم؛ برای مثال «شهر موشها ۲» توانست مخاطبان زیادی را به سالنهای سینما بازگرداند. مسئله اصلی این است که این موفقیتها کمتر توانستند به یک جریان مستمر، قابل پیشبینی و دارای زیرساخت پایدار تبدیل شوند.
جعفری گفت: در سالهای اخیر نشانههای امیدوارکنندهای از بازگشت مخاطب به آثار کودک و خانوادگی دیده میشود و انیمیشن نیز سهم قابل توجهی در این مسیر پیدا کرده است. اما اگر قرار باشد این روند ادامه پیدا کند، نباید مسئله را صرفاً به تولید چند فیلم موفق تقلیل دهیم.
تهیهکننده «افسانه سپهر» در پاسخ به این پرسش که چرا بخش قابل توجهی از فعالیتهای خود را بر تولید انیمیشن متمرکز کرده است، توضیح داد: ما در ابتدا بازیساز بودیم و اساساً کسبوکارمان در فضای دیجیتال شکل گرفت. بازیهای روایتمحور و ساختارهای تعاملی و چندپایانی این امکان را در اختیار ما قرار میدادند که جهانها و قصههای مورد علاقه خودمان را خلق کنیم. با دشوارتر شدن تولید و توسعه بازیهای بزرگ روایتمحور در ایران، بخشی از مسیر ما به سمت انیمیشن تغییر کرد تا بتوانیم همان علاقه به جهانسازی و قصهگویی را در مدیومی دیگر ادامه دهیم.
وی انیمیشن را یکی از زبانهای مهم ارتباط با نسل جدید دانست و گفت: در قرآن کریم آمده است که هیچ پیامبری فرستاده نشد مگر به زبان قوم خودش تا بتواند پیام را برای آنها روشن کند. من از این آیه یک اصل ارتباطی برداشت میکنم؛ اینکه برای گفتوگو با هر نسل باید زبان آن نسل را شناخت.
جعفری ادامه داد: بخش بزرگی از تجربه رسانهای کودکان و نوجوانان امروز در محیطهای دیجیتال شکل میگیرد؛ از بازی و شبکههای اجتماعی گرفته تا ویدئوهای کوتاه، پلتفرمهای نمایش و انواع محتوای تعاملی. اگر میخواهیم با این نسل ارتباط مؤثر برقرار کنیم، نمیتوانیم نسبت به زبان، ریتم، فرم و رسانههایی که هر روز با آنها سروکار دارد بیتفاوت باشیم.
وی افزود: به همین دلیل ممکن است در آینده از ما مجموعههای کوتاه، ویدئوهای عمودی یا قالبهای روایی تازهای ببینید که متناسب با شیوه مصرف رسانهای نسل جدید طراحی شدهاند. این به معنای پیروی کورکورانه از هر قالب یا ترند جدید نیست؛ بلکه به معنای شناخت دقیق مخاطب و انتخاب آگاهانه رسانه مناسب برای هر پیام و هر قصه است.
این تهیهکننده درباره مزیتهای انیمیشن نسبت به سینمای رئال بیان کرد: انیمیشن ظرفیت فوقالعادهای برای تخیل، جهانسازی و خلق موقعیتهایی دارد که اجرای آنها در سینمای رئال یا بسیار دشوار است یا نیازمند بودجه و امکانات اجرایی سنگینی است. برای بخشی از مخاطبان کودک نیز امکانات بصری، شخصیتپردازی و جهان خیالانگیز انیمیشن میتواند جذابیت زیادی ایجاد کند.
وی افزود: علاقه شخصی ما به این مدیوم، ظرفیت بالای آن برای جهانسازی و قصهگویی و امکان ارتباط با نسلی که بخش مهمی از زندگی رسانهای خود را در محیط دیجیتال میگذراند، از دلایل اصلی حرکت ما به سمت انیمیشن بوده است.
او درعینحال تأکید کرد که این رویکرد به معنای نادیده گرفتن سینمای رئال کودک نیست و گفت: انیمیشن جای سینمای رئال را نمیگیرد و سینمای رئال نیز جای انیمیشن را. هرکدام زبان، امکانات و ظرفیتهای خاص خود را دارند. خود من نیز چند فیلمنامه رئال در دست نگارش دارم و ممکن است در آینده وارد تولید سینمای رئال شوم. مهم این است که بدانیم هر قصه در چه مدیومی بهتر روایت میشود.
جعفری یکی از مشکلات اساسی سینمای کودک را ضعف زیرساخت نمایش متناسب با این گروه سنی عنوان کرد و افزود: مسئله ما این نیست که در کشور مطلقاً هیچ سالن ویژهای برای کودک وجود ندارد؛ مسئله این است که هنوز شبکهای گسترده، پایدار و استاندارد از سالنها و فضاهای سینمایی متناسب با کودک و نوجوان نداریم. در اغلب موارد، کودک وارد همان فضایی میشود که برای مخاطب عمومی طراحی شده است.
وی ادامه داد: طراحی محیط، تبلیغات، فضای انتظار، نوع مواجهه کارکنان، خوراکیها و حتی محتوایی که کودک پیش از ورود به سالن با آن مواجه میشود، میتواند بخشی از تجربه سینما رفتن او باشد. در یک فضای تخصصی کودک باید تمام این اجزا از ابتدا با توجه به ویژگیها و نیازهای این مخاطب طراحی شوند.
جعفری گفت: حتی میتوان قبل از نمایش فیلم، برنامهای کوتاه و تعاملی طراحی کرد؛ یک مجری یا شخصیت محبوب با کودکان ارتباط بگیرد، بازی یا موسیقی متناسب اجرا شود و حضور در سینما از یک نمایش ۹۰ دقیقهای فراتر برود و به یک تجربه فرهنگی و تفریحی کامل تبدیل شود.
وی افزود: اگر چنین تجربهای بهدرستی طراحی شود، ارزش سینما رفتن برای خانواده نیز افزایش پیدا میکند؛ زیرا خانواده فقط برای دیدن یک فایل تصویری روی پرده بلیت نمیخرد. امروز همان فیلم ممکن است مدتی بعد در خانه و روی پلتفرمهای مختلف قابل مشاهده باشد. چیزی که سینما باید عرضه کند، «تجربهای» است که در خانه قابل تکرار نباشد.
تهیهکننده «نگهبانان خورشید» با اشاره به نقش خانواده در اقتصاد سینمای کودک گفت: بخش قابل توجهی از مخاطبان کودک برای رفتن به سینما وابسته به تصمیم و همراهی خانواده هستند؛ بنابراین فیلم کودک نمیتواند فقط کودک را ببیند و والدین را نادیده بگیرد.
وی ادامه داد: یکی از دشوارترین بخشهای تولید اثر کودک همینجاست؛ باید فیلمی ساخت که کودک با آن ارتباط برقرار کند و درعینحال پدر و مادری که همراه او وارد سالن شدهاند احساس نکنند صرفاً برای همراهی فرزندشان ۹۰ دقیقه از وقتشان را سپری میکنند. آثار موفق خانوادگی معمولاً میتوانند در چند سطح با مخاطب ارتباط برقرار کنند؛ کودک یک لایه از قصه را دریافت میکند و بزرگسال نیز میتواند با لایه دیگری از همان اثر ارتباط بگیرد.
جعفری درباره تفاوت سینمای کودک و نوجوان نیز توضیح داد: از نگاه فیلمساز، کودک و نوجوان دو مخاطب کاملاً یکسان نیستند. نیازهای شناختی، عاطفی، اجتماعی، نوع شوخی، ریتم روایت، دغدغهها و حتی شیوه مواجهه آنها با قهرمان داستان با یکدیگر تفاوت دارد؛ بنابراین نمیتوان یک نسخه واحد برای هر دو گروه پیچید.
وی افزود: البته مدیر فرهنگی، پخشکننده و سینمادار از زاویه دیگری به موضوع نگاه میکنند و مسئله خانواده، ظرفیت سالن، اقتصاد اکران و بازگشت سرمایه را نیز در نظر میگیرند. این نگاهها الزاماً در تعارض با یکدیگر نیستند؛ مشکل زمانی ایجاد میشود که یکی از آنها را جایگزین همه ابعاد دیگر کنیم.
جعفری در پایان تأکید کرد: احیای سینمای کودک و نوجوان تنها با افزایش تعداد فیلمها اتفاق نمیافتد. ما با یک زنجیره مواجهیم؛ شناخت دقیق کودک و نوجوان، توسعه قصه و شخصیت، تولید حرفهای، شناخت زبان رسانهای نسل جدید، بازاریابی، اکران مناسب، سالن متناسب و طراحی تجربهای که خانواده را نیز درگیر کند، همه حلقههای این زنجیره هستند.
وی گفت: اگر تنها روی تولید تمرکز کنیم و عرضه، مخاطب و تجربه تماشا را فراموش کنیم، دوباره به همان نقطهای میرسیم که فیلم تولید شده، اما ارتباط پایدار با مخاطب شکل نگرفته است. برای بازسازی سینمای کودک باید به کل این اکوسیستم فکر کنیم، نه فقط به تعداد فیلمهایی که هر سال ساخته میشوند.
انتهای پیام/