«سرمایههای پنهان» در آثار هنری؛ چرا عوامل پشتصحنه موسیقی نادیده گرفته میشوند؟
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، میلاد کیایی آهنگساز و نوازنده پیشکسوت موسیقی در مصاحبه با برنامه "فرهنگسرای گفتوگو " فرایند تولید یک قطعه موسیقی را به «ساخت یک ساختمان» تشبیه کرد و گفت: «موسیقی که تنظیم نشده باشد، درست مثل یک ساختمان خالی است؛ شما ساختمان را میبینید؛ اما وقتی در آن فرش نباشد، رنگآمیزی نشده باشد و مبلمان نداشته باشد، جلوهای ندارد.»
این تشبیه استاد کیایی، نگاهی دقیق به جایگاهِ تنظیمکنندگان، صدابرداران، میکس و مسترینگ کاران و حتی عوامل گرافیک و عکاسی است که در ذهن مخاطب، تنها در هیبتِ یک نام (خواننده یا آهنگساز) خلاصه میشوند. در واقع، بسیاری از آثار شنیداری که امروز از شبکههای مختلف رادیویی و تلویزیونی پخش میشوند، محصول تلاش شبانهروزی یک تیم متخصص هستند؛ تیمی که گاهی سهمشان از دیدهشدن، تنها نامی در انتهای تیتراژهای سریع و غیرقابلخوردن است.
یکی از محورهای اصلی نقد استاد کیایی در این گفتوگو، عملکرد رسانههای رسمی، بهویژه رادیو و تلویزیون است. وی معتقد است: رسانه بیش از آنکه ابزاری برای پخشِ صرفِ یک محصول باشد، باید «مدرسه» باشد. وقتی رسانهای هنگام معرفی یک اثر، تنها به نام خواننده اکتفا میکند، ناخودآگاه این فرهنگ غلط را در ذهن مخاطب نهادینه میکند که تولید اثر هنری، یک فعالیت فردی و خودمحور است.
کیایی با صراحت تأکید کرد: «رادیوفرهنگ باید چیزی به مردم بیاموزد؛ اول فرهنگ، بعد هنر. پخش آهنگ و فقط اعلام نام خواننده، بیاحترامی به آهنگساز، ترانهسرا و سایر عوامل است.» این انتقادِ بجا، رسانهها را در جایگاه متهم اصلی قرار میدهد که با سهلانگاری در معرفی کامل عوامل، عملاً تلاشهای تخصصی هنرمندان پشتصحنه را بیمقدار جلوه میدهند. آیا وقت آن نرسیده است که تیتراژ خوانی در برنامههای رادیویی به یک پروتکل حرفهای و اخلاقی تبدیل شود؟ آیا نباید شنونده بداند که کیفیتِ صدایی که میشنود، مدیونِ نبوغِ یک مهندسِ صداست که در سکوت، ساعتها پایِ کنسولِ میکس نشسته است؟
بخش دوم سخنان این هنرمند پیشکسوت، نقدی تند و صریح به درونِ جامعه هنری است. وی ریشه این نادیدهگرفتنها را در «بضاعت اندک فرهنگی» برخی از چهرههای نوظهور میبیند. به اعتقاد استاد کیایی، وقتی هنرمند خود را «محورِ کائنات» فرض میکند و در فرایند خلق اثر، جایگاه همکارانش را به رسمیت نمیشناسد، دچار یک نوع «خودشیفتگی هنری» شده است که نهتنها به او، بلکه به ساحتِ هنر نیز آسیب میزند.
وی با اشاره به بیانتهایی هنر میگوید: هنر بیانتهاست، کائنات است. این جمله، زنگ خطری است برای کسانی که تصور میکنند با داشتنِ چند ابزار مدرن و نرمافزارهای آهنگسازی، به قلههای هنر رسیدهاند. «استادی» در هنر، نه یک عنوان، بلکه یک مسیر است که با تواضع و احترام به همکاران و پیشکسوتان معنا مییابد. هنرمند باید برای شاگردانش الگو باشد؛ الگویی که میداند هیچکس بهتنهایی نمیتواند یک اثرِ ماندگار خلق کند.
در بخش پایانی گفتوگو، راهکارهای برونرفت از این وضعیت مورد بحث قرار گرفت. به عقیده مهمان برنامه، نیاز است نهادهای قانونگذار و صنفی، الزاماتی را برای تولیدکنندگان آثار هنری وضع کنند. همانطور که در سینما، عوامل فیلم (از کارگردان تا دستیاران نور و صدا) با وسواس معرفی میشوند، در صنعت موسیقی نیز باید استانداردهای حرفهای رعایت شود.
وی افزود: اگرچه این موضوع در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما تغییر آن مستلزم یک تغییرِ بنیادین در نگرش است. نهادهای نظارتی باید در صدور مجوزها، معرفی کامل تیم تولید را بهعنوان یک اصلِ بدیهی در نظر بگیرند. همچنین، رسانههایی مانند رادیو گفتوگو با پرداختن به این سوژهها قدم بزرگی در جهت آگاهیبخشی به مخاطب و ایجاد فشار اجتماعی برای اصلاح این فرهنگِ غلط برمیدارند.
انتهای پیام/