چالشهای یک اجرا حین جنگ؛ از مادری تا بازیگری و تهیه کنندگی نمایش «نیوفولدر»
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، نمایش «نیو فولدر» حاصل یک سال آموزش و تمرین گروهی از هنرجویان بازیگری است که در شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی به صحنه رسیده است. فرشته رستگار که ابتدا بهعنوان بازیگر وارد این پروژه شده بود، پس از تغییر شرایط تولید و افزایش هزینهها تصمیم گرفت برای حفظ گروه و رساندن آن به اجرا، مسئولیت تهیهکنندگی نمایش را نیز برعهده بگیرد. او از دشواریهای این مسیر، دوری از فرزندانش، علاقهاش به تئاتر و نگاهش به ورود حرفهای به عرصه بازیگری و تهیهکنندگی گفت.
فرشته رستگار درباره چگونگی ورودش به تهیهکنندگی نمایش «نیو فولدر» در گفت وگو با آنا گفت: من از ابتدا قصد تهیهکنندگی نداشتم. سال گذشته برای بازی در همین تئاتر تست دادم و بعد از قبولی، پیشنهاد شد که از گیلان به تهران بیایم و در کلاسهای بازیگری شرکت کنم. با وجود اینکه دو فرزند داشتم، این تصمیم را پذیرفتم و ساکن تهران شدم.
او ادامه داد: بعد از مدتی شرایط جنگ، اقتصاد و بهطور کلی وضعیت جامعه بههم ریخت و همه چیز پیچیده شد. در ابتدا قرار بود کار دیگری را برای اجرا ببریم، اما شرایط باعث شد همه چیز تغییر کند. متوجه شدم که می توانم از گروه حمایت کنم تا بچهها به اجرا برسند، چون واقعاً در آن شرایط امکان اینکه کار به اجرا برسد، خیلی سخت بود.
این تهیهکننده با اشاره به اینکه خودش نیز در آن زمان هنرجوی بازیگری بوده است، اظهار کرد: حدود شش ماه بود که در کلاسهای بازیگری شرکت میکردم. با گروه صحبت کردیم و در نهایت تصمیم گرفتیم بهعنوان تهیهکننده و با کمک هزینهای که میتوانستم فراهم کنم، بچهها را به اجرا برسانم. آقای دیردار هم لطف کردند و پذیرفتند که این اتفاق بیتفتد. همه ما هنرجو بودیم و برای این کار تلاش کرده بودیم و دلم نمیخواست این تلاشها در نهایت به اجرا نرسد.
رستگار درباره دشواریهای این مسیر نیز گفت: خودم چالشهای زیادی داشتم. از گیلان به تهران آمدم و دو بچهام را در شمال گذاشتم. اما تصمیمم را گرفته بودم، چون مسئولیت این گروه را پذیرفته بودم. من مدام میگویم «بچههایم». شاید بعضی از آنها حتی از من بزرگتر باشند، اما واقعاً چنین حسی نسبت به آنها دارم و خودم را در قبالشان مسئول میدانم.
وی افزود: دلم با گروه بود و احساس میکردم این کار باید حتماً روی صحنه برود، حتی اگر هزینهاش هرچقدر بالا برود. سعی کردم کم نیاورم و بچهها را ناامید نکنم. آنها به من دل بسته بودند و میگفتند فرشته ما را به اجرا میرساند؛ حتی اگر شرایط جامعه و اقتصاد تغییر کند.
رستگار با اشاره به افزایش هزینههای تولید توضیح داد: هزینههایی که ابتدا مثلاً ۲۰۰ یا ۳۰۰ تومان بود، ناگهان به ۷۰۰ یا ۸۰۰ تومان رسید. از نظر مالی شرایط خودم هم بههم ریخت، اما خدا را شکر توانستم بچهها را تا اینجا برسانم. تا جایی که امکان داشته باشد، برای تبلیغات هم تلاش میکنم تا بچهها دیده شوند، چون اکثر آنها مثل خودم اولین تجربه حرفهایشان را پشت سر میگذارند.
او درباره استفاده از بازیگران چهره در تئاتر نیز بیان کرد: خیلی دوست دارم با همین گروه کار کنم تا اینکه یک چهره بیاورم که فقط به خاطر حضور او مخاطب بلیت بخرد و در نهایت چیزی برای گروه باقی نماند. این بازیگران تئاتر واقعاً انگیزه و استعداد دارند و یک سال است که استادشان با آنها تمرین کرده است.
رستگار درباره ادامه فعالیتش در حوزه تهیهکنندگی تئاتر گفت: دغدغههایم خیلی زیاد است، بیشتر از چیزی که فکر کنید. الان دغدغه تکتک بچهها را هم دارم. هرکدامشان ممکن است با من تماس بگیرند، درد دل کنند و من باید همه این مسائل را مدیریت کنم.
وی در ادامه به دوری از فرزندانش اشاره کرد و گفت: دوری از فرزندان خودم هم برایم خیلی سخت است. دخترم در آزمون تیزهوشان قبول شد و من پیش او نبودم. برایش جشن گرفتم، اما باز هم کنارش نبودم. بهترین لحظههای زندگی بچههایم را از دست دادم و در عوض اینجا کنار بچههای گروه بودم. البته دخترم آنقدر درک داشت که به من گفت: «مامان، تو هم هدف داری.»
این بازیگر درباره هدفش در عرصه هنر گفت: هدف اصلی من ابتدا بازیگری بود و دوست داشتم بازیگری را ادامه بدهم، اما از تهیهکنندگی هم لذت بردم. قبلاً هم با آقای دیردار در یک فیلم کوتاه همکاری کرده بودم که تجربه لذتبخشی بود، ولی احساس میکنم تئاتر را بیشتر دوست دارم.
رستگار درباره همزمانی بازیگری و تهیهکنندگی نیز اظهار کرد: بازیگری در کنار تهیهکنندگی برایم سخت نیست، بلکه لذتبخش است. بازیگری و کلاسهای بازیگری من را از فضای زندگی شخصیام بیرون کشیده و باعث شده حالم بهتر شود.
وی در پایان گفت: در مسیر کاری بهترین خودم را ارائه می دهم و نمی خوام بی اننگیزه و ناامید شوم، در عرصه بازیگری هم تلاش میکنم تا حرفه ای شوم نه اینکه با پارتی بازی به جایی برسم و انتخاب شوم.
انتهای پیام/