وقتی حقوق رسانه در نقد رسانهها فراموش میشود
به گزارش خبرنگارخبرگزاری آنا، رسانهها امروز فقط وسیلهای برای انتقال خبر نیستند؛ آنها در شکلگیری افکار عمومی، جهتدهی به گفتوگوهای اجتماعی و حتی قضاوت مردم درباره افراد و اتفاقات نقش جدی دارند. به همین دلیل، نقد عملکرد رسانهها امری ضروری است. اما نکتهای که گاهی در این میان فراموش میشود، نقش حقوق رسانه در همین نقدهاست.
بسیاری از نقدهایی که درباره رسانهها میشنویم، بیشتر بر اساس سلیقه، نگاه سیاسی یا برداشت شخصی شکل میگیرند. مثلاً گفته میشود فلان رسانه جانبدارانه عمل کرده، خبری را نباید منتشر میکرد یا گزارشی را ناقص ارائه داده است. این نوع نقدها ممکن است درست باشند، اما یک سؤال مهم همچنان باقی میماند:معیار ما برای تشخیص درست و نادرست چیست؟
اینجاست که حقوق رسانه اهمیت پیدا میکند. رسانه همانطور که از حق اطلاعرسانی و بیان برخوردار است، در برابر محتوایی که منتشر میکند نیز مسئولیت دارد. آزادی رسانه را نمیتوان نادیده گرفت، اما این آزادی هم مطلق نیست و نمیتواند مجوزی برای آسیب زدن به حقوق دیگران باشد.
برای مثال، وقتی رسانهای درباره یک فرد گزارشی منتشر میکند، موضوع فقط درست یا غلط بودن خبر نیست. باید دید آیا حریم خصوصی فرد رعایت شده است؟ آیا حیثیت و آبروی او بدون دلیل مورد تعرض قرار گرفته؟ آیا اطلاعات منتشرشده به اندازه کافی بررسی شده است؟ آیا میان «خبر» و «اتهام» تفاوت گذاشته شده است؟ این پرسشها دقیقاً همان جایی هستند که نگاه حقوقی میتواند نقد رسانه را از یک اظهار نظر ساده جدا کند.
البته نباید هر عملکرد ضعیف رسانهای را تخلف یا جرم بدانیم. این تفکیک از نظر حقوقی بسیار مهم است. ممکن است یک گزارش از نظر حرفهای ضعیف باشد، منابع مناسبی نداشته باشد یا حتی از نظر اخلاق رسانهای قابل دفاع نباشد، اما لزوماً نتوان برای آن مسئولیت قانونی در نظر گرفت. در مقابل، گاهی یک مطلب ممکن است از نظر ظاهری جذاب و حتی پرمخاطب باشد، اما در جریان تهیه یا انتشار آن، حقوق اشخاص نادیده گرفته شده باشد.
یکی دیگر از موضوعاتی که کمتر در نقد رسانهها مورد توجه قرار میگیرد، حق پاسخ و اصلاح اشتباهات است. اگر رسانهای اطلاعات نادرستی درباره فرد یا مجموعهای منتشر کند، اصلاح آن خبر فقط یک رفتار اخلاقی نیست؛ در مواردی میتواند بخشی از مسئولیت رسانه باشد. بهخصوص در شرایطی که یک خبر نادرست در فضای مجازی بازنشر شده و آثار آن بسیار گستردهتر از رسانه اولیه شده است.
از طرف دیگر، نباید از حقوق رسانه فقط برای محدود کردن رسانهها صحبت کرد. این هم یک اشتباه است. اگر قرار باشد هر انتقاد یا گزارش مخالفی با عنوان تخلف مورد برخورد قرار گیرد، دیگر نمیتوان از آزادی بیان و رسانه سخن گفت. میان انتقاد، گزارش، تحلیل، توهین، افترا و انتشار اطلاعات خلاف واقع تفاوت وجود دارد و نمیتوان همه آنها را در یک دسته قرار داد.
به نظر میرسد یکی از مشکلات اصلی در فضای رسانهای ما این است که هنگام نقد یک رسانه، بیشتر درباره این صحبت میکنیم که «چه چیزی منتشر شده» و کمتر میپرسیم که «با چه شیوهای، با چه هدفی و با رعایت چه حقوقی منتشر شده است». در حالی که نقد حرفهای رسانه باید هر دو جنبه را ببیند.
حقوق رسانه قرار نیست مانعی برای فعالیت رسانهها باشد. اتفاقاً اگر درست شناخته شود، میتواند به حرفهایتر شدن فضای رسانهای کمک کند. رسانهای که حدود حقوقی خود و حقوق مخاطب و اشخاص را بشناسد، هم مسئولانهتر اطلاعرسانی میکند و هم اعتماد بیشتری به دست میآورد.
در نهایت، نقد رسانه زمانی میتواند منصفانه و مؤثر باشد که فقط از زاویه سیاسی، اجتماعی یا اخلاقی به موضوع نگاه نکنیم و حقوق را نیز در کنار این معیارها قرار دهیم. رسانه حق دارد نقد کند، پرسشگری کند و حتی عملکرد صاحبان قدرت را زیر سؤال ببرد؛ اما در کنار این حقوق، مسئولیتهایی هم وجود دارد. فراموش کردن هر یک از این دو، یعنی یا آزادی رسانه را محدود کنیم یا حقوق افراد را نادیده بگیریم. هنر حقوق رسانه دقیقاً در پیدا کردن همین نقطه تعادل است.
انتهای پیام/