خاطرات مایکل کانینگهام؛ از ویرجینیا وولف تا هالیوود در «ناگفتنی»
به گزارش خبرگزاری آنا به نقل از گاردین، «ناگفتنی» تازهترین اثر مایکل کانینگهام، نویسنده آمریکایی و برنده جایزه پولیتزر، کتابی است که در مرز میان خاطرهنویسی و راهنمای نویسندگی حرکت میکند و میکوشد ریشههای تردید، شرم و اضطرابی را که همواره همراه زندگی خلاقانه نویسندگان است، واکاوی کند.
کانینگهام در این کتاب به دوران کودکی خود در حومه آرام ایالت کالیفرنیا بازمیگردد؛ زمانی که پیش از آنکه معنای واقعی هنر را درک کند، میل شدیدی به خلق آثار هنری داشت. او از نقاشیها، مجسمههای گِلی و کاردستیهایی میگوید که نخستین تلاشهایش برای بیان جهان درونی بودند؛ تجربههایی که بعدها جای خود را به نوشتن دادند.
به باور او، خلق آثار تجسمی در کودکی راهی برای گریز از دشواری بیان احساسات با کلمات بود. نویسنده توضیح میدهد که نوشتن، برخلاف نقاشی یا مجسمهسازی، او را با احساس شرم و آسیبپذیری بیشتری روبهرو میکرد؛ احساسی که تا سالها در زندگی حرفهایاش باقی ماند.
شهرت، گاه نویسنده را بیش از پیش دچار انزوا و هراس از فراموششدن میکند
گاردین مینویسد پرسش اصلی «ناگفتنی» این است که چرا فاصله میان زبان و تجربه انسانی تا این اندازه دردناک است و چگونه همین فاصله، نیروی محرکه خلاقیت میشود. کانینگهام اعتراف میکند که حتی موفقیت جهانی نیز نتوانسته این احساس ناامنی را از میان ببرد و شهرت، گاه نویسنده را بیش از پیش دچار انزوا و هراس از فراموششدن میکند.
بخش مهمی از کتاب به رمان «ساعتها» اختصاص دارد؛ اثری که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد و با الهام از «خانم دالووی» اثر ویرجینیا وولف نوشته شده بود. این رمان چهار سال بعد با بازی نیکول کیدمن، مریل استریپ و جولیان مور به فیلمی تحسینشده تبدیل شد و جایگاه کانینگهام را در ادبیات معاصر تثبیت کرد.
او در خاطراتش از نخستین آشنایی با آثار ویرجینیا وولف نیز میگوید؛ آشناییای که به واسطه گفتوگویی ساده با یکی از همکلاسیهایش در دوران دبیرستان شکل گرفت و مسیر نویسندگی او را برای همیشه تغییر داد.
منتقد گاردین معتقد است جذابترین بخش کتاب، روایتهای صادقانه کانینگهام از تلاشهایش برای پذیرفته شدن، کنار آمدن با هویت شخصی و تجربههایی است که او را به نویسندهای پختهتر تبدیل کردهاند. از جمله این روایتها، خاطرهای از دوران دانشجویی در دانشگاه استنفورد است که در آن برای تأمین هزینههای زندگی مدتی به کارگری جنسی روی آورد؛ روایتی که به گفته منتقد، با شجاعت، ظرافت و همدلی روایت شده است.
در بخشهای پایانی کتاب، کانینگهام از برخی آدمهای مهم زندگیاش مینویسد و در عین حال توضیح میدهد چرا درباره برخی دیگر، از جمله خواهرش، ترجیح داده سکوت کند. گاردین این انتخاب را نشانه بلوغ نویسنده میداند و نتیجه میگیرد که «ناگفتنی» نه فقط خاطرات یک نویسنده موفق، بلکه تأملی عمیق درباره آسیبپذیری، هنر و فرایند خلق ادبی است؛ کتابی که نشان میدهد تردید و ناامنی، گاه مهمترین سوخت موتور خلاقیت هستند.
انتهای پیام/