بومیسازی نقاط راهبردی فناوری مانع از تهدید آن از سوی کشورهای خارجی میشود
امروزه که فناوری اطلاعات به ستون فقرات اقتصاد، امنیت و حاکمیت ملی تبدیل شده، موضوع بومیسازی این حوزه از یک انتخاب فراتر رفته و به یک ضرورت حیاتی بدل شده است. کشوری که بتواند لایههای مختلف ارتباطات و فناوری را در داخل تولید و مدیریت کند، از وابستگی به خارج رهایی مییابد و امنیت دادهها، استقلال تصمیمگیری و پایداری زیرساختهای خود را تضمین میکند.
بومیسازی فناوری، ضمن ایجاد اشتغال برای نخبگان و جلوگیری از خروج ارز، زمینهساز رشد اقتصادی پایدار و افزایش توان بازدارندگی در برابر تهدیدات سایبری و تحریمهای فناورانه میشود. در مقابل، کشوری که در این مسیر کوتاهی کند، استقلال فناورانه خود را از دست میدهد و البته با خطراتی جدی همچون وابستگی راهبردی، نفوذپذیری اطلاعاتی، شکنندگی زیرساختها و حتی تهدید امنیت ملی از طریق فشارهای خارجی مواجه خواهد شد. با این نگاه، آناتک در گفتوگوی پیشرو با «محمدحسین ساعی، عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی» به بررسی ریشههای توقف مسیر بومیسازی فناوری در ایران و راهکارهای برونرفت از این چالش میپردازد.
علیرغم اینکه در دهۀ هفتاد شمسی به سمت بومیسازی لایههای مختلف ارتباطات و فناوری اطلاعات رفته بودیم و حتی گوشی موبایل بومی داشتیم، ریشههای فرهنگی و دلایل توقف مسیر آغازشده از نظر شما چه بود؟
ریشۀ این رویکرد به ادراک سیاستمداران از مفهوم توسعه و پیشرفت برمیگردد. زمانی تأکید بر این است که کشور ما گونهای از پیشرفت را میخواهد که دستکم بنیانهای آن بومی باشد و کسی نتواند آن را بیرون از مرزهای کشور تهدید کند. مفهوم اقتصاد مقاومتی نیز که در کشور میشناسیم، بر همین پایه استوار است.
معنای اقتصاد مقاومتی چیست؟
اقتصاد مقاومتی به معنای ریاضت کشیدن نیست و کسی قصد ندارد که سختی به مردم بچشاند. تعریف اقتصاد مقاومتی این است که بنیانهای آن بهگونهای طراحی شده باشد که تحت تأثیر ارادۀ یک کشور خارجی قرار نگیرد.
زمانی که کشور به چنین نقطهای برسد، اقتصاد مقاومتی تا حدی محقق شده است. شبیه همین ایده در عرصۀ فناوری نیز وجود دارد. در مقابل اقتصاد مقاومتی، رویکرد دیگری هم وجود دارد که بیان میکند کشور نباید اینگونه به جهان نگاه کند؛ ایران باید وارد زنجیرههای جهانی شود. از نظر این گروه، کشور ما نباید به این موضوع توجه داشته باشد که وجود وابستگی به خارج ممکن است بعدها خارجیها را قادر به تهدید ما کند؛ آنها معتقدند که تنها مبنای تنظیم اقتصاد کشور توجه به میزان سود و زیان است.
یعنی چه که مبنای تنظیم اقتصاد فقط سود و زیان مالی است؟
برای مثال تصور کنید که مبنا فقط این است که آیا میتوانیم گندم را چند درصد ارزانتر از قیمت تمامشده در داخل، وارد کشور کنیم یا خیر؟ اگر چنین سودی وجود داشته باشد، از محل آن میتوان به پیشرفت اقتصاد کمک کرد. در نقطۀ مقابل، اندیشۀ مقاومتی میگوید که گندم کالایی استراتژیک و بسیار حیاتی است، بنابراین نباید اجازۀ وابستگی کشور را داد؛ پس حتی اگر با قیمتی کمی بالاتر آن را داخل ایران تهیه کنیم، ارزشش را دارد. به همین جهت اگر در این حوزه زحمتی برای کشور ایجاد شود، دستکم راهبردی خواهد بود؛ چرا که اگر گندم تحت تأثیر ارادۀ خارجیها قرار گیرد، حتی برای تأمین نان کشور دچار مشکل میشویم.
این تفاوت نگاهها چه قدمتی در کشور ما دارد؟
باید گفت گفتمانهای مورد اشاره همواره -بهویژه در شرایط پساجنگ- در کشور ما وجود داشتهاند. البته در ایران باید اذعان کرد که در حوزۀ اجرا و سیاستهای اجرایی ثبات نداشتهایم، هرچند در اسناد کلان، ثبات در سیاستگذاری وجود دارد.
دربارۀ فناوری اطلاعات چطور؟ آیا در این مورد نیز دوگانگی وجود دارد؟
شبیه همین مسائل در حوزۀ فناوری اطلاعات نیز دیده میشود. در این زمینه نقاط راهبردی و حیاتی وجود دارد که کشور به آنها وابسته است. دو دیدگاه کلی دربارۀ این نقاط وجود دارد، گروهی معتقدند که لزومی ندارد در بومیسازی این بخشهای راهبردی تلاش کنیم و همه را وارد کنیم، ولو اینکه بعداً از همان نقاط مورد تهدید یا فشار قرار بگیریم.
ایده و گفتمان دیگری نیز وجود دارد که طرفداران آن معتقدند باید در کشور خدمات پایه و استراتژیک را ایجاد کنیم، حتی اگر هزینۀ اقتصادی بیشتری در ابتدا انجام شود، زیرا این سرمایهگذاری ثباتی در کشور ایجاد میکند که قادر به جبران ضرر اولیه نیز خواهد بود. وقتی به این موضوع به چشم یک فرآیند دو یا سهدههای نگاه کنید، دیگر با چالش و ضرر مواجه نخواهید شد.
انتهای پیام/