عاشورا و ضرورت حکمرانی تهاجمی در عرصه فرهنگ و سیاست
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، حجتالاسلام هادی عجمی (کارشناس دینی) - در مسابقات جام جهانی فوتبال که در حال برگزاری است، دیدیم که تیم ملی فوتبال ایران در مقابل تیم بلژیک، با دفاعی فشرده از دروازه خود محافظت کرد و دروازهبان تیم ما نیز به عنوان بهترین بازیکن زمین انتخاب شد. پس از آن، برخی مسئولان، دیپلماتها و البته عموم مردم با انتشار تصاویری از آن مسابقه در فضای مجازی، با تمجید از تلاش بازیکنان ما حفاظت از دورازه تیم ایران را با حفاظت از تنگه هرمز مقایسه کردند. اما این موضوع یک پرسش مهم را به ذهن متبادر میکند: چرا در یک مسابقه فوتبال، دروازهبان بهترین بازیکن میدان میشود؟
پاسخ چندان پیچیده نیست. زمانی که یک تیم در خطوط حمله و حتی دفاع ضعفهایی داشته باشد، فشار اصلی بر روی دروازهبان متمرکز میشود. در چنین شرایطی این دروازهبان است که باید بار اشتباهات و کمکاریهای سایر بخشهای تیم را بر دوش بکشد و با عملکردی استثنایی، تیم را از مرحلهای دشوار عبور دهد.
متأسفانه در بسیاری از عرصههای حکمرانی نیز با وضعیتی مشابه مواجه هستیم. برای مثال در حوزه فرهنگ، هنگامی که از یک برنامه منسجم فرهنگی و هجومی در برابر فرهنگ غربی برخوردار نباشیم، فشارها به آخرین لایههای دفاعی جامعه منتقل میشود. در مسئله حجاب، زمانی که تولید فرهنگی، اقناع اجتماعی و فعالیتهای پیشینی ضعیف باشند، مسئله به خانواده و در نهایت به نیروی انتظامی به عنوان آخرین لایه دفاعی سرریز میشود. در چنین شرایطی سنگینی بار بر دوش آخرین حلقه قرار میگیرد؛ زیرا یا در خط حمله فرهنگی ضعیف عمل کردهایم یا در خطوط دفاعی میانی.
این مسئله تنها به فرهنگ محدود نیست. در عرصه سیاست و دیپلماسی نیز گاه به جای آنکه با رویکردی فعال و تهاجمی، مبانی و مبادی تمدن غرب را به چالش بکشیم، صرفاً در موضع دفاع قرار میگیریم. در حالی که فرهنگ عاشورا، فرهنگ کنشگری و مقابله فعال با جریان ظلم و انحراف است.
در واقعه عاشورا، تمام نمادهای مشروعیت و قدرت بنیامیه مورد چالش قرار گرفت. ادعای انسانیت آنان با شهادت حضرت علیاصغر (ع) و بستن آب بر اهل بیت (ع) فرو ریخت. ادعای شجاعت آنان در برابر رشادت یاران امام حسین (ع) بیاعتبار شد و ادعای مسلمانیشان با تیراندازی به امام و یارانش در هنگام نماز از میان رفت. عاشورا توانست ماهیت واقعی آن نظام را آشکار کند و به همین دلیل در سالهای پس از آن، موجی از قیامها علیه بنیامیه شکل گرفت.
میتوان گفت حکمرانی تهاجمی عاشورا، تمدن اموی را که در مسیر تبدیل شدن به تمدن غالب جهان اسلام بود، به حاشیه راند و زمینه افول آن را فراهم کرد. اگر این مواجهه تاریخی رخ نمیداد، انحرافی بزرگ در مسیر اسلام شکل میگرفت. عاشورا فساد آن مدل حکمرانی را آشکار کرد و مشروعیت آن را از بین برد.
امروز نیز در برابر هجمههای گسترده علیه اسلام و جبهه حق، نیازمند برنامهای فعال، منسجم و تهاجمی هستیم. دوران دفاع صرف گذشته است. نباید شرایطی ایجاد شود که همواره «دروازهبانها» و آخرین لایههای دفاعی ما بهترین بازیکنان میدان باشند. نیروهای اصلی ما باید در خطوط پیشرو و تهاجمی ایفای نقش کنند.
اگر بخواهیم نمونهای معاصر از این رویکرد را نام ببریم، میتوان به شهید سپهبد قاسم سلیمانی اشاره کرد. مدل مدیریتی و حکمرانی او مبتنی بر پیشدستی در برابر تهدیدات بود. او تلاش میکرد بحرانها و تهدیدها پیش از آنکه به مرزهای ایران برسند، در همان نقطه شکلگیری مهار شوند. به تعبیر فوتبالی، توپ را به میدان حریف میبرد و اجازه نمیداد بازی در مقابل دروازه ایران جریان پیدا کند. این رویکرد، برخاسته از فرهنگ عاشورا و حکمرانی پیشبرنده و فعال بود.
در آن دوره کشور از بسیاری از تهدیدهای مستقیم مصون ماند؛ اما هرگاه از رویکرد فعال فاصله گرفتهایم، ناچار شدهایم هزینههای بیشتری را در داخل مرزها بپردازیم. دفاع در عمق کشور همواره پرهزینهتر از مهار تهدید در لایههای بیرونی است.
امروز نیز در موضوع لبنان و جبهه مقاومت، فرهنگ عاشورا این پیام را به ما میدهد که تقویت لایههای بیرونی جبهه حق، به معنای افزایش امنیت در سایر عرصهها و کشورهای منطقه است. هرچه تهدیدها در فاصلهای دورتر مهار شوند، هزینههای انسانی و مادی کمتری بر ملتها تحمیل خواهد شد.
محرم و عاشورا یادآور این حقیقتاند که امنیت پایدار تنها با دفاع منفعلانه حاصل نمیشود، بلکه نیازمند حکمرانی فعال، هوشمند و پیشدستانه است. امیدواریم مسئولان نیز همانگونه که مردم در بزنگاههای مختلف روحیه کنشگری و مقاومت خود را نشان دادهاند، در عرصه حکمرانی و خطمشیگذاری بیش از گذشته به سمت رویکردهای فعال و پیشبرنده حرکت کنند تا امنیت و آرامش جامعه با هزینهای کمتر و اثربخشی بیشتر تأمین شود.
انتهای پیام/