سپر پولادین اتحاد مقدس در مسیر انقلاب و مردم بود/ نظم رفتاری عامل شکست محاسبات دشمن مقابل میدان، خیابان و دیپلماسی
خبرگزاری آنا ـ حسین بوذری؛ در عصر مواجهه با بحرانهای جهانی و جنگ تحمیلی دشمنان علیه ایران اسلامی، بازخوانی الگوهای پایداری و درک ماهیت اتحاد ملی ضرورتی است که از تحلیلهای صرف مادی فراتر میرود.
بنابراین تحلیل پدیدههای اجتماعی و سیاسی در دوران معاصر، نیازمند درک پیوند میان ارزشهای اعتقادی و رفتارهای جمعی است.
چگونه یک نظام انقلابی توانست با بهرهگیری از عناصر عقلانیت، فطرت و دین، میان طیفهای مختلف اجتماعی همسویی ایجاد کرده و یک «نظم رفتاری» منسجم پدید آورد و دشمنان را به استیصال و تسلیم وادار کند؟
خبرنگار آنا در گفتوگوی تفصیلی با حجتالاسلام حسن خیری رئیس دانشگاه آزاد اسلامی استان قم به بررسی ابعاد مختلف این همگرایی میپردازد.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی استان قم با تبیین مفهوم «سپر پولادین اتحاد مقدس» و تحلیل نقش هماهنگ ارکان نظامی، اجتماعی و دیپلماتیک به بازخوانی تجربه بینظیر ایران در ایستادگی پس از ۴۷ سال تحریم میپردازد.
این گفتوگو به درک ساختار درونی صلابت ملی و جایگاه هدایتگری دین در مسیر تحقق عدالت و انسانیت میپردازد.
گپ و گفت آنا با خیری رئیس دانشگاه آزاد اسلامی استان قم در پی میآید:
نگاهی به خمیرمایه ملکوتی؛ چرا دشمن صلابت ما را درک نمیکند؟
آنا: با تسلیت ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبداللهالحسین علیهالسلام و شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی و سایر شهدای جنگ رمضان، بگویید برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در دانشگاهها بهخصوص دانشگاه آزاد اسلامی و تربیت حسینی دانشجویان چه اقداماتی باید انجام داد و شما بهعنوان رئیس دانشگاه آزاد اسلامی استان قم در این زمینه چه فعالیتهایی داشتهاید؟
خیری: بسماللهالرحمنالرحیم. پیش از هر چیز، در این ایام سوگ، تسلیت خود را به مناسبت ایام تاسوعا و همچنین به مناسبت شهادت امام شهید و شهدای در رکاب ایشان و عنوان میکنم و یاد شهید دکتر طهرانچی رئیس فقید دانشگاه آزاد اسلامی را گرامی میدارم.
با توجه به جایگاه علمی شهید طهرانچی براساس استنباطی که ایشان داشتند، توضیحات و مطالبی را عرض میکنم؛ بهخصوص سخنرانیهایی که ایشان ذیل آیه شریفه «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ۖ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ ۚ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ» (همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو [ی تشخیص حق از باطل] نازل کردیم تا مردم به عدالت بر خیزند، و آهن را که در آن برای مردم قوت و نیرویی سخت و سودهایی است، فرود آوردیم و تا خدا مشخص بدارد چه کسانی او و پیامبرانش را در غیاب پیامبران یاری میدهند؛ یقیناً خدا نیرومند و توانای شکستناپذیر است.)» داشتند.
شهید طهرانچی یک تحلیل را براساس تخصص خودشان که فیزیکدان بودند، ارائه میکردند. ایشان اینگونه استدلال میکردند که ویژگی آهن که سایر فلزات ندارند یا حداقل مجموعهای از ویژگیهای آهن را بهطور یکجا در خود ندارند، در فلزات دیگر مانند الماس و ... وجود ندارد؛ بنابراین خداوند آهن را مورد اشاره قرار داده است.
این انتخاب بهدلیل برخورداری آهن از دو ویژگی اساسی است: نخست اینکه پیکره آهن بسیار باصلابت و محکم است و چسبندگی عناصر آن بسیار زیاد است و دوم اینکه عناصر تشکیلدهنده آهن، همسو هستند، به این معنا که چینش عناصر بهصورت همسو چیده شده است. درحقیقت در تجزیه و تحلیل مربوط به فرمولهای شکلگیری عناصر، زمانی که پیوندهای آنها نمایش داده میشود، این عناصر و مولکولها بهصورت همجهت چیده شدهاند.
شهید دکتر طهرانچی از این دو ویژگی (محکم بودن پیکره و همسویی عناصر) چنین استنباط میکردند که جامعه باید مانند آهن باشد؛ در اینجا که خداوند آهن را مثال زده است، میخواهد بگوید جامعه نیز باید اینگونه باشد؛ به همانگونه که پیکره آهن محکم و عناصر آن همسو هستند، جامعه نیز به دو نوع نظم نیاز دارد: یکی «نظم ساختاری» و دیگری «نظم رفتاری».
نظم ساختاری با همین پیکره محکم اتفاق میافتد و نظم رفتاری نیز با همسویی رفتار عناصر تشکیلدهنده یک مجموعه، یک نظامی، یک سیستم یا یک پیکره حاصل میشود، بنابراین، ما براساس این دیدگاه، به دو نوع نظم نیاز داریم: نظم ساختاری و نظم رفتاری.
آنا: برای تحقق این نظم ساختاری در سطح یک اجتماع، چه مؤلفههایی باید در نظر گرفته شود؟
خیری: اگر بخواهیم در یک اجتماع، این نظم ساختاری را تحقق ببخشیم، به عناصری همچون عدالت، عدم تبعیض، عدم فساد و عدم فقر نیاز داریم، بهعلاوه نیاز به صلابت همچون نیروی نظامی نیاز داریم. «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِاللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ» (و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و ساز و برگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید تا به وسیله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان ودشمنانی غیر ایشان را که نمیشناسید، اما خدا آنان را میشناسد بترسانید و هرچه در راه خدا هزینه کنید، پاداشش به طور کامل به شما داده میشود و مورد ستم قرار نخواهید گرفت.)
خداوند به ما دستور میدهد که تا جایی که میتوانید قوی باشید و از تسلیحات محکم استفاده کنید. در آن دوران، مثال اسب زده میشد تا بهگونهای عمل شود که حالت بازدارندگی داشته باشید، بهطوری که دشمنان از شما وحشت کنند و طمعشان از شما قطع شود.
در حقیقت، این صلابت زمانی اتفاق میافتد که ما از هر جهت محکم باشیم. نخست اینکه با این عدالت جامعه یک نظام مستحکم مستقر داشته باشد، درغیراینصورت دولت از بین میرود؛ چراکه تا زمانی که عدالت در جامعه وجود دارد، مردم راضی هستند، اما اگر رضایت از بین برود.
در روایت داریم که «الملک یبقی مع الکفر و لایبغی مع الظلم. حکومت با کفر ممکن است برجا بماند ولی با ظلم نه»؟ علاوه بر این، کارگزاران نظام و دیگران نیز باید محکم باشند.
بهعنوان مثال موضوع «اقتصاد مقاومتی» مطرح شد؛ امام شهید ما سالها و سالها بر اقتصاد مقاومتی تأکید داشتند، چراکه این امر موجب میشود که پیکره نظام مستحکم شود و استحکام پیدا کند تا دشمنان نتوانند از عدم رضایت مردم سوءاستفاده کنند.
با اقتصاد مقاومتی، رضایت مردم حاصل میشود، تا حدی رفاه برقرار میشود و توقعات مردم تأمین میشود.
همچنین اقتصاد مقاومتی یعنی استفاده از ظرفیتهای درونی؛ بنابراین دشمن نمیتواند شاهرگ اصلی را قطع کند. بهعنوان مثال اگر ما وابستگی به نفت داشته باشیم، دشمن بهراحتی میگوید «نفت تو را قطع میکنم» و ما تسلیم میشویم؛ بنابراین ما نیاز داریم که استحکام ساختاری داشته باشیم و اقتصاد مقاومتی به ما این فرصت، ویژگی و این خصلت را میدهد که درونمان محکم باشد.
همچنین اگر بخواهیم مواردی نظیر پاسداری و حفظ زبان فارسی را در نظر بگیریم، در واقع آن ساختار تمدنی ما و عناصر تمدنی ما، همگی از جنس استحکام هستند.
اما آن «جنسِ» نظم رفتاری، میشود همسو بودن، یکپارچه بودن و همقسم بودن. نمونهای از این مورد، همان «بعثت مردمی» است که امروز اتفاق افتاده است.
این بعثت مردمی، آن خاک و آن پیوند را برای ما ایجاد کرد.
پیش از این، در درون خودمان دستهبندیهایی داشتیم؛ مواردی مانند اصلاحطلب، اصولگرا، راضی، ناراضی، اما با این بعثت مردمی، همه ما همسو شدیم و این همان نظم رفتاری است که در ما ایجاد شد؛ نظم رفتاری در ما ایجاد شد.
انسجام «میدان»، «خیابان» و «دیپلماسی» دشمن را به شکست کشاند
آنا: به پدیده «بعث مردمی» اشاره فرمودید. براساس تحلیل شما، این بعثت چگونه توانست تفاوتهای موجود در جامعه را به یک نقطه اشتراک تبدیل کند؟
خیری: بله، همانطور که عرض کردم در واقع این «بعث مردمی» بود که توانست برای ما این خاک و این سرزمین، معنای تازهای ایجاد کند.
اگر به درون جامعه بنگریم، شاهد طیفهای مختلفی هستیم؛ اما نکته شگفتانگیز اینجاست که به واسطه این «بعث مردمی»، همه ما، فارغ از هر قومیت یا مذهبی، باهم همسو شدیم. نتیجه این همسویی، ایجاد یک «نظم رفتاری» در میان مردم بود؛ این نظم رفتاری بود که ما را به کمال رساند.
صحبت اصلی بر سر این است که ما چگونه کار خود را پیش بردیم. در واقع ما با یک مثلث راهبردی روبرو بودیم که شامل «میدان»، «خیابان» و «دیپلماسی» میشد.
برای موفقیت، ما هم «میدان» را داشتیم که همان نیروهای نظامی و رزمندگان مقتدر ما هستند؛ هم «دیپلماسی» را داشتیم که نقش کارگزار، سیاستگذار و برنامهریز ما را ایفا میکند و هم «مردم» را داشتیم که نماد و تجلی آنها در «خیابان» است. چون همه این عناصر باهم بودند و باهم هماهنگ عمل کردند، توانستیم دشمن را شکست دهیم.
ببینید، این واقعاً موضوع عجیبی است؛ اینکه شما بخواهید در برابر آمریکای جنایتکار و رژیم کودککُش و جعلی صهیونیستی بایستید، آن هم پس از ۴۷ سال تحریم و تمامی مشکلاتی که دشمنان بر سر ما نازل کردند، در عین حال با وجود اینکه دشمنان امام ما را شهید کردهاند و فرماندهان ارشد نظام ما نیز شهید شدهاند، اما مردم باصلابت و پایداری ایستادند. در واقع، همین «نظم رفتاری» بود که موجب شد نظام مقدس جمهوری اسلامی با اقتدار حفظ شود.
واژهای که امام شهید ما در آن دوران بهخصوص پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به کار بردند و بر آن تأکید فراوان داشتند، این بود: «سپر پولادین اتحاد مقدس»، به ما فرمودند که شما باید مانند یک سپر پولادین باشید.
آنا: به واژه بسیار مهم «سپر پولادین اتحاد مقدس» اشاره کردید که امام شهید در جریان جنگ ۱۲ روزه بر آن تأکید داشتند، لطفاً بیشتر توضیح دهید.
خیری: بله، خدمت شما عرض میکنم. امام شهید به ما فرمودند که شما باید مانند یک سپر پولادین باشید. اما سؤال اینجاست که جنس این سپر چیست؟ جنس آن «اتحاد مقدس» است. یعنی باید اتحاد داشته باشید، انسجام داشته باشید و در واقع به یکدیگر اتکا کنید.
خوشبختانه، ما شاهد یک پدیده هستیم که بسیار بسیار ارزشمند و در واقع «بینظیر» است.
این اتفاق، حداقل در تاریخ خودِ ایران، یک اتفاق بیسابقه و بینظیر بود، اما دلیل وقوع این اتفاق چه بود؟ دلیلش این بود که درواقع یک «نظام انقلابی» رخ داد؛ یعنی هم عناصرِ «پیکره» و هم عناصرِ «رفتاری»، رنگ دین گرفتند؛ رنگ فطرت، رنگ عقلانیت و رنگِ این تعلق خاطرِ آحاد افراد جامعه به نظام و به امامشان گرفت.
درحقیقت، ما شعار میدادیم که میخواهیم فدایی اماممان باشیم، اما در عمل، مردم مشاهده کردند که نهتنها ما، بلکه خود امام نیز خود را فدای مردم کرد.
ما فکر میکردیم این خونی که در رگهای ماست، هدیهای برای رهبرمان است، اما دیدیم که همان امام نیز آنچه در رگهایش بود را هدیه کرد به مردم. وقتی این اتفاق میافتد، اینجا میشود «اعتماد»، اینجا میشود «صلابت»، اینجا میشود «همسویی» و اینجا میشود «یکپارچه و یکپیکره شدن»؛ جایی که امام، جمعه و امت، یکی هستند.
این یکپارچگی بر پایه فطرت و دین است و، نمادِ انقلابیگری و انقلاب اسلامی ما در ذیل پرچم جمهوری اسلامی ایران است.
آنا: این یکپارچگی و صلابت که فرمودید، در آینده چه مسیرهایی را برای جامعه ترسیم میکند؟
خیری: اینها نشان میدهد که دین ما، ما را به سمت فطرت، عقلانیت، انسانیت، مودت، رحمت و عدالت هدایت میکند و اینها دقیقاً همان آرمانهای اصلی انقلاب اسلامی هستند. تا زمانی که اینها وجود داشته باشند، این صلابت نیز پابرجا خواهد بود.
خوشبختانه امروز نیز ما از امامی که ندیدهایم، با همان اعتقادی که به امام کبیر و امام شهید داشتیم، پیروی میکنیم، ایشان را دوست داریم، برایشان دعا میکنیم و زیر پرچم و بیرق ایشان هستیم.
همه اینها در نهایت، معنای حماسی «امام حسین(ع)» است. ما اینها را در طول تاریخ آموختهایم؛ همانطور که شهید سلیمانی تعبیر داشتند که «ملت ایران، ملتِ امام حسین(ع) است»، ما نیز براساس آموزههای امام شهید، این تغییر را درک کردهایم که ملت ایران، ملت عاشوراست؛ ملتی که زیر بار ظلم نمیرود، نمیترسد و نمیرنجد.
خون امام شهید در رگ و پیکر این جامعه میجوشد
آنا درمورد ماهیت اتحاد ملت ایران و مسئولان توضیح دهید؟
خیری: بله، در حقیقت آن خمیرمایهای که این صلابت و این اتحاد را در ما ایجاد کرد، یک امر صرفاً مادی یا فیزیکی نبود؛ بلکه جنسی «ملکوتی» و «آسمانی» دارد که ما را بالا برد و جامعه ما را ارتقا بخشید.
دشمن این را نمیفهمد؛ آنها نمیفهمند ما چه هستیم، بنابراین گمان میکنند که اگر امام ما را شهید کنند، ما عقبنشینی میکنیم؛ در حالی که با این اقدام، بر قدرت ما افزوده میشود؛ چراکه یک «خونخواهی» نیز به آرمانهای ما افزوده میشود.
همانطور که امام حسین علیهالسلام شهید شد اما فراموش نشد و خون ایشان جاری گشت، اکنون نیز خون امام شهید ما، خون شهدا، خون امرای ما، سرداران ما، رزمندگان ما و حتی خون آن خانههایی که تخریب شد و آن بچههای منطقه میناب همگی جاری است و تازه شروع شده است.
آنا: به اهمیت «نظم رفتاری» و ایجاد آن از طریق «بعثت مردمی» اشاره کردید، این نظم رفتاری چگونه در توازن میان عرصههای مختلف قدرت نقش ایفا میکند؟
خیری: خون امام شهید و سایر شهدا در رگ و پیکر این جامعه میجوشد، حرکت ایجاد میکند و ما را به پیش میبرد، بنابراین تا زمانی که ما این پیکره باصلابت را داریم و تا زمانی که این وحدت و نظم رفتاری در ما وجود دارد و تا زمانی که اینها همه رنگ خدایی و رنگ امام حسینی دارند، روز به روز موفقتر خواهیم بود؛ همانطور که اکنون نیز هستیم، اما تنها نکته این است که باید مراقبت کنیم؛ چراکه دشمن در کمین ماست.
دشمن تلاش میکند افکار ما را جهتدهی کند، بهخصوص دشمن تلاش دارد محاسبات غلط را در کارگزاران ما ایجاد کند؛ بنابراین باید مراقبت کرد.
آنا: این نظم رفتاری در دانشگاهها چگونه مصداق پیدا میکند؟
خیری: این مراقبت در عرصه دانشگاه نیز بسیار حیاتی است، چراکه دانشگاه نیز بخشی از این پیکره است. همانطور که مردم مبعوث شدند، دانشگاه نیز باید «مبعوث» شود.
ما اگرچه تکتکمان جزئی از این ملت هستیم، اما دانشگاه نیاز به «بعثت» دارد؛ بعثت در رفتار و بعثت در علوم انسانی.
همانطور که امام شهید ما همواره میفرمودند و میگوییم و خواهیم گفت که «آقا، باید علوم انسانی دانشگاهها را دریابیم»، یعنی آنچه در دانشگاه به دانشجویان داده میشود، باید «علم مفید» باشد.
در همان آیهای که در ابتدای سخنم قرائت کردم (وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ) تأکید شده که درحقیقت باید موجب شود این پیکره و این نظم رفتاری، «منافع للناس» (منفعت برای مردم) ایجاد کند.
دانشگاه نیز باید ببیند منافعش برای مردم چیست؛ نه اینکه فقط برای خودش باشد. دانشگاه باید علوم اقتباسی غرب را تا حد ممکن کاهش داده، آنها را بومی، اسلامی و «خودی» کند؛ چراکه هویت ما بسیار مهم است.
بنابراین باید حواسمان باشد که دانشگاهمان را هم از لحاظ علمی و هم از لحاظ هویتی، سرپا و اسلامی نگه داریم تا روز به روز موفق باشیم.
انتهای پیام/