صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۱:۱۵ | ۰۲ / ۰۴ /۱۴۰۵
| |
یک روانشناس کودک و نوجوان در گفت‌وگو با آناتک توضیح می‌دهد

هوش مصنوعی، دستیار ذهن است یا جایگزین تفکر

نفوذ گسترده AI در ابعاد گوناگون زندگی امروز بشری، پرسش‌های بسیاری درباره امکان استقلال ذهنی انسان در آینده ایجاد کرده است. اکنون مهم‌ترین پرسش این است که آیا هوش‌مصنوعی قدرت انتخاب را از انسان می‌گیرد و ظرفیت روانی او را کاهش می‌دهد؟
کد خبر : 1064779

الهه خوشنویس، روان‌شناس کودک و نوجوان و فعال حقوق کودک، در گفت‌وگویی که آناتک با وی داشت هم به این موضوع پرداخته که تکیه بی‌رویه بر الگوریتم‌ها می‌تواند ما را از «انتخاب‌گر فعال» به «پذیرنده‌ای منفعل» تبدیل کند و هم اینکه چگونه حذف چالش‌ها و اشتباهات توسط هوش مصنوعی می‌تواند بر تاب‌آوری روانی و ظرفیت‌های شناختی انسان اثر بگذارد و مرز باریک میان «استفاده ابزاری» و «وابستگی رفتاری» کجاست. آیا مغز انسان در برابر این تغییرات منفعل است یا همچنان قدرت بازیابی توانایی‌های تحلیلی خود را حفظ می‌کند؟ متن این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید:

آیا تکیه به الگوریتم‌ها باعث از دست رفتن قدرت «انتخاب آگاهانه» می‌شود؟

خوشنویس: از نگاه روان‌شناسی شناختی، انتخاب، یک فعالیت ذهنی پرهزینه است و مغز به طور طبیعی تمایل دارد انرژی کمتری مصرف کند؛ الگوریتم‌ها دقیقاً همین نیاز را هدف قرار می‌دهند. خطر اصلی اين است که فرد به تدریج از انتخاب‌کننده‌ فعال به پذیرنده‌ منفعل تبدیل می‌شود

از نگاه روان‌شناسی شناختی، انتخاب، یک فعالیت ذهنی پرهزینه است و مغز به طور طبیعی تمایل دارد انرژی کمتری مصرف کند؛ الگوریتم‌ها دقیقاً همین نیاز را هدف قرار می‌دهند. خطر اصلی اين است که فرد به تدریج از انتخاب‌کننده‌ فعال به پذیرنده‌ منفعل تبدیل می‌شود.

در چنین وضعی فرد به‌جای اینکه بپرسد «من چه می‌خواهم؟»، فقط منتظر پیشنهاد سیستم است. این روند، تمایل به جست‌وجو و کنجکاوی را کاهش می‌دهد.

البته این به معنای از بین رفتن کامل قدرت انتخاب نیست؛ زیرا اگر فرد آگاهانه گزینه‌ها را بررسی کند، AI می‌تواند به‌عنوان یک دستیار عمل کند.

آیا حذف اشتباه و سختی، ظرفیت روانی انسان را کاهش می‌دهد؟

تا حد زیادی بله؛ در روان‌شناسی مفهومی به نام تاب‌آوری یا Resilience وجود دارد و این توانایی در مواجهه با چالش‌ها و شکست‌ها رشد می‌کند. اگر همیشه همه چیز آماده باشد، تحمل ناکامی و اعتماد فرد به توانایی‌اش برای حل مسائل کم می‌شود. از طرف دیگر در موقعیت‌های غیرقابل پیش‌بینی احتمال اضطراب شدید افزایش می‌یابد.

به همین دلیل در روان‌شناسی تأکید می‌شود که اشتباه کردن تنها هزینه نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین ابزارهای یادگیری انسان محسوب می‌شود. 

چه معیارهایی وجود دارد برای اینکه بفهمیم مرز استفاده از ابزار و وابستگی رفتاری به آن‌ها کجاست؟

خوشنویس: از جمله نشانه‌های هشداردهنده؛ چک کردن دائم AI برای تأیید تصمیمات یا ترس از قضاوت، است

یک معیار روان‌شناختی ساده وجود دارد: آیا بدون آن ابزار می‌توان عملکرد قابل قبولی داشت؟ اگر AI نباشد و فرد نتواند تصمیم بگیرد و نتواند یک مسئله ساده را حل کند و دچار اضطراب شدید شود؛ این نشان می‌دهد که استفاده سالم به وابستگی تبدیل شده است.

از جمله نشانه‌های هشداردهنده؛ چک کردن دائم AI برای تأیید تصمیمات یا ترس از قضاوت، است.

اگر مغز به ماشین تکیه کند، آیا می‌تواند دوباره به توانایی‌های قبلی‌اش برگردد؟

خوشنویس: برای مثال بسیاری از افراد که سال‌ها با کمک گوگل‌مپ (Google Map) یا ویز (Waze) مسیریابی کرده‌اند، در زمان قطع اینترنت توانسته‌اند به تدریج دوباره از توانایی جهت‌یابی خود استفاده کنند؛ یعنی این توانایی دوباره برای آنان فعال شده است

بله، مغز انسان از انعطاف‌پذیری عصبی (Neuroplasticity) برخوردار است. مهارت‌ها با عدم استفاده ضعیف می‌شوند، نه نابود. برای مثال بسیاری از افراد که سال‌ها با کمک گوگل‌مپ (Google Map) یا ویز (Waze) مسیریابی کرده‌اند، در زمان قطع اینترنت توانسته‌اند به تدریج دوباره از توانایی جهت‌یابی خود استفاده کنند؛ یعنی این توانایی دوباره برای آنان فعال شده است.

آیا بخش انتخاب در مغز تحلیل می‌رود؟

خیر، کامل از بین نمی‌رود، اما ممکن است کارایی آن کاهش پیدا کند. از نظر نوروساینس، فعالیت ذهنی و یادگیری مداوم، اتصالات عصبی را تقویت می‌کند. در مقابل، استفاده نکردن طولانی‌مدت از برخی مهارت‌ها و شبکه‌های عصبی می‌تواند آن‌ها را ضعیف کند.

بخش‌هایی از مغز مانند پیش‌پیشانی (Prefrontal)، با تمرین تقویت می‌شود. اگر تصمیم‌ها به AI واگذار شوند، سرعت تحلیل مستقل و اعتماد به قضاوت شخصی کمتر می‌شود و وابستگی به راهنمای بیرونی افزایش پیدا می‌کند.

اگر کاربر به طور پیوسته با پاسخ‌های درست AI مواجه شود، مغز او دیگر از اشتباهات نمی‌آموزد؟

یادگیری عمیق حاصل «خطای پیش‌بینی» یعنی تفاوت بین انتظار مغز و نتیجه واقعی است. وقتی پاسخ همیشه آماده باشد، این چرخه یادگیری قطع می‌شود. هوش مصنوعی باید نقش «راهنما» را داشته باشد، نه جایگزین تفکر، تا فرصت درگیری ذهنی و یادگیری حفظ شود.

ارسال نظر
captcha