هوشمصنوعی یک ابزار در داستاننویسی است
زمانی که فناوری هوشمصنوعی، رویای دیرینه بشر، به واقعیت پیوست شاید فکر نمیکردیم روزی برسد که جایزهای ادبی را از آن خود کند. داوران این مسابقه هنوز هم نمیتوانند به طور قطع اعلام کنند که نویسنده هوشمصنوعی بوده است یا یک انسان. این اتفاق که چند هفته پیش شاهد آن بودیم بسیار تاملبرانگیز است. بسیاری از علاقهمندان به ادبیات و کتابخوانی ممکن است به فکر فرو روند و احساس خطر کنند که شاید در آیندهای نه چندان دور دیگر نویسندهای در میان مردم نباشد. محمد دهریزی، شاعر و نویسنده کودک، درباره این موضوع صحبت و جایگاه هوشمصنوعی در نویسندگی را مشخص میکند.
آیا هوشمصنوعی در حرفه نویسندگی و فرآیند تولید یک داستان تغییری ایجاد کرده است؟
هوشمصنوعی در مرحله ایدهیابی و ساخت پیرنگ قابل اتکا است. در نویسندگی اصطلاحی داریم با عنوان «تحقیق». تحقیق در نویسندگی به معنای پژوهش عمیق علمی نیست؛ بلکه نوعی کسب اطلاع است؛ مثلاً اگر شخصیت اصلی داستان ما یک درختچه «گز» است، لازم است بدانیم گز چگونه درختی است و در کدام جغرافیا میروید. همین دو اطلاع به حقیقتمانندی داستان ما کمک میکند. بیشتر از این لازم نیست، چون ممکن است جنبه علمی بر جنبه داستانی بچربد و داستان را خراب کند. یکی از جاهایی که هوشمصنوعی کمک میکند، همین جاست. البته کلیدواژه همه این موارد به خود نویسنده برمیگردد. حتی در این دو سه مرحله مکانیکی هم، مهارت نویسنده کلید اصلی است. این نویسنده است که تشخیص میدهد ایدهها چقدر کلیشهاند و پیرنگ ساختهشده تا چه حد پیچیدگی لازم را دارد.
دهریزی: منطقه ممنوعه هوشمصنوعی در نویسندگی، «تخیل» است. تجربه زیسته و عاطفه عمیق، که راز ماندگاری آثار ادبی است، هنوز متعلق به نویسنده است و هوشمصنوعی نتوانسته و شاید هرگز نتواند جایگزین آن شود. با همه این حرفها، توصیه میکنم نویسندگان از هوشمصنوعی برای تسهیل در تولید داستان کمک بگیرند
منطقه ممنوعه هوشمصنوعی در نویسندگی، «تخیل» است. تجربه زیسته و عاطفه عمیق، که راز ماندگاری آثار ادبی است، هنوز متعلق به نویسنده است و هوشمصنوعی نتوانسته و شاید هرگز نتواند جایگزین آن شود. با همه این حرفها، توصیه میکنم نویسندگان از هوشمصنوعی برای تسهیل در تولید داستان کمک بگیرند.
آیا هوشمصنوعی در حال حاضر از لحاظ ایدهپردازی به اندازه انسانها خلاق هست؟
هوشمصنوعی ممکن است ایدههای تازه و خلاقی بدهد؛ اما آیا این ایدهی خلاق به تنهایی کارکرد دارد؟ یقیناً نه؛ چون ترکیب ایده با تجارب و دادههای زیسته نویسنده است که داستانآفرین است. به نظر من هوشمصنوعی در این ترکیببندی چالاک است، اما دقیق و اثرگذار نیست؛ مگر آنکه نویسنده بتواند بخشهایی از حس و حال، تجربه و میل روحی خود را برای او تشریح کند.
آیا الهام گرفتن از هوشمصنوعی برای داستاننویسی را کار درستی میدانید؟
من هوشمصنوعی را یک «ابزار» در داستاننویسی میدانم. کار درست همیشه آن است که افراد از ابزارهای لازم و در دسترس استفاده کنند. همانطور که برای نوشتن از مانیتور و صفحهکلید یا قلم و کاغذ استفاده میکنیم، از هوشمصنوعی هم استفاده میکنیم. تا حالا هیچکس به صرف داشتن یک کامپیوتر یا قلم و دفتر، نویسنده نشده است. یقیناً هیچکس به صرف استفاده از هوشمصنوعی نویسنده نمیشود. ملاک اصلی، نتیجه کار است. مخاطبان و منتقدان نتیجه کار را میبینند، نه روند کار را.
چه مسائلی نوشته هوشمصنوعی و انسان را از هم متمایز میکند؟
حس عمیق عاطفی، دادهها و تجارب زیسته بشری که گاهی عمیقاً شخصی است، نگاه فردی به زندگی یا به عبارتی جهانبینی محل تمایز انسان و هوشمصنوعی است. یک مسئله دیگر هم عبور از کلیشههاست. هوشمصنوعی با دقت و سرعت فوقالعاده الگوها و دادههای موجود را مرور میکند و بر اساس آنها پیشنهاد میدهد. فرد نویسنده، اما ممکن است خارج از این الگوها طرحی نو درافکند که البته کار سادهای نیست. یک نکته دیگر، روح اثر و نویسنده است. «لیندا هاچن» در نظریه پستمدرن خود دربارهی «اقتباس» با صراحت قید میکند که همه عناصر به صورت قاعدهمند میتوانند از پیشمتن به متن جدید انتقال یابند؛ اما انتقال روح اثر یا هنرمند قاعدهپذیر نیست. به نظرم هوشمصنوعی نیز از این بعد، عامل قابل اعتمادی نیست.
آیا استفاده از هوشمصنوعی به صورت محدود برای اصلاح و ویرایش جملات و ساختار نگارشی متن توصیه میشود؟
به نظرم در این مرحله کارایی دارد، به شرط آنکه نثر داستان در قالبهای معمول باشد. در دوره معاصر و به ویژه در داستانهای فرممحورِ پسامدرنی، نثر داستانها بخشی از سبک و ساختار اثر محسوب میشود. بسیاری از بازیهای زبانی، درشت و ریز کردن واژهها، برعکس کردن کلمهها، نوع فونت و اندازه آن، شیوه چینش واژگان و... بخشی از کار فرمی است. من امتحان نکردهام و نمیدانم هوشمصنوعی برای ویرایش متنی با این ویژگیها کارایی لازم را دارد یا نه. چرا استفاده نکردهام؟ چون پیشفرضم این است که این کار مختص سلیقه و سبک نویسنده است و از هوشمصنوعی نباید انتظار داشت چنین متنهایی را درست ویرایش کند. مثال بارز آن، مجموعه ۵ جلدی «پاورقیها»ی من و آقای زنجانبر است. در این پنج کتاب، داستانهای شاهنامه به شیوه پستمدرن اقتباس شدهاند. نکته اینجاست که در هر کتاب دو داستان وجود دارد: داستان بالای ورقه که داستان فردوسی است و داستان پایین ورقه که از آن ماست. تمامی پاورقیها با یک روایت تکسطری با فونت ۱۰ شروع میشوند. هرچه داستان جلو میرود، فونت و تعداد سطرهای پاورقی رشد میکند تا جایی که داستان بالای ورقه را از کتاب بیرون میاندازد. فونت شروع پاورقی ۱۰ است و در پایان به فونت ۴۰ تا ۴۵ میرسد. خب، این یک کار فرمی و حاصل سلیقه نویسنده است.
دهریزی: من هوشمصنوعی را رقیب نمیدانم، ابزار میدانم؛ ولی قاعدتاً هر چیز ناشناختهای اول ترسناک است. بعد کمکم تبدیل به یک ابزار معمولِ دمدستی میشود. حتی شاید در آینده نویسندهها، تاکید میکنم نویسندهها نه غیرنویسندهها، در محافل ادبی بدون هیچگونه خجالتی به زبان بیاورند که فلان داستانشان را با هوشمصنوعی نوشتهاند. این مسئله دقیقاً مثل این میماند که بگوییم داستانم را با کامپیوتر نوشتهام، نه قلم و کاغذ
آیا در حال حاضر نویسندگان، هوشمصنوعی را به عنوان یک رقیب برای خودشان میدانند؟ آیا هوشمصنوعی تهدیدی برای این حرفه حساب میشود؟
من هوشمصنوعی را رقیب نمیدانم، ابزار میدانم؛ ولی قاعدتاً هر چیز ناشناختهای اول ترسناک است. بعد کمکم تبدیل به یک ابزار معمولِ دمدستی میشود. حتی شاید در آینده نویسندهها، تاکید میکنم نویسندهها نه غیرنویسندهها، در محافل ادبی بدون هیچگونه خجالتی به زبان بیاورند که فلان داستانشان را با هوشمصنوعی نوشتهاند. این مسئله دقیقاً مثل این میماند که بگوییم داستانم را با کامپیوتر نوشتهام، نه قلم و کاغذ. اگرچه من تا حالا هیچ داستانی را با هوشمصنوعی ننوشتهام، فکر میکنم ما نویسندهها باید در مواجهه با هوشمصنوعی مثل گرافیستهای حرفهای عمل کنیم. آنها ایده، طرح کلی و قالب کار را از هوشمصنوعی میگیرند؛ اما در پایان، طرحی ارائه میدهند که حاصل کار خودشان است، نه هوشمصنوعی. البته اگر هوشمصنوعی واقعاً مصنوعی نبود، برای رعایت حقوق معنوی او باید انصاف به خرج میدادیم و میگفتیم: «اثر، حاصل مشترک هوشمصنوعی و گرافیست است.»
آینده داستاننویسی را چطور میبینید؟ به نظرتان روزی میرسد که نویسندهها با هوشمصنوعی جایگزین شوند؟
جایگزین نه؛ همکار میشوند و با هم تولید اثر میکنند، اما پیشبینی میکنم نقش هوشمصنوعی در آینده نویسندگی بیشتر خواهد شد. هوشمصنوعی به مرور باهوشتر و ماهرتر میشود. از طرفی به مرور نیاز نویسندهها هم به هوشمصنوعی بیشتر خواهد شد؛ بنابراین هوشمصنوعی ناچار است ایفای نقش بیشتری بکند. در یک کلام، به نظرم نویسندگی در آینده «تعاملیتر» خواهد شد. طوری که نویسنده، هوشمصنوعی را صدا میزند و میگوید: «اگر حالش را داری، برویم با هم یک داستان بنویسیم.» هوشمصنوعی هم که همیشه آماده و در خدمت است، با جملاتی از قبیل: «چگونه میتوانم به شما کمک کنم؟»، «اگر بخواهی این کارها را برایت انجام میدهم؟» و... اعلام آمادگی میکند.
انتهای پیام/