وقتی دانشگاههای اروپا از نقالی ایرانی حیرت میکنند + فیلم
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، حسین ظاهری، دبیر اجرایی و دبیر بخش نقل علوی نخستین جشنواره روایت علوی با حضور در خبرگزاری آنا درباره اهداف، بخشهای مختلف جشنواره و چالشهای حوزه نقالی و پردهخوانی در طول سالیان متمادی در کشور سخن گفت. او با تأکید بر ضرورت تولید متن، آموزش تخصصی و حفظ میراث نمایشی ایرانی، از استقبال گسترده هنرمندان از نخستین دوره این جشنواره گفت.
بخش نخست این گفتوگو منتشر شده و ازاینجا قابل مطالعه است و مشروح بخش دوم بدین قرار است:
شرایط نمایش های ایرانی خصوصا نقالی در دانشگاه ها به چه صورت است؟ آیا آن اندازه که باید اساتید این عرصه را جدی می گیرند؟
متأسفانه عدم شناخت برخی اساتید دانشگاهی از نمایشهای ایرانی یا گرایش آنها به نمایشهای غربی باعث شده است که رشتههای تخصصی نمایش ایرانی شکل نگیرد. من با تعصب با هیچ موضوعی برخورد نمیکنم، اما آنچه در مواجهه با پژوهشگران و مخاطبان غیرایرانی تجربه کردهایم، این بوده که آنها همیشه دوست داشتند ببینند ما چه داریم.
اینکه ما خود را شبیه کارگردانهایی کنیم که پنجاه سال است حتی در اروپا نیز کنار گذاشته شدهاند، فضیلت نیست. اینکه مدام بگوییم برشت چه کرده و چه گفته، در حالی که خود غرب و نسل جدید آنها نیز از آن عبور کرده و به دنبال کشف فضاهای جدید هستند، جای تأمل دارد. ما هنوز دنبال این هستیم که خود را شبیه غربِ پنجاه سال پیش کنیم، در حالی که میتوانیم به شکل علمی و آکادمیک با بوطیقای نمایش ایرانی پیش برویم.
امروز دیگر مانند یکی دو دهه پیش نیست که نتوانیم رفرنس ارائه کنیم. اساتید بزرگی داریم که نامی از آنها نمیبرم، اما منابع مکتوب و علمی فراوانی در قالب کتاب و مقاله با تحلیلهای علمی در اختیار داریم. با این حال، متأسفانه برخی اساتید این ظرفیت را انکار میکنند و برای آن ارزشی قائل نیستند.
از سوی دیگر، چون مطالعه و تحقیق کافی درباره نمایشهای ایرانی انجام ندادهاند و نمیخواهند پاسخگوی پرسشهای دانشجویان باشند، از همان ابتدا اصل موضوع را انکار میکنند تا اساساً سؤالی مطرح نشود. هر کس هم که پرسشی داشته باشد، میگویند اینها موزهای شدهاند، قدیمی و دمدهاند؛ بیایید درباره فلان نظریهپرداز یا هنرمند غربی صحبت کنیم.
من در چندین نشست آموزشی با دانشگاههای خارج از ایران حضور داشتهام. وقتی مبانی نمایشهای ایرانی را مطرح میکردیم، دقیقاً همین موضوع بزرگترین چالش و البته جذابترین بخش بحث بود. زمانی که توضیح میدادم یک نقال مستقیماً در چشمان مخاطب نگاه میکند و حتی اگر ۲۰۰ نفر مخاطب داشته باشد، این حس مشترک را در همه آنها ایجاد میکند که گویی به تکتکشان توجه دارد، بسیاری شگفتزده میشدند.
یکی از استادان دانشگاهی در اروپا از من پرسید: «مگر چنین چیزی ممکن است؟ چگونه به این دستاورد رسیدهاید؟» این در حالی بود که بسیاری از نظریهپردازان مطرح تئاتر جهان نیز به چنین سطحی از ارتباط زنده با مخاطب نرسیدهاند.
آنها با نمایشهای ما آشنا نبودند؛ وگرنه افرادی مانند پیتر بروک، «سیمرغ» عطار را با بهرهگیری از شیوههای اجرایی شبیهخوانی و تعزیه روی صحنه بردهاند. برای آنها این موضوع یک فضیلت محسوب میشود، اما وقتی خود ما در ایران درباره آن صحبت میکنیم، متأسفانه کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
این شاید بزرگترین چالش ما بوده است؛ اینکه نمایشهای ایرانی هیچگاه به یک مطالبه جمعی در فضای دانشگاهی تبدیل نشد تا مسئولان امر را متوجه کند که زمان توجه جدی به این میراث ارزشمند فرا رسیده است.
آیا به اندازه نیاز، پایاننامه و مقاله در حوزه نمایشهای ایرانی داریم؟
کارهای پژوهشی انجام میشود و اساتید راهنمایی هم هستند که به دانشجویان کمک میکنند، اما متأسفانه تعداد استادانی که شناخت کافی از نمایشهای ایرانی داشته باشند، کم است.
آن دسته از استادانی هم که در این حوزه فعالیت دارند، لزوماً در دسترس همه دانشجویان نیستند. شاید ما این توفیق را داشتیم که در محضر چند استاد بزرگ درس بگیریم، اما این بخت و اقبال برای همه دانشجویان فراهم نمیشود.
سؤال اصلی این است که آیا ما کتابخانه تخصصی نمایش ایرانی داریم؟ آیا مرکز مطالعات نمایشهای ایرانی داریم؟ اگر دانشجویی امروز تصمیم بگیرد اجرای نقالی ببیند، آیا مکان مشخصی برای این کار وجود دارد؟ پاسخ منفی است.اگر دانشجویی بخواهد از تکنیکهای روایی و قراردادهای نمایشی شبیهخوانی در یک اثر نمایشی استفاده کند، غیر از فیلمهایی که در فضای مجازی وجود دارد، از کجا میتواند به منابع زنده دسترسی پیدا کند؟ چگونه میتواند با یک شبیهخوان گفتوگو کند یا از نزدیک اجرای او را ببیند و شیوه بازیسازی، شبیهپوشی و قراردادهای اجرایی را بیاموزد؟
بسیاری از ظرایف را نمیتوان از طریق فیلم منتقل کرد. برای مثال در پردهخوانی، آیینهای خاصی برای رونمایی، باز کردن، پهن کردن و جمع کردن پرده وجود دارد. پرده به شکل لولهای جمع میشود و دلیل آن نیز مشخص است؛ زیرا در دو سوی آن چهرههای اولیا و اشقیا قرار دارند و نباید روی یکدیگر قرار بگیرند.
این ظرایف در هیچ فیلمی بهطور کامل دیده نمیشود، مگر اینکه دانشجو در کنار یک پردهخوان بنشیند و یک مجلس را از ابتدا تا انتها همراه با همه آداب و رسوم آن مشاهده کند.
وقتی در جشنواره ما تنها پانزده دقیقه به یک نقال زمان میدهیم، او هنوز فرصت نمیکند تمام آداب مجلس خود را به نمایش بگذارد؛ بنابراین نباید انتظار داشته باشیم مخاطب یا پژوهشگر به درک کاملی از این هنر برسد.
مخاطب و راوی در طول داستان با یکدیگر سفر میکنند. اساساً از فضای فیزیکی فاصله میگیرند و وارد یک فضای ذهنی میشوند. نقل بخشی عینی و ابژکتیو دارد، اما بخش عمده آن یک سفر ذهنی است.
در نقالی، مخاطب زنده و پویاست. گاهی صلواتی گرفته میشود و گاهی در تعامل با مخاطب مسیر روایت تغییر میکند. این پویایی و زنده بودن اجرا را در کمتر گونه نمایشی میتوان یافت.
البته آگوستو بوال نیز تئاتر مشارکتی را تجربه میکند، اما مخاطبی که وارد بازی میشود، معمولاً پس از پایان اجرا متوجه میشود که بخشی از بازی بوده است. در حالی که در تئاتر مشارکتی ایرانی، مخاطب با آگاهی کامل وارد این مسیر میشود و همراه و همسفر راوی در دل داستان پیش میرود.
درباره «روایت علوی» برایمان بگویید؟
نام نامی حضرت مولای متقیان، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع)، همواره به عنوان یک الگوی جاودانه مطرح بوده است. در طول قرنهای متمادی، منش، مکتب فکری، سبک زندگی و سیره ایشان الهامبخش انسانها بوده است.
از گذشت و ایثار گرفته تا پهلوانی و دلاوری؛ وقتی در آیین فتوت و جوانمردی نام حضرت مولا برده میشود، گویی جان انسان به حرکت درمیآید و احساس قدرت و انگیزهای ویژه در وجود او شکل میگیرد.
ابعاد گوناگون زندگی حضرت امیر (ع) به اندازهای گسترده است که میتوان برای زندگی امروز نیز از آن درسهای فراوان گرفت.
اگر دقت کنیم، در همه ادیان، ملل و جوامع، سنت قصه و روایت وجود دارد. یکی از القاب قرآن «احسنالقصص» است و این سنت روایت را خود خداوند بنیان گذاشته است. بارها در قرآن به سرگذشت پیشینیان اشاره میشود.
امام علی (ع) نیز میفرمایند که آنچنان در زندگی پیشینیان مطالعه کردهاند که گویی با آنان زیستهاند. همان مفهومی که حکیم توس نیز به زیبایی بیان میکند:
«جهان سر به سر حکمت و عبرت است / چرا بهره ما همه غفلت است»
امام علی (ع) الگویی قابل اتکا برای همه زمانها هستند. امروز نیز اگر به این مکتب، سیره و شیوه زندگی تأسی کنیم، میتوانیم از بسیاری از بحرانهای اجتماعی عبور کنیم.
در جهان اصطلاحی رایج است که میگویند تاریخ تکرار میشود؛ زیرا اگرچه شکل چالشها تغییر میکند، اما ماهیت بسیاری از ویژگیهای انسانی مانند حسادت، خودخواهی یا عدالتطلبی تغییر چندانی نمیکند.
قضاوتهای حضرت امیر (ع)، گذشت، عدالت و دیگر ویژگیهای شخصیتی ایشان، الگویی کامل برای زندگی است و هرکس از زاویه نگاه خود میتواند با این اسوه بزرگ ارتباط برقرار کند. این الگو فراتر از زمان و مکان است.
نکته پایانی درباره جشنواره روایت علوی؟
در جشنواره روایت علوی تلاش ما بر این است که هنرمندانی را که در رشتههای مختلف و با هر سطح کیفی حضور پیدا میکنند، در قالب یک شبکه منسجم گرد هم آوریم.
برنامه ما صرفاً برگزاری یک جشنواره نیست، بلکه میخواهیم برنامههای بلندمدت داشته باشیم، از ظرفیت تولید آثار هنرمندان استفاده کنیم، زمینه خلق آثار جدید را فراهم آوریم و به ارتقای سطح کیفی آثار کمک کنیم.
دبیرخانه این جشنواره بهصورت دائمی طراحی شده است؛ یعنی فعالیت آن با اختتامیه پایان نمییابد. بلافاصله پس از پایان هر دوره، پروژههای جانبی آغاز میشود تا آثار دوره بعد از نظر کیفیت، رشد و تفاوت محسوسی داشته باشند.
یکی از اهداف مهم ما ظرفیتسنجی و شناسایی هنرمندان سراسر کشور است. این جشنواره فرصت مناسبی است تا هنرمندان تواناییهای خود را معرفی کنند.
همچنین تلاش داریم در استانها و شهرهای مختلف کلاسهای آموزشی برگزار کنیم، هنرجویان جدید جذب کنیم و زیرساختهای لازم برای تولید، اجرا و نمایش آثار را توسعه دهیم.
زنان در نقالی پیشرو هستند؛ سرزمین ما، سرزمین گردآفریدهاست
اتفاقی که در چندین جشنواره برای ما رخ داده و چه در مقام داور و چه دبیر شاهد آن بودهایم، این است که برخلاف برخی رشتهها، در این حوزه رقابت زن و مرد مطرح نیست؛ هر کس توانمندتر باشد، موفقتر خواهد بود.
من شخصاً در چند جشنواره داوری کردهام و میتوانم دستکم دو یا سه جشنواره را نام ببرم که رتبههای نخست آنها را بانوان کسب کردهاند.
در این جشنواره نیز بانوان بسیار درخشان ظاهر شدند و چهرههای شاخصی در میان آنها حضور دارند.
در این عرصه، هر کسی که شاهنامهخوانی کند و در مسیر پهلوانی گام بردارد، فارغ از زن یا مرد بودن، در وادی معرفت، روایت و جوانمردی قرار گرفته است.
ساختار این هنر با بسیاری از شیوههای اجرایی دیگر متفاوت است. امروز نزدیک به دو سوم شرکتکنندگان این حوزه را بانوان تشکیل میدهند و باقی را کودکان، نوجوانان و آقایان. در حال حاضر بانوان پیشرو هستند؛ چرا که سرزمین ما، سرزمین گردآفریدهاست.
انتهای پیام/