صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۹:۰۳ | ۱۶ / ۰۳ /۱۴۰۵
| |
واکاوی پیامدهای حمله به مراکز آموزشی و پژوهشی در گفت‌وگو با استاد دانشگاه‌ امام‌ صادق‌(ع)

مأموریت حیاتی نهادهای جهانی در حفاظت از آرشیوهای علمی در شرایط جنگ

تخریب یک دانشگاه در جریان جنگ، تنها فرو ریختن دیوارهای بتنی نیست؛ بلکه انهدام دهه‌ها پژوهش، تجربه و زیرساختی است که «هویت علمی» یک ملت را شکل داده است. در گفت‌وگوی پیش‌رو با دکتر حسن بشیر، استاد تمام دانشگاه در حوزه جامعه‌شناسی و ارتباطات بین‌الملل تلاش کرده‌ایم پیامدهای هدف قرار دادن دانشگاه‌‌ در طول جنگ‌های مختلف و مسئولیت نهادهای جهانی در این مهم را تبیین کنیم.
کد خبر : 1060451

در دنیای امروز، دانشگاه‌ها نه تنها کانون تربیت نیروی انسانی، بلکه موتور محرک توسعه و مخزن سرمایه‌های فکری جوامع محسوب می‌شوند. بر اساس کنوانسیون‌های بین‌المللی، این مراکز به عنوان اماکن غیرنظامی شناخته شده‌اند، اما تجربه‌های تلخ جهانی نشان می‌دهد که در میانه نبرد‌های نظامی، زیرساخت‌های علمی و پژوهشی همچنان آسیب‌پذیرند. از دست رفتن داده‌های پژوهشی، تخریب آزمایشگاه‌های استراتژیک و ایجاد گسست در آموزش نسل‌های آینده، تنها بخشی از پیامد‌های جبران‌ناپذیر جنگ برای ساحت علم است.

«آناتک» در گفت‌و‌گو با دکتر حسن بشیر، استاد دانشگاه و رئیس اندیشکده تحلیل گفتمان راهبردی، به بررسی ابعاد نگران‌کننده حمله به مراکز علمی پرداخته است. وی در این مصاحبه تبیین می‌کند که چرا صیانت از دانشگاه به عنوان «سرمایه اجتماعی و انسانی»، وظیفه‌ای فراملی است و نهاد‌های علمی جهان چگونه باید در برابر نقض حریم علم، مرجعیت اخلاقی و حقوقی خود را ایفا کنند.

دکتر حسن بشیر

به نظر شما چرا دانشگاه‌ها نباید هدف حمله نظامی قرار گیرند؟

در نظام و مقررات بین المللی قوانین و اصولی وجود دارند که مورد توافق کشور‌های جهان هستند. حمله نظامی به دانشگاه‌ها نیز در این زمینه مورد توجه بوده و می‌توان گفت به چند دلیل اصلی حمله به مراکز علمی و دانشگاهی غیر قابل قبول است. اولین اصل «نقض قوانین بین المللی» (کنوانسیون ژنو) که در این زمینه تاکید دارد که نباید به مراکز آموزشی از قبیل دانشگاه‌ها حمله نظامی شود. دومین اصل اینکه دانشگاه‌ها، مراکز آموزشی و پژوهشی غیرنظامی هستند که در جنگ‌ها نباید به آنها حمله شود. سومین اصل، اینکه تخریب زیرساخت‌های علمی و آموزشی در هر کشور خطراتی نه تنها برای آن کشور بلکه برای حوزه علمی در سطح جهانی دارد. اصل چهارم کشتار دانشجویان و استادان دانشگاه یعنی تجاوز جدی به حریم علم است که باید مورد احترام همه کشور‌ها باشد.

از منظر جامعه‌شناسی ارتباطات، حمله به مراکز علمی چه پیامی به جامعه و افکار عمومی مخابره می‌کند؟

اصولا حمله به مراکز علمی از جنبه‌های مختلف از جمله جامعه شناسی ارتباطات پیام‌های مختلفی دارد. دانشگاه نماد خرد، عقلانیت، دانش و آینده نگری است. با حمله به دانشگاه «تهدید» به یک «هدف مشروع» تبدیل می‌شود که ضد عقلانیت و خرد جمعی است. از طرف دیگر حمله به دانشگاه، به معنای این می‌باشد که نه تنها هیچ جای امنی در جنگ‌ها وجود ندارد بلکه، غیرنظامیان نیز در معرض خطر جنگ قرار می‌گیرند که ضد اخلاق بشری است. همچنین، دانشگاه یک سرمایه اجتماعی علمی است. حمله به این سرمایه مهم اجتماعی به معنای تخریب آینده است که ضد سیاستگذاری و برنامه ریزی است. از سوی دیگر حمله به دانشگاه پیام بازتولید گفتمان خشونت را گسترش می‌دهد که می‌تواند تخریب را به حوزه‌های مختلف اجتماعی بکشاند. دانشگاه در حقیقت یک پل مهم ارتباطی میان جامعه و نسل‌های بعدی است. تخریب دانشگاه‌ها یعنی شکست ارتباطات نمادین میان گذشته، حال و آینده است که می‌تواند روی نسل‌های بعدی تاثیرات منفی داشته باشد.

آیا می‌توان حمله به دانشگاه‌ها را نوعی حمله به حافظه علمی و سرمایه فکری یک ملت دانست؟

دقیقا، دانشگاه حافظه علمی و سرمایه فکری یک ملت است و حمله به آن از چند منظر محکوم می‌باشد.

دانشگاه حافظه و مخزن نهادی دانش و خرد است. تخریب آن به معنای تخریب همه دستاورد‌های سال‌ها زحمت دانشمندان و پژوهشگران است. تخریب کتابخانه‌ها و آرشیو‌های تاریخی در حقیقت تخریب همه پل‌های مطمئن گذشته، حال و آینده یک کشور برای توسعه پایدار و مطلوب است.

دانشگاه همانگونه که گفته شد یک سرمایه اجتماعی و انسانی است. دانشگاه محل تربیت نخبگان، دانشجویان، استادان و پژوهشگران است. این سرمایه نباید توسط جنگ‌ها تخریب و زنجیره تولید دانش توسط جنگ‌ها قطع گردد.

آزمایشگاه ها، مراکز تحقیقاتی، شبکه‌های علمی، کتابخانه‌ها و ... زیرساخت‌های مهم دانش در دانشگاه‌ها هستند. این سرمایه عظیم علمی حاصل سال‌ها تلاش اندیشمندان و استادان و دانشجویان است، بنابراین نباید مورد تخریب قرار گیرند.

دانشگاه‌ها حلقه اتصال گذشته، حال و آینده در زمینه علم و خرد و پژوهش است. تخریب این حلقه ارتباطی مهم، به معنای تخریب نسل‌های آینده است که باعث نوعی از گسست نسلی در حوزه‌های علمی می‌شود.

دانشگاه‌ها نماد هویت علمی ملت‌ها بشمار می‌آیند. این نماد اگر مورد تعرض قرار گرفت، به معنای تخریب یک ملت به شمار می‌آیند که در هیچ قانون و نظام و اخلاق بین المللی مورد قبول نیست.

بنابراین، حمله به دانشگاه‌ها نه فقط یک تخریب فیزیکی و جغرافیایی تلقی می‌شود، بلکه در حقیقت تخریب حافظه تاریخی، سرمایه اجتماعی و هویت ملی است.

تجربه‌های جهانی درباره آسیب به دانشگاه‌ها در جنگ‌ها چه درس‌هایی برای جامعه بین‌المللی دارد؟

به‌طور کلی، می‌توان گفت که تجربه‌های جهانی دانشگاه‌ها و مراکز علمی و آموزشی نشان می‌دهد آسیب به این مراکز در جنگ فقط تخریب ساختمان‌ها تلقی نمی‌شود؛ بلکه در حقیقت ضربه‌ای بلندمدت به سرمایه انسانی و اجتماعی، دانش و خرد، حافظه فرهنگی و اجتماعی، و بازسازی آینده است. در اینجا فقط به چند اولویت از منظر تجربه‌های تاریخی اشاره می‌کنم.

اولین درس در سطح جهانی پرهیز از تخریب آینده ملت‌ها است. این خطر متوجه فقط آن ملت نیست، بلکه می‌تواند اثرات آن به کشور‌های دیگر نیز منتقل شود.

دومین درس ضرورت حفظ سرمایه اجتماعی و انسانی از استاد، دانشجو و پژوهشگر است که دستاورد‌های آنان می‌تواند برای تمام بشریت مفید باشد.

سومین درس: ضرورت تغییر نگاه جنگ افروزان به اهمیت و جایگاه علم و دانشگاه و تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان در وضعیت‌های جنگی است.

چهارمین درس: تغییر اساسی در نگاه ملت جنگ زده که به آن تحمیل شده نسبت به نه فقط جنگ افروزان بلکه کلیه عوامل مؤثر در ایجاد جنگ. این تغییر نگاه می‌تواند در تعامل میان ملت‌ها و ارتباطات میان فرهنگی تخریب جدی ایجاد کند.

پنجمین درس: نقض قوانین بین المللی است که اگر به یک رویه و شیوه جهانی تبدیل شود، اثرات بسیار مخربی بر روابط بین ملت‌ها و کشور‌ها ایجاد می‌کند و باعث فروپاشی نظام بین المللی می‌گردد.

نقش نهاد‌های علمی و دانشگاهی جهان در محکومیت حملات به مراکز آموزشی چیست؟

نقش نهاد‌های علمی و دانشگاهی جهان در این زمینه بسیار مهم و اثر گذار است. این نقش می‌تواند به شکل‌های گوناگون در سطح جهانی مطرح شوند. در این زمینه باید گفت که محکوم کردن تنها در این زمینه مسئولیت نهاد‌های علمی و دانشگاهی نیست، بلکه باید از امکانات دیگری استفاده کرد که جریان علم در شرایط جنگی و پساجنگی متوقف نشود. به برخی از آنها اشاره می‌کنم.

حفاظت از دانشگاهیان و تداوم آموزش علم در زمان جنگ و پساجنگ با حمایت از دانشجویان و پژوهشگران با گسترش خدمات آموزشی و حقوقی و حمایت روانی و نیز بکارگیری آموزش‌های آنلاین/ترکیبی در این زمینه مهم است تا بتوان جریان علم را همچنان ادامه داد. کمک به حفظ داده‌ها و آرشیو‌های علمی نیز از موارد مهم در شرایط جنگی است.

صدور بیانیه‌های رسمی به زبان‌های گوناگون و با روشنگری مناسب و با زبان علمی می‌تواند نقش اساسی در این زمینه داشته باشد. به عبارت دیگر نهاد‌های علمی باید نقش مرجعیت اخلاقی خود را در رابطه با حفظ نهاد علم مورد توجه جدی قرار دهند. این حرکت باید منسجم و هماهنگ در سطح جهانی صورت گیرد تا بتواند تاثیرگذار باشد. این اقدام می‌تواند هزینه اقدام بر علیه دانشگاه‌ها و دانشگاهیان در شرایط جنگی برای عاملان آن افزایش داده و آنها را در برابر جهانیان محکوم سازد.

از اقدامات دیگر مستندسازی و تولید شواهد معتبر از داده‌های قابل اتکا در سطح جهانی است. مستندسازی خسارت ها، ثبت شیوه‌های حمله، پیامد‌های انسانی، اقتصادی و بهداشتی و حتی اثرات تعطیلی دانشگاه‌ها بر سایر برنامه‌های کشور باید بخوبی ثبت و ضبط شود. این شواهد می‌توانند برای رسانه‌های جهانی و نهاد‌های حقوق بشری جهانی و مراکز حقیقت یاب برای محکوم سازی عاملان جنگ بسیار مفید باشند.

مطالبه گری از دولت‌ها و سازمان‌های بین المللی برای تحقیق مستقل و اعمال سازوکار‌های بازدارنده همچون پیگرد قضایی و محدودیت همکاری‌های حساس و ... می‌تواند نقش تاثیرگذار داشته باشد.

دیپلماسی علمی برای افشای اثرات مخرب جنگ برای ملت‌ها و کشور‌های جهان می‌تواند بسیار تاثیرگذار باشد. البته اگر به شکل علمی و برنامه ریزی شده صورت گیرد.

به نظر شما جامعه جهانی تا چه اندازه در حفاظت از مراکز علمی موفق بوده است؟

در این زمینه اگر چه آمار دقیقی وجود ندارد ولی می‌توان از شواهد موجود نوعی از ارزیابی را داشته باشیم. در این زمینه می‌توان گفت موفقیت جامعه جهانی در حفاظت از مراکز علمی و دانشگاهی «متوسط» و حتی «زیرمتوسط» است. در این زمینه می‌توان این بخش را به دو سطح تقسیم کرد. سطح حمایتی نرم مانند شبکه سازی و تبلغات بر علیه جنگ که می‌توان گفت در این زمینه پیشرفت‌های قابل توجهی صورت گرفته است، اما در سطح جلوگیری از حملات و تهاجم نظامی و بازدارندگی، وضعیت ضعیف و غیر قابل قبولی را مشاهده می‌کنیم.

در سطح هنجاری و افزایش حساسیت جهانی نسبت به محکوم سازی حمله به دانشگاه‌ها و مدارس تا اندازه قابل قبولی اقدامات موثری صورت گرفته است. انجمن‌ها و مراکز علمی جهانی در این زمینه تلاش کرده‌اند که نقش‌هایی را در محکومیت جنگ بر علیه مراکز علمی و دانشگاهی انجام دهند. برخی از دانشگاه‌ها حمایت‌هایی از دانشجویان، استادان، و پژوهشگران انجام داده‌اند که به شیوه‌های مختلف مانند اعطای بورسیه‌های اضطرای، معافیت از پرداخت شهریه ها، استفاده از امکانات آنلاین کتابخانه‌ای و ... بوده است.

البته در مقابل این اقدامات آنچه که کمتر موفقیت آمیز بوده پیشگیری از حمله و جنگ‌های نظامی است. در حقیقت محکوم سازی یا عملیات حمایت مقطعی از دانشگاهیان نتوانسته در برابر حمله‌های جنگی تغییرات جدی را ایجاد کند و باعث کاهش این حملات گردد. پاسخگویی و بازدارندگی عاملان جنگ افروز معمولا به این محکومیت‌ها توجه جدی نمی‌کنند. گاهی هم مستندسازی‌ها در رابطه با حملات جنگی با نواقص حقوقی همراه بوده که بازدارندگی را کاهش داده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha