صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۸:۳۰ | ۰۷ / ۰۳ /۱۴۰۵
| |

ابوعلی مسکویه؛ تاریخ‌نگار و دانشمندی که افسانه‌ها را از تاریخ اخراج کرد

در روزگاری که تاریخ‌نگاری چیزی جز ثبت خشک رویدادها و انباشتن روایت‌های افسانه‌ای نبود، ابوعلی مسکویه با چراغِ عقل و فلسفه به تاریکخانه‌ حوادث قدم گذاشت. براساس آنچه در منابع آمده است می‌توان او را پیشرو نویسندگان علمی تاریخ به‌شمار آورد.
کد خبر : 1059190

به گزارش خبرگزاری آنا؛ بسیاری از ما نام او را به اشتباه «ابن مسکویه» شنیده‌ایم؛ اما «ابوالقاسم امامی» در مدخل جامع خود در دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، پرده از این اشتباه برمی‌دارد. او با استناد به نوشته‌های ابوحیان توحیدی-ادیب و فیلسوف هم‌عصر او- و دیگر معاصران این دانشمند ایرانی توضیح می‌دهد که «مسکویه» نام خودِ او بوده و ترکیب «ابن مسکویه» اشتباهی است که رایج شده است. او همچنین به نقل از منبعی تاریخی می‌نویسد: «عنوان پارسی او اصلا مُشکویه و معرّب آن مِسْکَوَیْه است و یکی از توابع ری نیز همین نام را داشته است».

مسکویه که در حدود سال ۳۲۰ هجری قمری در ری زاده شد، مردی چندبعدی بود؛ او هم‌زمان کلیددار کتابخانه‌های بزرگ آل‌بویه، داروساز، پزشک، فیلسوف و البته تاریخ‌نگار زمانه خود به شمار می‌رفت.

از انباشت خبر تا کالبدشکافی تاریخ

تفاوت مسکویه با تاریخ‌نویسان پیش از خود در چیست؟ «حسن مجربی» و «سید ابوالفضل رضوی» در پژوهش تحلیلی خود درباره تاریخ‌نگاری مسکویه می‌نویسند که او از سنتِ تاریخ‌نگاری روایی یا همان تاریخ نقلی پرهیز کرده است. آنها می‌نویسند: «مورخانی که قبل از مسکویه زندگی می‌کردند از شیوه تاریخ‌نگاری روایی استفاده می‌کردند. حتی طبری هم که مسکویه از وی پیروی می‌کرده است از روش روایی استفاده نموده و به تحلیل و تبیین نمی‌پرداخت. اما مسکویه در تاریخ‌نگاری خود از روش نقلی رویگردان بود و سعی‌اش بر این بود تا با تجزیه و تحلیل حوادث به درستی یا نادرستی آن دست یابد. مسکویه معتقد بود که بیشتر تاریخ‌های گذشته مملو از قصه‌های بی‌فایده و افسانه‌های خواب‌آور است».

به باور مجربی و رضوی، یکی از روش‌های تاریخ‌نگاری «نگرش علّی به حوادث» است. به گفته آنها «او به دنبال آن است که علت حوادث را پیدا کند». مسکویه همچنین «آن دسته از روایت‌های تاریخی را شایسته ذکر کردن می‌دانست که خرد انسانی توانایی فهم آن را داشته باشد. به همین سبب وی به ویرایش و گزینش عقلانی در میان اطلاعات تاریخی که به دست او رسیده بود، پرداخت».

او از جمله مورخانی است که به گفته این دو نویسنده «مستقیما روزگار خود و عملکرد امرای آل بویه را نقد کرده است. مسکویه تاریخ زمانه خود را مفصل‌تر و تحلیلی‌تر نوشته و علاوه بر این، آن را بی‌طرفانه، شجاعانه و به دور از مصلحت‌اندیشی به نقد کشیده است... زدوبند‌های سیاسی و اقتصادی و رشوه‌خواری‌های کلان از جمله مواردی است که مسکویه به نقد می‌کشد».

دانشنامه بریتانیکا (Britannica) نیز درباره او نوشته است: «به علت گرایش «ملی‌گرایانه» ایرانی خود و نیز به سبب این باور که تاریخ ملت‌ها حاوی آموزه‌های اخلاقی است، شناخته می‌شود. او همچنین افسانه‌ها را از دایره منابع کنار نهاد. اثر تاریخی بزرگ او، کتاب تجارب الامم و تعاقب الهمم، که در هفت جلد تدوین شده، به سبب بهره‌گیری از همه منابع در دسترس، تاثیر مهمی بر گسترش تاریخ‌نگاری اسلامی گذاشت».

طبیبِ تن و روان؛ از داروسازی بیرونی تا فلسفه اخلاق

ابعاد علمی مسکویه فراتر از دفتر‌های تاریخ بود. ابوالقاسم امامی در بخش دیگری از مقاله خود به جنبه کمتر شنیده شده فعالیت‌های مسکویه، یعنی دانش پزشکی او اشاره می‌کند. امامی فاش می‌سازد که ابوریحان بیرونی، دانشمند بزرگ هم‌عصر او، در کتاب معروف داروشناسی خود یعنی الصیدنه، نظریات پزشکی ابوعلی مسکویه را نقل کرده و به کتاب «فی الادویة المفردة» او اشاره کرده است و در وصف انجدان (نوعی گیاه) و خواص طبی آن از کتاب دیگر او یعنی «فی ترکیب الباجات من الاطعمة یا کتاب الطبیخ» یاد کرده است.

پزشکی تن برای مسکویه کافی نبود او به «طب نفسانی» هم باور داشت. «محمد کریمی زنجانی اصل» در بررسی کتاب تهذیب‌الاخلاق مسکویه این رساله را در شمار آثار مهمی می‌داند که در جهان اسلام از منظری فلسفی به علم اخلاق نگریسته‌اند. او  می‌نویسد: «با بررسی تهذیب الاخلاق درمی‌یابیم که مفهوم بنیادی آن «سعادت» است. در نظر ابوعلی مسکویه، سعادت غایت زندگانی اخلاقی آدمی است و از آنجا که سعادت فردی بخشی از سعادت عمومی جامعه به شمار می‌آید، سعادت را تنها از راه زندگی اجتماعی و شهری می‌توان کسب کرد و فرد انسانی هر گاه عضو جامعه‌ای نباشد، از سعادت به کمال بهره نخواهد برد . اعتراض ابوعلی‌مسکویه بر زاهدان گوشه‌گیر را در الهوامل و الشوامل و الفوز الاصغر نیز می‌توان دید که این گروه را دریغ‌کنندگان از یاری مردم می‌خواند و می‌گوید که آنان با پاسخ ندادن به یاری‌جویی مردمان، به خود و ایشان ظلم می‌کنند». 

 دانشنامه بریتانیکا نیز درباره این اثر می‌گوید: «تهذیب الاخلاق که از مفهوم میانه‌روی (اعتدال) ارسطویی تاثیر گرفته بود، از بهترین بیان‌های فلسفه اسلامی به شمار می‌آید. فیلسوف اسلامی نصیرالدین طوسی، نیز در نگارش کتاب «اخلاق ناصری» از این اثر الگو گرفته است».

در ترازوی قضاوت هم‌عصران

ابوالقاسم امامی در مدخل خود درباره این شخصیت می‌نویسد: «ابوعلی با حکیمان، دانشمندان و ادیبان عصر خویش داد و ستد علمی و پیوند مهر و کین داشته است». او در بخش معاصران مسکویه به رابطه مسکویه و ابوحیان توحیدی، ادیب و فیلسوف نامدار هم‌عصر او اشاره می‌کند و به نقل از منابع معتبر می‌نویسد: «رفتار ابوحیان توحیدی با مسکویه، همچون با دیگر دوستان فرزانه‌اش، ضد و نقیض بود: گاه خشنود و ستاینده، گاه ناخشنود و نکوهنده. گاه مسکویه را به بخل و دورویی با خویشتن ... کوشش در راه باطلِ دست یافتن به کیمیا، شیفتگی به نوشته‌های محمد بن زکریای رازی و به هدر دادن روز‌های عمر... نهادن وقت و توان و دل در خدمت سلطان و بخل به دانگ و قیراط و تکۀ نان و جامۀ کهنه، متهم می‌کند و در عین حال شعر او را به زیبایی و لفظ او را به پاکیزگی می‌ستاید ... و گاه ۱۷۵ مسأله از مسائل بغرنج فلسفی، علمی و ادبی خود را در رساله‌هایی گرد می‌آورد و برای مسکویه می‌فرستد و پاسخ آنها را فروتنانه و شاگردانه و با ستایش آگاهانه، از او می‌خواهد و او را «گنجینۀ دانش‌های شگفت و اسرار حکمت» می‌خواند. .. ولی مسکویه در برابر کژخویی‌ها و بدگویی‌های او با وی سخن به شکیبایی و مهر و همدردی می‌گوید».

همچنین بر اساس روایت‌های تاریخی که ابوالقاسم امامی به آنها اشاره می‌کند، مسکویه با دیگر دانشمند معاصر آن روزگار یعنی ابن‌سینا نیز مراوده و چالش داشته است. او روایتی را از بیهقی در این خصوص بدین شرح ذکر می‌کند: «در مجلسی که شاگردان ابوعلی مسکویه نیز حضور داشتند، ابن‌سینا گردویی به سوی مسکویه افکند و گفت: مساحت این گردو را معین کن. مسکویه نیز جزوه‌ای از نوشته خود را در اخلاق به سوی ابن‌سینا افکند و گفت: تو نخست اخلاق خود را اصلاح کن، تا من مساحت گردو را محاسبه کنم، زیرا تو به اصلاح اخلاق نیازمندتری، تا من به استخراج مساحت گردو».

مسکویه سرانجام در سال ۴۲۱ هجری قمری در اصفهان چشم از جهان فروبست.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha