صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۱:۱۷ | ۱۷ / ۰۳ /۱۴۰۵
| |
عضو هیئت علمی دانشگاه در گفت‌وگو با آنا:

اقتصاد ایران میان تئوری‌های ترجمه‌ای و واقعیت‌های بومی/ راه رسیدن نسخه‌های دانشگاهی به درمان ساختاری چیست؟

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز، با اشاره به شکاف میان نظریه‌های آموزشی و واقعیت‌های اقتصاد ایران می‌گوید: در حالی که تجربه‌های دفاعی و صنعتی نشان داده اعتماد به دانش بومی می‌تواند به پیشرفت‌های ملموس منجر شود، بخش مهمی از سیاست‌گذاری اقتصادی همچنان بر پایه تئوری‌هایی انجام می‌شود که برای اقتصادهای باثبات طراحی شده‌اند.
کد خبر : 1058755

به گزارش خبرگزاری آنا، تجربه سال‌های اخیر و به‌ویژه شرایط جنگی اخیر، بار دیگر موضوع نقش دانشگاه در حل مسائل کلان کشور را به یکی از مباحث جدی فضای کارشناسی تبدیل کرده است؛ موضوعی که بسیاری از کارشناسان معتقدند در برخی حوزه‌ها از جمله صنایع دفاعی و فناوری‌های راهبردی، اتکا به دانش بومی و ظرفیت دانشگاه‌ها توانسته نتایج قابل توجهی برای کشور به همراه داشته باشد، اما این الگو هنوز در حوزه اقتصاد و علوم انسانی به شکل کامل شکل نگرفته است.

مرتضی افقه، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز، در گفت‌و‌گو با خبرنگار اقتصادی آنا با اشاره به همین مسئله اظهار کرد: تجربه جنگ و سال‌های اخیر نشان داد هر جا به دانشگاه، دانش بومی و توان متخصصان داخلی اعتماد کردیم، نتیجه گرفتیم. در حوزه تجهیزات دفاعی، صنایع راهبردی و فناوری‌های بومی، کشور موفق شد به پیشرفت‌های قابل توجهی برسد، اما در اقتصاد همچنان گرفتار نسخه‌برداری از تئوری‌هایی هستیم که متناسب با ساختار‌های ایران طراحی نشده‌اند.

ریشه مشکلات اقتصادی ایران در ساختار‌های داخلی است

وی با بیان اینکه بسیاری از مشکلات امروز اقتصاد ایران صرفاً ناشی از تحریم یا فشار خارجی نیست، افزود: ریشه اصلی مشکلات اقتصادی کشور در ساختار‌های ناکارآمد داخلی قرار دارد. تحریم‌ها و جنگ اقتصادی بدون تردید آسیب‌زا هستند، اما اگر ساختار‌های اقتصادی کشور کارآمد و توسعه‌محور بود، آثار این فشار‌ها تا این اندازه گسترده نمی‌شد.

افقه تصریح کرد: بخش عمده‌ای از تئوری‌های اقتصادی که در دانشگاه‌های ایران تدریس می‌شود، متعلق به کشور‌هایی است که دارای ثبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هستند؛ در حالی که اقتصاد ایران طی سال‌های گذشته همواره با بی‌ثباتی، تلاطم، نااطمینانی و محدودیت‌های گسترده روبه‌رو بوده است. طبیعی است نسخه‌ای که برای اقتصاد‌های باثبات طراحی شده، الزاماً در ایران کارایی نداشته باشد.

برخی سیاست‌های اقتصادی بدون توجه به واقعیت‌های ایران اجرا شدند

این استاد دانشگاه با اشاره به سیاست‌های اقتصادی سال‌های اخیر گفت: در دهه‌های گذشته بار‌ها نسخه‌هایی مانند کنترل شدید نقدینگی یا برخی سیاست‌های انقباضی برای مهار تورم توصیه شد، اما در عمل مشاهده کردیم که این سیاست‌ها همیشه نتیجه مطلوب ایجاد نکردند؛ زیرا ساختار اقتصاد ایران به‌گونه‌ای شکل گرفته که کاهش ناگهانی نقدینگی می‌تواند خود منشأ بحران‌های جدید شود.

وی ادامه داد: وقتی ساختار‌های اقتصادی، بانکی، تولیدی و حتی بودجه‌ای کشور بر مبنای حجم بالایی از نقدینگی شکل گرفته، صرفاً توصیه به کاهش نقدینگی نمی‌تواند تورم را مهار کند؛ بنابراین سیاست‌گذاری اقتصادی باید متناسب با واقعیات داخلی طراحی شود، نه صرفاً بر اساس ترجمه نسخه‌های خارجی.

پایان تنش‌ها و رفع تحریم‌ها؛ پیش‌شرط آرامش اقتصادی

افقه در ادامه با اشاره به الزامات کوتاه‌مدت بهبود وضعیت اقتصادی کشور اظهار کرد: هر کشوری که بخواهد در مسیر توسعه قرار بگیرد، قبل از هر چیز نیازمند ثبات و امکان پیش‌بینی آینده است. سرمایه‌گذار، تولیدکننده و حتی مصرف‌کننده باید بتوانند آینده را تا حدی پیش‌بینی کنند؛ در غیر این صورت تصمیمات اقتصادی غیرمنطقی و هیجانی افزایش پیدا می‌کند.

وی افزود: در شرایط جنگی یا تنش‌های شدید منطقه‌ای، طبیعی است که مردم و فعالان اقتصادی به سمت رفتار‌های احتیاطی حرکت کنند و همین مسئله اقتصاد را از مسیر طبیعی خارج می‌کند؛ بنابراین پایان جنگ، کاهش تنش‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و همچنین رفع تحریم‌ها، از مهم‌ترین شروط کوتاه‌مدت برای بازگشت آرامش به اقتصاد کشور است.

این اقتصاددان خاطرنشان کرد: تحریم‌هایی که سال‌ها ادامه پیدا کرده‌اند، باعث شده دولت‌ها برای اداره کشور به سمت فروش دارایی‌ها، خصوصی‌سازی‌های غیرهدفمند، استقراض و آینده‌فروشی حرکت کنند؛ در حالی که این شیوه‌ها نمی‌تواند اقتصاد را به شکل پایدار نجات دهد.

درآمد نفت، ناکارآمدی ساختار‌ها را پنهان کرده بود

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز با اشاره به وابستگی تاریخی اقتصاد ایران به درآمد‌های نفتی گفت: تا پیش از سال‌های اخیر، درآمد‌های نفتی بخشی از ناکارآمدی‌های داخلی را پنهان می‌کرد. هر زمان اقتصاد دچار مشکل می‌شد، افزایش درآمد نفتی موقتاً شرایط را بهبود می‌بخشید، اما این به معنای حل شدن ریشه‌ای مشکلات نبود.

وی ادامه داد: حتی اگر در آینده دوباره فروش نفت افزایش پیدا کند و بخشی از فشار‌های اقتصادی کاهش یابد، تا زمانی که ساختار‌های ضدتوسعه و ناکارآمد اصلاح نشوند، اقتصاد ایران دوباره به همین نقطه بازخواهد گشت. به همین دلیل اصلاح ساختار‌ها مهم‌تر از راه‌حل‌های موقتی است.

علوم انسانی در ایران نیازمند بومی‌سازی است

افقه با تأکید بر اهمیت بازنگری در علوم انسانی کشور اظهار کرد: مشکل فقط مربوط به اقتصاد نیست. در بسیاری از رشته‌های علوم انسانی از جمله جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و مدیریت نیز با همین مسئله روبه‌رو هستیم. بخش بزرگی از تئوری‌ها و مدل‌های آموزشی از جوامعی گرفته شده‌اند که از نظر فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تفاوت‌های جدی با ایران دارند.

وی افزود: اساتید دانشگاه باید بتوانند این نظریه‌ها را متناسب با شرایط بومی کشور بازطراحی و بومی‌سازی کنند. اگر این اتفاق نیفتد، شکاف میان دانشگاه و جامعه هر روز عمیق‌تر خواهد شد.

دانشگاه باید صورت مسئله جامعه را بشناسد

این استاد اقتصاد با اشاره به تجربه شخصی خود در حوزه اجرا و آموزش گفت: یکی از دلایلی که توانستم مسائل اقتصادی را متفاوت تحلیل کنم، تجربه اجرایی در کنار تدریس دانشگاهی بود. اقتصاد فقط مجموعه‌ای از فرمول‌ها نیست؛ بلکه شناخت واقعیت‌های جامعه و ساختار‌های اجرایی نیز اهمیت دارد.

وی تأکید کرد: استاد دانشگاه باید ابتدا صورت مسئله جامعه خود را بشناسد. وقتی استاد با مسائل واقعی تولید، بازار، بودجه، صنعت و معیشت مردم درگیر نباشد، طبیعی است که راه‌حل‌های او نیز صرفاً تئوریک باقی بماند.

افقه افزود: اگر یک تئوری اقتصادی با ساختار‌های داخلی سازگار باشد، می‌توان آن را اجرا کرد، اما اگر ناسازگار باشد، دو راه بیشتر وجود ندارد؛ یا باید ساختار‌های جامعه را متناسب با آن تغییر داد که معمولاً در کوتاه‌مدت ممکن نیست، یا باید آن نظریه را متناسب با شرایط بومی اصلاح و بازطراحی کرد.

فاصله دانشگاه و بدنه اجرایی کشور باید کاهش یابد

وی با اشاره به ضرورت حضور دانشگاهیان در فرآیند تصمیم‌سازی کشور گفت: برای نزدیک شدن دانشگاه به جامعه، اساتید باید در جلسات سیاست‌گذاری، شورا‌های تصمیم‌گیری و فرآیند‌های اجرایی حضور پیدا کنند. بسیاری از مشکلات کشور زمانی بهتر درک می‌شود که فرد از نزدیک با واقعیت‌های اجرایی مواجه شود.

این اقتصاددان افزود: حضور دانشگاهیان در کنار مدیران اجرایی می‌تواند به تدریج ذهن اساتید را نسبت به واقعیات داخلی شکل دهد و در مقابل نیز تصمیم‌گیران را از ظرفیت علمی دانشگاه‌ها بهره‌مند کند.

افقه در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از ساختار فعلی ارتقای اساتید دانشگاه گفت: متأسفانه امروز بخشی از فضای دانشگاهی به سمت تولید مقالات و پایان‌نامه‌هایی حرکت کرده که بیشتر برای ارتقای رتبه علمی مفید است تا حل مشکلات کشور که امروز بزرگترین ماموریت دانشگاه است. در واقع ممکن است استادی بدون آنکه کوچک‌ترین تأثیری در حل مسائل اقتصادی و اجتماعی کشور داشته باشد، صرفاً با تولید مقالات متعدد ارتقا پیدا کند و این مسئله یکی از آسیب‌های جدی نظام علمی کشور است و باید مورد بازنگری قرار گیرد.

هم مدیران و هم اساتید باید در نگرش تغییر کنند

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز تأکید کرد: از یک سو مدیران کشور باید دانشگاه و اساتید را جدی بگیرند و آنان را وارد فرآیند تصمیم‌سازی کنند و از سوی دیگر، خود اساتید نیز باید از فضای صرفاً تئوریک فاصله بگیرند و برای حل مسائل واقعی جامعه مسئولیت‌پذیر باشند.

وی خاطرنشان کرد: اگر این ارتباط دوسویه شکل نگیرد، همچنان شاهد انبوهی از مقالات، پژوهش‌ها و تولیدات علمی خواهیم بود که شاید در مجلات و رسانه‌ها قابل ارائه باشند، اما کمکی به حل مشکلات واقعی مردم نخواهند کرد.

افقه در پایان اظهار کرد: کشور در آستانه ورود به فصل جدیدی قرار دارد و اگر قرار است توسعه واقعی شکل بگیرد، باید دانشگاه، دولت و بخش اجرایی به یک فهم مشترک درباره مسائل ایران برسند؛ در غیر این صورت، توسعه همچنان شعاری و وابسته به درآمد‌های نفتی باقی خواهد ماند.

انتهای پیام/

امیر حسین اصغری
ارسال نظر
captcha