مدارس نظامیه؛ نخستین تجربههای آموزش سازمانیافته در جهان اسلام
مدارس نظامیه به ابتکار خواجه نظامالملک طوسی در شهرهای بزرگ قلمرو سلجوقیان تأسیس شدند، نقش مهمی در سازماندهی آموزش دینی، تربیت نخبگان اداری و فقهی و گسترش علوم دینی و عقلی داشتند. درباره جایگاه تاریخی این مدارس، ساختار آموزشی آنها و تاثیرشان بر تاریخ آموزش عالی؛ خبرنگار آناتک با دکتر شهرزاد ساسانپور، استاد تاریخ و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد گفتوگو کرده است.
مدارس نظامیه در چه فضایی از تحولات سیاسی و فرهنگی جهان اسلام تاسیس شدند؟
مدارس نظامیه در قرن پنجم هجری قمری و در دوره سلجوقیان شکل گرفتند. البته پیش از سلجوقیان نیز با ورود عناصر ترک به جهان اسلام مواجه هستیم. پیش از آنان غزنویان و پس از آنان خوارزمشاهیان روی کار آمدند که در تاریخ ایران از آنها با عنوان حکومتهای تاریخ میانه یا متقارن یاد میشود. در این دوره تحولات سیاسی و مذهبی مهمی در جهان اسلام رخ داده بود.
ترکان در ابتدا بهعنوان نیروی نظامی در خدمت خلافت عباسی بودند، اما بهتدریج برخی از آنان به مقامهای بالای نظامی رسیدند و حتی حکومتهای مستقلی تشکیل دادند. از نظر مذهبی نیز تفاوتهایی میان حکومتها دیده میشد؛ برای مثال محمود غزنوی به فقه حنفی گرایش داشت، در حالی که سلجوقیان بیشتر به فقه شافعی توجه نشان میدادند.
مدارس نظامیه که به ابتکار خواجه نظامالملک طوسی تاسیس شدند، در واقع بخشی از پروژه سیاسی و دینی دولت سلجوقی بودند. یکی از اهداف اصلی این مدارس تقویت فقه شافعی در میان مذاهب اهل تسنن بود. در آن زمان تشیع هنوز مذهب رسمی نبود و این مدارس در واقع برای تربیت طلاب و عالمان فقه شافعی ایجاد شدند. بعدها نیز گفته شد که حوزههای علمیه تا حد زیادی از الگوی مدارس نظامیه تاثیر گرفتهاند.
در این دوره، خلیفه عباسی در بغداد بیشتر نقشی نمادین داشت. خواجه نظامالملک طوسی وزیر بسیار قدرتمندی بود که حدود بیست سال در دوره آلب ارسلان و ملکشاه وزارت سلجوقیان را بر عهده داشت. در این مدت او به اندازهای اقتدار داشت که نظریه ایرانشهری را دوباره مطرح کرد؛ نظریهای که پیشتر در دوره ساسانیان مطرح بود و هدف او (خواجه نظامالملک طوسی) بازگرداندن شکوه و اقتدار ایران به سطحی مشابه دوران ساسانی بود.
در همین زمان، قدرت خلفای عباسی بهشدت کاهش یافته بود و امیران و سلسلههای نظامی عملا قدرت واقعی را در دست داشتند. سلجوقیان حتی توانستند بغداد را فتح کنند و قدرت خود را تثبیت کنند، هرچند خلیفه را کنار نگذاشتند، زیرا خلافت برای حکومتها مشروعیت مذهبی ایجاد میکرد. در نتیجه نوعی ائتلاف میان سلجوقیان و خلافت عباسی شکل گرفت و در پی آن نهادهای آموزشی اهل تسنن تقویت شدند.
از سوی دیگر، خلافت فاطمی در مصر با ادعای انتساب به فاطمه زهرا(س) و با مذهب اسماعیلی در حال رقابت با خلافت عباسی بود و مشروعیت آن را به چالش میکشید. داعیان اسماعیلی نیز در مناطق مختلف ایران نفوذ کرده بودند و فعالیتهای اعتقادی و سیاسی داشتند. در چنین شرایطی، سلجوقیان و خواجه نظامالملک دریافتند که برای تثبیت موقعیت سیاسی خود در برابر فاطمیان مصر باید عالمانی تربیت کنند که به سنتهای اهل تسنن پایبند باشند.
از نظر فرهنگی نیز دوره سلجوقی یکی از دورههای شکوفایی علمی، فرهنگی و هنری به شمار میآید. فقه و کلام در این دوره گسترش یافت و نیاز به نهادهای آموزشی برای آموزش و بحث درباره این علوم احساس میشد. پیش از آن آموزش علوم، از جمله فقه و کلام، عمدتا در خانه علما یا در مساجد و در قالب حلقههای غیررسمی درس برگزار میشد.
سلجوقیان در قرن پنجم هجری گستردهترین و قدرتمندترین امپراتوری جهان اسلام را تشکیل داده بودند. قلمرو آنان بسیار وسیع بود؛ بخشی از سلجوقیان در آسیای صغیر حکومت سلجوقیان روم را تشکیل دادند، شاخهای در کرمان حکومت داشت و بخش اصلی حکومت در ایران و عراق مستقر بود. پس از پیروزی آلب ارسلان بر امپراتور روم شرقی نیز بخشهایی از آسیای صغیر به دست سلجوقیان افتاد.
گسترش قلمرو و پیچیدهتر شدن ساختار حکومتی موجب شد دولت سلجوقی به شمار بیشتری از مدرسان، دبیران، قضات و فقها نیاز پیدا کند. همین امر سبب شد نیاز به یک نهاد آموزشی منظم احساس شود. به همین دلیل خواجه نظامالملک در حدود یازده شهر مهم از جمله بغداد، نیشابور، مرو، بلخ، هرات و خوارزم، اصفهان و... مدارس نظامیه را تاسیس کرد. مهمترین آنها نظامیه بغداد و نظامیه نیشابور بودند.
نظامیه بغداد که در پایتخت خلافت عباسی قرار داشت اهمیت ویژهای داشت. تاسیس این مدرسه علاوه بر تقویت جایگاه سلجوقیان و حمایت آنان از خلافت عباسی، در رقابت مذهبی میان اهل تسنن و جریانهای شیعی، بهویژه فاطمیان و اسماعیلیان، نیز نقش مهمی ایفا کرد. در عین حال، این مدارس به تربیت نخبگان اداری و فقهی و سازماندهی آموزش عالی دینی در جهان اسلام کمک کردند.
مدارس نظامیه
نظام آموزشی این مدارس چگونه بود و چه علومى در آنها تدریس میشد؟
نظامیهها بر اساس الگوی سنتی آموزش اسلامی اداره میشدند و محور اصلی آموزش در آنها استاد بود. در این مدارس تلاش میشد استادانی جذب شوند که از نظر علمی برجسته باشند و توانایی تدریس متون دینی و همچنین مباحثه و مناظره علمی با شاگردان را داشته باشند. پس از بررسی صلاحیت علمی افراد، به آنان اجازه تدریس داده میشد.
مدارس نظامیه به تدریج تحولی در ساختار آموزش علمی ایجاد کردند و شبکهای از مدارس، خانقاهها، مساجد و حلقههای علمی پیرامون آنها شکل گرفت. بیشتر درسهایی که در این مدارس ارائه میشد ماهیت فقهی و کلامی داشت، اما تولید دانش نیز در آنها صورت میگرفت و علوم عقلی نیز مورد توجه قرار داشت.
در این مدارس ابتدا قرآن قرائت میشد و سپس درسهایی مانند اصول فقه، حدیث، تفسیر قرآن، کلام، نحو، صرف، بلاغت و ادبیات عرب تدریس میشد. در کنار این علوم دینی، علوم عقلی نیز جایگاهی در برنامه آموزشی داشتند؛ از جمله منطق، فلسفه، ریاضیات و گاهی هیئت و نجوم.
بنابراین میتوان گفت که محور اصلی آموزش در نظامیهها علوم دینی، بهویژه فقه شافعی، اصول فقه، حدیث، تفسیر قرآن و کلام اشعری بود، اما علوم عقلی نیز در کنار آنها تدریس میشدند.
آیا مدارس نظامیه را میتوان نوعی الگوی اولیه دانشگاه دانست؟
مدارس نظامیه در واقع آموزش عالی را نهادینه کردند و به الگویی برای تاسیس مدارس دیگر در سراسر جهان اسلام تبدیل شدند. پس از آن مدارس متعددی در ایران، مصر، شام و عراق با الهام از نظامیهها ایجاد شد و سنتهای فقهی و کلامی، بهویژه فقه شافعی و کلام اشعری، تثبیت شدند.
در مطالعات جدید، نظامیهها یکی از مهمترین نهادهای آموزش عالی در تمدن اسلامی به شمار میروند و حتی گفته میشود مراکز علمی- آموزشی اروپا در قرون وسطی تا حدی تحت تاثیر این مدارس قرار داشتهاند. البته درباره میزان شباهت میان این نهادها و دانشگاههای اروپایی اختلاف نظرهایی میان پژوهشگران وجود دارد.
برخی پژوهشگران معتقدند نظامیهها را میتوان نوعی پیشنمونه دانشگاه در دوران پیش از مدرنیته دانست؛ یعنی یکی از برجستهترین اشکال سازمانیافته آموزش عالی در تمدن اسلامی که در زمینه فقه، کلام و فلسفه بسیار فعال بودند.
نقش استادانی مانند امام محمد غزالی در اعتبار علمی مدارس نظامیه چه بود؟
امام محمد غزالی یکی از برجستهترین چهرههای علمی نظامیه بغداد به شمار میرود. او تحصیلات اولیه خود را نزد امامالحرمین جوینی در نیشابور گذراند و در فقه، اصول و کلام به شهرت رسید. غزالی از نبوغ علمی چشمگیری برخوردار بود و در محافل علمی و سیاسی رفتوآمد داشت.
در نهایت به محافلی که خواجه نظامالملک در نظامیهها ایجاد کرده بود نزدیک شد و به دلیل مهارت فراوان در فقه و کلام، در سال ۴۸۴ هجری قمری به عنوان استاد نظامیه بغداد منصوب شد. این انتصاب نشاندهنده جایگاه علمی بالای او بود.
حضور غزالی در نظامیه بغداد باعث شد این مدرسه به مقصدی مهم برای طلاب از سراسر جهان اسلام تبدیل شود. مدرسهای که غزالی در آن تدریس میکرد به دلیل دانش و اعتبار او منزلت علمی بالایی پیدا کرد.
از سوی دیگر، غزالی با وجود مهارت در فقه و کلام، با فلسفه نیز درگیر بود و برای نقد آن کتاب مشهور تهافت الفلاسفه را نوشت. در این کتاب او مکاتب فلسفی مختلف، از جمله فلسفه ارسطویی، افلاطونی، مشایی و اشراقی را شرح داد و سپس به نقد آنها پرداخت. همین اثر بعدها در اروپا ترجمه شد و برای قرنها در مطالعات فلسفی مورد استفاده قرار گرفت.
در نهضت ترجمه بغداد، مسلمانان آثار افلاطون و ارسطو را از زبانهای یونانی، رومی و سریانی، سانسکریت و فارسی باستان به زبان عربی ترجمه کرده بودند. بسیاری از استادان جندیشاپور با این زبانها آشنا بودند. اما در دورهای که اروپاییان شروع به ترجمه آثار عربی به زبانهای لاتین و دیگر زبانهای اروپایی کردند، در اروپا افرادی که زبان یونان باستان و روم باستان بدانند بسیار کم بودند. از این رو ترجمههای عربی این آثار و نیز کتابهایی مانند «تهافت الفلاسفه» برای آنان اهمیت زیادی داشت.
غزالی بعدها نظامیه بغداد را ترک کرد، سفرهایی انجام داد و وارد دورهای جدید از زندگی خود شد. او در این دوره کتاب معروف احیاء علوم الدین را نوشت. ترک نظامیه بغداد توسط غزالی نیز به نوعی بحران در این مدرسه منجر شد.
اداره مدارس نظامیه چگونه بود و وقف چه نقشی در آن داشت؟
یکی از مهمترین نهادهایی که در دوره سلجوقیان هزینههای مدارس نظامیه را تامین میکرد، نهاد وقف بود. البته وقف در ایران پیشینهای طولانی دارد و حتی در دوره باستان نیز نمونههایی از آن دیده میشود؛ برای مثال برخی زرتشتیان برای آتشکدهها وقف میکردند.
در تمدن اسلامی وقف به این معناست که فردی مال یا منبع درآمدی را برای هدفی عمومی، دینی یا خیریه اختصاص دهد، بهگونهای که اصل مال حفظ شود اما منافع آن در جهت هدف تعیین شده مصرف شود.
خواجه نظامالملک و دیگر حامیان نظامیهها املاک وسیع، زمینهای کشاورزی، باغها و حتی دکانهایی را که درآمدزا بودند وقف این مدارس کردند. درآمد حاصل از این موقوفات برای پرداخت حقوق استادان، مقرری دانشجویان، هزینه اقامت، خوراک و پوشاک آنان، نگهداری ساختمانها، تامین کتابهای کتابخانه و فراهم کردن ابزارهای آموزشی استفاده میشد.
اداره مدارس نیز معمولا زیر نظر متولیان وقف و مامورانی انجام میشد که از سوی دستگاه حکومتی منصوب میشدند. با وجود پیوند نزدیک نظامیهها با دولت سلجوقی، هزینههای آنها مستقیما از بیتالمال پرداخت نمیشد. هدف این بود که هم نظارت سیاسی بر مدارس وجود داشته باشد و هم بار مالی آن بر دوش دولت قرار نگیرد.
وقف باعث ایجاد ثبات مالی نسبی برای این مدارس میشد و امکان تحصیل برای طلاب کمبضاعت را فراهم میکرد. حتی پس از مرگ واقف نیز به دلیل وجود موقوفه، درآمد مدارس ادامه پیدا میکرد. با این حال وقف به تنهایی برای دوام این مدارس کافی نبود و امنیت و ثبات سیاسی نقش تعیینکنندهای در ادامه فعالیت آنها داشت.
مهمترین دلایل افول مدارس نظامیه چه بود؟
نخستین عامل، ضعف تدریجی دولت سلجوقی بود. این مدارس در ابتدا از حمایت سیاسی سلجوقیان برخوردار بودند، اما با بروز درگیریهای داخلی و خارجی در این دولت، توجه حکومت به مسائل علمی کاهش یافت.
از نظر خارجی نیز سلجوقیان با جنگهای صلیبی مواجه بودند. یکی از زمینههای شکلگیری این جنگها پیروزی آلب ارسلان بر امپراتور روم شرقی و گسترش نفوذ سلجوقیان در آسیای صغیر بود که نگرانی دولتهای اروپایی را برانگیخت. در نتیجه اروپا علیه مسلمانان متحد شد و مشکلاتی برای دولت سلجوقی ایجاد کرد.
عامل مهم دیگر حملات مغول در اوایل قرن هفتم هجری بود. سقوط بغداد در سال ۶۵۶ هجری توسط هولاکو ضربه بزرگی به بسیاری از نهادهای علمی از جمله نظامیه بغداد وارد کرد.
از سوی دیگر، موفقیت نظامیهها باعث شد مدارس مشابه بسیاری در شهرهای مختلف تاسیس شوند. در نتیجه انحصار و اعتبار ویژهای که نظامیهها داشتند کاهش یافت. علاوه بر این، مدارس جدیدی که توسط ایوبیان در مصر، ممالیک در شام و مراکز علمی دمشق و قاهره ایجاد شد، به نوعی رقیب نظامیهها شدند. ایجاد خانقاهها و حلقههای علمی جدید نیز در کاهش جایگاه نظامیهها نقش داشت.
البته پیش از نظامیهها نیز مراکز علمی مهمی مانند بیتالحکمه بغداد، دارالحکمه فاطمیان مصر، دارالعلمهای موصل، الحاکم خلیفه فاطمی در مصر و جندی شاپور در ایران وجود داشت؛ اما گستردگی و نفوذ شبکه مدارس نظامیه در شهرهایی مانند بغداد، نیشابور، اصفهان، بلخ، مرو و هرات جایگاه ویژهای به آنها بخشیده بود.
میراث مدارس نظامیه در تاریخ آموزش عالی چگونه ارزیابی میشود؟
مدارس نظامیه از نخستین نهادهایی بودند که علوم دینی و عقلی را به شکل سازمانیافته و نسبتا آکادمیک در یک نهاد آموزشی متمرکز کردند. به همین علت، بسیاری از پژوهشگران آنها را یکی از مهمترین نهادهای آموزش عالی در جهان اسلام میدانند.
این مدارس را میتوان نوعی الگوی آموزش عالی در دوره پیشامدرن دانست که از نظر ساختار نهادی و کارکردهای آموزشی شباهتهایی با کالجهای اروپای قرون وسطی داشتند. حتی احتمال تاثیرگذاری غیرمستقیم آنها بر نهادهای آموزشی غرب نیز مطرح شده است.
با این حال تفاوتهایی نیز وجود داشت. برای مثال در نظامیهها مدرک رسمی دانشگاهی به معنای امروزی وجود نداشت و بیشتر اجازهنامههای علمی شخصی رایج بود. همچنین ساختار حقوقی و میزان استقلال نهادی آنها با دانشگاههای اروپایی یا دانشگاههای امروزی متفاوت بود.
به طور کلی هویت علمی نظامیهها بر دو پایه اصلی استوار بود: محوریت استادان برجسته و نظام وقف که امکان استمرار فعالیت علمی را فراهم میکرد.
انتهای پیام/