نسبت اینترنت آزاد و وضعیت امروز اتحادیه جهانی مخابرات
خبرگزاری آنا، علی پژوهش، دبیر سرویس فناوری ـ سالهاست که واژه «اتحادیه جهانی مخابرات» (ITU) در محافل تخصصی و رسانههای بینالمللی بیش از آنکه یادآور نظارت بر یک زیرساخت جهانی باشد، نمادی از ناکارآمدی و بیعملی سازمانهای بینالمللی در برابر زورگوییهای آمریکا شده است. واقعیت آن است که بیخاصیتترین نهادهای جهانی همواره آنهایی بودهاند که قدرت بازدارندگی ندارند و ابزار اجراییشان به اراده کشورهای زورگو گره خورده است.
اتحادیه جهانی مخابرات از همان ابتدا میتوانست چارچوبی الزامآور برای جلوگیری از نظامیسازی اینترنت تدوین کند، اما این کار را نکرد و در عمل به تماشاگری بسنده کرد که آمریکا هرگاه خواست از آن به عنوان اهرمی برای فشار بر کشورهای مخالف استفاده کرد و هرگاه نخواست، آن را نادیده گرفت. این اتحادیه حتی نتوانسته تعریف روشنی از «دسترسی عادلانه به اینترنت» ارائه دهد و این خلأ قانونی، به آمریکا اجازه داده است که با استناد به قوانین داخلی خودش، برای تمام جهان تعیین تکلیف کند.
آمریکا و رژیم اسرائیل؛ شکارچیان اینترنتی در غزه و لبنان
اگر اتحادیه جهانی مخابرات به وظایف ذاتی خود در قبال زیرساختهای ارتباطی جهان عمل میکرد، امروز شاهد نبودیم که ارتش آمریکا و رژیم اسرائیل از بستر اینترنت و خدمات ماهوارهای و سایبری برای به خاک و خون کشیدن مردم غزه، لبنان، ایران و دیگر کشورها استفاده کنند.
نمونههای تاریخی نشان میدهد که هرگاه نظارت بینالمللی بر مخابرات قوی بوده، فجایع کاهش یافته است. اما در غزه، رژیم اسرائیل با بهرهگیری از فناوریهای نظارتی پیشرفتهای که آمریکاییها در اختیارش گذاشتهاند، ارتباطات میدانی مقاومت را قطع کرد و با رهگیری دادههای اینترنتی، حملات هوایی خود را با دقتی جنایتکارانه به سمت مدارس، بیمارستانها و منازل مسکونی هدایت کرد. در لبنان نیز همین الگو تکرار شده: سامانههای جاسوسی سایبری که آمریکا برای «حفاظت از امنیت ملی» خود طراحی کرده، عملاً به سلاحی برای ترور فرماندهان مقاومت و هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی تبدیل شده است.
اتحادیه جهانی مخابرات مانع این سوءاستفادهها نشده و حتی گزارشی مستند از نقش اینترنت در جنایات جنگی منتشر نکرده است.
اینترنت آزاد؛ دروغی که با تحریمهای آمریکایی رنگ میبازد
فرض کنیم که اینترنت واقعاً یک «زیرساخت عمومی جهانی» است که همه انسانها باید به طور برابر از آن بهره ببرند. در چنین وضعیتی، نهادی مانند اتحادیه جهانی مخابرات یا هر رگولاتور بینالمللی دیگری باید قدرت قانونی و ابزار اجرایی کافی داشته باشد تا کشورهای سرکش مانند آمریکا و دولتهای نامشروع مانند رژیم اسرائیل را از اعمال زور و تحریمهای یکجانبه علیه دیگر ملتها بازدارد. اما امروز واقعیت این است: بیش از ۳۰۰ هزار سایت و سرویس اینترنتی به صرف آنکه ذیل قوانین تحریمی آمریکا تعریف میشوند، بر روی مردم ایران مسدود شدهاند.
داروهای بیماران پروانهای، سامانههای داروسازی دانشبنیان، سکوهای فضایی و ارتباطی که نماد خدمترسانی به مردم ایران هستند، همگی در فهرست تحریمهای مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا جای دارند. حال آنکه آمریکا اگر راست میگوید که به فکر مردم ایران است، چرا داروی بیماران را تحریم میکند؟ چرا با شرکتهای علمی و فناورانه ایران جنگ اقتصادی راه انداخته است یا آنها را در جریان تجاوز نظامی اخیر خود به خاک ایران مورد تجاوز قرار میدهد؟
تحریم اینترنتی، نقض آشکار حقوق بشر است
آمریکا به راحتی میتواند دسترسی ایرانیان به آیفون، اینستاگرام، واتساپ و صدها سرویس دیگر را قطع کند، همان کاری که در قبال برخی کشورهای دیگر انجام داده است. اما سؤال اینجاست: چرا انجام نمیدهد؟ آیا از سرِ مهربانی است یا به این دلیل که همین سرویسها بهترین ابزار برای جمعآوری داده، جاسوسی، نفوذ رسانهای و عملیات روانی علیه جامعه ایران هستند؟
غیر از این است که قطع کامل این سرویسها به معنای از دست دادن یک شبکه عظیم جاسوسی و ابزاری برای مدیریت افکار عمومی است؟ اتحادیه جهانی مخابرات اگر ناظر واقعی بود، باید چنین رفتارهای دوگانهای را ممنوع اعلام میکرد و مجوز فعالیت هر سرویس فراملی را به شرط شفافیت و عدم سوءاستفاده از دادههای کاربران صادر میکرد، اما چنین ابزاری در اختیار ندارد و به همین دلیل آمریکا هر طور که بخواهد، با اینترنت بازی میکند.
وقتی اتحادیه جهانی مخابرات به وظیفه خود عمل نمیکند، چه کسی پاسخگو است؟
تصور کنید که یک سازمان بینالمللی وظیفه داشته باشد از ایمنی جادههای جهانی مراقبت کند، اما در عمل هیچ قدرتی برای جریمه یا توقف رانندگان متخلف نداشته باشد. چنین سازمانی نه مفید است، نه معتبر. اتحادیه جهانی مخابرات دقیقاً در چنین جایگاهی قرار دارد.
این اتحادیه میتوانست و باید سالها پیش، سندی الزامآور برای منع سوءاستفاده نظامی از اینترنت تصویب کند و سازوکاری قضایی برای رسیدگی به شکایات کشورهای قربانیِ جنگ سایبری و تحریمهای دیجیتال ایجاد نماید. اما عمل نکرد.
نتیجه شده است که امروز آمریکا بدون هیچ مانعی، شرکتهای اینترنتی و مخابراتی ایران، روسیه، چین، ونزوئلا و حتی متحدان اروپایی خود را هدف تحریمهای یکجانبه قرار میدهد و آنها را از شبکه مالی و ارتباطی جهان جدا میکند.
اینترنت بیقانون، سلاح قلدرهای جهانی است
اگر اتحادیه جهانی مخابرات به جای صدور بیانیههای بیاثر، مکانیزم جریمه، تحریم متقابل و حتی قطع دسترسی کشورهای متخلف را در دست داشت، امروز رژیم اسرائیل نمیتوانست با کمک سامانههای نظارتی آمریکا، اینترنت غزه را به ابزار شناسایی و ترور تبدیل کند. اگر چنین اتحادیهای وظایف خود را انجام میداد، مردم لبنان قربانی جنگ سایبری نمیشدند و دانشمندان و متخصصان ایرانی در امان بودند. اما افسوس که این اتحادیه عملاً به یک باشگاه گفتوگو و هماهنگی فنی تبدیل شده است و برخلاف آنچه باید باشد یک نهاد تنظیمگر قدرتمند نیست.
بازنگری در مأموریتها و ابزارهای اتحادیه جهانی مخابرات
امروز دیگر زمان آن رسیده که کشورهای عضو اتحادیه جهانی مخابرات -بهویژه کشورهای در حال توسعه و قربانی تحریم- خواهان تغییر اساسنامه این نهاد شوند. یک اتحادیه مخابراتیِ کارآمد باید دست کم سه ابزار کلیدی داشته باشد: اول، حق صدور رأی الزامآور برای توقف سوءاستفاده نظامی از زیرساختهای اینترنتی؛ دوم، توانایی وضع جرایم سنگین مالی علیه کشورهایی که دسترسی عادلانه به اینترنت را مسدود میکنند؛ سوم، ایجاد صندوق جبران خسارت برای کشورهایی که به دلیل تحریمهای یکجانبه از خدمات اینترنتی محروم شدهاند. بدون این ابزارها، اتحادیه جهانی مخابرات همچنان یک نهاد تشریفاتی باقی خواهد ماند که هرگاه آمریکا بخواهد فعال میشود و هرگاه نخواهد، تعطیل میگردد.
از «جامعه اطلاعاتی» تا «جامعه محروم از اطلاعات»
امروز بیش از ۳۰۰ هزار سرویس اینترنتی به دلیل تحریمهای آمریکا برای ایرانیان قابل دسترسی نیست. همین وضعیت در مقیاسی دیگر برای مردم فلسطین، سوریه، یمن و کوبا نیز صادق است. این یعنی ما نه در «جامعه اطلاعاتی» که در «جامعه محروم از اطلاعات» زندگی میکنیم. اگر اتحادیه جهانی مخابرات به جایگاه واقعی خود بازگردد، باید آمریکا را مجبور کند که یا قوانین تحریمی خود را کنار بگذارد یا از اتحادیه اخراج شود.
همان گونه که اگر کشوری قوانین بینالمللی دریایی را نقض کند، از معابر آبی جهانی محروم میشود، کشورهای متخلف در حوزه مخابرات نیز باید از مزایای زیرساخت جهانی اینترنت محروم گردند. این تنها راهی است که اینترنت را از سلاحی در دست قلدرها به خدمترسانی عمومی و عادلانه تبدیل میکند.
جنگل آمریکایی یا زیستبومی قانون مند، کدام مطالبه ماست؟
پرسش نهایی این است: آیا جامعه جهانی به هوش خواهد آمد و اتحادیه جهانی مخابرات را از خوابزدهگی بیدار خواهد کرد، یا سالهای سال همچنان شاهد خواهیم بود که آمریکا و رژیم اسرائیل با ابزار اینترنت، جنایت میکنند، داده میدزدند، داروهای بیماران را تحریم میکنند و شرکتهای دانشبنیان کشورهای مستقل را منهدم میسازند؟
پاسخ این پرسش را تنها میتوان در اراده سیاسی کشورهای عضو اتحادیه جست. اگر امروز اقدامی نشود، فردا این اتحادیه نه فقط بیاثر، بلکه کاملاً نادیده گرفته خواهد شد؛ و آن زمان، قربانیانِ جنگ سایبری نمیتوانند حتی از یک نهاد بینالمللی بخواهند که صدای آنها را بشنود.
آنچه امروز به نام «نظم بینالمللی مخابرات» میشناسیم، هیچ نظمی جز نظم زور و منافع آمریکایی ندارد. اگر خواهان اینترنتی آزاد، عادلانه و امن برای همه هستیم، باید خواستار بازتعریف کامل نقش و ابزارهای اتحادیه جهانی مخابرات باشیم. در غیر این صورت، هر روز شاهد ابداع روشهای جدید برای استفاده نظامی و تحریمی از اینترنت خواهیم بود. انتخاب با ماست: یا اینترنتی با قانون جهانی، یا اینترنتی در چنگال قلدرهای بیقانون، مانند آنچه اکنون شاهد آن هستیم.
انتهای پیام/