آموزش ارتباطات در آستانه تغییر؛ نسخه دانشگاهیان برای بازتعریف سرفصلها در عصر هوش مصنوعی
به گزارش خبرگزاری آنا، به مناسبت ۲۷ اردیبهشت، روز ارتباطات و روابطعمومی، بازخوانی جایگاه آموزش دانشگاهی در حوزه ارتباطات بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند؛ حوزهای که در دنیای امروز به یکی از ارکان اصلی مدیریت افکار عمومی، اطلاعرسانی حرفهای و پیوند میان نهادهای علمی و جامعه تبدیل شده است.
تحولات پرشتاب رسانهای، گسترش شبکههای اجتماعی و ظهور فناوریهای نوین ارتباطی، ضرورت بازنگری و تقویت آموزشهای تخصصی در این رشته را در دانشگاهها بیش از پیش برجسته کرده است.
در نظام آموزش عالی، رشته ارتباطات نقشی فراتر از آموزش مهارتهای رسانهای دارد و میتواند با تربیت نیروهای متخصص، زمینهساز ارتقای کیفیت اطلاعرسانی علمی، تقویت روابط عمومیهای دانشگاهی و انتقال مؤثر دستاوردهای پژوهشی به جامعه باشد. از همین رو، بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که برنامههای آموزشی این رشته باید همگام با تحولات رسانهای و نیازهای جدید جامعه بهروز شود.
در همین راستا و به مناسبت روز ارتباطات و روابط عمومی، در گفتوگو با استادان و پژوهشگران حوزه ارتباطات در دانشگاهها، تلاش شده است ابعاد مختلف آموزش دانشگاهی این رشته، میزان انطباق آن با تحولات رسانهای و ضرورتهای بازنگری در سرفصلهای آموزشی مورد بررسی قرار گیرد.
در ادامه، دیدگاههای استادان دانشگاه درباره وضعیت آموزش رشته ارتباطات در دانشگاهها، چالشها و چشماندازهای پیشروی این حوزه را خواهید خواند.
هوش مصنوعی و آینده آموزش ارتباطات
علی شاکر پژوهشگر ارتباطات و هوش مصنوعی در پاسخ به اینکه در شرایطی که ارتباطات دیجیتال، هوش مصنوعی و دادهمحوری در حال گسترش است، آموزش این مهارتها چه جایگاهی در رشته ارتباطات دارد؟، اظهار کرد: ورود هوش مصنوعی و دادهمحوری به رشته ارتباطات صرفاً اضافه شدن یک ابزار جدید نیست، بلکه تغییری اساسی در ماهیت رسانه است. آموزش این مهارتها در دانشگاه نباید به یادگیری کار با نرمافزارها محدود شود، بلکه باید تفاوت رویکرد ماشین و انسان را به دانشجو بیاموزد.
ماشینها بر اساس دادههای گذشته و میانگینگیری آماری پاسخ میدهند، اما مغز انسان بر اساس خلاقیت، احساس و نگاه به آینده عمل میکند. اتکای غیراصولی و بیش از حد به ماشین باعث میشود دانشجویان قدرت تفکر انتقادی را از دست بدهند و صرفاً به اپراتورهایی تبدیل شوند که ساختارهای موجود را تکرار میکنند.
از سوی دیگر، هوش مصنوعی با شناخت سلیقه ما ممکن است ما را در حبابهای اطلاعاتی گرفتار کند و وسوسه سرعت بالای آن باعث شود روزنامهنگار کمیت را فدای کیفیت کند. آموزش ارتباطات باید اخلاق حرفهای را به عنوان ترمز این روند آموزش دهد؛ چرا که اگر قرار بر تولید محتوای سطحی باشد، ماشین این کار را سریعتر انجام میدهد و روزنامهنگار ارزش خود را از دست میدهد.
در کنار این موارد، باید به دانشجویان آگاهی داد که ما به دلیل انحصار زیرساختهای هوش مصنوعی در کشورهای دیگر، بیشتر مصرفکننده این فناوریها هستیم و نباید با استفاده ناآگاهانه، صرفاً به آموزشدهندگان رایگان ماشینهایی تبدیل شویم که ریشهای در فرهنگ ما ندارند.
شاکر با اشاره به اینکه فاصله میان آموزش دانشگاهی رشته ارتباطات و نیازهای حرفهای حوزه رسانه و روابط عمومی را چگونه ارزیابی میکنید و برای کاهش این فاصله چه باید کرد؟، گفت: شکاف میان دانشگاه و صنعت رسانه به دلیل تدریس مباحث قدیمی متناسب با رسانههای سنتی، نبود رویکرد آزمایشگاهی و عملی و همچنین دوری دانشکدههای ارتباطات از حوزه علوم رایانه ایجاد شده است. این هم چالشی نیست که فقط دانشکدهی ارتباطات در ایران درگیر آن باشند. چون سرعت تغییرات بسیار بالاست.
برای کاهش این فاصله، نیازمند پیوند میان نسلها هستیم. بزرگترین گام این است که استادان و روزنامهنگاران پیشکسوت در برابر هوش مصنوعی مقاومت نکنند. اگر آنها تجربه زیسته، دانش و شَم خبری ارزشمند خود را با سرعت و قدرت پردازش ماشین ترکیب کنند، تحولی بزرگ رخ میدهد؛ به این شکل که ماشین کارهای تکراری و زمانبر (یا همان گِل) را انجام میدهد و روزنامهنگار باسابقه به تحلیل و معنابخشی دادهها میپردازد.
برای حل ریشهایتر این شکاف، دانشگاهها باید ازکلاسهای صرفاً تئوری فاصله بگیرند و آزمایشگاههای نوآوری رسانه تاسیس کنند تا دانشجویان در محیطی عملی و شبیهسازیشده کار با دادهها را تجربه کنند. همچنین به دلیل سرعت بالای تغییرات فناوری، سرفصلهای طولانیمدت و خشک دانشگاهی جوابگو نیستند و باید دورههای کوتاهمدت، منعطف و پودمانی با حضور متخصصان فعال در بازار کار برگزار شود تا آموزشها همیشه بهروز بمانند. آینده این رشته در گرو ترکیب مهارت و شور نسل جوان در استفاده از ابزارهای جدید، با شعور و تجربه ارزشمند نسل پیشکسوت است.
در حالی که شاکر بر ضرورت بازتعریف آموزش ارتباطات در پرتو تحولات فناورانه و ورود هوش مصنوعی تأکید دارد و خواستار تقویت رویکردهای عملی و آزمایشگاهی در دانشگاههاست، برخی دیگر از استادان معتقدند طی سالهای اخیر گامهایی برای بهروزرسانی برنامههای درسی برداشته شده، هرچند این روند همچنان نیازمند شتاب بیشتری است.
ضرورت بهروزرسانی سرفصلهای آموزشی در دانشگاهها
مجید سلیمانیساسانی، عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری آنا درباره پاسخگویی رشتههای ارتباطات و رسانه به نیازهای جدید جامعه، اظهار کرد: فضای رشته ارتباطات در ۱۰ سال اخیر روند رو به پیشرفت و تکامل داشته است. در این سالها رشتههای متعددی با توجه به تحولات نظام ارتباطات اجتماعی شکل گرفته و در کنار آن، در برخی رشتههای قدیمی نیز سرفصلها با توجه به رویکردهای جدید تغییر کرده است.
وی افزود: در مقطع کارشناسی ارتباطات دانشگاه تهران، مطابق الزامات دانشگاه، هر پنج سال یکبار سرفصلها با توجه به تحولات حوزه ارتباطات بهروزرسانی میشوند. برای مهر امسال نیز بازنگری جدیدی در برنامه درسی انجام شده است؛ البته نمیتوان گفت همه حوزهها تغییر کردهاند، اما مباحث جدیدی که لازم بود مورد توجه قرار گیرند تقویت شدهاند.
عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران ادامه داد: در بازنگری جدید، موضوعاتی مانند مطالعات رسانههای اجتماعی، اقتصاد رسانههای اجتماعی، پویشهای رسانهای و مباحث مربوط به سیاستگذاری فضای مجازی در برنامه کارشناسی ارتباطات تقویت شدهاند. پنج سال پیش نیز بازنگری مشابهی انجام شد و درسهای مرتبط با رسانههای جدید نسبت به گذشته پررنگتر شدند.
سلیمانیساسانی با اشاره به شکلگیری رشتههای جدید در حوزه ارتباطات گفت: در بسیاری از دانشگاهها از جمله دانشگاه تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه صداوسیما و دانشگاه سوره تلاشهایی برای ایجاد رشتههای جدید متناسب با فضای رسانههای اجتماعی صورت گرفته است. برای نمونه، رشتههایی با محوریت مدیریت رسانههای اجتماعی در برخی از این دانشگاهها راهاندازی شدهاند.
وی بیان کرد: در دانشگاه تهران نیز چند رشته جدید مرتبط با فضای رسانههای اجتماعی و تحولات نوین ارتباطی طراحی شده که احتمالاً در یکی دو سال آینده پذیرش دانشجو خواهند داشت. به طور کلی فضای علمی اساتید و اعضای هیئت علمی در حوزه ارتباطات نیز به همین سمت حرکت کرده است.
این استاد دانشگاه با اشاره به تغییرات حوزه عملی ارتباطات بیان کرد: در حوزه تولید محتوا نیز تحولات قابل توجهی رخ داده است. رشتههای روزنامهنگاری که پیشتر عمدتاً بر روزنامهنگاری سنتی و مکتوب متمرکز بودند، امروز به سمت تولید محتوای تصویری، فعالیت در رسانههای اجتماعی، رسانههای کوچک و همچنین روزنامهنگاری شهروندی حرکت کردهاند؛ حوزههایی که در سالهای اخیر اهمیت بیشتری پیدا کردهاند.
سلیمانیساسانی در عین حال به برخی چالشها اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین نقدها به وضعیت موجود، سرعت پاسخگویی نظام آموزشی به تحولات حوزه ارتباطات است. انتظار میرود با توجه به سرعت تغییرات در فضای رسانهای، فرآیندهای اداری کوتاهتر شود تا امکان بازنگری سرفصلها حتی هر یک یا دو سال یکبار فراهم شود.
وی ادامه داد: در دانشگاههای مادر مانند دانشگاه تهران، بازنگریها به طور منظم هر پنج سال یکبار انجام میشود، اما در سایر دانشگاهها تغییر رشتهها و سرفصلها باید از مسیرهای طولانی در وزارت علوم عبور کند که همین مسئله باعث میشود برخی از دانشگاهها از تحولات این حوزه عقب بمانند.
عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران با اشاره به مسئله آموزشهای موازی نیز گفت: بخش قابل توجهی از مهارتهای حوزه تولید محتوا و ارتباطات پیش از این نیز خارج از دانشگاه آموزش داده میشد. به همین دلیل لازم است آموزشهای مرتبط با سواد رسانهای و مهارتهای تولید محتوا در سطح مدارس و پیش از ورود به دانشگاه جدیتر دنبال شود.
وی افزود: امروز بسیاری از دانشآموزان به طور مستقیم با رسانههای اجتماعی درگیر هستند و تولید محتوا میکنند؛ بنابراین لازم است آموزشهای پایهای سواد رسانهای و مهارتهای ارتباطی از دوره دبیرستان تقویت شود. در مقابل، مباحث نظری و پژوهشی در حوزه ارتباطات و رسانه همچنان در دانشگاهها بهخوبی دنبال میشود.
سلیمانیساسانی به تمرکز جغرافیایی رشتههای ارتباطات اشاره کرد و گفت: یکی از مسائل مهم، توزیع نامتوازن این رشتهها در سطح کشور است. بیشتر دانشگاههایی که رشتههای ارتباطات و رسانه را ارائه میکنند در تهران متمرکز هستند. در حالی که در شهرهای بزرگی مانند تبریز و شیراز چنین رشتههایی کمتر وجود داشته و حتی در برخی شهرها تازه در سالهای اخیر ایجاد شدهاند.
وی تأکید کرد: بهتر است آموزش عالی در حوزه ارتباطات از نظر جغرافیایی نیز گسترش پیدا کند تا دانشجویان در شهرهای مختلف کشور به این رشتهها دسترسی بیشتری داشته باشند.
در کنار این دیدگاه که بر روند رو به رشد بازنگریهای آموزشی و طراحی رشتههای جدید تأکید دارد، برخی استادان بر این باورند که سرعت تحولات فناوری به اندازهای بالاست که حتی این اصلاحات نیز کافی به نظر نمیرسد و باید بازنگریها در فاصلههای کوتاهتری انجام شود.
سواد بصری و نقش هنر در ارتباطات امروز
اعظم راودراد، استاد تمام علوم ارتباطات اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرنگار آنا اظهار کرد: دانشگاه تهران بهطور طبیعی هر پنج سال یکبار برنامههای درسی خود را بازنگری میکند؛ اما با توجه به سرعت بالای تحولات و رویدادهایی که در جهان رخ میدهد، به نظر میرسد این فاصله زمانی دیگر کافی نباشد. تغییرات بهویژه در حوزه تکنولوژیهای ارتباطی بسیار سریعتر از گذشته اتفاق میافتد، بنابراین دانشگاهها باید آمادگی بیشتری برای مواجهه با این دنیای متغیر داشته باشند و آن را بهتر بشناسند.
به گفته وی، در رشته ارتباطات نیاز به یک بازنگری کلی وجود دارد؛ بازنگریای که تغییرات دنیای جدید را در سرفصلها و محتوای آموزشی لحاظ کند. این بازنگری بهتر است در فاصلههای کوتاهتری نسبت به پنج سال انجام شود؛ برای مثال هر یک تا دو سال. البته منظور از بازنگری صرفاً ایجاد طرحی کاملاً جدید نیست، بلکه هم افزودن موضوعات و سرفصلهای تازه و هم بهروزرسانی محتوای دروس موجود را شامل میشود.
راودراد توضیح داد: برخی سرفصلهای درسی که اکنون وجود دارند، در واقع دروس پایه و ریشهای رشته ارتباطات هستند و نمیتوان آنها را بهطور کامل حذف کرد. این دروس مانند الفبای رشتهاند و همچنان ضروری هستند، اما لازم است محتوای آنها متناسب با شرایط و تحولات روز بهطور مداوم بهروزرسانی شود.
او با اشاره به تجربههای اخیر در دانشگاه تهران گفت: در سالهای اخیر درسهایی مانند «ارتباطات بحران»، «ارتباطات سلامت» و «ارتباطات محیطزیست» به سرفصلهای درسی اضافه شدهاند؛ موضوعاتی که با نیازهای جدید جامعه ارتباط بیشتری دارند. با این حال، بهویژه پس از دوران کرونا و نیز در شرایط جنگی و بحرانهای مختلف، به نظر میرسد دروس و موضوعات تازهتری نیز باید به این مجموعه افزوده شود.
این استاد ارتباطات یکی از مهمترین نیازهای آموزشی جدید را توجه به سواد بصری دانست و گفت: سواد بصری در گذشته بیشتر به معنای توانایی تحلیل تصویر و فهم پیامهای بصری بود؛ اینکه تصویر چگونه پیام خود را منتقل میکند، از چه تکنیکهایی برای برجستهسازی یا کوچکنمایی استفاده میشود و مانند آن. اما در دنیای ارتباطی امروز، پیش از هر چیز باید بتوانیم اصالت تصاویر را تشخیص دهیم؛ اینکه یک تصویر یا ویدئو واقعاً واقعی است یا ساخته و پرداخته ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی.
وی افزود: امروزه بسیاری از محتواهای بصری با کمک هوش مصنوعی تولید میشوند. گرچه هنوز در بسیاری از موارد میتوان نشانههایی از غیرواقعی بودن آنها را تشخیص داد، اما فناوری به سمتی پیش میرود که تشخیص این موارد بهمراتب دشوارتر خواهد شد. این مسئله در حوزههای مختلفی مانند خبر، گزارش و مستند نیز تأثیرگذار است و موضوعاتی مانند اخبار جعلی و اطلاعات نادرست را پررنگتر میکند؛ بنابراین دانشجویان و حتی استادان ارتباطات نیز باید بهطور مداوم خود را با این تحولات بهروز کنند.
راودراد تأکید کرد: آشنایی با فناوریهای جدید ارتباطی باید در محیطهای آموزشی، بهویژه در کلاسهای درس و کارگاههای عملی، تقویت شود تا دانشجویان بتوانند کاربرد این فناوریها را بهصورت عملی بیاموزند.
او همچنین به نقش هنر در ارتباطات اشاره کرد و گفت: در شرایط امروز میبینیم که انواع هنرها در فرآیندهای ارتباطی به کار گرفته میشوند؛ از موسیقی و نقاشی گرفته تا کاریکاتور و حتی ویدئوهایی که با کمک هوش مصنوعی تولید میشوند. در بسیاری از رویدادهای اجتماعی، چیدمانهای هنری و اشکال مختلف بیان هنری نقش مهمی در انتقال پیام ایفا میکنند. هنر علاوه بر بُعد عقلانی، بُعد احساسی ارتباطات را نیز تقویت میکند و به همین دلیل میتواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد. به همین دلیل موضوعاتی مانند «ارتباطات هنری» یا آموزش کاربرد هوش مصنوعی در حوزه ارتباطات نیز میتواند در برنامههای آموزشی مورد توجه قرار گیرد.
این استاد دانشگاه در ادامه تأکید کرد که مسئله تحول در آموزش ارتباطات فقط به کلاس درس محدود نمیشود. کلاس درس نیازمند پشتیبانی بیرونی است و خروجی آن باید در جامعه و بهویژه در رسانهها مورد استفاده قرار گیرد.
راودراد گفت: رسانهها باید از توانمندیهای فارغالتحصیلان رشته ارتباطات استفاده کنند. اگر دانشگاهها برنامههای آموزشی خود را بهروز کنند، اما رسانهها همچنان با ساختارها و رویکردهای قدیمی فعالیت کنند، این ظرفیتها بهدرستی به کار گرفته نخواهد شد.
او یکی از مهمترین نیازهای رسانهها را پذیرش تنوع دانست و افزود: تنوع در شیوههای کار، محتوا، موضوعات، دیدگاهها و حتی سلایق فکری و فرهنگی باید در رسانهها پذیرفته شود. بخش مهمی از کار ارتباطات ایجاد ارتباط میان افراد و گروههایی است که دیدگاهها و پیشینههای متفاوتی دارند.
به گفته وی، یکی از مشکلات موجود در برخی رسانهها نگاه «از بالا به پایین» است؛ نگاهی که در آن تصمیمگیرندگان تعیین میکنند چه چیزی درست یا غلط است و چه اطلاعاتی باید به مخاطبان منتقل شود. در حالی که ارتباطات مؤثر نیازمند نگاهی مشارکتیتر است.
راودراد در پایان تأکید کرد: سازمانهای رسانهای باید از ساختارهای عمودی و سلسلهمراتبی فاصله بگیرند و به سمت ساختارهای افقی حرکت کنند؛ ساختارهایی که در آنها افراد با دانش و تخصصهای متفاوت بتوانند دیدگاهها و توانمندیهای خود را وارد مجموعه کنند. در چنین شرایطی، هم دانشگاهها و هم رسانهها میتوانند در کنار یکدیگر به توسعه ارتباطی جامعه کمک کنند.
علاوه بر بازنگری در محتوای درسی و توجه به مهارتهایی مانند سواد بصری و کاربرد فناوریهای نوین، برخی صاحبنظران بر این نکته تأکید دارند که تحول در آموزش ارتباطات بدون پیوند مؤثر میان دانشگاه و عرصه عمل کامل نخواهد شد.
ضرورت پیوند دانشگاه و نهادهای اجرایی در آموزش روابط عمومی
حامد تیموری، رئیس مرکز روابط عمومی و ارتباطات رسانه نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها در گفتوگو با خبرنگار آنا با تأکید بر ضرورت پیوند میان دانشگاه و دستگاههای اجرایی برای تقویت مهارتهای دانشجویان رشتههای ارتباطات و روابط عمومی گفت: برای تربیت نیروی انسانی کارآمد در این حوزه، ایجاد ارتباط واقعی و نظاممند میان دانشگاه و نهادهای اجرایی کشور یک ضرورت جدی است.
وی با اشاره به نقش مکمل دانشگاه و سازمانهای اجرایی افزود: دانشگاه محل تولید دانش و نظریه است و در مقابل، سازمانها و نهادهای کشور میدان تجربه و عمل به شمار میآیند. اگر این دو در کنار یکدیگر قرار گیرند، فرآیند تربیت نیروی انسانی متخصص و توانمند بسیار اثربخشتر خواهد شد.
رئیس مرکز روابط عمومی و ارتباطات رسانه نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها ادامه داد: در این مسیر، نخستین گام میتواند تعریف سازوکارهای همکاری منظم میان دانشگاه و دستگاههای اجرایی باشد. از جمله این اقدامات میتوان به برگزاری دورههای کارآموزی هدفمند، اجرای پروژههای مشترک و تقویت تعاملاتی مشابه آنچه در برخی دانشگاهها میان صنعت، حوزه و دانشگاه شکل گرفته اشاره کرد. همچنین حضور متخصصان حوزه ارتباطات در کلاسهای دانشگاهی و مشارکت استادان در حل مسائل ارتباطی سازمانها از دیگر راهکارهای مؤثر در این زمینه است.
تیموری تأکید کرد: چنین تعاملاتی موجب میشود دانشجویان علاوه بر آشنایی با مبانی نظری، با چالشها و اقتضائات واقعی عرصه ارتباطات و روابط عمومی نیز آشنا شوند و آمادگی بیشتری برای ورود به فضای حرفهای پیدا کنند.
وی در ادامه به اهمیت مهارتآموزی مبتنی بر نیازهای روز جامعه اشاره کرد و گفت: حوزه ارتباطات همانند بسیاری از رشتههای دیگر با تحولات گسترده در فضای رسانهای و فناوریهای نوین مواجه است؛ بنابراین ضروری است برنامههای آموزشی دانشگاهها با همکاری نهادهای اجرایی بهروز شود تا دانشجویان بتوانند مهارتهایی مانند مدیریت افکار عمومی، سواد رسانهای، ارتباطات دیجیتال و روایتگری مؤثر را که از موضوعات مهم و روز این حوزه محسوب میشوند، فرا بگیرند.
رئیس مرکز روابط عمومی و ارتباطات رسانه نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها در پایان اضافه کرد: روابط عمومی صرفاً یک مهارت فنی نیست، بلکه فعالان این حوزه مسئولیتهای اجتماعی و فرهنگی نیز دارند. رعایت ارزشهای حرفهای، صداقت در اطلاعرسانی و تقویت اعتماد عمومی از جمله اصولی است که باید در آموزش نسل جدید مورد توجه قرار گیرد تا فارغالتحصیلان این رشته علاوه بر دانش تخصصی، از نظر نقشآفرینی اجتماعی نیز توانمند باشند و بتوانند تأثیرگذاری لازم را در جامعه داشته باشند.
مجموع این دیدگاهها نشان میدهد که موضوع تحول در آموزش ارتباطات تنها به اصلاح چند سرفصل محدود نمیشود، بلکه نیازمند نگاهی جامع به رابطه دانشگاه، رسانه، فناوری و نهادهای اجرایی است.
تأکید بر پیوند دانش نظری، مهارت عملی و مسئولیت اجتماعی
بنابراین؛ بررسی دیدگاههای استادان و صاحبنظران حوزه ارتباطات نشان میدهد که همزمان با گرامیداشت روز ارتباطات و روابط عمومی، بازنگری در آموزش دانشگاهی این رشته به یک ضرورت جدی تبدیل شده است. تحولات فناوری، گسترش رسانههای اجتماعی، ورود هوش مصنوعی و تغییر الگوهای ارتباطی جامعه ایجاب میکند که دانشگاهها، رسانهها و نهادهای اجرایی با تعامل بیشتر، مسیر تازهای برای تربیت نسل جدید متخصصان ارتباطات و روابط عمومی ترسیم کنند؛ مسیری که در آن دانش نظری، مهارتهای عملی و مسئولیت اجتماعی در کنار یکدیگر قرار گیرد.
انتهای پیام/