صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۸:۴۳ | ۲۴ / ۰۲ /۱۴۰۵
| |

کمبود ۳۰ هزار معلم؛ کلاس‌ها فعلاً بدون معلم نمانده‌اند، اما زنگ خطر سال آینده به صدا درآمده است

اظهارات تازه رئیس مرکز منابع انسانی و امور اداری وزارت آموزش و پرورش اگرچه بر تداوم فعالیت کلاس‌ها و نبودِ کلاس بدون معلم تأکید دارد، اما در لایه‌های پنهان خود از بحرانی عمیق‌تر در ساختار نیروی انسانی آموزش کشور پرده برمی‌دارد؛ بحرانی که با بازنشستگی گسترده فرهنگیان، اتکای روزافزون به اضافه‌تدریس، استفاده از نیرو‌های آزاد و بازنشسته و کمبود احتمالی ۳۰ هزار معلم در سال آینده، حالا به یکی از مهم‌ترین چالش‌های نظام آموزشی تبدیل شده است.
کد خبر : 1055883

به گزارش خبرنگار آنا، سال‌هاست که مسئله کمبود معلم به یکی از پرتکرارترین دغدغه‌های آموزش و پرورش تبدیل شده؛ بحرانی که هر سال با آغاز مهرماه دوباره به صدر اخبار بازمی‌گردد و با وجود وعده‌های مکرر، هنوز راه‌حلی پایدار برای آن ارائه نشده است. حالا اظهارات تازه علی باقرزاده، رئیس مرکز منابع انسانی و امور اداری وزارت آموزش و پرورش، نشان می‌دهد این بحران نه‌تنها پایان نیافته بلکه در آستانه ورود به مرحله‌ای تازه قرار دارد.

وی در گفت‌وگویی با خبرنگار آنا اعلام کرده که در حال حاضر توازن متعادلی میان تعداد کلاس‌های دایر و نیروی انسانی مورد نیاز وجود دارد و هیچ کلاس بدون معلمی در کشور فعال نیست. اما در همان حال تأکید کرده که بسیاری از کمبود‌ها از طریق نیرو‌های تدریس آزاد، معلمان بازنشسته و اضافه‌تدریس فرهنگیان شاغل جبران می‌شود؛ موضوعی که نشان می‌دهد ساختار رسمی آموزش و پرورش برای تأمین نیروی انسانی مورد نیاز خود، همچنان به راهکار‌های موقتی و اضطراری وابسته است.

در ظاهر، تأکید بر اینکه هیچ دانش‌آموزی بدون معلم نمانده، خبری امیدوارکننده به نظر می‌رسد، اما واقعیت این است که اداره مدارس با تکیه بر اضافه‌تدریس و استفاده مجدد از بازنشستگان، بیش از آنکه نشانه ثبات باشد، نشانه فشار سنگین بر بدنه آموزشی کشور است.

سال‌های اخیر، آموزش و پرورش همزمان با چند بحران جدی مواجه بوده است؛ افزایش جمعیت دانش‌آموزی در برخی استان‌ها، موج بازنشستگی معلمان دهه شصتی، کاهش جذابیت شغل معلمی، محدودیت‌های استخدامی و تأخیر در جذب نیرو‌های تازه‌نفس. همین عوامل باعث شده هر سال فاصله میان نیاز واقعی مدارس و تعداد معلمان موجود بیشتر شود.

اکنون باقرزاده از کمبود احتمالی حدود ۳۰ هزار نیرو در سال آینده خبر داده؛ عددی که اگرچه نسبت به برخی برآورد‌های قبلی کمتر به نظر می‌رسد، اما همچنان زنگ خطری جدی برای نظام آموزشی محسوب می‌شود. این کمبود عمدتاً ناشی از بازنشستگی معلمان است؛ موجی که آموزش و پرورش سال‌ها نسبت به آن هشدار دریافت کرده بود، اما به نظر می‌رسد برنامه‌ریزی کافی برای جبران آن صورت نگرفته است.

در بسیاری از استان‌ها، به‌ویژه مناطق محروم، کمبود معلم عملاً به یک وضعیت دائمی تبدیل شده است. مدارس روستایی و حاشیه شهر‌ها بیش از سایر مناطق با کمبود نیرو مواجه‌اند و در برخی موارد، یک معلم همزمان چند پایه یا چند کلاس را پوشش می‌دهد. در چنین شرایطی، هرچند ممکن است روی کاغذ هیچ کلاسی بدون معلم نباشد، اما کیفیت آموزش به شکل محسوسی تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

افزایش اضافه‌تدریس معلمان نیز مسئله‌ای دووجهی است. از یک سو آموزش و پرورش آن را راهی برای جلوگیری از خالی ماندن کلاس‌ها می‌داند و از سوی دیگر بسیاری از کارشناسان معتقدند این روند می‌تواند فرسودگی شغلی معلمان را تشدید کند. معلمی که ساعت‌های طولانی‌تری در کلاس حضور دارد، طبیعتاً با فشار روانی و جسمی بیشتری روبه‌رو خواهد شد و این مسئله در نهایت بر کیفیت تدریس اثر می‌گذارد.

در کنار این موضوع، استفاده از نیرو‌های بازنشسته هم بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است. بازگرداندن معلمان بازنشسته به کلاس‌های درس، راهکاری است که طی سال‌های گذشته بار‌ها تکرار شده؛ اقدامی که اگرچه در کوتاه‌مدت بخشی از خلأ موجود را جبران می‌کند، اما نمی‌تواند جایگزینی دائمی برای تربیت نیروی جدید باشد.

باقرزاده در بخش دیگری از سخنانش به شهادت تعدادی از معلمان اشاره کرده و گفته که جایگزینی این نیرو‌ها از طریق فارغ‌التحصیلان دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجایی در دستور کار قرار گرفته است. اشاره او به شهادت معلمان، بُعد دیگری از فشار‌های واردشده بر بدنه آموزش کشور را نمایان می‌کند؛ بدنه‌ای که طی سال‌های اخیر درگیر مسائل متعددی از جمله فشار اقتصادی، افزایش حجم کاری و کاهش امنیت شغلی بوده است.

دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجایی اکنون اصلی‌ترین مسیر تأمین نیروی انسانی آموزش و پرورش محسوب می‌شوند. با این حال بسیاری از کارشناسان معتقدند ظرفیت این دانشگاه‌ها با نیاز واقعی آموزش و پرورش همخوانی ندارد. طی سال‌های گذشته بار‌ها درباره کمبود ظرفیت جذب دانشجو معلم هشدار داده شده، اما روند توسعه این مراکز با سرعت مورد نیاز پیش نرفته است.

از سوی دیگر، فرآیند تربیت معلم زمان‌بر است. حتی اگر امروز ظرفیت دانشگاه فرهنگیان افزایش یابد، چند سال طول می‌کشد تا دانشجویان وارد کلاس‌های درس شوند. همین مسئله باعث شده آموزش و پرورش ناچار شود برای عبور از بحران، به راهکار‌های کوتاه‌مدت مانند خرید خدمات آموزشی، جذب حق‌التدریسی‌ها و اضافه‌تدریس متوسل شود.

این در حالی است که بسیاری از فعالان حوزه آموزش معتقدند کیفیت آموزش نباید قربانی کمبود نیرو شود. آنها هشدار می‌دهند که استفاده گسترده از نیرو‌های غیررسمی یا تدریس‌های فشرده می‌تواند شکاف آموزشی را عمیق‌تر کند؛ به‌ویژه در مناطقی که دانش‌آموزان از امکانات آموزشی کمتری برخوردارند.

در سال‌های اخیر، مسئله عدالت آموزشی نیز بیش از گذشته مطرح شده است. کمبود معلم معمولاً در مناطق برخوردار سریع‌تر جبران می‌شود، اما مدارس محروم بیشتر از سایر مناطق آسیب می‌بینند. در برخی استان‌ها هنوز هم کلاس‌های چندپایه، تراکم بالای دانش‌آموز و جابه‌جایی مکرر معلمان وجود دارد؛ مسائلی که مستقیماً بر کیفیت یادگیری دانش‌آموزان تأثیر می‌گذارد.

اظهارات رئیس مرکز منابع انسانی آموزش و پرورش را می‌توان تلاشی برای اطمینان‌بخشی به خانواده‌ها دانست؛ اینکه هیچ دانش‌آموزی بلاتکلیف نخواهد ماند و کلاس‌ها بدون معلم نخواهند بود. اما در عین حال، همین سخنان نشان می‌دهد نظام آموزشی کشور در حال اداره شدن با استفاده از ظرفیت‌های جبرانی و اضطراری است.

وقتی یک دستگاه آموزشی برای جبران کمبود نیرو ناچار به استفاده همزمان از بازنشستگان، نیرو‌های آزاد و اضافه‌تدریس می‌شود، یعنی ساختار نیروی انسانی آن در وضعیت پایدار قرار ندارد. شاید امروز کلاس‌ها دایر باشند، اما پرسش اصلی اینجاست که آیا این روند در سال‌های آینده نیز قابل ادامه خواهد بود؟

بحران کمبود معلم فقط یک مسئله اداری یا استخدامی نیست؛ این بحران مستقیماً با آینده آموزشی میلیون‌ها دانش‌آموز ارتباط دارد. کیفیت آموزش، عدالت آموزشی، انگیزه معلمان و حتی نرخ ترک تحصیل می‌تواند تحت تأثیر این مسئله قرار گیرد.

بسیاری از کارشناسان معتقدند آموزش و پرورش نیازمند یک نقشه راه بلندمدت برای مدیریت منابع انسانی است؛ برنامه‌ای که علاوه بر جذب نیرو، به نگهداشت معلمان، ارتقای کیفیت تربیت معلم و توزیع عادلانه نیرو در کشور نیز توجه کند. بدون چنین برنامه‌ای، بحران کمبود معلم هر سال با شدتی بیشتر بازخواهد گشت.

در شرایط فعلی، یکی از نگرانی‌های مهم، افزایش بار کاری معلمان است. طی سال‌های اخیر، بسیاری از فرهنگیان بار‌ها نسبت به حجم بالای کار، پایین بودن دریافتی‌ها و فرسودگی شغلی اعتراض کرده‌اند. حالا اگر قرار باشد بخش مهمی از کمبود نیرو از طریق اضافه‌تدریس جبران شود، فشار وارد بر معلمان بیش از گذشته خواهد شد.

از سوی دیگر، کاهش تمایل جوانان به ورود به حرفه معلمی نیز به یکی از چالش‌های جدی تبدیل شده است. کارشناسان می‌گویند تا زمانی که جایگاه اقتصادی و اجتماعی معلمان تقویت نشود، جذب نیرو‌های توانمند به این حرفه دشوار خواهد بود.

موضوع دیگری که در این میان اهمیت دارد، تغییرات جمعیتی کشور است. در برخی استان‌ها رشد جمعیت دانش‌آموزی همچنان ادامه دارد و همین مسئله نیاز به ساخت مدرسه و جذب معلم را افزایش می‌دهد. اگر روند جذب نیرو متناسب با این تغییرات پیش نرود، احتمال تشدید بحران در سال‌های آینده وجود خواهد داشت.

در چنین شرایطی، تأکید مکرر مسئولان بر اینکه هیچ کلاس بدون معلم نخواهد بود، اگرچه اهمیت دارد، اما برای افکار عمومی کافی نیست. خانواده‌ها علاوه بر حضور معلم، نگران کیفیت آموزش فرزندانشان نیز هستند. آنها می‌خواهند بدانند آیا معلمی که با ساعت‌های طولانی تدریس یا به‌صورت موقت وارد کلاس شده، می‌تواند همان کیفیت آموزشی مورد انتظار را ارائه دهد یا نه.

آموزش و پرورش اکنون در نقطه‌ای حساس قرار گرفته است؛ نقطه‌ای که تصمیم‌های امروز می‌تواند آینده آموزشی یک نسل را تحت تأثیر قرار دهد. اگر روند بازنشستگی‌ها ادامه یابد و جذب نیرو با سرعت لازم انجام نشود، احتمال دارد در سال‌های آینده کمبود معلم از یک بحران فصلی به بحرانی ساختاری و دائمی تبدیل شود.

اظهارات باقرزاده نشان می‌دهد وزارت آموزش و پرورش تلاش دارد با استفاده از تمام ظرفیت‌های موجود، مانع اختلال در روند آموزش شود، اما همزمان روشن است که این وزارتخانه با یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های نیروی انسانی خود در سال‌های اخیر روبه‌روست؛ چالشی که حل آن نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت، سرمایه‌گذاری جدی و بازنگری در سیاست‌های جذب و نگهداشت معلمان است.

در نهایت، شاید امروز هیچ کلاسی بدون معلم نباشد، اما مسئله اصلی این است که آیا نظام آموزشی کشور می‌تواند در سال‌های آینده نیز بدون افت کیفیت، این وضعیت را مدیریت کند یا نه؛ پرسشی که پاسخ آن، آینده آموزش میلیون‌ها دانش‌آموز ایرانی را رقم خواهد زد.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha