صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۵:۲۷ | ۱۹ / ۰۲ /۱۴۰۵
| |
ثبات در زمان خواب از کمیت آن برای قلب مهم‌تر است

با داشتن این عادت رایج خوابیدن خطر سکته قلبی را به جان می‌خرید

هیچ چیز به اندازه بی‌نظمی در زمان خواب نمی‌تواند سلامت قلب را در سکوت تهدید کند. در حالی‌که دانشمندان هنوز به پاسخی قطعی برای چرایی خواب نرسیده‌اند، شواهد نشان می‌دهد نوسان زیاد در ساعت خواب شبانه می‌تواند احتمال بروز رویدادهای قلبی را به‌طور چشمگیر افزایش دهد.
کد خبر : 1054512

چرا می‌خوابیم؟ بخش پزشکی خواب دانشگاه هاروارد (Harvard Division of Sleep Medicine) برای پاسخ به این پرسش نوشته است: با وجود دهه‌ها پژوهش علمی هنوز پاسخ روشنی برای این پرسش وجود ندارد که چرا به خواب نیاز داریم. بدن انسان خواب را تقریبا به همان شیوه‌ای تنظیم می‌کند که فرایند‌هایی مانند خوردن، نوشیدن و تنفس را تنظیم می‌کند. این موضوع نشان می‌دهد که خواب نیز نقشی حیاتی در سلامت و بقا دارد.

اگرچه پاسخ به پرسش «چرا می‌خوابیم؟» دشوار است؛ اما دانشمندان چندین نظریه تدوین کرده‌اند که در کنار هم ممکن است توضیح دهد چرا ما یک‌سوم عمر خود را در خواب سپری می‌کنیم.

یکی از قدیمی‌ترین توضیح‌ها نظریه عدم فعالیت (Inactivity Theory) است. بر اساس این دیدگاه، خواب نوعی سازگاری تکاملی است که به موجودات زنده کمک کرده در زمان‌هایی از شبانه‌روز که فعالیت خطرناک‌تر یا کم‌فایده‌تر است، بی‌حرکت بمانند. برای مثال، در تاریکی شب احتمال بروز حادثه یا شکار شدن توسط شکارچیان افزایش می‌یابد؛ بنابراین حیواناتی که در این زمان‌ها بی‌حرکت و ساکت می‌ماندند، احتمال بیشتری برای بقا داشتند و این الگوی رفتاری در طول فرایند انتخاب طبیعی تثبیت شده است. با این حال، مخالفان این نظریه اشاره می‌کنند که در شرایط خطرناک ممکن است هوشیار بودن نسبت به خوابیدن ایمن‌تر باشد.

نظریه دیگر نظریه صرفه‌جویی در انرژی (Energy Conservation Theory) است. این دیدگاه بر این اساس استوار است که خواب راهی برای کاهش مصرف انرژی بدن در بخشی از شبانه‌روز است، به ویژه زمانی که جست‌وجوی برای غذا چندان کارآمد نیست. مطالعات نشان داده‌اند که در هنگام خواب میزان سوخت‌وساز بدن کاهش می‌یابد؛ در انسان حدود ده درصد کاهش در مصرف انرژی مشاهده شده است. همچنین دمای بدن و نیاز کالری نیز در زمان خواب کاهش پیدا می‌کند. این یافته‌ها نشان می‌دهند که خواب می‌تواند به حفظ منابع انرژی کمک کند. بسیاری از دانشمندان این نظریه را مرتبط با نظریه عدم فعالیت و بخشی از آن می‌دانند.

گروه دیگری از توضیح‌ها با عنوان نظریه‌های ترمیمی (Restorative Theories) مطرح شده‌اند. بر اساس این دیدگاه، خواب فرصتی برای ترمیم و بازسازی بدن فراهم می‌کند. این موضوع بیش از پیش توسط یافته‌هایی تأیید می‌شود که نشان می‌دهند بسیاری از کارکرد‌های اصلی بازسازی‌کننده در بدن — مانند رشد عضلات، ترمیم بافت‌ها، سنتز پروتئین و ترشح هورمون رشد — عمدتا یا در برخی موارد منحصرا در طول خواب رخ می‌دهند.

نظریه‌ای جدیدتر با نام «هم‌ایستایی سیناپسی» (Synaptic Homeostasis Theory) مطرح می‌کند که خواب برای کاهش و تنظیم اتصالات عصبی یا سیناپس‌ها در مغز ضروری است. بر اساس این دیدگاه، در طول روز و در نتیجه فعالیت‌های روزمره، تعداد و قدرت سیناپس‌ها افزایش می‌یابد. اگر این سیناپس‌ها به‌ طور پیوسته انباشته شوند، مغز ــ مشابه یک هارددیسک رایانه که به ظرفیت نهایی خود نزدیک می‌شود ــ دچار اضافه‌بار خواهد شد. از این رو لازم است برخی سیناپس‌های غیرضروری هرس شوند و در مقابل، سیناپس‌های مهم تقویت شوند. مطالعات انجام شده بر روی جانوران آزمایشگاهی که نشان می‌دهد سیناپس‌ها در چرخه خواب و بیداری کوچک‌تر یا بزرگ‌تر می‌شوند، از این نظریه حمایت می‌کنند.

در نهایت، یکی از جدیدترین و در عین حال قانع‌کننده‌ترین توضیح‌ها برای چرایی خواب، به یافته‌هایی مربوط می‌شود که نشان می‌دهند خواب با تغییراتی در ساختار و سازمان مغز ارتباط دارد. این پدیده که «انعطاف‌پذیری مغز» یا پلاستیسیته مغزی (Brain Plasticity) نامیده می‌شود، هنوز به طور کامل شناخته نشده است؛ اما ارتباط آن با خواب پیامد‌های مهمی دارد. برای مثال، شواهد نشان می‌دهد خواب نقش حیاتی در رشد مغز نوزادان و کودکان خردسال ایفا می‌کند. نوزادان حدود ۱۳ تا ۱۴ ساعت در شبانه‌روز می‌خوابند و نزدیک به نیمی از این زمان را در مرحله REM می‌گذرانند؛ مرحله‌ای از خواب که بیشترین رؤیا‌ها در آن رخ می‌دهد. ارتباط میان خواب و انعطاف‌پذیری مغز در بزرگسالان نیز دیده می‌شود؛ به ویژه در تاثیری که خواب و محرومیت از خواب بر توانایی افراد در یادگیری و انجام انواع مختلف وظایف دارد.

با وجود طرح این نظریه‌ها، هنوز هیچ یک به‌طور قطعی اثبات نشده‌اند. با این حال، پژوهش‌های علمی در دهه‌های اخیر پیشرفت‌های چشمگیری در شناخت آنچه در هنگام خواب در بدن رخ می‌دهد و سازوکار‌هایی که چرخه‌های خواب و بیداری را تنظیم می‌کنند به دست آورده‌اند. این پژوهش‌ها اگرچه هنوز پاسخ نهایی به پرسش «چرا می‌خوابیم؟» ارائه نمی‌کنند؛ اما چارچوب تازه‌ای برای طرح این پرسش و تولید دانش بیشتر درباره این بخش اساسی از زندگی فراهم کرده‌اند.

یکی از راه‌های نزدیک شدن به درک اهمیت خواب، بررسی پیامد‌های اختلال در آن است. در همین راستا، یکی از تازه‌ترین پژوهش‌ها درباره خواب که وب‌سایت «ساینس‌دیلی» به آن پرداخته، نشان می‌دهد رفتن به خواب در ساعت‌های متفاوت در هر شب، به‌ویژه در میانسالی، می‌تواند نشانه‌ای هشداردهنده از بروز مشکلات قلبی در آینده باشد. این پژوهش تازه از دانشگاه اُولو نشان می‌دهد که نوسان گسترده در زمان رفتن به خواب شبانه ممکن است خطر وقوع رویداد‌های مهم قلبی–عروقی را به طور معناداری افزایش دهد؛ این خطر به ویژه در افرادی بیشتر دیده می‌شود که کمتر از هشت ساعت در شب به خواب اختصاص می‌دهند.

این مطالعه ارتباطی قوی میان نامنظم بودن زمان خواب شبانه و افزایش احتمال بروز رویداد‌های مهم قلبی را نشان داد. افرادی که هم مدت خواب شبانه آنها کمتر از هشت ساعت بود و هم زمان خوابشان نوسان زیادی داشت، در مقایسه با کسانی که برنامه خواب منظم‌تری داشتند، تقریبا دو برابر بیشتر در معرض این خطر قرار داشتند. در مقابل، نامنظم بودن زمان بیدار شدن صبحگاهی ارتباط روشنی با مشکلات قلبی نشان نداد.

در این پژوهش، منظور از رویداد‌های مهم قلبی–عروقی، بیماری‌هایی بود که نیازمند مراقبت تخصصی پزشکی هستند؛ از جمله انفارکتوس میوکارد (سکته قلبی) و انفارکتوس مغزی (سکته مغزی).

«لاورا ناهه»، پژوهشگر پسا دکتری دانشگاه اُولو، می‌گوید: «پژوهش‌های پیشین الگو‌های نامنظم خواب را با افزایش خطر بیماری‌های قلبی مرتبط دانسته‌اند؛ اما این نخستین بار است که به طور جداگانه نوسان زمان خواب شبانه، زمان بیدار شدن و نقطه میانی دوره خواب را بررسی کرده‌ایم و ارتباط مستقل هر یک را با رویداد‌های مهم قلبی–عروقی مورد ارزیابی قرار داده‌ایم».

پیگیری الگو‌های خواب و سلامت در بلندمدت

پژوهشگران مدت و زمان‌بندی خواب را با استفاده از دستگاه‌های پایش فعالیت اندازه‌گیری کردند؛ ابزار‌هایی که مدت زمانی را که شرکت‌کنندگان برای خواب شبانه در تخت سپری می‌کردند ثبت می‌کردند. نتایج نشان داد که ثبات زمان خواب شبانه به ویژه عامل مهمی در ارتباط با سلامت قلب است.

ناهه می‌گوید: «یافته‌های ما نشان می‌دهد که به طور خاص، منظم بودن زمان رفتن به خواب می‌تواند برای سلامت قلب اهمیت داشته باشد. این نظم بازتاب‌دهنده ریتم‌های زندگی روزمره است و نشان می‌دهد که این ریتم‌ها تا چه اندازه دچار نوسان می‌شوند».

مطالعه‌ای بلندمدت از تأثیرات ماندگار پرده برمی‌دارد

این پژوهش، ۳ هزار و ۲۳۱ نفر متولد شمال فنلاند در سال ۱۹۶۶ را دربر گرفت. عادات خواب این افراد در سن ۴۶ سالگی و طی یک دوره یک‌هفته‌ای ثبت شد و پیامد‌های سلامت آنها با استفاده از داده‌های سامانه‌های ثبت خدمات سلامت برای بیش از ده سال مورد پیگیری قرار گرفت.

به گفته ناهه، الگو‌های منظم زندگی روزمره در طول زمان نقش مهمی در شکل‌گیری سلامت قلب دارند: «حفظ یک برنامه منظم خواب یکی از عواملی است که بیشتر ما توانایی تاثیرگذاری مستقیم بر آن را داریم».

انتهای پیام/

مهری بهرامی
ارسال نظر
captcha