افول فعالیت صنعتی کشورهای منطقه با تداوم مدیریت ایران در تنگه هرمز/ مواجه تأمین مواد اولیه آلومینیوم و فولاد با چالش جدی
به گزارش خبرگزاری آنا، تحولات اخیر در تنگه هرمز، بهعنوان یکی از مسیرهای حیاتی تجارت دریایی جهان، اکنون آثار ملموسی بر بازارهای کالایی و صنایع معدنی منطقه گذاشته است. مدیریت و محدودیت تردد کشتیهای فلهبر در این گذرگاه راهبردی باعث شده واردات مواد اولیهای مانند آلومینا برای اسملترها و واحدهای ذوب آلومینیوم در بحرین و امارات با اختلال روبهرو شود و همزمان روند ورود سنگآهن و گندله از مبدأ برزیل به مقصد خلیج فارس و دریای عمان با تأخیر یا تغییر مسیر همراه گردد. این وضعیت، به گفته کارشناسان، ریسک تأمین مواد اولیه را افزایش داده و هزینههای حمل، بیمه و زمان تحویل را بالا برده است؛ موضوعی که مستقیماً بر برنامهریزی تولید و تداوم فعالیت صنایع فلزی منطقه اثر میگذارد.
کیوان جعفری طهرانی، کارشناس ارشد بازارهای جهانی، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی آنا، با اشاره به پیامدهای مدیریت تردد در تنگه هرمز بر زنجیره حملونقل دریایی و بازارهای کالایی، گفت: محدودیت در عبور و مرور کشتیها در این گذرگاه راهبردی، بهویژه برای کشتیهای فلهبر حامل مواد اولیهای مانند آلومینا، سنگآهن و زغالسنگ، میتواند تبعاتی مستقیم و چندلایه برای صنایع معدنی و فلزی منطقه و همچنین بازارهای جهانی به همراه داشته باشد.
وی گفت: آنچه در عمل رخ داده، نشان میدهد کنترل تردد کشتیهای فلهبر موجب شده واردات آلومینا برای واحدهای ذوب آلومینیوم و اسملترهای مستقر در کشورهایی مانند بحرین و امارات با محدودیت جدی روبهرو شود. به گفته وی، صرفنظر از آسیبهایی که برخی از این واحدها در نتیجه تحولات اخیر متحمل شدهاند، اختلال در روند ورود آلومینا به این کشورها، بخش مهمی از ظرفیت تولید آنها را با مشکل مواجه کرده و حتی در مواردی به توقف یا کاهش تولید انجامیده است.
اختلال در تأمین آلومینا و سنگآهن؛ نخستین پیامد محدودیت تردد
این کارشناس ارشد بازارهای جهانی افزود: این وضعیت تنها به زنجیره آلومینیوم محدود نمیشود و در بخش سنگآهن و گندله نیز آثار آن کاملاً مشهود است. وی تصریح کرد: در بحرین، شرکت «بحرین استیل» (GIIC سابق) بهعنوان یکی از واحدهای مهم گندلهسازی، وابستگی بالایی به واردات سنگآهن کنسانتره از برزیل دارد و در دریای عمان نیز شرکت «وله» برزیل در تولید گندله و تأمین خوراک برخی واحدهای فولادسازی منطقه نقشآفرین است.
وی ادامه داد: از زمان آغاز درگیریها و بهدنبال محدود شدن تردد در تنگه هرمز، محمولههای کنسانتره سنگآهنی که از برزیل به مقصد خلیج فارس و دریای عمان در حرکت بودند، نهتنها برای کارخانههای بحرینی بلکه حتی برای پروژهها و واحدهای مستقر در عمان نیز با توقف یا تغییر مسیر مواجه شدند. به گفته وی، بخشی از این محمولهها در میانه مسیر به سمت چین هدایت شدند و همین مسئله خسارت مضاعفی را به واحدهای مصرفکننده در منطقه تحمیل کرد؛ چراکه هم روند تولید آنها دچار اختلال شد و هم در تأمین بلندمدت مواد اولیه با عدم قطعیت بیشتری مواجه شدند.
جعفری طهرانی گفت: در عمان نیز این اختلالها میتواند بر روند توسعه ظرفیتها اثرگذار باشد. وی افزود: برخی واحدهای بزرگ گندلهسازی این کشور طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی در ظرفیت و تولید داشتهاند و حتی برنامههایی برای توسعه فازهای جدید نیز در دستور کار قرار گرفته است. از سوی دیگر، با توسعه پروژههای فولادی جدید در بنادر عمان، از جمله سرمایهگذاریهای تازه در بندر دقم عمان در ساحل اقیانوس هند، نیاز به مواد اولیه از جمله گندله و کنسانتره افزایش یافته و هرگونه اخلال در مسیر واردات این مواد اولیه میتواند برنامههای توسعهای را با چالش روبهرو کند.
وی در ادامه با اشاره به وضعیت زغالسنگ اظهار کرد: در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، تقاضای قابلتوجهی برای واردات زغالسنگ وجود ندارد و در عمل، ایران مهمترین واردکننده زغالسنگ برای مصرف کورههای بلند؛ ذوبآهن اصفهان و میدکو، بهشمار میرود. به گفته وی، اگر محدودیتی در حمل محمولههای زغالسنگ ایجاد شده باشد، اثر اصلی آن متوجه زنجیره تأمین این مجموعهها خواهد بود.
رشد هزینه حمل و بیمه؛ عامل فشار بر بازار جهانی فلزات پایه
این کارشناس در پاسخ به پرسش دیگری درباره واکنش احتمالی بازار جهانی فلزات پایه از جمله آلومینیوم در صورت تداوم این وضعیت، گفت: ادامه محدودیتها در تنگه هرمز صرفاً یک مسئله حملونقلی نیست، بلکه میتواند به یک عامل اثرگذار بر کل بازار کامودیتیها تبدیل شود. هر زمان که تنش در این منطقه به افزایش قیمت نفت منجر شود، اثر آن به سرعت به سایر کالاهای پایه، از جمله فلزات، محصولات پتروشیمی، فرتیلایزر (کود) و بخش کشاورزی نیز منتقل خواهد شد.
وی افزود: اگر این وضعیت ادامه پیدا کند و از یکسو عبور و مرور در تنگه هرمز محدود بماند و از سوی دیگر در مسیر دریای عمان نیز ریسکهای ژئوپلیتیکی تشدید شود، کل زنجیره فلزات پایه، فولاد و سایر کالاهای فله با مشکل حملونقل مواجه خواهند شد.یکی از مهمترین چالشها در این شرایط، نبود مسیر جایگزین مؤثر برای بخش مهمی از تجارت منطقه است.
جعفری طهرانی ادامه داد: هرچند برخی کشورها مانند عربستان سعودی تا حدی این امکان را دارد که بخشی از صادرات خود، بهویژه نفت، را از طریق خطوط لوله از استان شرقی به دریای سرخ و بندر ینبع منتقل کند، اما این راهکار برای بسیاری از واحدهای صنعتی و معدنی مستقر در حاشیه خلیج فارس وجود ندارد. افزون بر این، حتی مسیرهای جایگزینی که برای ایران مطرح میشود، از جمله استفاده از بنادر پاکستان جهت تخلیه و انتقال از مرز زمینی، بیشتر برای حمل کانتینری کاربرد دارد و برای کالاهای فله با تناژ بالا عملاً پاسخگو نیست.
وی گفت: در چنین شرایطی، استفاده از حملونقل مرکب، ترانس شیپمنت و جابهجایی چندمرحلهای بار اجتنابناپذیر میشود؛ روندی که هم هزینه حمل را افزایش میدهد و هم نرخ بیمه را بالا میبرد. وی افزود: طبیعی است که این افزایش هزینهها در نهایت به رشد قیمت تمامشده فلزات و مواد معدنی در بازارهای بینالمللی منجر شود و بازار جهانی فلزات پایه، از جمله آلومینیوم، را تحت فشار قرار دهد.
تغییر مسیر خریداران فولاد و تقویت شانس رقبای منطقهای و جهانی
جعفری طهرانی در ادامه سخنان خود درباره تأثیر محدودیتهای تردد بر بازار فولاد گفت: تداوم این وضعیت میتواند عرضه فولاد و مواد معدنی از کشورهای حوزه خلیج فارس را کاهش داده و بهطور مستقیم بر تعادل بازار جهانی فولاد اثر بگذارد. اگر مسیرهای حمل با اختلال مواجه شوند و صادرات فولاد و محصولات بالادستی با تأخیر یا وقفه روبهرو شود، خریدارانی که پیش از این از ایران یا سایر عرضهکنندگان منطقه خرید میکردند، به سمت تأمینکنندگان جایگزین حرکت خواهند کرد.
وی افزود: باید توجه داشت که ایران تنها تولیدکننده فولاد در منطقه نیست و کشورهایی همچون هند، روسیه، چین و ترکیه نیز ظرفیتهای بزرگی در بازار جهانی دارند. زمانی که ریسک تأمین از یک منطقه افزایش پیدا میکند، طبیعتاً خریداران بینالمللی برای تضمین امنیت عرضه، به بازارهای دیگر متمایل میشوند. در این میان، چین با توجه به حجم عظیم تولید، زیرساختهای حملونقل گسترده و انعطاف در قیمتگذاری، شانس بیشتری برای افزایش سهم خود از بازار خواهد داشت.
وی اظهار کرد: هرگونه محدودیت در منطقه خلیج فارس میتواند هزینه صادرات را برای تولیدکنندگان محلی بالا ببرد و این امر در نهایت موجب کاهش قدرت رقابتی آنها در برابر بازیگران بزرگتر میشود. همچنین، نوسان قیمت جهانی فولاد در چنین شرایطی محتمل است، زیرا کاهش عرضه از یکسو و افزایش هزینههای حمل از سوی دیگر، فشار مضاعفی بر قیمت تمامشده وارد خواهد کرد.
جعفری طهرانی تصریح کرد: اگر این روند ادامه یابد، بازار فولاد جهانی ممکن است با جابهجایی جریان تجارت مواجه شود؛ بهطوریکه مسیرهای سنتی صادرات فولاد و مواد اولیه از منطقه خلیج فارس دچار اختلال شده و خریداران بزرگ آسیایی، اروپایی و حتی آفریقایی به سمت تولیدکنندگان جایگزین در سایر کشورها سوق پیدا کنند.
وی در پایان گفت: در مجموع، تداوم محدودیتها در تنگه هرمز میتواند زنجیره تأمین مواد اولیه، هزینه حملونقل، ساختار رقابت و برآوردهای قیمتی بازارهای جهانی فلزات و فولاد را بهطور همزمان تحت تأثیر قرار دهد؛ بنابراین هرگونه تغییر در وضعیت تنگه هرمز مستقیماً بر تصمیمات تجاری، قیمتگذاری و میزان تولید صنایع معدنی و فلزی در سطح منطقه و حتی جهان اثرگذار خواهد بود.
انتهای پیام/