صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۵:۴۹ | ۱۳ / ۰۲ /۱۴۰۵
| |

ایران قدرت نوظهور نظم نوین جهانی در خلیج‌فارس است

رئیس سازمان بسیج دانش‌آموزی نوشت: به عنوان پژوهشگری که سال‌ها در حوزه تهدیدات امنیت ملی، معماری‌های دفاعی-امنیتی ایران و خاورمیانه مطالعه و تحلیل کرده‌ام، پیام اخیر مقام معظم رهبری به مناسبت روز ملی خلیج فارس را سندی آینده‌نگار و تحول‌آفرین می‌دانم که در پیوند با دکترین «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی»، مسیر گذار جمهوری اسلامی ایران از یک بازیگر منطقه‌ای به «قدرت نوظهور تمدن‌ساز» را ترسیم می‌کند.
کد خبر : 1053279

سرتیپ دوم پاسدار سیاوش مسلمی، رئیس سازمان بسیج دانش‌آموزی در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری آنا نوشت: به عنوان پژوهشگری که سال‌ها در حوزه تهدیدات امنیت ملی، معماری‌های دفاعی-امنیتی ایران و خاورمیانه مطالعه و تحلیل کرده‌ام، پیام اخیر مقام معظم رهبری به مناسبت روز ملی خلیج فارس را سندی آینده‌نگار و تحول‌آفرین می‌دانم که در پیوند با دکترین «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی»، مسیر گذار جمهوری اسلامی ایران از یک بازیگر منطقه‌ای به «قدرت نوظهور تمدن‌ساز» را ترسیم می‌کند. جمهوری اسلامی در خلیج فارس در آستانه تغییر پارادایم از دفاع سرزمینی به حکمرانی پیش‌دستانه قرار دارد؛ پارادایمی که در آن تنگه هرمز به کانون عملیاتی گذار از نظم هژمونیک غرب به معماری چندقطبی مبتنی بر عدالت و خوداتکایی تبدیل می‌شود.

در قلب این هندسه جدید، یک واقعیت راهبردی غیرقابل‌انکار وجود دارد: «آمریکا دیگر جایی در خلیج فارس ندارد». نظم جدید حاکم بر تنگه هرمز این پیام را به‌وضوح برای دولت‌های حاشیه خلیج فارس دارد که حضور نظامی و سیاسی ایالات متحده نه‌تنها ضامن امنیت نیست، بلکه خود عامل اصلی ناامنی، بی‌ثباتی و تهدید منافع ملت‌های منطقه است. کشور‌های همسایه باید این واقعیت ژئواستراتژیک را بپذیرند که امنیت پایدار در غرب آسیا، تنها با خروج نیرو‌های فرامنطقه‌ای و اتکا به ظرفیت‌های درونی منطقه محقق می‌شود. این پذیرش، یک ضرورت تاریخی است؛ چرا که تداوم وابستگی به چتر امنیتی آمریکا، تنها هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی کشور‌های منطقه را افزایش داده و آنها را در برابر شوک‌های ترکیبی آسیب‌پذیرتر می‌کند.

در این چارچوب، مفهوم «فصل نوین خلیج فارس» به معنای پایان دوران انفعال و آغاز عصر ابتکار عمل راهبردی ایران است. تنگه هرمز به «پلتفرم‌های هوشمند حکمرانی» و ابزاری برای پی‌ریزی بلوک اقتصادی مستقل منطقه‌ای در مقابل بلوک سلطه گر غرب تبدیل می‌گردند. اعمال حکمرانی ایرانی بر این تنگه، بر پایه قاعده فقهی «نفی سبیل» و اصل «لاضرر» استوار است؛ به این معنا که جمهوری اسلامی ایران با تلفیق پایش داده‌محور، دیپلماسی اقتصادی و بازدارندگی ترکیبی، جریان تجارت مشروع و شبکه‌های تأمین منطقه‌ای را در برابر کاروان‌های تجاری مرتبط با اقتصاد‌های غاصب نظیر رژیم صهیونی، تحریم‌های هوشمند و عملیات خرابکارانه بیمه می‌کند و صیانت از اقتصاد حلال را به یک اصل غیرقابل‌مذاکره تبدیل می‌سازد.

نکته حائز اهمیت دیگر، پیوند ناگسستنی میان «خروج آمریکا از منطقه» و «زوال رژیم صهیونیستی» است. رژیم اشغالگر قدس به‌عنوان پایگاه پیش‌ران نظام سلطه در غرب آسیا، حیات خود را مدیون حضور و حمایت بی‌قیدوشرط ایالات متحده است. بنابراین، بیرون راندن آمریکا از خلیج فارس و دریای عمان، نه‌تنها امنیت منطقه را تأمین می‌کند، بلکه حلقه حیاتی تأمین منافع و بقای رژیم کودک‌کش صهیونیستی را قطع می‌نماید. این واقعیت، پیامی واضح برای کشور‌های همسایه دارد: همکاری با پروژه امنیتی آمریکا در منطقه، در نهایت به نفع رژیمی تمام می‌شود که نه‌تنها دشمن امت اسلامی است، بلکه خود عامل اصلی بی‌ثباتی و تروریسم در منطقه بوده است. پذیرش «هم‌سرنوشتی منطقه‌ای» با محوریت ایران، به عنوان قدرت ناظم منطقه، تنها راهکار پایدار برای رهایی از این چرخه معیوب و دستیابی به امنیت و توسعه مشترک است.

در امتداد این مسیر، «دیپلماسی حقوقی فعال» و تدوین قواعد جدید در قالب پیش‌نویس «منشور امنیت و همکاری اقتصادی خلیج فارس»، گامی برای پیش‌دستی هنجاری و مشروعیت‌بخشی بین‌المللی به مدیریت بومی است. ابتکار ایران برای تلفیق فقه معاملات اسلامی با حقوق بین‌الملل نوین، جایگاه جمهوری اسلامی را از تابع‌پذیر قواعد تحمیلی به تولیدکننده هنجار ارتقا می‌دهد؛ نقشی که برای ظهور ایران به عنوان قدرت نوظهور جهانی و حافظ امنیت خطوط مواصلاتی ضروری است.

در نهایت، هدف غایی این معماری، تحقق عینی «اقتصاد مقاومتی و توزیع عادلانه ثروت در بستر توسعه دریاپایه» است. مدیریت هوشمند تنگه هرمز و توسعه کریدور‌های ترانزیتی، با توزیع عادلانه ثروت و تقویت پیوند‌های منطقه‌ای، زیرساخت مادی و معنوی تمدن نوین اسلامی را پایه‌ریزی می‌کند.

پیام مقام معظم رهبری، نقشه‌راهی راهبردی برای گذار از نظم تحمیلی به نظم نوین جهانی است؛ نظمی که در آن عدالت، خوداتکایی و هم‌سرنوشتی ملل جایگزین سلطه می‌شود. جمهوری اسلامی ایران با تلفیق اقتدار دفاعی، دیپلماسی هنجاری و انسجام ملی، و از مسیر حکمرانی دریایی هوشمند و اقتصاد مقاومتی، در حال تثبیت جایگاه خود به‌عنوان قدرت نوظهور جهانی است. در این افق تمدنی، خلیج‌فارس عاری از حضور آمریکا به گهواره تمدن نوین اسلامی و کانون نظم عادلانه جهانی تبدیل خواهد شد و زوال رژیم صهیونیستی، پیامد طبیعی و اجتناب‌ناپذیر این تحول ساختاری خواهد بود.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha