راز آرامش در قرآن و نهجالبلاغه است
به گزارش خبرگزاری آنا، حجتالاسلاموالمسلمین محمدرضا عبدوس کارشناس مذهبی در مصاحبه با برنامه «ایران سربلند» رادیو گفتگو تأکید کرد: آرامش حقیقی، تنها باایمان زبانی به دست نمیآید، بلکه نیازمند «اعتماد» به خداوند است؛ اعتمادی که به گفته او، تفاوتی بنیادین با صرفِ اعتقاد دارد.
وی در آغاز سخنان خود با استناد به آیه شریفه «اِنَّ اَولِیاءَ الله لا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون» تصریح کرد: اولیای الهی از دو آسیب بزرگ روحی در اماناند؛ یکی «خوف» یعنی ترس از دستدادن داشتهها، و دیگری «حزن» یعنی اندوهِ نداشتنها یا حسرتِ آنچه ازدسترفته است.
حجتالاسلام عبدوس توضیح داد: انسان در زندگی معمولاً یا نگران ازبینرفتن نعمتهایی است که در اختیار دارد، یا افسوس چیزهایی را میخورد که هرگز به دست نیاورده است؛ و همین دو حالت، آرامش او را از بین میبرد.
این کارشناس دینی با اشاره به آیه دیگری از قرآن کریم که میفرماید «لِکَیلا تَأسَوا عَلَی ما فاتَکُم وَ لا تَفرَحوا بِما آتاکُم»، گفت: قرآن از مؤمن میخواهد نه بر آنچه ازدستداده بیتابی کند و نه بر آنچه به دست آورده دچار غرور و دلبستگی شود.
به باور حجتالاسلام عبدوس، این نگاه، اساس زهد و بیاعتنایی به ناپایداری دنیاست؛ زهدی که به معنای ترک دنیا نیست، بلکه به معنای شناختن جایگاه واقعی دنیا و تعلقندادن دل به آن است.
حجتالاسلام والمسلمین عبدوس در ادامه به یک نکته تربیتی مهم اشاره کرد و گفت: «ما گاهی اعتقاد به خدا داریم، اما اعتماد به خدا نداریم.»
وی توضیح داد: اعتقاد، صرفاً پذیرش ذهنی یک حقیقت است، اما اعتماد، تکیه قلبی و عملی بر آن حقیقت محسوب میشود. به گفته او، بسیاری از اضطرابها و نگرانیهای انسان از همینجا ناشی میشود که خدا را میشناسد، اما در عمل، دلش به اسباب ظاهری بسته میماند و آرامش خود را از آنها میخواهد.
وی برای روشنتر شدن این موضوع، به داستانی اشاره کرد که در آن پدری همراه دو فرزند خردسال خود در اتوبوس حضور داشت و دیگر مسافران پس از شنیدن اینکه مادر این کودکان از دنیا رفته است، از حالت خشم و اعتراض نسبت به سر و صدای کودکان، به سمت دلسوزی و ترحم تغییر نگرش دادند.
حجتالاسلام عبدوس با نقل این مثال تأکید کرد: گاهی فقط کافی است زاویه نگاه انسان عوض شود تا همان صحنهای که او را آزار میداد، به صحنهای برای همدلی و آرامش تبدیل شود. از نظر او، بسیاری از رنجهای انسان، نه از واقعیت بیرونی، بلکه از نحوه نگاه او به همان واقعیت سرچشمه میگیرد.
این استاد حوزه و دانشگاه در بخش دیگری از گفتوگو، با استناد به یکی از حکمتهای نهجالبلاغه، به نگاه امیرالمؤمنین علی (ع) درباره دنیا و تعلقات آن پرداخت و اظهار داشت: انسان اگر باطن دنیا را بشناسد، کمتر دچار غم و حسرت میشود.
وی با اشاره به حکمت ۴۳۲ نهجالبلاغه، مضمون اصلی کلام امام علی (ع) را چنین تبیین کرد که اولیای الهی، دنیا را در ظاهر نمیبینند، بلکه حقیقت گذرا و ناپایدار آن را درک میکنند. از همین روست که نسبت به زیادهخواهی و دلبستگی افراطی، دلمشغول نمیشوند.
حجتالاسلام عبدوس در ادامه با اشاره به اینکه «زهد» در آموزههای دینی به معنای بیعملی یا کنارهگیری از زندگی نیست، افزود: زهد یعنی انسان بداند دنیا محل عبور است، نه محل ماندن.
وی تصریح کرد: مؤمن واقعی از نعمتهای الهی بهره میبرد، اما اسیر آنها نمیشود؛ مال، مقام، شهرت و حتی سلامت، همه ابزارهایی برای زندگیاند، نه هدف نهایی زندگی؛ بنابراین، کسی که به این واقعیت آگاه باشد، کمتر دچار ترس ازدستدادن و اندوهِ نرسیدن میشود.
وی در بخش دیگری از سخنانش به نقل مثالی از آیتالله جوادی آملی درباره فوتبال اشاره کرد و گفت: برخی پدیدهها در ظاهر بسیار جدی و پرهیاهو به نظر میرسند، اما اگر از زاویهای عمیقتر به آنها نگاه کنیم، میبینیم که ارزش واقعیشان آنقدر نیست که انسان عمر و آرامش خود را برایشان خرج کند. وی از این مثال برای توضیح این نکته بهره گرفت که بسیاری از اضطرابهای روزمره، ریشه در بزرگنمایی امور ناپایدار دارد.
این کارشناس دینی همچنین با استناد به روایتی از پیامبر اکرم (ص)، دنیا را به مسافری تشبیه کرد که زیر سایه درختی برای ساعتی استراحت میکند و سپس راه خود را ادامه میدهد. به گفته حجتالاسلام عبدوس، این تشبیه بسیار عمیق است؛ زیرا نشان میدهد که انسان مؤمن نباید دنیا را منزلگاه ابدی بداند، بلکه باید آن را ایستگاهی موقت در مسیر رسیدن به م
قصد اصلی تلقی کند. از نگاه او، همین فهم درست از دنیا، سرچشمه آرامش، رضایت و سبکبالی انسان است.
حجتالاسلاموالمسلمین عبدوس در پایان تأکید کرد: اگر انسان بتواند نگاه خود را از ظاهر زودگذر دنیا به حقیقت پایدار آن معطوف کند، بسیاری از غمها و ترسهایش فروکش خواهد کرد.
وی گفت: «آرامش زمانی به دست میآید که انسان بهجای تکیه بر آنچه میگذرد، به آنچه باقی میماند تکیه کند.» به باور وی، قرآن کریم و نهجالبلاغه هر دو انسان را به چنین افقی دعوت میکنند؛ افقی که در آن، دل به خدا سپرده میشود و جان از اضطرابِ از دستدادنها و حسرتِ نداشتنها رها میگردد.
انتهای پیام/