صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۶:۴۰ | ۰۱ / ۰۲ /۱۴۰۵
| |

برگزاری حج تمتع به مثابه کنش نمادین در جهان اسلام

حج نه فقط یک تصمیم سازمانی، بلکه شکلی از بازتولید معنا، نمایش تداوم، ارسال پیام به جهان اسلام، حفظ پیوند دیپلماتیک با عربستان و تثبیت روایت جمهوری اسلامی از نسبت دین، سیاست و تمدن است.
کد خبر : 1050054

گروه فرهنگ خبرگزاری آنا،عباس سروستانی- در موقعیت‌هایی که افکار عمومی نسبت به امنیت یک کنش جمعی دچار تردید است، تصمیم به تداوم آن کنش را نمی‌توان صرفاً در سطح محاسبات اجرایی یا اداری توضیح داد. در این موارد، کنش مزبور اغلب از سطح رفتار اجرایی فراتر می‌رود و به کنش نمادین تبدیل می‌شود؛ یعنی کنشی که بیش از آنکه صرفاً در پی حصول یک نتیجه عینی و فوری باشد، حامل پیام، معنا، هویت و مرزبندی سیاسی-فرهنگی است. مسئله اعزام زائران ایرانی به حج تمتع، علی‌رغم نگرانی‌های امنیتی موجود در افکار عمومی، از همین منظر قابل تحلیل است.

یادداشت حاضر با بهره‌گیری از چارچوب نظری کنش نمادین نشان می‌دهد که از منظر تصمیم‌گیران و مسئولین حج و زیارت، استمرار حضور ایران در حج نه فقط یک تصمیم سازمانی، بلکه شکلی از بازتولید معنا، نمایش تداوم، ارسال پیام به جهان اسلام، حفظ پیوند دیپلماتیک با عربستان سعودی و تثبیت روایت جمهوری اسلامی از نسبت دین، سیاست و تمدن است. در این چارچوب، حج به عرصه‌ای برای رمزگذاری پیام‌های کلان هویتی و راهبردی تبدیل می‌شود.

برگزاری حج، تقدم کنش نمادین بر تلقی‌های امنیتی

در تحلیل تصمیم‌های سیاسی-دینی، معمولاً دو رویکرد دیده می‌شود. رویکرد نخست، تصمیم‌ها را با معیار‌های عینی، هزینه-فایده، امنیت، لجستیک و مدیریت ریسک توضیح می‌دهد. رویکرد دوم، اما بر این باور است که بخش مهمی از تصمیم‌های حاکمیتی، به‌ویژه در نظام‌های انقلابی، در ساحت معنا اتخاذ می‌شوند؛ یعنی فهم آنها بدون توجه به نشانه‌ها، نمادها، بازنمایی‌ها و پیام‌های نهفته در کنش ممکن نیست.

در موضوع اعزام زائران به حج تمتع، در حالی که بخشی از افکار عمومی ممکن است از منظر امنیتی به سفر زمینی یا اصل اعزام با دیده تردید بنگرد، برخی مسئولان همچنان بر ضرورت انجام این سفر تأکید می‌کنند. این اصرار را نمی‌توان فقط با منطق سازمانی توضیح داد. به نظر می‌رسد اینجا با نوعی فهم نمادین از کنش روبه‌رو هستیم؛ فهمی که در آن خود اعزام، حامل معناست و نوعی موضع‌گیری عملی در فضای منطقه‌ای و اسلامی به شمار می‌رود.

کنش نمادین چیست؟

کنش نمادین را می‌توان کنشی دانست که ارزش و اثر آن فقط در نتیجه مستقیم و مادی‌اش خلاصه نمی‌شود، بلکه در معنایی نهفته است که تولید، انتقال و تثبیت می‌کند. در این نگاه، کنشگران سیاسی و اجتماعی تنها برای حل یک مسئله عملی اقدام نمی‌کنند، بلکه از خلال عمل خود پیام می‌فرستند، مرز می‌سازند، وفاداری‌ها را بازنمایی می‌کنند، هویت جمعی را تقویت می‌کنند و مخاطبان متعدد را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

در چارچوب کنش نمادین، هر اقدام می‌تواند دست‌کم چهار کارکرد داشته باشد:

نخست، کارکرد هویتی؛ یعنی کنش به بازتولید این پاسخ کمک می‌کند که ما که هستیم.

دوم، کارکرد ارتباطی؛ یعنی کنش پیامی را به مخاطب داخلی، رقیب، متحد یا افکار عمومی منتقل می‌کند.

سوم، کارکرد آیینی و تداومی؛ یعنی کنش با تکرار خود، نوعی استمرار تاریخی و پیوستگی با گذشته را حفظ می‌کند.

چهارم، کارکرد مرزبندی تمدنی و سیاسی؛ یعنی کنش جایگاه خودی و غیرخودی، دوست و رقیب، یا جبهه حق و باطل را در یک روایت کلان‌تر تثبیت می‌کند.

بر این اساس، اگر حج از منظر بخشی از تصمیم‌گیران یک کنگره عظیم اسلامی و نه صرفاً یک سفر زیارتی تلقی شود، آنگاه حضور یا عدم حضور در آن صرفاً یک مسئله اجرایی نخواهد بود؛ بلکه به کنشی نمادین با بار هویتی و سیاسی تبدیل می‌شود.

۱. تداوم آرمان رهبری پیشین به عنوان بازتولید حافظه نمادین

یکی از مهم‌ترین ابعاد کنش نمادین، پیوند آن با حافظه جمعی و میراث معنایی امامین انقلاب اسلامی و به خصوص قائد شهید امت امام خامنه‌ای رضوان الله تعالی علیه است. در نظام‌های انقلابی، رهبران فقید صرفاً چهره‌های تاریخی نیستند؛ آنان به منبع تولید معنا و جهت‌دهی هویتی تبدیل می‌شوند. از این منظر، اگر رهبر پیشین انقلاب بر کارکرد فراملی، سیاسی و تمدنی حج تأکید داشته باشد، تداوم حضور در حج می‌تواند به منزله بازتولید همان میراث نمادین تفسیر شود. در این معنا، مسئله فقط برگزاری یک سفر نیست. آنچه اهمیت می‌یابد، جلوگیری از زمین ماندن یک آرمان است. کنش اعزام، در این چارچوب، نوعی وفاداری آیینی به میراث فکری رهبر پیشین محسوب می‌شود؛ نوعی بازنمایی عملی این گزاره که با فقدان شخص، مسیر و آرمان او متوقف نمی‌شود؛ بنابراین کنش اعزام در اینجا کارکردی یادمانی و حافظه‌ساز پیدا می‌کند.

۲. نخستین سال زعامت رهبری جدید و منطق نمادین تداوم

هر انتقال قدرت در نظام‌های سیاسی حامل حساسیت نمادین است. در چنین لحظاتی، بسیاری از تصمیم‌ها فقط بر اساس کارآمدی سنجیده نمی‌شوند، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از ثبات یا تزلزل خوانده می‌شوند. از این رو، نخستین سال زعامت رهبری جدید، واجد بار نمادین مضاعف است.

در چارچوب کنش نمادین، عدم حضور در حج در چنین مقطعی می‌تواند از سوی ناظران داخلی و خارجی به‌عنوان نشانه‌ای از گسست، اختلال یا احتیاط بیش از حد تفسیر شود. برعکس، استمرار حضور می‌تواند حامل این پیام باشد که ساختار معنایی و راهبردی نظام همچنان پابرجاست. در اینجا خود عمل اعزام، نوعی اجرای نمادین ثبات است؛ نه فقط ثبات سازمانی، بلکه ثبات در اراده تاریخی و تداوم خط مشی.

۳. پرهیز از تثبیت برداشت سیاسی کردن حج توسط ح. ا. ایران

در منطق کنش نمادین، عدم کنش نیز معنا دارد. گاه انجام ندادن یک عمل، به اندازه انجام آن پیام‌ساز است. از این منظر، لغو یا تعلیق حضور در حج می‌تواند این معنا را القا کند که ایران تنها زمانی در حج مشارکت می‌کند که شرایط سیاسی دلخواهش برقرار باشد. چنین برداشتی، از نگاه حامیان اعزام، می‌تواند روایت رسمی جمهوری اسلامی را تضعیف کند.

در نتیجه، حضور مستمر در حج می‌تواند به عنوان تلاشی برای تثبیت این معنا تفسیر شود که حج، در نظر جمهوری اسلامی، صرفاً یک ابزار تاکتیکی سیاسی نیست، بلکه امری اصیل در زیست دینی و امت‌محور تشیع است؛ بنابراین کنش اعزام در اینجا یک کارکرد اصلاح‌گر معنایی دارد: جلوگیری از تحمیل یک خوانش نامطلوب بر رفتار ایران.

۴. حفظ دیپلماسی حج به عنوان سرمایه نمادین رابطه با عربستان سعودی

دیپلماسی در همه موارد از مسیر مذاکرات رسمی و قرارداد‌های آشکار پیش نمی‌رود. در بسیاری از موارد، مناسک، آیین‌ها و حوزه‌های مشترک فرهنگی-دینی نیز نقش کانال ارتباطی ایفا می‌کنند. حج در روابط ایران و عربستان، واجد چنین جایگاهی است. این فریضه، به دلیل موقعیت ممتاز خود در جهان اسلام، فراتر از یک مناسبت عبادی، به یک فضای ابزار دیپلماسی خط دو و تماس مستمر و قابل تداوم میان دو دولت و دو جامعه تبدیل شده است.

در چارچوب کنش نمادین، حفظ حضور در حج به معنای حفظ یک پل است؛ پلی که تنها کارکرد دیپلماتیک ندارد، بلکه رابطه را در سطحی نمادین زنده نگه می‌دارد. قطع این حضور، تنها از بین رفتن یک برنامه سفر نیست؛ بلکه به معنای قطع یک رشته ارتباطی با بار دینی، تاریخی و سیاسی است. از این رو، اصرار بر حفظ آن را می‌توان نوعی سرمایه‌گذاری نمادین بر تداوم امکان گفت‌و‌گو و کاهش فاصله دانست.

۵. حج در افق جنگ تمدنی: از مناسک تا صحنه صف‌آرایی معنایی

یکی از لایه‌های مهم این تحلیل، قرار گرفتن حج در یک روایت کلان تمدنی است. اگر جهان امروز از منظر برخی بازیگران، صحنه تقابل تمدنی میان غرب و اسلام تلقی شود، آنگاه میدان‌های حضور مسلمانان، صرفاً میدان‌های عبادی یا دیپلماتیک نیستند، بلکه صحنه‌های بازنمایی یک کلیت تمدنی‌اند.

در چنین روایتی و بر اساس منطق بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی و سیره تمدنی رهبر شهید، حج بزرگ‌ترین اجتماع سازمان‌یافته جهان اسلام است و به همین دلیل دارای کارکردی بیش از مناسک فردی خواهد بود. از منظر موافقان این نگاه، عربستان سعودی با وجود فاصله‌ها، اختلاف‌ها و ناهمسویی‌های سیاسی، در نهایت از بدنه جغرافیایی و تاریخی اسلام جدا نیست. حضور حرمین شریفین و بخش بزرگی از میراث معنوی اسلام در آن کشور، به عربستان نقشی تعیین‌کننده در این صحنه تمدنی می‌دهد.

بر همین اساس، حفظ حضور در حج را می‌توان نوعی امتناع از واگذاری این میدان نمادین به روایت‌های رقیب دانست. اینجا کنش اعزام، نه فقط یک تصمیم اداری، بلکه نوعی تثبیت حضور در صحنه بازنمایی تمدن اسلامی است.

۶. حج به عنوان فرصت بازنمایی اقتدار و منزلت ملی

کنش نمادین همواره مخاطب دارد. این مخاطب می‌تواند افکار عمومی داخلی، ملت‌های منطقه، نخبگان جهان اسلام یا حتی دولت‌های رقیب باشد. حج، به دلیل تراکم بی‌نظیر جمعیتی و رسانه‌ای خود، یک صحنه کم‌نظیر برای بازنمایی منزلت است. حضور زائران ایرانی، در این خوانش، می‌تواند به منزله نمایش عزت، اعتمادبه‌نفس و پایداری ملت ایران فهم شود.

در این چارچوب، تصمیم به اعزام فقط انتقال افراد از نقطه‌ای به نقطه دیگر نیست، بلکه نوعی حضور نمایشی در صحنه امت است. این حضور می‌تواند برای برخی تصمیم‌گیران حامل این معنا باشد که ایران حتی در شرایط حساس نیز از عرصه عمومی جهان اسلام کنار نمی‌کشد و می‌تواند پیام اقتدار خود را از مسیر مناسک و اجتماع دینی نیز منتقل کند.

۷. رفتار عربستان و منطق حفظ ظاهر کلیددار حرمین شریفین

در منطق نمادین، رفتار میزبان نیز تابع محاسبات معنایی است. عربستان سعودی در سال‌های اخیر کوشیده است جایگاه خود را به عنوان خادم حرمین شریفین و بازیگری مرکزی در جهان اسلام تثبیت کند. چنین جایگاهی صرفاً با قدرت سخت حفظ نمی‌شود، بلکه نیازمند مدیریت چهره، نمایش مسئولیت‌پذیری و صیانت از ظاهر فراگیر و اسلامی حکومت سعودی است.

از این منظر، برخی تصمیم‌گیران ایرانی ممکن است بر این باور باشند که عربستان در موسم حج ناگزیر است چهره‌ای مسئول و میزبانی آبرومند از خود نشان دهد. به بیان دیگر، خود ادعای رهبری نمادین جهان اسلام، عربستان را به رعایت حدی از حرمت و امنیت زائران وامی‌دارد. در نتیجه، اعزام زائران تنها به اراده ایران وابسته نیست، بلکه بر نوعی محاسبه درباره محدودیت‌های نمادین عربستان نیز تکیه دارد.

۸. حقوق بین‌الملل و عرف میزبانی به مثابه پشتوانه نمادین و حقوقی امنیت

کنش نمادین لزوماً در خلأ حقوقی صورت نمی‌گیرد. برعکس، گاه قدرت نمادین یک کنش زمانی بیشتر می‌شود که بر قواعد رسمی و عرف‌های بین‌المللی تکیه داشته باشد. در این مورد، ورود زائران از مجاری قانونی و رسمی، این معنا را تقویت می‌کند که حضور آنان در قلمرو کشور عربستان، حضوری مشروع و شناخته‌شده است.

این نکته از دو جهت اهمیت دارد: نخست آنکه از منظر حقوقی، مسئولیت دولت میزبان را برجسته می‌کند؛ دوم آنکه از منظر نمادین، کرامت و مشروعیت زائران را در سطح بین‌المللی قابل مطالبه می‌سازد. از این رو، بخشی از منطق موافقان اعزام ممکن است مبتنی بر این باشد که حج نه یک حضور بی‌قاعده، بلکه حضوری مبتنی بر حق، عرف و الزام میزبان است. همین امر به کنش اعزام نوعی پشتوانه مضاعف می‌دهد.

نتیجه‌گیری

با استفاده از چارچوب نظری کنش نمادین می‌توان فهمید که چرا برخی مسئولان و تصمیم‌گیران، علی‌رغم نگرانی‌های امنیتی موجود در افکار عمومی، بر تداوم اعزام زائران ایرانی به حج تمتع تأکید می‌کنند. در این نگاه، حج صرفاً یک سفر زیارتی یا برنامه اجرایی نیست، بلکه صحنه‌ای برای تولید و انتقال معناست. حضور در آن، حامل پیام تداوم آرمان‌های پیشین، نمایش ثبات در مقطع انتقال رهبری، نفی خوانش ابزاری از حج، حفظ پیوند دیپلماتیک با عربستان، تثبیت حضور در افق تمدنی جهان اسلام، بازنمایی اقتدار ملی و بهره‌گیری از جایگاه حقوقی و عرفی زائران است.

به بیان دیگر، اگر اعزام را صرفاً با منطق امنیتی و اجرایی بسنجیم، بخشی از مسئله را نادیده گرفته‌ایم. برای موافقان این رویکرد، ارزش اصلی این اقدام در معنایی نهفته است که تولید می‌کند. از این رو، اعزام زائران در این چارچوب نه فقط یک جابه‌جایی فیزیکی، بلکه نوعی مداخله نمادین در صحنه جهان اسلام است. البته این تحلیل به معنای تأیید درستی یا نادرستی این رویکرد نیست؛ بلکه صرفاً می‌کوشد نشان دهد که چگونه می‌توان منطق درونی آن را در سطح نظری بازسازی کرد. داوری نهایی درباره کفایت یا عدم کفایت این منطق، نیازمند سنجش هم‌زمان ابعاد امنیتی، اخلاقی، افکار عمومی، منافع ملی و مسئولیت‌های حاکمیتی است.

*دانش آموخته دکترای مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهران

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha