دکترین «العلمُ سلطان»؛ میراث ماندگار امام شهید انقلاب در مسیر تمدنسازی دانشبنیان
به گزارش خبرگزاری آنا، در ساحت سیاست بینالملل و مطالعات راهبردی، مفهوم «قدرت» طی قرون متمادی از ابزارهای سخت و نظامی به سمت مولفههای نرم و مغزافزار تغییر ماهیت داده است. در اندیشه حضرت آیتالله خامنهای، این تحول در قالب کلیدواژه بنیادین «العلمُ سلطان» (دانش، مایه اقتدار است) صورتبندی میشد. این تعبیر، فراتر از یک شعار اخلاقی، در واقع ترسیمگر یک دکترین سیاسی-امنیتی بود؛ بدان معنا که در نظام نوین جهانی، ملتی که از مرزهای دانش عقب بماند، ناگزیر از پذیرش سلطه (صیله علیه) خواهد بود.
تاریخ ۳۰۰ ساله اخیر نشان میدهد که تفوق غرب بر جهان، بیش از آنکه حاصل برتری فرهنگی یا نژادی باشد، معلول پیشدستی در انقلابهای علمی و صنعتی بود. رهبر شهید انقلاب با درک این پیچ تاریخی، علم را نه صرفاً برای تحسین آکادمیک، بلکه به عنوان «رکن رکین استقلال» معرفی میکردند. جدایی دانشگاه از اتمسفر واقعی جامعه زمانی رخ میدهد که علم تنها به مثابه ابزاری برای کسب جایگاههای مدیریتی نگریسته شود، در حالی که در نگاه راهبردی ایشان، دانشگاه باید «قلب تپنده» تولید قدرت ملی باشد.
بیانیه گام دوم؛ علم و پژوهش به مثابه پیشران تمدن
در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، «علم و پژوهش» نخستین سرفصل از توصیههای هفتگانه برای تمدنسازی است. رهبر معظم انقلاب در این سند راهبردی، به صراحت به این واقعیت اشاره میکنند که غرب با استفاده از پیشرفت علمی، توانست سبک زندگی خود را به دنیا تحمیل کند. این بدان معناست که «سلطه علمی» به «سلطه فرهنگی» و «سلطه سیاسی» منجر میشود. ایشان تأکید دارند که برای شکستن این محاصره، باید از مرزهای کنونی دانش عبور کرد و به تولید علم دست زد؛ چرا که دانشی که صرفاً ترجمه باشد، لزوماً به اقتدار منجر نمیشود، بلکه وابستگی ساختارمند ایجاد میکند.
گذار از آموزشمحوری به اقتدار علمی
دکتر محمدمهدی طهرانچی رئیس فقید دانشگاه آزاد اسلامی، از تبیینگران اصلی مفهوم «العلم سلطان» در فضای دانشگاهی است. وی همواره بر این نکته تأکید داشت که دانشگاه نباید صرفاً توزیعکننده دانش باشد، بلکه باید به سمت «حکمرانی علمی» حرکت کند. از منظر دکتر طهرانچی، وقتی علم به «سلطان» تبدیل میشود که در خدمت حل مسائل کشور و ایجاد استقلال اقتصادی باشد. تعبیر «العلم سلطان» در کلام دکتر طهرانچی، به معنای خروج دانشگاه از انزوا و ورود به عرصه «اقتدارآفرینی» بود؛ به طوری که پیشرفت علمی مستقیماً در سفره مردم و امنیت ملی اثرگذار باشد.
مهندسی نقشه علمی
دکتر منصور کبگانیان، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان یکی از چهرههای کلیدی در تدوین «نقشه جامع علمی کشور»، بر جنبههای ساختاری اقتدار علمی تأکید دارد. از نگاه وی، رویکرد علمی رهبر انقلاب، یک رویکرد «نظاممند» و «برنامهمحور» است. دکتر کبگانیان معتقد است که اقتدار ملی بدون داشتن یک نقشه راه علمی که اولویتهای استراتژیک کشور (نظیر نانو، هستهای و سلولهای بنیادی) را مشخص کند، ممکن نیست. وی بر این باور است که تمرکز بر فناوریهای نوظهور، همان مسیری است که ایران را از موضع منفعل به موضع فعال در دیپلماسی جهانی رسانده است.
تحول در علوم انسانی و حکمتبنیانی
حجتالاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در گفتگو با آنا، مفهوم اقتدار علمی را به حوزه «علوم انسانی» و «حکمت» پیوند میزند. وی معتقد است که اگر علم بخواهد به معنای واقعی کلمه «سلطان» و مایه قدرت باشد، باید بر پایه حکمت بومی و اسلامی بنا شود. خسروپناه بر این نکته تأکید دارد که تقلید از علوم انسانی غربی، نه تنها قدرتآفرین نیست، بلکه باعث تضعیف اراده ملی میشود. از دیدگاه وی، اقتدار واقعی زمانی است که ما بتوانیم برای مسائل اجتماعی و فرهنگی خود، مدلهای علمی برخاسته از اندیشه اصیل خودمان را ارائه دهیم.
پیوند علم با فضای مجازی و تحولات نوین
دکتر سعیدرضا عاملی، دبیر سابق شورای عالی انقلاب فرهنگی بر جنبههای نوین علم و «دوفضایی شدن» قدرت تأکید دارد. ایشان با تبیین نگاه رهبری، معتقد است که امروز قلمروی «العلم سلطان» به فضای مجازی و هوش مصنوعی گسترش یافته است. از منظر دکتر عاملی، اقتدار ملی در قرن جدید در گرو تسلط بر الگوریتمها و دادههاست. ایشان تأکید دارد که پیشرفت علمی باید در حوزههای نرمافزاری و ارتباطات نیز به جایگاهی برسد که ایران نه تنها مصرفکننده، بلکه معماریکننده این فضای نوین باشد.
دانش؛ زیربنای عزت ملی و ثروتآفرینی
دکتر بیژن رنجبر، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی نیز با تأسی به دکترین رهبر انقلاب، بر رابطه مستقیم میان «دانش» و «عزت ملی» تأکید میورزد. در رویکرد ایشان، دانشگاهی که نتواند ثروتآفرینی کند و باری از دوش صنعت و جامعه بردارد، در مسیر اقتدار قرار ندارد. وی معتقد است که ثروت ملی باید دانشبنیان باشد تا پایدار بماند. بر اساس دیدگاههای وی در نشستهای تخصصی، علم باید به گونهای در بدنه دانشگاهی نهادینه شود که دانشجو و استاد، خود را در سنگر دفاع از استقلال کشور از طریق تولید ثروت علمی ببینند. این همان برداشتی است که علم را از یک موضوع صرفاً آموزشی به یک مولفه امنیت ملی ارتقا میدهد.
میراث علمی ماندگار رهبر شهید؛ از دکترین «العلم سلطان» تا تمدنسازی دانشبنیان
رویکرد علمی آیتالله خامنهای، که اکنون به عنوان «میراث ماندگار و حیاتی» ایشان برای نسلهای آینده بر جای مانده است، فراتر از یک حمایت ساده از دانشگاه؛ یک مهندسی معکوس در برابر سلطه جهانی و یک طراحی دقیق ۳۰ ساله برای احیای عزت ملی بود. ایشان با تکیه بر دکترین «العلمُ سلطان»، علم را نه به عنوان یک کالای تزئینی، بلکه به عنوان «جوهر قدرت» و معبر اصلی رسیدن به «ایران قوی» در متن بیانیه گام دوم انقلاب تثبیت کردند.
این میراث ماندگار را میتوان در دستاوردهای خیرهکنندهای خلاصه کرد که امروز هویت علمی ایران را در جهان بازتعریف کرده است. تبدیل ۲۵ دانشگاه در دوران طاغوت، به بیش از ۵۰۰ مرکز علمی و جهش ۲۵ برابری اعضای هیئت علمی (از ۵ هزار به ۱۰۰ هزار نفر)، بستری فراهم آورد که امروزه ایران تقریباً تمامی رشتههای نوین جهانی را پوشش داده و نرخ دسترسی به آموزش عالی را به شکلی عدالتمحور گسترش داده است.
هدایت هوشمندانه ایشان منجر به شکسته شدن انحصار علمی ۳۰۰ ساله غرب شد؛ به گونهای که شتاب رشد علمی ایران ۱۳ برابر متوسط جهانی ثبت گردید و کشور در حوزههای استراتژیک همچون نانوفناوری (رتبه ۴ دنیا)، سلولهای بنیادی (پژوهشگاه رویان)، زیستفناوری، هستهای و هوش مصنوعی به رقابتپذیری جهانی و رتبههای تکرقمی دست یافت.
البته میراث ایشان تنها در آمارها نیست، بلکه در «باوری» است که در ذهن نخبگان کاشته شد. جلسات مستمر و چندساعته با اساتید و دانشجویان، پیگیری مادهبهماده «نقشه جامع علمی کشور» و قانعسازی وزرا برای سرمایهگذاری در دانش، نشان داد که ایشان علم را نه در حاشیه، بلکه در کانون حکمرانی قرار داده بودند.
خودکفایی بیش از ۹۵ درصدی در تولید دارو و پیشرفتهای خیرهکننده در حوزه واکسن و بیوتکنولوژی، ثمره ایستادگی ایشان بر این اصل بود که «دانش باید گرهگشای سفره و سلامت مردم باشد». این نگاه، ایران را در سختترین تحریمها و بحرانهایی نظیر کرونا، از وابستگی نجات داد.
امروز که به کارنامه علمی دوران رهبری ایشان مینگریم، با ملتی مواجهیم که با وجود سرمایهگذاری اندک مادی، با تکیه بر «جهاد علمی» و «ضریب هوشی سرشار» خود، بنبستهای جهانی را شکسته است. میراث شهیدِ جبهه مقاومت و علم، ایرانی است که در آن «دانشجو» و «دانشمند» در سنگر اولِ اقتدار ملی ایستادهاند. بیانیه گام دوم انقلاب، اکنون وصیتنامه علمی ایشان است تا نسل جوان با تکیه بر این زیرساخت عظیم، ایران را به مرحلهای برسانند که زبان فارسی، زبانِ مرجعِ علم در جهان شود و تمدن نوین اسلامی بر پایه «حکمت» و «فناوری» بنا گردد. این راهی است که با شهادت ایشان، نه تنها متوقف نمیشود، بلکه با شتابی برخاسته از خون شهید و جوهر قلم دانشمندان، ادامه خواهد یافت.
انتهای پیام/