آقای قیاسی اعتراض به قطعی اینترنت! شهدای میناب یا ناو دنا را نمیبینی!
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، چهل و هشت روز از آغاز جنگ تحمیلی سوم علیه کشورمان با تجاوز امریکا و اسرائیل میگذرد اما خیلی از هنرمندان، ورزشکاران و سلبریتی ها نه تنها همدری با مردم نکردند بلکه موضعی با یک عکس حتی نداشتند البته که در مقابل آنها هم با شرف هایی چون مریلا زارعی، سوگل طهماسبی و...که هم در میادین حاضر شدند و هم با پیام های محبت آمیز با شرق و غرب کشور مردم تهران و حتی دورافتاده ترین نقاط کشور همدردی کردند. اما امیرحسین قیاسی که تا پیش از جنگ دست رد به هیچ برنامه در پلتفرمی نمیزد حالا از غار خارج شده و با یک استوری به حرف آمده است.
چرا «اینترنت حق همه است» کافی نیست، آقای قیاسی؟
انتخابِ راحتِ «فعلاً فعالیتی ندارم»
امیرحسین قیاسی، کمدینی که پیش از این با طنز تیزبینش خیلیها را به فکر فرو میبرد، بعد از ۴۷ روز سکوت مطلق در برابر فجایع انسانی – از بمباران بیمارستانها تا شهادت صدها کودک – ناگهان به این نتیجه میرسد که تنها دغدغهاش «اینترنت برای همه» است. نه اشارهای به حملات آشکار آمریکا و اسرائیل، نه کلمهای برای میناب، نه حتی یک «رحمت» برای شهدای ناو دنا.
و چه جالب شرط بازگشت به فعالیت را «برگشتن اینترنت به حالت قبل» میگذارد. یعنی تا آن روز، وظیفهی هنری و انسانی خود را تعلیق میکنی؟ گویی صدای هزاران هموطنِ زیر آوار و خانوادههای داغدار به اینترنت بسته است.
اینترنت هست یا نه، مرگ کودکان که تمام شدنی نیست
در میناب، کودکان در حملات هوایی شهید شدند. نه به خاطر تحریم اینترنت، نه به خاطر فیلترشکن. در ناو دنا، جوانهایی که فقط میخواستند وطنشان را حفظ کنند، سوختند. در حملات شبانه، مادرانی که فرزندانشان را بغل کرده بودند، دیگر صبح را ندیدند.
آیا این رویدادها برای تو «خبر» نیست، آقای قیاسی؟ آیا برای آنها هم شرط گذاشتهای که «اگر اینترنت برگردد، دربارهشان حرف میزنم»؟!
طنزی که تلخ شد، نه تیز
تو خودت بارها در برنامههایت به نابرابری و ظلم اشاره کردی. مردم تو را به چشم یک صدای منتقد میشناختند. اما این روزها صدای منتقدان واقعی، آنهایی که زیر آوارند، خاموشتر از همیشه است. و تو داری با ژست «حمایت از حق اینترنت»، از کنار جنایتهای آشکار عبور میکنی.
این دیگر طنز نیست. این فرار به سمت یک موضوع «کمخطر» است. اعتراض به قطعی اینترنت سوژهای است که هم خیالت را از «سیاسی بودن» راحت میکند، هم طرفدار پیدا میکند. اما حرف زدن از میناب و دنا و حملات مستقیم، نه.
پیام پنهان استوری تو
میگویی: «تا وقتی اینترنت برای همه مردم ایران به حالت قبل برنگردد، فعالیتی در اینستاگرام نخواهم داشت»
یعنی:اگر اینترنت به حالت قبل برگردد، تو فعالیت خواهی کرد. اما در آن زمان دیگر چه حرفی برای گفتن داری؟ شهدا که برنمیگردند و از قضا، همین الان که اینترنت برای خیلیها محدود است، هزاران نفر در همین اینستاگرام (با فیلترشکن یا بدون آن) دربارهی جنایتها حرف میزنند، سند جمع میکنند، کمک میرسانند. اما تو نمیکنی.پس نه، مشکل «دسترسی به اینترنت» نیست. مشکل «اراده برای حرف زدن» است.
یک سؤال صریح
آقای قیاسی، اگر فردا اینترنت به حالت قبل برگردد، اولین پست یا استوریات چه خواهد بود؟آیا از شهادت کودکان میناب مینویسی؟ از ناو دنا؟ از هموطنانی که در حملات هوایی آمریکا و اسرائیل کشته شدند؟یا باز هم یک طنز بیضرر از وضعیت دلار و گرانی؟
اگر جواب «آری» است، پس چرا امروز، حتی با یک متن ساده و بدون تصویر، نمیتوانی بگویی «من در برابر این جنایتها ساکت نیستم»؟و اگر جواب «نه» است، پس لطفاً دیگر از «حق مردم» حرف نزن. چون حق مردم فقط اینترنت نیست. حق مردم، زیستن در امنیت و عدالت است – چیزی که این روزها با خاک یکسان شده.
ما نمیگوییم اعتراض به قطعی اینترنت بیاهمیت است. میگوییم انتخابِ «فقط» این موضوع در اوجِ بمباران و شهادت، خودش یک موضعگیری سیاسی است؛ موضعگیریِ سکوت در برابر بزرگترها.
چرا فقط اینترنت؟
آقای قیاسی، بعد از همه این روزها – بعد از حملات آشکار آمریکا و اسرائیل، بعد از شهادت کودکان در میناب، بعد از فاجعهی ناو دنا و هزاران هموطنِ بیخبر به خاک و خون کشیده شده – حالا اولین موضعگیری جدیات این است که «اینترنت حق همه است»؟
بله، حق با شماست. اینترنت حق همه است. اما مگر جان کودکان و زنان و مردان این سرزمین حق نیست؟ مگر سکوت در برابر جنایتهای آشکار، مصداق همان بیتفاوتی نیست که خودت از آن گلایه داری؟
شما که این روزها «فعالیت نمیکنی»، چه بر سرِ وجدان هنریات آمده؟ آن همه خنده و طنز تلخ، کجا رفته وقتی مردم برای زنده ماندن میجنگند؟ اینترنت برود یا بیاید، اما تو ای کمدینِ پیشترها تیزبین، کجای ماجرایی؟
اگر حرفی نداری جز شکایت از قطعی اینترنت، لطفاً لااقل نگو «فعلاً فعالیتی ندارم». چون این خودش بزرگترین فعالیت علیه حقیقتِ روزهای ماست.
انتهای پیام/