صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۸:۲۷ | ۳۰ / ۰۱ /۱۴۰۵
| |
به مناسبت روز علوم آزمایشگاهی و بزرگداشت حکیم سید اسماعیل جرجانی

چگونه «ذخیره خوارزمشاهی» مسیر تحول پزشکی را در جهان هموار کرد

در دورانی که اروپا هنوز در سایه قرون تاریک به‌سر می‌برد، حکیم سید اسماعیل جرجانی در ایران با نگارش «ذخیره خوارزمشاهی» به زبان فارسی، انقلابی در دانش پزشکی پدید آورد. اثری که نه‌تنها طب اسلامی را سامان داد، بلکه پلی شد برای انتقال علم از شرق به غرب و همچنین الهام‌بخش نهضت ترجمه در اروپا شد.
کد خبر : 1048904

خبرنگار «آناتک» در گفت‌وگو با دکتر شهرزاد ساسانپور، استاد تاریخ و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد، به بررسی جایگاه جرجانی در تاریخ علم پرداخته است. دکتر ساسانپور در این مصاحبه، با نگاهی تطبیقی میان ایرانِ سده‌های پنجم و ششم هجری و اروپای قرون وسطی، نقش بی‌بدیل جرجانی را در پیوند دادن طب نظری و طب بالینی توضیح می‌دهد. او تأکید می‌کند که انتخاب زبان فارسی در اثر سترگ «ذخیره خوارزمشاهی»، باعث گسترش آگاهی علمی در سرزمین‌های شرقی و انتقال دانش به جهان غرب شد؛ فرآیندی که زمینه‌ساز ظهور رنسانس و تحول در پزشکی اروپایی قرون بعد گردید.

ابتدا درباره حکیم سید اسماعیل جرجانی و اینکه او در چه عصری می‌زیسته و این عصر چه ویژگی‌هایی داشته است، برایمان بگویید؟

حکیم سید اسماعیل جرجانی، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های پزشکی ایران پس از اسلام، در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری (یازدهم و دوازدهم میلادی) می‌زیست. او در سال ۴۳۴ هجری قمری در خوارزم متولد شد و در سال ۵۳۱ هجری قمری درگذشت. دوران زندگی او هم‌زمان با حکومت سلجوقیان و سپس خوارزمشاهیان بود؛ دوره‌ای که به عنوان یکی از مهم‌ترین ادوار شکوفایی علمی و فرهنگی جهان اسلام شناخته می‌شود. 

ساسانپور: در قرون یازدهم و دوازدهم میلادی (یعنی هم‌زمان با عصر جرجانی) دانشگاه‌هایی مانند آکسفورد و پاریس هنوز در مراحل اولیه شکل‌گیری بودند و مراکز علمی اروپا محدود به صومعه‌ها و نهاد‌های کلیسایی بود. آموزش پزشکی نیز بیشتر بر مبنای تفسیر‌های کلیسایی و آثار پزشکی جالینوس یونانی انجام می‌گرفت و عملا رکودی علمی در اروپا حاکم بود. در همین زمان، تمدن اسلامی (از جمله ایران) در اوج شکوفایی علمی قرار داشت

سلجوقیان در آن زمان بزرگ‌ترین امپراتوری جهان اسلام را تشکیل داده بودند و شهرهایی، چون نیشابور، ری و اصفهان – که به‌عنوان پایتخت‌های سیاسی و فرهنگی این سلسله شناخته می‌شدند – نقش محوری در رشد علم و دانش داشتند. در ادامه همین روند، حکومت خوارزمشاهیان نیز با تمرکز بر شرق ایران و انتخاب خوارزم به‌عنوان پایتخت، به توسعه علمی کمک کرد.

یکی از ویژگی‌های مهم این عصر، ایجاد و گسترش مراکز علمی، آموزشی و درمانی بود. تاسیس مدارس نظامیه به همت خواجه نظام‌الملک طوسی از برجسته‌ترین مصادیق این جریان است. نظامیه‌ها در یازده شهر مهم جهان اسلام، از جمله بغداد، نیشابور، اصفهان، هرات و خوارزم ایجاد شدند. اگرچه هدف اولیه این مدارس، تقویت فقه شافعی بود که مذهب رسمی سلجوقیان به شمار می‌رفت؛ اما در کنار آن، آموزش علوم مختلف از جمله پزشکی، رونق یافت.

پیشینه شکوفایی علوم در این دوران به سنت‌های علمی پیشین نیز پیوند دارد. میراث علمی ایرانِ پیش از اسلام، به ویژه دانش پزشکی و بیمارستان دانشگاه جندی‌شاپور، نقشی مهم در شکل‌گیری علم طب و پزشکی در دوران اسلامی داشت. علاوه بر آن، مناطق شام، مصر و سرزمین‌های تحت نفوذ روم شرقی، پس از پیوستن به قلمرو اسلامی، ذخایر علمی ارزشمندی را وارد جهان اسلام کردند. این روند در قرن دوم و سوم هجری و با شکل‌گیری «نهضت ترجمه» در بغداد و تاسیس «بیت‌الحکمه» به اوج رسید؛ حرکتی که موجب شد آثار یونانی، رومی، ایرانی و مصری به زبان عربی ترجمه و زمینه‌ساز رونق علمی تمدن اسلامی شود. حمایت خلفای عباسی و سپس پادشاهان و وزرای ایرانی نیز در این مسیر نقشی تعیین‌کننده داشت.

در چنین بستری، ایرانِ قرون پنجم و ششم به یکی از مهم‌ترین کانون‌های تولید علم در حوزه‌هایی مانند ریاضیات، فلسفه و پزشکی تبدیل شد. پیش از جرجانی نیز پزشکان بزرگی همچون زکریای رازی و ابن‌سینا نقش تعیین‌کننده‌ای در پیشبرد علوم پزشکی داشته‌اند. آثار آنان از جمله «الحاوی» تألیف رازی و «قانون» ابن‌سینا از قرن دوازدهم میلادی به بعد به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نفوذی گسترده در پزشکی شرق و غرب یافت. همچنین در غرب جهان اسلام، مراکز علمی آندلس سهم مهمی در انتقال دانش پزشکی شرق به غرب داشتند.

در این فضای علمی گسترده و رو به رشد، برجسته‌ترین نقش جرجانی، نگارش یکی از بزرگ‌ترین دایره‌المعارف‌های پزشکی جهان اسلام به زبان فارسی بود. در حالی که زبان رسمی علم در دستگاه خلافت عباسی و مراکز علمیِ آن دوره عمدتا عربی بود، جرجانی نخستین دانشمندی بود که اثری جامع در پزشکی به زبان فارسی پدید آورد و بدین‌ترتیب سهمی ماندگار در تاریخ پزشکی ایران و جهان اسلام ایفا کرد.

در پی گسترش نفوذ پزشکی اسلامی به اروپا، از قرن دوازدهم میلادی به بعد، بسیاری از آثار بزرگ پزشکان مسلمان—از جمله «قانون» ابن‌سینا و «الحاوی» زکریای رازی—به زبان‌های اروپایی ترجمه شدند و به‌عنوان منابع اصلی آموزش پزشکی در دانشگاه‌های غرب مورد استفاده قرار گرفتند. در غرب جهان اسلام نیز پزشک نامدار اندلسی، ابوالقاسم زهراوی، با نگارش کتاب «التصریف» نقش مهمی در پیشرفت علم پزشکی ایفا کرد. او نخستین کسی بود که مباحث کالبدشناسی و شیوه‌های جراحی را به‌طور علمی شرح داد و بسیاری از ابزار‌های جراحی را ابداع و به‌کار گرفت. آثار او نیز در همان دوران به اروپا راه یافت و تأثیر عمیقی بر آموزش پزشکی گذاشت.

با این پیش‌زمینه، حکیم سید اسماعیل جرجانی در ایران قرن پنجم و ششم هجری، با تکیه بر میراث علمی پیشینیان و رویکردی نوآورانه، مهم‌ترین اثر خود یعنی «ذخیره خوارزمشاهی» را پدید آورد. این کتاب یکی از جامع‌ترین دایره‌المعارف‌های پزشکی در تمدن اسلامی و نخستین اثر عظیم پزشکی به زبان فارسی است. پیش از او، بیشتر آثار علمی به زبان عربی نوشته می‌شد که زبان رسمی علم و دستگاه خلافت عباسی بود؛ اما جرجانی فارسی را برگزید و بدین‌ترتیب نقشی تعیین‌کننده در هویت‌بخشی به طب ایرانی ایفا کرد. البته نسخه‌ای عربی از «ذخیره» نیز بعد‌ها فراهم شد.

اهمیت «ذخیره خوارزمشاهی» تنها به جامعیت آن محدود نمی‌شود؛ بلکه نظم علمی دقیق که جرجانی در آن به کار برده، این اثر را از دیگر نوشته‌های زمان خود متمایز کرده است. جرجانی برخلاف گرایش غالب برخی متون طبی که به مباحث فلسفی طب می‌پرداختند، بر آموزش عملی، مشاهده بالینی، معاینه فیزیکی و تحلیل دقیق علائم تاکید داشت. او بر این باور بود که پزشک، پیش از هر چیز، باید بیمار را مشاهده کند، معاینه انجام دهد و تفاوت‌های ظریف میان بیمارانِ مبتلا به یک بیماری واحد را تشخیص دهد.

در حوزه داروشناسی و توسعه داروسازی نیز دیدگاه‌های او پیشرو بود. یکی از موکدترین مبانی روش او، توجه ویژه به ارزیابی دقیق ادرار و دیگر مایعات بدن بود: بررسی رنگ، قوام و نشانه‌های تغییریافته در ترشحات بدن که به زعم او اطلاعات ارزشمندی برای تشخیص بیماری ارائه می‌کرد. این رویکرد موجب شده بسیاری جرجانی را «ابن‌سینای دوم» بنامند؛ هرچند روش‌شناسی او به ویژه تاکیدش بر مشاهده و آزمایش مستقیم، رویکردی متفاوت و متمایز به شمار می‌رود.

ترجمه آثار جرجانی به زبان‌های اروپایی در قرون بعد نیز موجب انتقال شیوه‌های تشخیصی او، از جمله نگاه آزمایشگاهی به پزشکی، به غرب شد. از سوی دیگر، نگارش این اثر [ذخیره خوارزمشاهی] به زبان فارسی سبب شد که در ایران، ماوراءالنهر و هندِ دوره گورکانیان که فارسی زبان رسمی بود، به طور گسترده مورد استفاده قرار گیرند و پیوندی میان پزشکی سنتی و پزشکی علمی ایجاد کنند.

درخصوص تفاوت او با ابن‌سینا باید گفت ابن‌سینا آثار خود را به زبان عربی نوشت؛ اما جرجانی زبان فارسی را برگزید. این انتخاب سبب شد که میان طب نظری و طب بالینی پلی ارتباطی ایجاد کند و همچنین انتقال دانش پزشکی از ایران به شام، اندلس و سپس اروپا با سهولت بیشتری انجام شود. بسیاری از فارسی‌زبانان، به‌ویژه دانش‌پژوهان و علاقه‌مندان به پزشکی، می‌توانستند اثر او را بهتر درک کنند، و همین امر نقش جرجانی را در جریان انتقال علم از شرق به غرب برجسته‌تر کرد.

آیا رویکرد آزمایشگاهی او به پزشکی همانطور که گفتید باعث شده است، روز بزرگداشت جرجانی به عنوان روز علوم آزمایشگاهی در ایران انتخاب شده است؟

بله. تاکید برجسته جرجانی بر مشاهده، معاینه مستقیم و بررسی آزمایشگاهی مایعات بدن -به‌ویژه تحلیل دقیق ادرار- از او چهره‌ای پیشرو در شکل‌گیری نگرش آزمایشگاهی در طب ایرانی ساخته است. هرچند تاریخ دقیق زادروز او به طور قطعی مشخص نیست؛ اما در دهه هفتاد خورشیدی، وزارت بهداشت روز ۳۰ فروردین را به پاس جایگاه علمی او «روز علوم آزمایشگاهی» نام‌گذاری کرد. این انتخاب یادآور نقشی است که جرجانی در بنیان‌گذاری نگاه تجربی و آزمایشگاهی در پزشکی ایران داشته است.

هم‌زمان با دوران زندگی حکیم جرجانی، یعنی در قرون پنجم و ششم هجری (یازدهم و دوازدهم میلادی)، وضعیت علم و دانش در اروپا چگونه بود؟

جرجانی علاوه بر توجه به نحوه معاینه و مشاهده بالینی، به داروشناسی، توصیف دقیق علائم و تحلیل مزاج‌ها پرداخت؛ مباحثی که در اروپا آن روزگار به این صورت شناخته‌شده نبود. این تفاوت در نگاه و روش علمی، جایگاه او را در تاریخ طب اسلامی ممتاز می‌کند.

اما اگر بخواهیم وضعیت اروپا را در همان دوران بررسی کنیم، باید به شرایط تاریخی آن اشاره کنیم. پس از فروپاشی امپراتوری روم غربی (به علت حملات اقوام ژرمن و گسترش مسیحیت) پادشاهی‌های جدیدی مانند انگلستان، فرانسه، اتریش و اسپانیا شکل گرفتند. با گسترش نفوذ کلیسا، قدرت سیاسی و فکری اروپا در دست نهاد‌های مذهبی قرار گرفت. این وضعیت دوره‌ای را رقم زد که به «قرون وسطی» یا در ادبیات تاریخی، «قرون تاریکی» شهرت دارد؛ دوره‌ای که تا آغاز رنسانس در اوایل قرن شانزدهم ادامه یافت.

در قرون یازدهم و دوازدهم میلادی (یعنی هم‌زمان با عصر جرجانی) دانشگاه‌هایی مانند آکسفورد و پاریس هنوز در مراحل اولیه شکل‌گیری بودند و مراکز علمی اروپا محدود به صومعه‌ها و نهاد‌های کلیسایی بود. آموزش پزشکی نیز بیشتر بر مبنای تفسیر‌های کلیسایی و آثار پزشکی جالینوس یونانی انجام می‌گرفت و عملا رکودی علمی در اروپا حاکم بود. کمبود کتاب، مراکز آموزشی محدود و کنترل کامل علم توسط کلیسا، امکان پیشرفت علوم را به شدت کاهش داده بود.

در همین زمان، تمدن اسلامی (از جمله ایران) در اوج شکوفایی علمی قرار داشت. بیمارستان‌های بزرگ، مدارس متعدد و نظام آموزشی سازمان‌یافته، بستری برای رشد دانشمندان فراهم آورده بود؛ وضعیتی که در اروپا نظیر آن دیده نمی‌شد.

با این حال، از قرن یازدهم و دوازدهم میلادی، اروپا وارد مرحله‌ای تازه شد که از آن با عنوان «نهضت ترجمه» یاد می‌شود؛ حرکتی مشابه نهضت ترجمه در بغداد که کتب مختلف توسط مترجمان از زبان‌های مختلف دوران باستان به زبان عربی ترجمه شد؛ اما این‌بار برای انتقال علوم اسلامی به دنیای غرب، کتب مختلف تمدن اسلامی توسط مترجمان غربی به زبان‌های مختلف اروپایی ترجمه شد. این جریان از طریق شام، اندلس، سیسیل (که این مناطق تا چند قرن تحت حکومت مسلمانان بودند) آغاز شد. اروپاییان پس از تسلط بر این مناطق، با گنجینه عظیمی از آثار علمی اسلامی مواجه شدند و ترجمه گسترده متون عربی در حوزه‌های پزشکی، داروسازی، ریاضیات، نجوم و فلسفه را آغاز کردند.

این جریان علمی، زمینه‌ساز تحول فکری در غرب شد؛ هرچند هم‌زمان، عوامل دیگری مانند جنگ‌های صلیبی، حملات مغول، استعمار کشور‌های مسلمان، شکل گیری پدیده‌ای به نام شرق شناسی با ماهیت استعماری موجب شد که جهان اسلام از قرن‌های بعدی در مسیر افول علمی قرار گیرد و فاصله آن با اروپا افزایش یابد.

در مجموع، در دورانی که ایران و جهان اسلام در اوج فعالیت‌های علمی قرار داشتند و شخصیت‌هایی همچون جرجانی آثار بنیادین علمی پدید می‌آوردند، اروپا هنوز درگیر محدودیت‌های فکری، سلطه کلیسایی و کمبود منابع علمی بود. همین تفاوت شرایط، نقش جرجانی و دیگر دانشمندان اسلامی در انتقال دانش به غرب را برجسته‌تر می‌کند.

انتهای پیام/

مهری بهرامی
ارسال نظر
captcha