صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۹:۱۶ | ۲۴ / ۰۱ /۱۴۰۵
| |
در گفت‌و‌گوی آنا با کارشناس مسائل سیاسی بررسی شد

محاصره دریایی ایران خیال خام آمریکاست؛ بازدارندگی هوشمندانه جمهوری اسلامی مقابل آمریکا/ چرا محاصره دریایی تاب‌آوری نیروهای عملیاتی آمریکایی را کاهش می‌دهد؟

کارشناس مسائل سیاسی و فرماندار سابق شهرستان ابوموسی با تأکید بر اینکه محاصره دریایی ایران خیال خام آمریکاست، چراکه ایران بازدارندگی هوشمندانه‌ای ایجاد کرده است، گفت: این مسئله تاب‌آوری نیروهای عملیاتی آمریکا را کاهش می‌دهد.
کد خبر : 1047993

خبرگزاری آنا _ حسین بوذری؛ در عرصه روابط بین‌الملل و مطالعات راهبردی، مفهوم "محاصره دریایی" همواره به عنوان یکی از ابزارهای فشار نظامی و اقتصادی علیه کشورها مطرح بوده است. این راهبرد که مستلزم کنترل و مسدودسازی مسیرهای مواصلاتی آبی یک کشور، به‌ویژه بنادر و خطوط کشتیرانی آن، است، در تئوری می‌تواند صادرات، واردات و در نهایت اقتصاد آن کشور را دچار چالش کند.

با این حال، موفقیت اجرای چنین طرحی به عوامل متعددی از جمله اجماع بین‌المللی، توان عملیاتی، مشروعیت حقوقی و ظرفیت‌های دفاعی و بازدارنده کشور هدف بستگی دارد. در شرایط کنونی، ایالات متحده آمریکا هیچکدام از این مؤلفه‌ها را ندارد و در تلاش برای شکل‌دهی به یک اجماع جهانی برای اعمال محاصره دریایی علیه ایران برآمده است، اما با موانع و چالش‌های جدی در سطوح مختلف مواجه است.

یکی از اساسی‌ترین موانع پیش روی این راهبرد، فقدان اجماع بین‌المللی است. برخلاف موارد پیشین که آمریکا در اقدامات نظامی خود توانسته بود اجماع نسبی را ایجاد کند، در قبال ایران، شاهد مخالفت‌های صریح از سوی متحدان سنتی خود مانند اتحادیه اروپا، فرانسه و انگلیس هستیم.

این عدم همراهی، نه‌تنها از منظر سیاسی جایگاه آمریکا را در نظام بین‌الملل تضعیف می‌کند، بلکه از منظر حقوق بین‌الملل نیز به طرح چنین اقدامی وجاهت و مشروعیت لازم را نمی‌بخشد.

علاوه بر این، محدودیت توان عملیاتی ناوگان پنجم آمریکا در منطقه، نبود عقبه راهبردی و لجستیکی کافی، و همچنین ایجاد نوعی بازدارندگی از سوی ایران از طریق کنترل تنگه هرمز، از دیگر عواملی هستند که اجرای موفقیت‌آمیز یک محاصره دریایی همه‌جانبه را برای آمریکا دشوار می‌سازند.

از منظر اقتصادی و عملیاتی، ایران نیز دارای مزیت‌های قابل توجهی است که اثربخشی هرگونه محاصره دریایی را به چالش می‌کشد.

فروش نفت و میعانات گازی "در مبدأ"، به این معنا که مالکیت محموله از زمان بارگیری به خریدار منتقل می‌شود، وابستگی ایران به عبور محموله‌های نفتی از مسیرهای دریایی تحت کنترل دشمن را کاهش می‌دهد.

همچنین، گستردگی مرزهای زمینی و توانایی تأمین نیازهای اساسی از طریق این مسیرها، اتکای ایران به واردات دریایی را به حداقل می‌رساند. این ظرفیت‌های ژئوپلیتیک و اقتصادی، همراه با قابلیت ایران برای ایجاد موازنه و فشار متقابل از طریق تنگه هرمز، نشان می‌دهد که طرح محاصره دریایی آمریکا، بیش از آنکه یک تهدید عملیاتی جدی باشد، در حوزه جنگ روانی و تبلیغات رسانه‌ای قرار می‌گیرد و احتمال شکست آن در کوتاه‌مدت و میان‌مدت بسیار بالاست.

خبرنگار آنا در این زمینه گفت‌وگویی را با احمد بنافی فرماندار سابق شهرستان ابوموسی و کارشناس مسائل سیاسی ترتیب داده است.

گپ و گفت‌ آنا با بنافی فرماندار سابق شهرستان ابوموسی در پی می‌آید:

چرا محاصره دریایی ایران از اساس محکوم به شکست است؟

آنا: جناب دمحاصره کتر، به نظر شما تهدید اخیر رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا مبنی بر محاصره دریایی ایران تا چه اندازه قابلیت اجرایی دارد و تا چه حد در حوزه روانی و رسانه‌ای قابل ارزیابی است؟

بنافی: درباره تهدید مطرح‌شده درباره محاصره دریایی ایران، باید توجه داشت که ایالات متحده در حال حاضر قادر به ایجاد اجماع بین‌المللی برای شکل‌دهی به چنین اقدامی نیست و عملاً در این زمینه به‌صورت منفرد عمل می‌کند.

این وضعیت از منظر جایگاه سیاسی آمریکا در نظام بین‌الملل نیز قابل تأمل است. علاوه بر این، چنین اقدامی از منظر حقوق بین‌الملل، غیرقانونی محسوب می‌شود و فاقد وجاهت سیاسی و حقوقی است. در گذشته شاهد بودیم که آمریکا پیش از اقدام نظامی، نوعی اجماع نسبی ایجاد می‌کرد؛ مانند اقدامات در افغانستان و عراق. اما در مورد ایران نه‌تنها چنین اجماعی شکل نگرفته، بلکه با مخالفت‌های جدی نیز روبه‌رو شده است.

آنا: این مخالفت‌های بین‌المللی در چه سطحی مطرح شده‌اند؟

بنافی: اتحادیه اروپا به‌صورت یکپارچه بیانیه صادر و اعلام کرده است که در این اقدام با ایالات متحده آمریکا همکاری نخواهد کرد؛ ازجمله کشورهایی مانند فرانسه و انگلیس. همچنین در چارچوب ناتو که آمریکا یکی از اعضای اصلی آن محسوب می‌شود نیز همکاری لازم صورت نگرفته است. این موارد، هم از حیث حقوقی و هم از منظر سیاسی، موانع جدی برای پیشبرد چنین طرحی محسوب می‌شوند.

آنا: برای محاصره دریایی ایران از نظر عملیاتی و تاکتیکی، چه محدودیت‌هایی متوجه ایالات متحده آمریکا است؟

بنافی: از نظر عملیاتی، بخش عمده توان دریایی آمریکا در منطقه به ناوگان پنجم این کشور در خلیج فارس محدود می‌شود. در صورت اجرای محاصره دریایی، این اقدام باید عمدتاً از مسیر دریا انجام شود. در این چارچوب، نبود عقبه راهبردی، لجستیکی و پشتیبانی کافی، یک مانع مهم محسوب می‌شود و به‌شدت میزان تاب‌آوری عملیاتی نیروهای آمریکایی را کاهش می‌دهد.

ایران در حوزه تنگه هرمز نوعی بازدارندگی و موازنه ایجاد کرده است. این کشور از طریق رصد، پایش و کنترل تنگه هرمز، نوعی فشار بین‌المللی متقابل بر ایالات متحده وارد می‌کند. ظرفیت راهبردی این تنگه به ایران این امکان را می‌دهد که برخی کشورها ازجمله کشورهای آسیای شرقی مانند چین و هند و حتی برخی کشورهای اروپایی را در مخالفت با اقدامات احتمالی علیه ایران همراه کند. این موضوع مانع از شکل‌گیری اجماع بین‌المللی مورد نظر آمریکا می‌شود.

آنا: پیامدهای مرتبط با مسیرهای صادرات و واردات دریایی ایران برای آمریکا چیست؟

بنافی: بخش قابل توجهی از شناورهایی که از مبدأ ایران بارگیری می‌شوند، به‌‌خصوص از بنادر و پایانه‌های نفتی، به سمت کشورهایی مانند چین و هند حرکت می‌کنند. این موضوع احتمال بروز تنش میان آمریکا و این کشورها را افزایش می‌دهد و می‌تواند مشکلات بیشتری برای ایالات متحده ایجاد کند.

ایران کشوری پهناور با تعداد زیادی همسایه و حدود ۲ هزار و ۴۰۰ کیلومتر مرز آبی است. علاوه بر این، مرزهای زمینی گسترده‌ای دارد که بخش عمده واردات و صادرات کشور از طریق همین مرزها انجام می‌شود؛ به‌‌خصوص در شمال، شرق، شمال‌شرق و غرب کشور. این ظرفیت ژئوپولیتیک، مزیت نسبی مهمی برای ایران ایجاد می‌کند و اجازه نمی‌دهد یک محاصره دریایی احتمالی منجر به فشار فراگیر بر کشور شود. به بیان دیگر، حتی در صورت ایجاد محدودیت در دریا، امکان تأمین نیازهای عمومی از طریق مرزهای زمینی وجود دارد.

محاصره دریایی، انرژی و نفت ایران را دچار چالش نمی‌کند 

آنا: درباره فروش نفت و میعانات گازی، آیا محاصره دریایی می‌تواند ایجاد اختلال کند؟

بنافی: درخصوص موضوع فروش نفت و میعانات گازی، باید توجه داشت که ایران عمدتاً نفت و مشتقات خود را از «مبدأ» به فروش می‌رساند، نه در «مقصد». به این معنا که زمانی که نفت یا فرآورده‌های نفتی روی آب معامله می‌شوند، مالکیت آن‌ها از لحظه بارگیری به خریدار منتقل می‌شود. بنابراین، این مسئله موجب می‌شود احتمال تأثیرگذاری یک محاصره دریایی بر صادرات نفت ایران به میزان قابل توجهی کاهش یابد.

از سوی دیگر، ایران به‌عنوان تولیدکننده نفت، گاز و فرآورده‌های مرتبط، در حوزه تأمین انرژی داخلی خود با چالش جدی مواجه نمی‌شود؛ چراکه واردکننده بنزین یا گازوئیل نیست و در این اقلام نیز صادرکننده محسوب می‌شود. همچنین ایران صادرکننده گاز، فرآورده‌های پتروشیمی، میعانات گازی و نفت خام است.

در نظام بین‌الملل نیز وابستگی قابل توجهی به همین اقلام وجود دارد که عمدتاً از طریق دریا و در مبدأ خریداری شده و مبلغ آن نیز به‌صورت نقدی تسویه می‌شود. این موضوع یک مزیت مهم برای ایران ایجاد می‌کند و موجب می‌شود صادرات انرژی کشور در معرض اختلال جدی قرار نگیرد.

آنا: درباره تأثیر محاصره دریایی تنگه هرمز بر نیازمندی‌های اساسی کشور مانند کالاهای اساسی چه دیدگاهی دارید؟

بنافی: در حوزه واردات کالاهای اساسی، ایران این امکان را دارد که نیازهای اصلی خود را از طریق مسیرهای جایگزین تأمین کند. ایران اسلامی می‌تواند از طریق مبادی مختلف زمینی ازجمله افغانستان، پاکستان، کشورهای شمال‌شرق و شمال‌غرب، همچنین ترکیه و عراق، مسیرهای وارداتی خود را حفظ کرده و نیازهای اساسی را بدون وابستگی به مسیرهای دریایی تأمین کند.

آنا: و سخن پایانی...

بنافی: به نظر می‌رسد محاصره دریایی مورد نظر ایالات متحده آمریکا از ابتدا با شکست مواجه خواهد شد و در کوتاه‌مدت و میان‌مدت قابلیت تحقق ندارد.

افزون بر این، چنین فشاری می‌تواند پیامد معکوس ایجاد کند؛ به‌گونه‌ای که ایران کنترل تنگه هرمز را هوشمندانه‌تر تنظیم کرده و سطح عبور و خروج انرژی را متناسب با میزان فشار، مدیریت کند. این امر به‌عنوان یک سازوکار تنظیم‌گر عمل کرده و نوعی بازدارندگی ایجاد می‌کند.

علاوه بر این، آمریکا در منازعات اخیر از برخی ظرفیت‌های مکمل خود نیز بهره‌برداری نکرد؛ ازجمله موقعیت تنگه باب‌المندب، دریای سرخ و نقش‌آفرینی انصارالله. انصارالله هیچ‌گاه به‌طور کامل وارد منازعه نشد و بیشتر به‌عنوان افزایش فشار در مواقع خاص مورد استفاده وارد عمل شد.

این مجموعه عوامل نشان می‌دهد که سیاست محاصره دریایی علیه ایران بیشتر در سطح تبلیغات، عملیات رسانه‌ای و جنگ روانی باقی خواهد ماند و فاقد کارآمدی عملیاتی واقعی است.

ارسال نظر
captcha