صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۲:۲۴ | ۱۸ / ۰۱ /۱۴۰۵
| |
دیپلمات پیشین ایران در گفت‌وگو با آنا:

تهدید زیرساخت‌ها، تأیید ضمنی شکست/ ایران پیروز شد؛ چون آمریکا به اهدافش نرسید

دیپلمات پیشین کشورمان در سازمان ملل می‌گوید ایران با مقاومت حداکثری خود در جنگ جاری نه‌تنها برنامه موشکی و هسته‌ای کشور را پابرجا نگه داشته، بلکه تهدید حمله به زیرساخت‌ها را به پرونده‌ای حقوقی علیه کاخ سفید تبدیل کرده است؛ معادله‌ای که ترامپ را در موقعیتی قرار می‌دهد که نه توان ادامه جنگ را دارد و نه امکان خروج پیروزمندانه.
کد خبر : 1046056

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، جنگ اخیر علیه ایران به‌جای تغییر معادلات به نفع واشنگتن، پرده از بن‌بست راهبردی آمریکا برداشته است؛ جایی که ناکامی در تحقق اهداف نظامی، تهدید علیه زیرساخت‌های غیرنظامی را از جایگاه «ابزار فشار» به «تأیید ضمنی شکست» تنزل داده است. عقیم ماندن محاسبات اولیه آمریکا، نه تنها میدان نبرد را به نفع تهران تغییر داده، بلکه پرونده این منازعه را به عرصه‌ای حقوقی-استراتژیک کشانده که در آن هر گام تهاجمی جدید، تنها بر عمق بن‌بست واشنگتن می‌افزاید. 

در همین رابطه، خبرنگار آنا گفت‌وگویی با «کوروش احمدی» دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل و تحلیلگر روابط بین‌الملل، انجام داده است.

وی در این مصاحبه به واکاوی ابعاد نظم بین‌الملل، تعریف «پیروزی» برای طرفین درگیری، چالش‌های حقوق بین‌الملل و وضعیت تنگه هرمز می‌پردازد.

 «نبرد ایران و آمریکا»؛ تقابل دو نظم یا تداوم یک منازعه تاریخی؟

احمدی با اشاره به گفتمان رایج درباره تقابل «نظم قدیم و جدید» در تحلیل درگیری‌های فعلی، گفت: جنگی که اکنون در جریان است یا به تعبیر دقیق‌تر، تجاوزی که توسط آمریکا و اسرائیل به خاک ایران صورت گرفته قطعاً می‌تواند روابط بین‌الملل و به‌ویژه مناسبات میان قدرت‌های بزرگ را تحت تأثیر قرار دهد. این درگیری در مقیاسی گسترده و در بستر ۱۲ کشور منطقه رخ داده و طبیعتاً بر نظم بین‌المللی و روابط واشنگتن با پکن و مسکو اثرگذار خواهد بود.

با این حال، وی «نظم قدیم و جدید» را تعبیری با ماهیت اعتباری توصیف کرد که ممکن است هر تحلیلگری از زاویه متفاوتی به آنها بنگرد.

احمدی با استناد به چنین ماهیتی، گفت: بنابراین، من نمی‌توانم انگیزه آغازگران این جنگ را صرفاً به «دنبال نظم جدید بودن» یا «بازتنظیم روابط با چین» تقلیل دهم. این جنگ در بستری تقریباً ۵۰ ساله شکل گرفته است. طی چهار-پنج دهه گذشته، شرایط به‌گونه‌ای رقم خورده که امروز با این سطح از درگیری مواجهیم. حتی در دهه‌های گذشته نیز احتمال وقوع جنگ میان ایران و آمریکا در مقاطعی وجود داشت. مسئله اسرائیل هم به‌موازات مشکلات ایران با آمریکا، سابقه‌ای چنددهه‌ای دارد و به‌تدریج بر گستره آن افزوده شده است.

تحلیل‌گر روابط بین‌الملل ادامه داد: آنچه کار را به این جنگ تمام‌عیار کشاند، تحولات پس از ۷ اکتبر و عملیات «طوفان‌الأقصی» بود. این روند در سه-چهار سال اخیر با جنایات اسرائیل در غزه، سپس لبنان و در ادامه، درگیری‌های مستقیم ایران و اسرائیل از آوریل ۲۰۲۴ (فروردین ۱۴۰۳) تشدید شد. با روی کار آمدن مجدد ترامپ، وضعیت جدیدی در روابط ایران و آمریکا و به‌تبع آن در خاورمیانه شکل گرفت. بنابراین، این جنگ در چنین بستر پیچیده‌ای به وقوع پیوسته و تقلیل آن به «تأثیرگذاری بر روابط آمریکا با چین یا روسیه»، نادیده‌گرفتن منطق خاص و ریشه‌دار این منازعه است؛ هرچند که قطعاً بر روابط سه قدرت بزرگ نیز تأثیرگذار خواهد بود.

 تعریف «پیروزی»؛ مقاومت ایران در برابر اهداف اعلام‌شده واشنگتن

دیپلمات پیشین ایران در ادامه با تأکید بر اینکه پیروزی برای ایران، آمریکا و اسرائیل معنایی متفاوت دارد؛ تاکید کرد: آمریکا و اسرائیل اهداف نسبتاً مشخصی را دنبال می‌کردند؛ البته ترامپ نوسان زیادی در مواضعش دارد، اما به‌طور ضمنی و صریح، اهدافی، چون «کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای ایران»، «توقف برنامه موشکی» و «خروج ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصد» مطرح بود. بهانه اصلی نیز «تهدید قریب‌الوقوع این برنامه‌ها برای امنیت آمریکا» عنوان می‌شد.

احمدی با گفتن اینکه «در بحث تغییر رژیم این هدف تلویحی نیز راه به جایی نبرد» ادامه داد: در روز‌های اولیه و در شرایط شوک و غافلگیری، اگر قرار بود اقدام قاطعی از سوی آمریکا صورت گیرد، باید در همان مقطع رخ می‌داد که نشد. ایران توانست از شوک اولیه خارج شود، موقعیت خود را تحکیم کند و در مقابل هرگونه لطمه به سیستم سیاسی مقاومت نماید.

به گفته وی، در باب برنامه موشکی نیز، ایران همچنان توانایی پرتاب موشک به اهدافی در منطقه و به‌ویژه اسرائیل را حفظ کرده است. این یعنی برنامه موشکی ایران، علیرغم تلاش‌های آمریکا و اسرائیل برای نابودی آن، پابرجا مانده است.

تحلیلگر مسائل بین‌الملل در تکمیل این مبحث عنوان کرد: در مورد پرونده هسته‌ای نیز، ایران حاضر به پذیرش خواسته‌های آمریکا نشده و در شرایط کنونی، چشم‌اندازی برای توافقی که ایران غنی‌سازی را متوقف کند، وجود ندارد. تکلیف آن ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم نیز همچنان نامشخص است. بنابراین، اهدافی که آمریکا و اسرائیل برای خود ترسیم کرده بودند، محقق نشده است. از این منظر، می‌توان گفت آنها در دستیابی به اهداف اعلام‌شده‌شان تا این مرحله شکست خورده‌اند و ایران، با مقاومت در برابر این فشارها، توانسته است «پیروزی» را در این تعریف خاص محقق کند. 

احمدی تأکید کرد: پیروزی به معنای تصرف پایتخت دشمن نیست؛ بلکه به معنای ناکام گذاشتن دشمن در تحقق اهدافش است. ترامپ اکنون با وجود تمایل به خروج از جنگ، به دلیل عدم تحقق اهداف اولیه‌اش، نمی‌تواند به‌عنوان طرف پیروز میدان را ترک کند.

 تهدید به «عصر حجر» مصداق «جنایت جنگی»

دیپلمات پیشین کشورمان در واکنش به تهدید‌های ترامپ که زندگی بیش از ۹۰ میلیون شهروند ایرانی را تحت الشعاع قرار می‌دهد،تصریح کرد: حملات اخیر به زیرساخت‌ها و ادعای بازگرداندن ایران به «عصر حجر»، در واقعه نتیجه عدم موفقیت تیم ترامپ در پیشبرد اهداف اولیه‌اش است. چون در آن اهداف ناکام ماندند، اکنون سعی دارند از مسیر تهدید زیرساخت‌های غیرنظامی، مقامات ایرانی را تحت فشار قرار دهند. نکته بسیار مهم حقوقی که نباید از نظر دور داشت، این است که حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی به این شیوه، قطعاً مصداق «جنایت جنگی» است.

احمدی توضیح داد: این اقدام هم مغایر با کنوانسیون‌های ژنو است و هم مطابق «قانون جنایات جنگی» مصوب کنگره آمریکا در سال ۱۹۹۶. قوانین داخلی آمریکا نیز توسل به چنین اقداماتی را در جنگ با یک کشور خارجی ممنوع کرده است. بنابراین، این موضوع نه‌تنها از منظر حقوق بین‌الملل، بلکه از منظر حقوق داخلی آمریکا نیز جنایت جنگی محسوب می‌شود.

ضمانت اجرای حقوق بین‌الملل؛ افکار عمومی یا نهاد‌های فراملی؟

تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به اینکه ترامپ و نتانیاهو اهمیت چندانی برای حقوق بین‌الملل قائل نیستند؛ بیان کرد: حقوق بین‌الملل به‌طور کلی، برخلاف حقوق داخلی، فاقد پلیس، دادگاه و زندان متمرکز برای ضمانت اجراست. اما این به معنای بی‌اثر بودن کامل آن نیست.

وی از «افکار عمومی بین‌المللی» و «مواضع دولت‌ها و کشورها» به‌عنوان یک مکانیسم بازدارنده نام برد و تاکید کرد: کمتر قدرت یا دولتی چنین تهدید‌های آشکاری را علیه مردم یک کشور دیگر مطرح کرده که با واکنش جدی افکار عمومی و جامعه جهانی روبه‌رو نشده باشد. اهمیت اخلاقی و سیاسی پایبندی به حقوق بین‌الملل، خود نوعی هزینه-فایده سیاسی ایجاد می‌کند. البته درباره حقوق داخلی آمریکا و امکان طرح دعوا علیه ارتش یا مقامات این کشور، بحث‌های حقوقی مفصلی وجود دارد که فرصت پرداخت به آن در این مختصر نیست.

تنگه هرمز؛ رژیم حقوقی موجود و شرایط جنگی

تحلیلگر روابط بین‌الملل در پاسخ به سوالی درباره تلاش ایران و عمان برای تعریف شیوه‌نامه جدید تأمین امنیت تنگه هرمز گفت: درباره پروتکل یا شیوه‌نامه‌ای که اشاره شد، پیش‌نویسی در مجلس تهیه و منتشر شده است. اما سوال کلیدی این است که عمان چه واکنشی نشان خواهد داد؟

وی در توضیح این مطلب افزود: عمان عضو کنوانسیون حقوق دریا‌ها (۱۹۸۲) است برخلاف ایران که تنها امضا کرده، اما آن را تصویب نکرده و این کنوانسیون برای عمان در حکم قانون داخلی است. از سوی دیگر، به دلیل عمق بیشتر آب در سمت عمان در تنگه هرمز، مسیر‌های ترافیک دریایی (Traffic Separation Schemes)، از آب‌های سرزمینی این کشور عبور می‌کند. این خطوط که توسط سازمان بین‌المللی دریانوردی (IMO) و با همکاری کشور‌های منطقه تعریف و تصویب می‌شوند، برای جلوگیری از تصادفات کشتی‌ها بسیار حائز اهمیت هستند.

با این حال، احمدی می‌گوید نکته کلیدی در مقطع کنونی این است که «ما در شرایط جنگی هستیم». برای همین به دلیل وقوع یک جنگ غیرقانونی و همراه با تخلف علیه ایران، و با توجه به اینکه نیروی دریایی ایران نیز هدف حمله قرار گرفته، اقداماتی که ایران اکنون در تنگه هرمز انجام می‌دهد، جنبه دفاعی دارد و در این شرایط خاص، مغایرتی با حقوق بین‌الملل ندارد.

احمدی در جمع‌بندی خاطرنشان کرد: برای تعریف یک «رژیم حقوقی پایدار و دائمی» برای تنگه هرمز پس از پایان جنگ، باید توجه داشت که کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریا‌ها هم‌اکنون حاکم است و حدود ۱۷۰ کشور عضو آن هستند. شکل‌گیری هر رژیم جدیدی که مورد پذیرش جامعه بین‌الملل باشد، مستلزم یک روند دیپلماتیک پیچیده و مشورت با کشور‌های ذی‌نفع است که باید در زمان مناسب و پس از پایان جنگ به آن پرداخت.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha