چرا ایران به ازای ترور نخبگان ایرانی، اوراکل و آمازون را هدف قرار داد
شرکت اوراکل (Oracle) و آمازون (Amazon) از طریق سرویس وب آمازون (AWS)، دو غول فناوری اطلاعات و رایانش ابری آمریکایی هستند که حضور گستردهای در منطقه غرب آسیا دارند.
اوراکل و آمازون را بیشتر بشناسیم
اوراکل که عمدتاً به دلیل نرمافزارهای پایگاه داده و راهکارهای ابری شناخته میشود، مراکز دادهای را در امارات متحده عربی مستقر کرده است. این مراکز، زیرساخت حیاتی برای رایانش ابری، هوش مصنوعی و ذخیرهسازی دادههای حساس محسوب میشوند. از سوی دیگر، آمازون از طریق سرویس وب خود (AWS)، مرکز مهمی در بحرین دارد که یکی از گرههای اصلی خدمات ابری در خاورمیانه به شمار میرود. این مرکز، خدمات ذخیرهسازی، پردازش و تحلیل داده را به دهها شرکت و پلتفرم دیجیتال در سراسر منطقه ارائه میدهد.
هر دو شرکت با ارائه زیرساختهای پیشرفته در حوزه هوش مصنوعی و رایانش ابری، بستر فنی بسیاری از عملیاتهای مدرن نظامی و اطلاعاتی را فراهم کردهاند. گزارشهای متعدد نشان میدهد که این شرکتها صرفاً ارائهدهنده خدمات تجاری نیستند، بلکه نقش کلیدی در زنجیره فناوری دفاعی و امنیتی رژیم اسرائیل و ایالات متحده ایفا میکنند. به عنوان مثال، اوراکل مراکز داده زیرزمینی و مستحکمی را برای ارتش اسرائیل ساخته و نرمافزارهای عملیاتی در اختیار یگانهای اطلاعاتی آن قرار داده است.
همچنین آمازون در اوج بمباران غزه در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی از جمله مدل زبانی «کلود» را به دو شرکت بزرگ تسلیحاتسازی اسرائیل یعنی رافائل و صنایع هوافضای اسرائیل فروخته است. این همکاریها نشاندهنده عمق وابستگی ماشین جنگی اسرائیل به زیرساختهای فناورانه آمریکایی مستقر در منطقه است.
همکاریهای نظامی اوراکل و آمازون با محور آمریکایی - صهیونی
ظرفیتهای فعال اوراکل و آمازون در غرب آسیا فراتر از خدمات تجاری معمول است و مستقیماً به پروژههای نظامی-امنیتی رژیم اسرائیل گره خورده است. برجستهترین نمونه این همکاری، پروژه «نیمبوس» (Nimbus) است. در سال ۲۰۲۱، شرکتهای گوگل و آمازون قراردادی به ارزش ۱.۲ میلیارد دلار با دولت و ارتش اسرائیل امضا کردند.
بر اساس اسناد فاششده توسط روزنامه گاردین، این پروژه طیف گستردهای از خدمات ابری و هوش مصنوعی، از جمله ذخیرهسازی دادههای طبقهبندیشده، تحلیل تصاویر و ویدئوها و توسعه مدلهای یادگیری ماشین را به وزارت امور نظامی، آژانسهای اطلاعاتی و حتی تأسیسات هستهای اسرائیل ارائه میدهد. نکته حائز اهمیت در این قرارداد، وجود بندی موسوم به «مکانیزم پلک زدن» است که به اسرائیل اجازه میدهد حتی اگر استفاده از این فناوریها در کرانه باختری و غزه قوانین بینالمللی را نقض کند، شرکتها حق محدود کردن نحوه استفاده را نداشته باشند.
این مکانیسم عملاً هرگونه نظارت خارجی بر کاربرد این فناوریها در جنایات جنگی را مسدود میکند. از سوی دیگر، اوراکل نه تنها قراردادی ۸۸ میلیون دلاری با نیروی هوایی آمریکا برای ارائه زیرساخت ابری و پایگاه داده هوش مصنوعی تحت برنامه «کلود وان» امضا کرده، بلکه به عنوان «سلاحی راهبردی در اکوسیستم امنیتی اسرائیل» توصیف میشود. لری الیسون، مدیرعامل اوراکل، بیش از ۲۶ میلیون دلار به نهادهای حامی ارتش اسرائیل کمک مالی کرده است. این شرکتها با ارائه سامانههای هدفگیری مبتنی بر هوش مصنوعی و تحلیل دادههای نظارتی، نقش مستقیمی در شناسایی و ردیابی اهداف برای عملیاتهای تروریستی و حملات نظامی رژیم اسرائیل ایفا میکنند. به عنوان مثال، شرکت پالانتیر (که در لیست ۱۸ شرکتی ایران قرار دارد) سیستمی به نام «پروژه میون» را به عنوان هسته اصلی هوش مصنوعی ارتش آمریکا در اختیار پنتاگون قرار داده که دادههای پهپادها و ماهوارهها را پردازش کرده و زمان تصمیمگیری نظامی را از چند روز به چند دقیقه کاهش میدهد. این فناوریها به طور مشابه در جنگ غزه و لبنان توسط رژیم اسرائیل استفاده شده است.
نقش در جنگ غزه و لبنان و علت هدف قرارگیری مراکز توسط ایران
مستندات متعدد نشان میدهد که اوراکل و آمازون نه تنها شریک فنی، بلکه شریک جرم در جنایات جنگی رژیم اسرائیل در غزه و لبنان هستند.برخی گزارشهای رسانهای فاش کرد که آمازون در اوج بمباران غزه، خدمات ابری و مدلهای هوش مصنوعی را به شرکت رافائل، تولیدکننده بمبهای هدایتشونده دقیق و موشکهای اسپایک، فروخته است. گزارشی از تایمز لندن نشان داده که یکی از موشکهای اسپایک ساخت این شرکت، عامل حمله به کاروان یک سازمان خیریه بوده که منجر به کشته شدن هفت امدادگر شد. همچنین ارتش اسرائیل از فناوری هوش مصنوعی ارائهشده توسط این شرکتها برای شناسایی و ردیابی انبوه اهداف استفاده میکند که به طور مستقیم در بمباران مناطق مسکونی، کشتار غیرنظامیان و ترور هدفمند شخصیتها نقش دارد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران بر همین اساس در اطلاعیه شماره ۵۱ خود در تاریخ ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ که در خلال عملیات دفاعی در جنگ تحمیلی سوم منتشر کرد، فهرستی از ۱۸ مؤسسه جاسوسی و فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی آمریکایی از جمله اوراکل و آمازون را به عنوان «اهداف مشروع» در معرض دید عموم قرار داد.
علت اصلی این تصمیم، مشارکت فعال این شرکتها در «طراحی و ردیابی اهداف ترور» اعلام شد. ایران اعلام کرد که این شرکتها به جای ارائه خدمات صرفاً تجاری، به ارکان اصلی عملیاتهای تروریستی علیه دانشمندان و مقامات ایرانی تبدیل شدهاند. از آنجا که رژیم اسرائیل و آمریکا به جنگ تحمیلی و عملیاتهای تروریستی علیه ایران روی آوردهاند، جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفته است به ازای هر ترور، یکی از مراکز این شرکتها را هدف قرار دهد. این استراتژی مبتنی بر اصل «اقدام متقابل و متناسب» است؛ به این معنا که تا زمانی که ترورهای شخصیتهای ایرانی ادامه یابد، زیرساختهای فناورانه دشمن که بستر این ترورها را فراهم میکنند، امنیت نخواهند داشت. در عمل، پس از ترور دکتر خرازی و همسرشان، سپاه پاسداران در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۵، زیرساختهای مرکز داده و رایانش شرکت اوراکل در امارات را هدف قرار داد. پیش از آن نیز در پاسخ به ترور سردار فتحعلیزاده، مرکز رایانه ابری آمازون در بحرین مورد حمله قرار گرفته و تخریب شده بود.
تأثیر بر جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل و آسیبپذیری راهبردی آمریکا
هدف قرار دادن مستقیم مراکز داده و زیرساختهای ابری اوراکل و آمازون در بحرین و امارات، نقطه عطفی در جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران محسوب میشود. این حملات چند تأثیر عمیق و راهبردی بر روند جنگ خواهد داشت.
نخست ناثیر این ضربات، اختلال جدی در زنجیره فرماندهی، کنترل، ارتباطات و اطلاعات (C ۳ I) رژیم اسرائیل و نیروهای آمریکایی در منطقه است. بسیاری از سامانههای هدفگیری، نظارت و تحلیل دادههای هوش مصنوعی که ماشین جنگی آمریکا و رژیم اسرائیل در غزه و لبنان و ایران به آن متکی هستند، به این مراکز ابری وابستگی دارند. تخریب فیزیکی این مراکز، معادل ضربه زدن به مغز پردازشگر عملیاتهای نظامی دشمن است. در وهله بعد، این حملات پیام روشنی به تمام شرکتهای فناوری مستقر در منطقه میفرستد که همکاری با رژیم اسرائیل در جنایات جنگی و عملیاتهای تروریستی، هزینه امنیتی و مالی سنگینی به همراه دارد. همانطور که بیانیه آمازون نشان داد، این شرکت در حال خروج از منطقه است که به معنای کاهش نفوذ فناوری آمریکا در غرب آسیا و ایجاد خلأ سرویس برای مشتریان منطقهای آنهاست.
نکته سوم و مهمتر اینکه، چرا این ضربات میتوانند آمریکا را بسیار تحت تأثیر قرار بدهند؟ پاسخ در ماهیت اقتصاد و امنیت ملی آمریکا نهفته است. آمریکا برای حفظ هژمونی فناورانه و نظامی خود، کاملاً به شرکتهای بزرگ فناوری مانند اوراکل و آمازون وابسته است. این شرکتها نه فقط بازوهای تجاری، بلکه ستون فقرات امنیت سایبری، ذخیرهسازی دادههای طبقهبندیشده پنتاگون و زیرساخت هوش مصنوعی ارتش آمریکا را تشکیل میدهند. حمله به مراکز منطقهای آنها مستقیماً امنیت سرمایهگذاریهای عظیم آمریکا در خارج از مرزهایش را هدف قرار میدهد. همچنین این حملات نشان میدهد که آمریکا نمیتواند از زیرساختهای حیاتی خود در غرب آسیا محافظت کند و این موضوع اعتبار این کشور به عنوان یک شریک امنیتی مطمئن برای کشورهای حاشیه خلیج فارس را تخریب میکند. از دست دادن مراکز داده در بحرین و امارات، هزینههای سرسامآوری برای بازسازی و جابهجایی آنها به همراه دارد و مهمتر از همه، شکستی راهبردی در جنگ ارادهها محسوب میشود.
ایران ثابت کرده است که میتواند به جای رویارویی مستقیم با ناوهای هواپیمابر، با هدف قرار دادن «چشمها و گوشهای» فناورانه دشمن، ضرباتی فلجکننده وارد کند. این استراتژی، معادله جنگ را به طور کامل تغییر داده و هزینههای تداوم ترور و تجاوز را برای آمریکا و رژیم اسرائیل به سطحی غیرقابل تحمل افزایش میدهد. همانطور که سپاه پاسداران هشدار داده، در صورت تکرار ترورها، شرکتهای بعدی در لیست ۱۸ گانه آماده دریافت پاسخ قاطع باشند. این یعنی هیچ مرکز داده یا زیرساخت ابری آمریکایی در غرب آسیا از امنیت برخوردار نخواهد بود.
انتهای پیام/