احتمال نقشآفرینی آمریکا در ایجاد خشکسالی مصنوعی در ایران منتفی نیست
چند روزی است که همه پهنه گستردهٔ جغرافیایی ایران، بارشهای خوبی را تجربه میکند. همین حجم خوب بارندگیها سبب شده است تا برخی منابع غیررسمی بگویند که انهدام تجهیزات راداری و نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا و اختلال عملیات نظامی آنها برای ایجاد خشکسالی مصنوعی در ایران، دلیل این رخداد است.
موضوعی که حمیدرضا چشموهم، کارشناس ارشد محیط زیست در گفتوگو با خبرنگار آناتک احتمال وقوع آن را منتفی نمیداند، چشموهم به سابقهٔ عملیاتی مشابه در ویتنام اشاره میکند که اسناد آن چند دهه بعد توسط پنتاگون از طبقهبندی خارج و منتشر شد.
آمریکاییها سالها قبل در جنگ تحمیلی و غیرقانونی که علیه ویتنام به راه انداختند، از فناوری برای ایجاد خشکسالی مصنوعی استفاده کردند تا پوشش جنگلی ویتنام را تحت تاثیر قرار دهند و امکان جنایتهای نیروهای متجاوز زمینی خود را تسهیل کنند. در ادامه شرح این گفتوگو را میخوانید.
عملیات نظامی آمریکا برای ایجاد خشکسالی مصنوعی در ویتنام دههها بعد افشا شد
گذارهای که این روزها درباره تاثیر آسیب به رادارهای نظامی آمریکایی بر بارشهای سال جاری ایران و افزایش آن نسبت به سال قبل مطرح میشود تا چه اندازه میتواند درست باشد، مبنای علمی برای این انگاره وجود دارد؟
فکر میکنم روند بارشها تقریباً با روند پارسال یکسان است. سال گذشته نیز به نظر بنده در ابتدای سال روندی نزدیک به امسال وجود داشت؛ به این معنا که حجم بارشی که باید در بازههای زمانی مشخص دریافت میشد، تقریباً به صورت یکجا و متمرکز فرود آمد. در این زمینه چند موضوع دخیل است که شاید اثبات هریک از آنها بهتنهایی ممکن نباشد. برای مثال، ما معمولاً آمار ثبتشده و بسیار موثق و کاملی از روند سالهای گذشته در اختیار نداریم و برخی از دادهها در دسترس ما قرار نمیگیرد تا بتوانیم این تغییرات خصمانهای را که اکنون به عنوان یک نظریه یا ایده مطرح است به طور قطعی اثبات یا رد کنیم.
موضوع دیگر آن است که چنین اقدامات خصمانهای اگر هم انجام شود، در هیچ جایگاهی ثبت نمیشود. اسناد مربوط به این اقدامات معمولاً توسط هیچ کشوری منتشر نمیشود، مگر آنکه زمان زیادی از وقوع عملیاتها بگذرد. برای نمونه، در گذشته نمونههایی داشتهایم که در جنگ ویتنام، آمریکا چنین اقداماتی را برای ایجاد تغییر در جنگلها انجام میداد و اسناد آن تا سالها بعد منتشر نشد؛ بنابراین اگر هماکنون نیز چنین اقدامی در حال رخ دادن باشد، باید زمان بگذرد تا آن اسناد منتشر شوند و مشخص شود که عملیات نظامی برای ایجاد خشکسالی مصنوعی انجام شده است یا شاهد فرایندی طبیعی بودهایم.
موضوع دیگری که باید به آن اشاره کرد، اقدامات غیرخصمانه در زمینه بارورسازی ابرهاست. به این معنا که کشورهای دیگر این کار را انجام میدهند و هنگامی که ابرها از سمتهایی میآیند که بیشتر بارش خود را انجام دادهاند، زمانی که وارد فضای ایران میشوند دیگر غیر بارور شدهاند و پیشتر بارش آنها تمام شده است، این مسئله نیز یکی از فرضهایی محسوب میشود که درباره میزان بارش ایران وجود دارد.
تغییر اقلیم نیز از متغیرهای موثر در این زمینه است که باعث میشود بارشها به صورت یکجا و متمرکز فرود آیند. هیچ مدرک قطعی برای تأیید این فرضیهها وجود ندارد، مگر آنکه اطلاعاتی که معمولاً در اختیار ارتشهاست منتشر شود. تا زمانی که اطلاعات رسمی به دست ما نرسیده و در رسانههای علمی یا رسانههای وابسته به ارتش منتشر نشود، هیچیک از این نظریهها قابل تأیید یا رد قطعی نیستند.
عملیات نظامی آمریکا برای ایجاد خشکسالی مصنوعی منتفی نیست
میانگین بارش سالانه که هرساله منتشر میشود، با اتکا به آنها نمیتوان به طور قطعی گفت که الگوی بارش چه تغییرات محسوسی داشته است؟
میانگین بارش سالانه هر سال اعلام میشود، اما تغییراتی که در بارشها ایجاد میشود، برای نمونه در زمینه بارورسازی ابرها، از آنجا که این اقدامات در دست ارتش یا سایر مراجع نظامی است، معمولاً منتشر نمیشود تا مشخص شود که آیا انجام این کار باعث افزایش بارش ما شده است یا نه. همین اقدامات در جاهای دیگر نیز در حال انجام است؛ یعنی این دستکاریها در کشورهای مختلف صورت میگیرد.
ممکن است فناوری ما برای بارور سازی ابرها نسبت به برخی از همسایگان قدیمیتر باشد یا به دلیل وابستگی این کار به فناوری، نتوانیم تشخیص دهیم که آیا تأثیر دقیقی گذاشته شده است یا خیر. همه این موارد به صورت مجموعه گزارشهایی هستند که معمولاً در آنها از روش علمی استفاده نشده است.
مجموعا از منظر علمی موضوعی که مطرح میشود، از نظر علمی امکانپذیر است که گفته شود رادارهای آمریکایی ممکن است تأثیر گذاشته باشند که بارش در ایران کم شود؟
چند سال پیش اگر به ما میگفتند آمریکا کاری میکند که خزان زودرس در برخی کشورها رخ دهد، شاید باورمان نمیشد. اما پس از اینکه اسناد عملیات آمریکا برای ایجاد خشکسالی مصنوعی در ویتنام منتشر شد، دیدیم که چنین کاری رخ داده است. در این مورد نیز اگر اتفاقی رخ داده باشد، شاید دادههای آن بعداً منتشر شود. به همین دلیل میگویم که این موضوع را نمیتوان منتفی دانست.
بنده در جستوجوهای شخصی درباره نشانههای قطعی عملیات نظامی آمریکا برای ایجاد خشکسالی عمدی در ایران، اطلاعات ثبتشدهای و رسمی پیدا نکردم. که به صراحت به این موضوع پرداخته باشد. اما معمولاً همه مقالات اذعان کردهاند که دسترسی به برخی دادهها در حال حاضر غیرممکن است. امکان دارد چندین سال از جنگ فعلی بگذرد و اسنادی در این زمینه منتشر شود که اثبات کند، آمریکاییها چنین عملیات نظامی را انجام دادهاند.
موضوع دیگر اینکه ما در سالهای قبل از انقلاب نیز بارورسازی ابرها را انجام میدادیم؛ بنابراین این کار موضوع جدیدی نیست. اما معمولاً این اقدامات با فناوریهای قدیمیتری نسبت به برخی همسایگان انجام شده است. اگر دادهها را بررسی کنید، در شهرهایی که این کار انجام شده، مانند حوزه دریاچه ارومیه، ایران این اقدام را انجام داده است. اما دادههایی که منتشر شده، در حد یک گزارش است که بیان میکند بله، باعث افزایش بارندگی شده است. با این حال، این دادهها به قدری دقیق و ثبتشده نیستند که بتوانیم بررسی کنیم آیا نسبت به قبل واقعاً عدد بالاتری را نشان میدهد یا خیر. گزارشات صرفاً به یک توصیف بسنده کردهاند. بنابراین باید منتظر بمانیم تا سالهای آینده گزارشهای جدیدتر منتشر شود.
تغییرات اقلیمی در تمام جهان روی میزان بارش اثر گذاشتهاند
منابعی که این فرضیه را مطرح کردهاند، معتبر بودهاند؟
در خصوص منابعی که مطرح کردهاند رادارهای آمریکایی بر بارش ایران تأثیر داشتهاند، بنده نیز در نوشتن یکی از آنها دخیل بودهام. این موضوع به صورت یک فرضیه مطرح شده و در هیچیک از مقالات علمی به صورت قطعی توضیح داده نشده است. دسترسی به این دادهها فعلا برای هیچکس وجود ندارد و معمولاً این دادهها طبقهبندی شده و در اختیار مراجع علمی قرار داده نمیشوند. به همین دلیل، این موضوع صرفاً در حد یک نظریه است که امکان وقوع آن وجود دارد.
علاوه بر این، مسئله دیگری نیز در ذهن فعالان محیطزیست مطرح شده است و آن اینکه گفته میشود صنایع موشکی آببَر هستند و باعث تغییرات اقلیمی در ایران شدهاند. در مورد جوی که در این زمینه راه انداختهاند، باید گفت که صنایع موشکی آب زیادی مصرف میکنند، اما این موضوع دلیل کمآبی ایران نیست. کشورهای دیگری نیز وجود دارند که چنین صنایعی را دارند و این کار را انجام میدهند.
معتقدم جدا از تمام دلایلی که برای کمآبی وجود دارد، تغییر اقلیم عامل اصلی است که باعث کمآبی شده است. این تغییر اقلیم باعث کاهش بارشها یا دریافت متمرکز بارشها شده که مدیریت را دشوار میکند. این مشکل مختص کشور ما نیست؛ کشورهای همسایه نیز با همین تغییر رژیم بارش و کاهش بارش درگیر هستند. هر کشوری با توجه به شرایط خود با مشکلاتی مواجه است؛ برای نمونه کانادا با آب شدن یخها و تغییر رژیم بارش روبهروست. کمآبی ناشی از این تغییرات است و گاهی اوقات بارندگی زیاد رخ میدهد، اما مدیریتهای پیشین وجود نداشته است.
ارتباط صنایع نظامی با کمآبی، علمی به نظر نمیرسد
طی روزهای اخیر، برخی شایعات هم از سوی منابع ضد ایرانی مطرح شد که صنایع نظامی ایران، اثر مستقیمی روی کمآبی داشته است، این گزاره چقدر با واقعیت همخوانی دارد؟
فکر میکنم در کل دنیا، موضوعی که به طور خاص به صنایع موشکی مرتبط باشد، چندان مطرح نیست. بنده کارشناس محیطزیست هستم و اطلاعات نظامی ندارم اما درباره محیطزیست باید بگویم که به هرحال همه صنایع به میزان خود آب مصرف میکند، اما در کشور ما که آب شیرین محدود است، صنایع ممکن است از آب با کیفیت پایینتر استفاده کنند. اما اینکه بگوییم صنایع موشکی عامل اصلی هستند، چنین نیست. این صنایع سالها در کشور وجود داشتهاند و مشکلی ایجاد نشده بود. بنابراین اینکه به یکباره بگوییم کاهش منابع آبی در سالهای اخیر به صنایع نظامی ارتباط دارد، علمی به نظر نمیرسد.
بنابراین اینکه گفته شود، تغییرات اقلیمی ایران به دلیل فعالیتهای نظامی رخ داده است، از منظر علم محیط زیست چقدر منطقی است؟
من در خصوص شرایط محیطزیست و اظهارنظرهایی که مطرح میشود مبنی بر اینکه این صنایع اقلیم ما را نابود کردهاند، اطلاعات ویژهای ندارم اما برای اینکه مغرضانه در این مورد صحبت نکنیم، باید بپذیریم که کشور ما با تغییر اقلیم مواجه است. اگر نخواهیم مغرضانه نگاه کنیم و حتماً یک جای خاص را مسئول بدانیم، باید در آینده بیشتر بر سازگاری با این شرایط تمرکز کنیم.
مهمترین دلیل تغییر اقلیم در ایران موضوعی جهانی است. نمیتوانیم بگوییم تغییر اقلیم در ایران دلیل خاصی دارد؛ این مسئله جهانی است و به یک کشور خاص مانند کشور ما یا چین ارتباط ندارد. مجموع فعالیتهای انسانی باعث گرم شدن کره زمین و تغییر اقلیم شده است. مهمترین علت گرمایش زمین، مصرف انرژی، افزایش جمعیت و نیاز به مصرف بیشتر انرژی است که به همان میزان انتشار گازهای گلخانهای را به همراه دارد.
کاهش استفاده از سوختهای فسیلی راه کند کردن تغییرات اقلیمی است
راهکاری برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای و بهبود شرایط اقلیمی وجود دارد؟
راهکارهایی مانند حرکت به سمت انرژیهای تجدیدپذیر وجود دارد، اما در حال حاضر استفاده از سوختهای فسیلی مانند نفت و گاز به صرفهتر است. برای کشور خودمان نیز چنین اقدامی تقریباً به صرفه نیست. متأسفانه به دلیل اینکه سوختهای فسیلی ارزان در دسترس هستند، تمایل چندانی برای تغییر وجود ندارد. اگر نخواهیم این کار را انجام دهیم، راه حل دیگری برای کاهش گازهای گلخانهای وجود ندارد.
پیمانهایی در زمینه گرمایش جهانی و کاهش گازهای گلخانهای وجود دارد، اما بعید میدانم کشوری به آنها پایبند باشد. نگاه اقتصادی و سیاستگذاریهای کوتاهمدت باعث میشود که سیاستمداران به این سمت نروند. پیمانهایی که در بازههای زمانی مشخص برگزار میشوند، نتوانستهاند کمک مؤثری به کاهش گازهای گلخانهای کنند. همانطور که تاکنون روند انتشار گازهای گلخانهای صعودی بوده و کاهشی ندیدهایم، مهمترین دلیل تغییر اقلیم نیز همین موضوع است.
عامل مهم دیگری نیز به جز انتشار گازهای گلخانهای وجود دارد که باعث تغییر اقلیم شود؟
تغییر اقلیم فرایندی طبیعی است، اما ما با فعالیتهای خود این فرایند را تسریع میکنیم. جلوگیری از آن بهراحتی ممکن نیست و نیازمند همکاری کل جهان است. بعید میداند کل دنیا به جمعبندی برسند؛ چرا که جهان در حال صنعتی شدن است و صنایع به سوخت نیاز دارند. این امر باعث افزایش مصرف سوخت و در نتیجه انتشار بیشتر گازهای گلخانهای میشود که کل جهان از آن آسیب میبیند.
صنایع در حال حاضر با انرژیهای تجدیدپذیر سازگار نیستند
امکان استفاده از انرژی خورشیدی برای صنایع وجود ندارد؟
صنایع فعلاً امکان استفاده از انرژی خورشیدی برای فعالیتهای صنعتی را ندارند. تا زمانی که نفت و گاز ارزانقیمت در دسترس هستند، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر برای صنایع بزرگ کارآمد نیست.
بنده این را نمیگویم که غیرممکن است، اما حداقل در شرایط کنونی، صنایع نمیتوانند به راحتی خود را با این انرژیها وفق دهند؛ بنابراین تا زمانی که تحقیقات برای سازگاری صنایع با انرژیهای پاک ادامه یابد، ناچار به استفاده از سوختهای فسیلی هستیم.
انتهای پیام/