توکل و بصیرت؛ راهکارهای قرآنی برای مهار اضطراب
حجتالاسلام طاهر قلیزاده کارشناس خانواده در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری آنا با اشاره به اینکه در زندگی فردی و اجتماعی انسانها، همواره پدیدههایی وجود داشتهاند که در ظاهر برای حفظ امنیت و پیشگیری از آسیبها به کار گرفته میشوند، اما در عمل گاه خود به منبعی برای آسیبهای بزرگتر تبدیل میشوند، بیان داشت: یکی از این پدیدهها «نگرانی» است. نگرانی در معنای طبیعی خود، واکنشی انسانی برای توجه به آینده و پرهیز از خطرات احتمالی است؛ اما هنگامی که از حد تعادل خارج شود، نهتنها به حل مسئله کمک نمیکند، بلکه میتواند به عامل ایجاد بحران بدل شود.
وی افزود: در چنین شرایطی نگرانی به جای آنکه ابزاری برای تدبیر و اصلاح باشد، به نیرویی فرساینده و مخرب تبدیل میشود که آرامش فردی و تعادل اجتماعی را بر هم میزند.
نگرانی؛ ابزاری برای کنترل یا محصول ناآگاهی
حجتالاسلام قلیزاده با بیان اینکه در تاریخ همواره افرادی وجود داشتهاند که برای پیشبرد مقاصد خود ــ گاه آگاهانه و گاه از سر ناآگاهی ــ از همین عنصر بهره بردهاند، ابراز داشت: آنان با بزرگنمایی خطرها و القای اضطراب تلاش میکنند رفتار دیگران را کنترل کنند یا تصمیمهای آنان را تحت تأثیر قرار دهند.
وی ادامه داد: در این میان، «نگرانی» به عنوان ابزاری ظاهراً منطقی و حتی دلسوزانه معرفی میشود؛ گویی مدیریت حوادث و رویدادهای آینده تنها از مسیر نگرانی دائمی ممکن است. حال آنکه در حقیقت، هیچ انسان خردمندی تا این اندازه به نگرانی تمسک نمیجوید و آن را شیوه اداره زندگی نمیداند.
ریشه نگرانیهای افراطی در ناآگاهی از سازوکار زندگی
این کارشناس خانواده اظهار داشت: البته باید توجه داشت که همیشه انگیزههای چنین رفتارهایی لزوماً شوم و آگاهانه نیست. در بسیاری از موارد، منشأ این رویکرد نوعی ناآگاهی یا جهل عمیق نسبت به سازوکارهای واقعی زندگی است.
وی گفت: انسانهایی که درک درستی از فرآیندهای طبیعی رشد، تغییر و تجربه ندارند، گاه تصور میکنند که با افزایش فشار و کنترل میتوانند از وقوع خطرات جلوگیری کنند. آنان نمیدانند که این نگرانیهای افراطی، خود میتواند زمینهساز همان اتفاقاتی شود که از آن هراس دارند.
وقتی نگرانی والدین به شکست تحصیلی فرزند میانجامد
حجتالاسلام قلیزاده تصریح کرد: برای نمونه، والدینی را تصور کنید که از شکست تحصیلی فرزند خود سخت نگراناند. این نگرانی به جای آنکه آنان را به سمت حمایت عاقلانه و ایجاد محیطی آرام برای رشد فرزند سوق دهد، به سرزنشهای مداوم، سختگیریهای افراطی و مقایسههای آزاردهنده میانجامد.
وی افزود: در نتیجه، کودک یا نوجوان به تدریج اعتماد به نفس خود را از دست میدهد، انگیزهاش کاهش مییابد و فشار روانی او افزایش پیدا میکند. سرانجام همان اتفاقی رخ میدهد که والدین از آن میترسیدند: شکست تحصیلی. در واقع نگرانی بیحد و مرز، به جای پیشگیری از مشکل، به عامل ایجاد آن تبدیل میشود.
مداخلات ناشی از نگرانی در روابط خانوادگی
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: نمونهای دیگر را میتوان در روابط خانوادگی مشاهده کرد. گاهی اطرافیان از طلاق یک زوج جوان بیم دارند و به گمان آنکه باید از فروپاشی زندگی آنان جلوگیری کنند، به طور پیوسته در امور خصوصیشان دخالت میکنند. توصیههای مکرر، قضاوتهای عجولانه و اعمال فشار برای تغییر رفتار، به تدریج فضای زندگی مشترک را متشنج میسازد.
وی ادامه داد: در چنین فضایی، زوجین فرصت تجربه، گفتوگو و حل طبیعی اختلافات خود را از دست میدهند. چه بسا همین مداخلات ناشی از نگرانی، به عاملی برای افزایش تنشها و حتی جدایی تبدیل شود؛ یا در مواردی دیگر، این نگرانیها آنقدر گسترده میشود که مانع شکلگیری یک ازدواج سالم از همان ابتدا میشود.
اضطراب دائمی و چرخه خطرناک ترس
حجتالاسلام قلیزاده با تأکید بر اینکه نگرانیهای افراطی حتی میتواند در سطوحی عجیب و گاه تراژیک ظاهر شود، بیان داشت: ممکن است فردی آنقدر از احتمال بیماری یا مرگ یا حمله بدخواهان بترسد که همین اضطرابِ دائمی سلامت او را به خطر اندازد.
وی گفت: چه بسا انسانی که از ترس مرگ با فشار روانی شدید زندگی کند و سرانجام دچار سکته شود؛ گویی برای گریختن از مرگی خیالی، به استقبال مرگی واقعی رفته است. این وضعیت نشان میدهد که ذهن نگران، اگر مهار نشود، میتواند انسان را در چرخهای از ترس و واکنشهای نادرست گرفتار سازد.
بدگمانی و نگرانی؛ منشأ قضاوتهای ناعادلانه
این کارشناس خانواده با اشاره به اینکه در روابط اجتماعی نیز چنین وضعیتی کموبیش دیده میشود، ابراز داشت: گاهی فردی به دلیل سوءظن یا نگرانی از خیانت یک دوست یا همکار، بدون تحقیق و تأمل کافی، به او اتهام میزند یا آبروی او را خدشهدار میکند. در حالی که شاید اساساً خیانتی در کار نبوده است.
وی افزود:، اما نگرانی و بدگمانی، فضای ذهن را چنان تیره میکند که قضاوتهای ناعادلانه و تصمیمهای شتابزده جایگزین عقلانیت میشوند. از این دست مثالها در زندگی روزمره فراوان است؛ مواردی که نشان میدهد چگونه نگرانیهای بیپایه میتوانند به زنجیرهای از آسیبها و بیاعتمادیها منجر شوند.
دو ریشه اصلی نگرانیهای مفرط
حجتالاسلام قلیزاده اظهار داشت: واقعیت آن است که انسانهایی که همواره در وضعیت نگرانی مفرط به سر میبرند، معمولاً از ۲ کمبود اساسی رنج میبرند: نخست، فقدان آگاهی و توان تحلیل درست مسائل و دوم، ضعف در اتکای درونی و آرامش معنوی. هنگامی که فرد فاقد دانش و مهارت لازم برای فهم پیچیدگیهای زندگی و وقایع باشد، طبیعی است که در مواجهه با هر مسئلهای به بدترین سناریوها بیندیشد.
وی ادامه داد: از سویی دیگر، اگر پشتوانهای از اعتماد و ایمان در درون او وجود نداشته باشد، ذهنش به راحتی در دام اضطرابهای مداوم گرفتار میشود. در چنین شرایطی، ظرفیت تحلیل موضوعات مهم کاهش مییابد و نگرانی جایگزین تفکر سنجیده میشود.
نقش ایمان و توکل در ایجاد آرامش
این استاد دانشگاه تصریح کرد: در مقابل این وضعیت، آموزههای معنوی و حکمتهای انسانی بر تعادل، توکل و آرامش تأکید دارند. در متون اسلامی آمده است: «أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛ آگاه باشید که دوستان خدا نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند. این بیان نشان میدهد که انسان برخوردار از ایمان و بصیرت، اسیر اضطرابهای بیپایان نمیشود، بلکه با آرامش و اعتماد، مسیر زندگی را طی میکند.
وی گفت: یا در آیهای دیگر آمده: «وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»؛ هر کس بر خدا توکل کند، خداوند برای او کافی است. البته توکل به معنای رها کردن مسئولیتها نیست، بلکه به معنای انجام وظیفه همراه با اعتماد به حکمت الهی است. چنین نگاهی به انسان کمک میکند تا میان تدبیر عقلانی و آرامش درونی تعادل برقرار کند.
نگاه قرآنی به رخدادهای ناخوشایند
حجتالاسلام قلیزاده خاطرنشان کرد: از سویی دیگر قرآن یادآور میشود: «فَعَسَى أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَیَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا»؛ چه بسا چیزی را ناخوش بدارید، در حالی که خداوند خیر فراوانی در آن قرار داده است. این نگاه، افق دید انسان را گستردهتر میکند و به او میآموزد که همه رخدادها را صرفاً از زاویه ترس و نگرانی نبیند.
وی افزود: در نهایت، آنچه میتواند انسان را از هجوم نگرانیهای آسیبزا حفظ کند، ترکیبی از آگاهی، عقلانیت و ایمان است. نگرانی اگر در حد هشدار باقی بماند، میتواند به احتیاط و تدبیر کمک کند؛ اما اگر به حالت دائمی ذهن تبدیل شود، نه تنها کمکی به حل مشکلات نمیکند، بلکه خود به یکی از مهمترین عوامل ایجاد بحران تبدیل خواهد شد.
این کارشناس دینی بیان داشت: جامعهای که اعضای آن به جای نگرانی افراطی به فهم عمیقتر مسائل و اعتماد متعادل به آینده و انجام وظایف خود و مهرورزی صحیح روی آورند، بیتردید از آرامش و پایداری بیشتری برخوردار خواهد بود.
انتهای پیام/
انتهای پیام/