ویرانی کامل خانه خانوم بازیگر /عالمی: باید بتوانم به کار تئاتر ادامه دهم، این وظیفه انسانیام است
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، بیتا عالمی متولد سال ۱۳۶۴ است و از سال ۷۸ در زمینه سینما تلویزیون و تئاتر فعالیت داشته است و در حال اجرای نمایش «وی لا» به کارگردانی سیروس همتی در سالن چهارسو مجموعه تئاتر شهر با موضوع جنگ ۱۲ روزه بود که رژیم صهیونسیتی و آمریکا به ایران حمله کرد و در روز دوم جنگ منزل این بازیگر به طور کامل تخریب شد و صدمات بدنی، روحی و مالی به او و خانوادهاش وارد شد به این بهانه با او به گفتوگو نشستیم.
*خانم عالمی، بمباران محل زندگی شما در حمله رژیم اشغالگر و آمریکا که برای شما و خانوادهتان رخ داد، دلخراش است. لطفاً از حس و حال خودتان در لحظات بمباران و زمانی که با تخریب خانهتان مواجه شدید بگویید؟
روز دوم جنگ ساعت ۱۲ ظهر موج انفجار خانه ما رو نابود کرد، چون خانه ما روبهروی پایگاه هشتم بود هیچ وقت آن لحظه از جلوی چشمان من و خانوادهام پاک نخواهد شد همه ما در یک قدمی مرگ بودیم لحظهای که خواهرم و من از بالکن با شیشه پرتاب شدیم و محکم به دیوار برخورد کردیم و دیوار به روی ما ریخت و جیغ فریاد میکشیدیم و کمک میخواستیم که تورخدا بس است و همچنان میزد.
صدای حدود ۵ بمب را شنیدیم و خانهای که پدر مادر با کلی آرزو و زحمت ساخته بودند در عرض چند ثانیه نابود شد.
اینکه در چنین شرایطی، خود و اعضای خانوادهتان مجروح شدهاید، قطعاً تجربه بسیار سختی است. چه آسیبهای دیدهاید و روند بهبودی شما چگونه بوده و در این مدت چه چالشهایی را پشت سر گذاشتهاید؟
بله خواهرم متاسفانه پا، دست و سرش زخمی شد و بخیه خورد ، خودم از ناحیه گردن و چشم آسیب شدید دیدم پدر و مادرم زخمی شدند و در بیمارستان بستری شدیم ولی از لحاظ روانی آسیب بسیار شدیدی خوردیم و واقعا موج انفجارها را هر لحظه احساس میکنیم و شبها فقط کابوس آن روز رو میبینیم صحنههایی را دیدم که واقعا در فیلمها میدیدم سربازی که سر نداشت یکی نصف بدن نداشت، پا نداشت ، دست نداشت و کنار ما بودند و من انقدر در شوک بودم که فقط به آنها زل زده بودم و روی زمین نشسته بودم.
از دست دادن خانه و تمام داراییها، ضربه روحی و مادی بزرگی است. در حال حاضر، مهمترین نیاز شما و خانوادهتان چیست و چگونه با نبود سرپناه کنار میآیید و وضعیت اسکان شما و خانواده چگونه است؟
تمام دارایی ما از بین رفت، ضربه وحشتناکی به من و خانوادم خورد که حالا حالاها درست نخواهد شد به لطف دوستان عزیزمان ما در کنارشان بودیم و بعد از دو هفته از ویران شدن خانه امن در یکی از هتلها به ما اسکان دادهاند.
شما در حال اجرای نمایش «وی لا» در سالن چهارسو بودید با موضوع جنگ ۱۲ روزه و بمباران محل زندگیتان و شهادت یکی از اعضای خانواده تان آیا در طول تمرین و اجرا فکر میکردید جنگ دوباره اتفاق بیافتد و خود دچار همچین حادثهای شوید؟
بله با شرایطی که پیش امده بود در جامعه میدانستیم که جنگی در راه است ولی نمیدانستیم به این زودی و در روز دوم جنگ این اتفاق برای ما میافتد و خانه ما ویران میشود و الان وقتی فکر میکنم لحظههایی که در نمایش «وی لا» داشتم را مرور میکنم دعوای خانوادهها گم شدن وسایل آسیب روحی کشته شدن اعضا خانواده نقطه زنیها و ...که در نمایش در مورد آن صحبت میشد تمام اینها نصیب خودم و خانوادهام خواهد شد و باعث میشود ما آواره شویم و روزهای خیلی خیلی سختی خواهیم داشت واقعا درکش برای خیلی از افراد سخت است.
شما به عنوان یک هنرمند، تجربههای منحصر به فردی در مواجهه با سختیها دارید. چگونه تلاش میکنید تا از درون این تجربههای تلخ، همچنان به هنر و اجرای نمایش فکر کنید و آن را ادامه دهید؟
من باید به کارم ادامه دهم این وظیفه هر انسانی است ولی با اینکه من در شرایط سختی قرار دارم شاید فضای کاری بتواند از لحاظ روانی به من کمک کند و امیدوارم همکارای من بتوانند درک کنند و به من کمک کنند دوباره فیلم و نمایش بازی کنم تا به این اتفاق فکر نکنم.
جامعه هنری و مردم همواره در کنار هموطنان خود ایستادهاند. در این روزها، آیا حمایتهایی از سوی مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، انجمن نمایش و همکاران هنریتان دریافت کردهاید و چه پیامهایی که دلگرمیبخش شما و خانواده بوده است؟
من هیچ حمایتی از سوی مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نداشتم حتی فقط یکی از مسولان از هنرهای نمایش تماس گرفتن جهت دلجویی همین!
درخواست شما از مسئولین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چیست؟
من حدود ۱۶ سال است به عنوان بازیگر و عوامل در فیلمها و نمایشهای بسیاری حضور داشتم حداقل کمکی باشند برای من این حرفه که برای من چیزی نداشت، لااقل در این شرایط سخت کمکی باشند و به یکی از اعضای خانواده سینما، تلویزیون و تئاتر کمکی کنند هر چند که میدانم بی فایده است ولی شاید یک نوری باشد در تاریکی.
با توجه به این تجربه سخت، چه پیامی برای افرادی دارید که ممکن است در شرایط مشابه قرار گیرند یا شاهد چنین حوادثی باشند؟
واقعا نمیدانم چه بگویم فقط آرزو میکنم هیچ کس در موقعیتی که من قرار گرفتهام قرار نگیرد.
چون اصلا نمیتوانم بگویم در آن لحظه چی کار کرد هر چقدر هم بگویم تا در موقعیتش قرار نگیرند فایده ندارد پس من نمیتوانم تجربه خودم را منتقل کنم به دیگران.
فقط میتوانم بگویم امیدوارم این روزها تموم شود و دیگر خانواده ایی مثل من و امثال من دیگر آسیب نبینند؛ و ممنون تک تک عزیزانی هستم که از روزی که دچار این اتفاق شدم تا به الان پیگیر حال من و خانوادهام بودند، هیچ وقت فراموش نمیکنم.
انتهای پیام/