سکوت ۲۴ روزه سلبریتیها؛ وقتی رگ غیرت دیر میجنبد
به گزارش خبرگزاری آنا، در روزهایی که آسمان ایران به غبار جنگی نابرابر آلوده شده و غیرت ایرانی در جبهههای نبرد رمضان، حماسهای نو میآفریند، فضای مجازی باز هم شاهد پوستاندازی کسانی است که نام «هنرمند» را یدک میکشند. پرویز پرستویی، چهرهای که سالها با نقشهای ارزشی بر پرده سینما درخشیده، پس از بیست و چهار روز سکوت سنگین و ممتد، سرانجام قفل سکوت را شکست؛ اما با ادبیاتی که بیش از آنکه بوی وطنپرستی بدهد، بوی فرار از واقعیت و تقلیل فاجعه را میدهد.
مرثیهای برای سیمان و آهن، سکوت برای خون و غیرت
پرویز پرستویی در یادداشت اخیر خود، با لحنی مطالبهگرانه از ایرانیان خارجنشین خواسته تا در برابر حمله به زیرساختها سکوت نکنند و آن را جنایت جنگی نامیده است. تردیدی نیست که صیانت از زیرساختهای ملی، وظیفهای همگانی است، اما پرسش اساسی اینجاست: آیا در ترازوی انسانیت شما، ارزش یک نیروگاه برق یا یک پالایشگاه، سنگینتر از خون پاک کودکان معصوم میناب است که زیر آتش کینه دشمن پرپر شدند؟
چطور میشود ۲۴ شبانه روز از شهادت افسران جوان و رشید نیروی دریایی بر روی ناوهای ارتش گذشت و قلم شما نلرزید؟ آیا آن جوانان دانشجو که سینهشان را سپر بلای این آب و خاک کردند، جزئی از «زیرساختهای انسانی» این کشور نبودند؟
سلبریتیگری؛ از موجسواری تا بیداری دیرهنگام
تجربه نشان داده است که برخی از چهرههای هنری، تنها زمانی زبان به سخن میگشایند که منافع کلی یا فشارهای اجتماعی آنها را ناگزیر به واکنش کند. در حالی که مردم در زیر موشکباران سهگانه منحوس آمریکا، اسرائیل و اذنابشان، با گوشت و پوست خود معنای جنگ را لمس میکنند، واکنش دیرهنگام و گزینشی امثال آقای پرستویی، بیشتر به یک «رفع تکلیف» رسانهای شباهت دارد.
مطالبه امروز افکار عمومی از کسانی که به واسطه این نظام و این مردم به شهرت رسیدهاند، شفافیت در موضعگیری است. نمیتوان مدعی عشق به ایران بود اما در برابر ریخته شدن خون سربازان وطن در جنگ رمضان سکوت کرد و تنها زمانی که پای «مدار برق» به میان میآید، یاد «جنایت جنگی» افتاد.
درد مشترک و صدای غایب
این وضعیت تنها محدود به یک نفر نیست. برای مثال، علی دایی، بهعنوان یکی از شناختهشدهترین چهرههای ورزشی که غالبا نسبت به اکثر رویدادها موضگیری می کند در مواضع خود هیچ اشارهای به شهادت دانشآموزان نکرده و شهادت دانش اموزلن و غیرنظامیان توسط رژیم غاصب صهیونیست را محکوم نکرد؛ موضوعی که برای بخشی از افکار عمومی قابل تأمل و انتقاد است. از سوی دیگر، حامد بهداد نیز در اظهارنظری، ماجرا را بهگونهای سادهسازی کرد که گویی حادثهای عادی رخ داده نه یک اقدام خصمانه از سوی شقی ترین افراد ؛ وی بدون آنکه اشارهای به نقش آمریکا و اسرائیل در این رخداد داشته باشد، صرفا به مادران مینابی تسلیت گفت ان هم در یک اقدام تاخیری که ریشه در اعتراض و انتقاد مردم داشت.
عافیت طلبی یا مصلحت سنجی؟
جنگ فعلی، جنگ ارادههاست. در این کارزار، رسانه و هنر باید پیشقراول تبیین مظلومیت ملت ایران باشند. وقتی هنرمند ما بعد از سه هفته تازه متوجه میشود که کشور درگیر یک نبرد تمامعیار است، باید پرسید که او در تمام این مدت در کدام جهان موازی سیر میکرده است؟
مردم ایران، چه آنها که در میناب داغدار فرزندانشان هستند و چه آنها که در مرزها پاسداری میدهند، بیش از هر چیز به همدلی صادقانه نیاز دارند، نه هشدارهای آکادمیک درباره زیرساختها که بوی عافیتطلبی میدهد. آقای پرستویی! ایران فقط نیروگاه و سد نیست؛ ایران همان مادری است که پیکر فرزندش را در آغوش گرفته و منتظر بود تا صدای شما، زودتر از اینها، پژواک مظلومیتش باشد البته که صدای بلند ملت ایران در سراسر کشور بلند است و بیشه خالی از شیر نیست و ننگ این بی صدایی تا ابد در اذهان مردم می ماند و سلبریتی ها باید در پیشگاه ملت پاسخگوی ان باشند.
انتهای پیام/