صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۰:۱۲ | ۲۴ / ۱۲ /۱۴۰۴
| |
نغمه مستشار نظامی سرود

بگیر از من جا مانده از شهیدان، دست

نغمه مستشار نظامی در سروده جدید خود به شهادت رهبر شهید انقلاب پرداخت.
کد خبر : 1040326

به گزارش  خبرگزاری آنا از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ نغمه مستشارنظامی، بانوی شاعر کشورمان در ابیاتی که در فضای مجازی منتشر کرده، به نحوه شهادت رهبر فقید انقلاب، حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای پرداخته است.

متن این شعر به شرح زیر است:

«بگو چه دیده که دل می‌زند به طوفان، دست؟

به یاد العطش غنچه‌هاست گریان: دست

به قحط‌سال وفا، پاسدار دین سقاست

به خشک‌سال ادب چشمه‌ی خروشان: دست

شکوه و شوکت جانبازی و سرافرازی است

در آن زمان که برآید ز خاک، رخشان دست

کدام دست به این رفعت و مقام رسد؟

که گشته باب حوائج به رنج دوران، دست

چو ماه بر سر این کاروان رخ ساقی است

چوبرگ نخل، امید دل بیابان، دست

چو شیر، صفدر و کرار، چشم پورِ علی است

چنان عقاب بلند آشیان و پرّان: دست

چو تیر بر دل دشمن نگاه نافذ اوست

چو خیمه بر سر احباب خسته، سامان دست

چو گنج در جگر خاک، مانده خون خدا

چو ابر بر سر گل مژده بهاران دست

زمانه خیره، زمین مات، آسمان تیره

دو کوه نور، دو آیینه‌ی درخشان: دست

شبیه صاعقه آتش زده به خیمه خصم

چو ذوالفقار پدر، یکه تاز میدان: دست

غریب‌: دست، به خون خفته: دست، تنها: دست

عزیز: دست، وفادار: دست، جانان: دست

به دست اوست دل عارفان و جانبازان

چنان دو بال ملک، ساقیان رضوان دست

نوشته بر کف عباس پنج نام و شده است

به نام نامی این پنج تن گلستان دست

کم است گرچه درین دشت یار، دل خوش دار

که یاورست برادر، تو را به قرآن دست

برادرست، و بهشتش رضای حضرت دوست

که شسته است ز دنیا به عشقش آسان دست

بگیر دست مرا تا دوباره برخیزد

به روز حشر به دیدار دوست خندان، دست

صلا رسیده ز عرش برین، که بشتابید

به سر دویده به دیدار حق، شتابان دست

زدست گفتم و چشمم به دست "ماه" افتاد

همان مهی که به حق داده در شبستان دست

ز دست گفتم و در یادم آمد آن شب سرخ

که داده بود به عباس، "مرد میدان" دست

ز دست گفتم و "انگشتری" به حرف آمد

که سوخت قلب عقیق یمن پس از آن دست

زدست گفتم و با یاد پنجه‌ای خونین

میان روضه ز غم می‌دَرَد گریبان دست

ز دست گفتم و از دست رفت صبر و قرار

بگیر از من جا مانده از شهیدان، دست

گرفته دست جهان را دو دست آن ساقی

جهان و کار جهان فانی است و حق باقی»

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha