هشدار تهران درباره امنیت انرژی منطقه؛ ۵ زیرساخت حیاتی در تیرراس راهبرد بازدارندگی ایران
به گزارش خبرگزاری آنا،تحولات اخیر در صحنه تقابلهای منطقهای، معادلات انرژی جهان را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ مرحلهای که در آن نقش ژئوپلیتیکی ایران در کنترل مسیرهای حیاتی انتقال انرژی بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفته است. پس از تشدید تنشهای نظامی، بازارهای جهانی نفت واکنش فوری نشان دادند و قیمتها وارد کانال سه رقمی شد؛ رخدادی که بسیاری از تحلیلگران آن را نتیجه افزایش ریسک در تنگه هرمز و تغییر محاسبات راهبردی در امنیت انرژی جهان میدانند. در همین چارچوب، دکترین آفندی ایران در حوزه امنیت انرژی به یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر اقتصاد جهانی تبدیل شده است؛ بهگونهای که به گفته برخی ناظران، هیچ نفتکش یا کشتی تجاری بدون در نظر گرفتن ملاحظات امنیتی مرتبط با ایران به تنگه هرمز نزدیک نمیشود.
همزمان با این شرایط، تهدید اخیر رئیسجمهور آمریکا مبنی بر هدف قرار دادن زیرساختهای برق ایران با واکنش صریح مقامات امنیتی جمهوری اسلامی مواجه شد. دبیر شورای عالی امنیت ملی هشدار داد هرگونه اقدام علیه زیرساختهای انرژی ایران میتواند به گسترش دامنه درگیری به زیرساختهای انرژی در سراسر منطقه منجر شود؛ زیرساختهایی که بخش مهمی از آنها در تأمین منافع اقتصادی آمریکا و شرکتهای بزرگ انرژی این کشور نقش دارند. این موضعگیری در واقع بخشی از راهبرد بازدارندگی ایران تلقی میشود؛ راهبردی که بر توانایی هدف قرار دادن مراکز حساس انرژی در منطقه تکیه دارد.
در همین راستا، فرمانده نیروی هوافضای سپاه نیز اعلام کرد که برخی میادین مهم گازی در شرق مدیترانه، از جمله میدانهای «لویاتان» و «کاریش» متعلق به اسرائیل، در بانک اهداف ایران قرار گرفتهاند. این اظهارات نشاندهنده گستردگی دامنه تهدیدات بالقوه در صورت تشدید درگیریها است؛ دامنهای که از خلیج فارس تا شرق مدیترانه را در بر میگیرد.
شبکهای از زیرساختهای انرژی با پیوندهای آمریکایی
بررسی ساختار سرمایهگذاری در صنعت انرژی خاورمیانه نشان میدهد بسیاری از زیرساختهای کلیدی نفت، گاز و پتروشیمی در منطقه با مشارکت مستقیم شرکتهای بزرگ آمریکایی شکل گرفتهاند. این حضور سرمایهای سبب شده هرگونه تهدید علیه این تأسیسات، نهتنها معادلات انرژی منطقه بلکه منافع اقتصادی شرکتهای آمریکایی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
یکی از مهمترین این تأسیسات، پالایشگاه «سامرف» در عربستان سعودی است؛ پروژهای مشترک میان شرکت آرامکو و غول نفتی آمریکایی اکسون. این پالایشگاه با ظرفیت پالایشی حدود ۴۰۰ هزار بشکه در روز از بزرگترین واحدهای پالایشی منطقه به شمار میرود و طیف گستردهای از فرآوردهها از جمله بنزین، سوخت هواپیما، گازوئیل و سوخت دریایی تولید میکند. نقش این مجموعه در زنجیره تأمین انرژی بازارهای جهانی، آن را به یکی از نقاط حساس در معادلات امنیت انرژی خاورمیانه تبدیل کرده است.
در امارات متحده عربی نیز تأسیسات و میدان گازی «الحصن» از جمله زیرساختهای راهبردی به شمار میآید. حدود ۴۰ درصد سهام این پروژه در اختیار شرکت آمریکایی «اکسیدنتال» قرار دارد. این میدان برای فرآورش گازهای بسیار ترش طراحی شده و یکی از مهمترین منابع تولید گاز در امارات محسوب میشود؛ بهگونهای که اختلال در فعالیت آن میتواند بر توازن عرضه گاز در منطقه اثرگذار باشد.
قطبهای پتروشیمی در معادلات ژئوپلیتیک انرژی
عربستان سعودی با ایجاد شهر صنعتی «الجبیل» به یکی از قطبهای بزرگ صنایع پتروشیمی جهان تبدیل شده است. مجتمع پتروشیمی الجبیل حاصل سرمایهگذاری مشترک شرکت «شورون فیلیپس» و گروه صنایع سعودی است؛ مجموعهای که به طور مستقیم با شرکت شورون، دومین غول نفتی ایالات متحده، پیوند دارد. این مجتمع نقش مهمی در تولید مواد پتروشیمی پایه و تأمین خوراک صنایع پاییندستی در بازارهای جهانی ایفا میکند.
در قطر نیز مجتمع پتروشیمی «کیو کم» (Q‑Chem) از جمله پروژههای مهمی است که ساختار مالکیتی آن پیوند مستقیمی با شرکتهای آمریکایی دارد. نیمی از سهام این مجموعه در اختیار شرکت آمریکایی «شورون فیلیپس» قرار دارد و این مجتمع از تولیدکنندگان مهم محصولات پتروشیمی در منطقه خلیج فارس محسوب میشود.
در کنار این موارد، پروژههای پالایشی مرتبط با «راس لفان» نیز از دیگر زیرساختهای مهم انرژی در منطقه به شمار میروند. بخشی از سهام فازهای پالایشی این مجموعه در اختیار شرکت آمریکایی شورون قرار دارد و این تأسیسات نقشی کلیدی در فرآورش گاز طبیعی مایع و محصولات مرتبط ایفا میکنند.
امنیت انرژی منطقه در نقطه حساس
در مجموع، ترکیب حضور شرکتهای بزرگ انرژی آمریکا در زیرساختهای حیاتی منطقه و تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی، معادلهای پیچیده در امنیت انرژی خاورمیانه ایجاد کرده است. هشدارهای متقابل درباره احتمال هدف قرار گرفتن تأسیسات انرژی نشان میدهد هرگونه درگیری گسترده میتواند زنجیره تأمین جهانی انرژی را با اختلال جدی مواجه کند؛ مسئلهای که نهتنها کشورهای منطقه بلکه اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
انتهای پیام/