از زمین فوتبال تا بازی در زمین دشمن/ روایت وطن فروشان ورزشی که به قعر دره شهرت سقوط کردند
به گزارش خبرگزاری آنا، هر از گاهی چند نام قدیمی از دل فوتبال ایران سر برمیآورند؛ نه برای افتخارآفرینی یا دفاع از مردمی که روزی برایشان کف میزدند، بلکه برای ساختن جنجال و دیده شدن در رسانههایی که از هر صدای ضدایرانی استقبال میکنند.
در مورد علی کریمی که نام او مدتها است رنگ باخته است. رفتارهای پرتنش و مواضع هیجانی او در سالهای اخیر باعث شده بخشی از افکار عمومی او را چهرهای بدانند که بیشتر از آنکه صدای مردم باشد، درگیر جدالهای سیاسی و رسانهای شده است.او که با یک تلنگر کنترل اعصاب خود را از دست می دهد حالا سعی می کند مردم را معترض به نظام جمهوری اسلامی کند به همین دلیل هم هر بار که تلاش میکند با ادبیات تند و تحریکآمیز جامعه را به سمت التهاب سوق دهد هر چند واکنش بخش بزرگی از مردم چیزی جز بیاعتنایی نیست.بازیکنی که در دوران فوتبالش یکصد هزار نفر برایش بلند می شدند حالا مجبور است برای مشتی معترض کف خیابان روی سن برود و برای آنها دست تکان بدهد. این همان مسیر فروپاشی است که علی کریمی طی کرده و هنوز هم باور ندارد به جای یک سلبریتی پرافتخار تبدیل به یک لیدر معترض کف خیابان شده است.
ماجرای فردی مثل سوشا مکانی نیز برای افکار عمومی چندان پیچیده نیست. دروازهبانی که دوران فوتبالش در ایران هیچگاه به عنوان یک چهره شاخص و تعیینکننده شناخته نشد و بیشتر با حاشیهها و پروندههای جنجالی به یاد آورده میشود.او هم حالا تلاش میکند با مواضع تند سیاسی خود را در مرکز توجه قرار دهد؛ مسیری که برای بسیاری از ناظران چیزی جز تلاش برای جبران فراموشی در فضای فوتبال نیست.
از سوی دیگر، رفتارهای اخیر علیرضا فغانی نیز پرسشهای زیادی ایجاد کرده است. داوری که بارها گفته بود هرچه دارد از ایران و فوتبال این کشور است، حالا با مواضعی روبهرو شده که برای بخشی از جامعه به معنای فاصله گرفتن از همان ریشهها تلقی میشود. تناقضی که باعث شده بسیاری از مردم با نگاه انتقادیتری به سخنان او نگاه کنند.هنوز جمله معروف او که همین سال گذشته بیان شد از اذهان نرفته است. او مدعی شد با ترامپ دست داده چون مجبور بوده حرمت و شان ایران را حفظ کند اما همیشه طرف کشورش و خاک وطنش می ایستد. حالا فغانی از خودش سوال کند طرف دشمن آمریکایی ایستاده یا خاک وطن؟
واقعیت این است که جامعه ایران حافظه کوتاهی ندارد. مردمی که سالها این چهرهها را تشویق کردهاند، امروز بهتر از هر زمان دیگری میتوانند میان صداقت و جنجال تفاوت بگذارند. تجربه نشان داده هرچه برخی از این افراد بیشتر تلاش کنند با ادبیات تند و مواضع جنجالی دیده شوند، فاصلهشان با افکار عمومی بیشتر خواهد شد. اینهایی که در این مطلب اسم برده شد چهره هایی معروف در فوتبال بودند نه نفراتی که در کاراته و تکواندو کسی آن ها را نمی شناخت و برخی از آنها حالا پشت به وطن کرده و سعی دارند خود را معترض نشان بدهند.
تاریخ ورزش ایران بارها نشان داده که شهرت بدون مسئولیت اجتماعی دوام زیادی ندارد. قهرمان واقعی کسی است که در بزنگاهها کنار مردمش بایستد؛ نه آنکه برای چند لحظه دیده شدن، روبهروی همان مردمی قرار بگیرد که روزی نامش را فریاد میزدند. این صحبت خطاب به امثال علی کریمی ها، فغانی ها و همه کسانی که سودای اینگونه شدن دارند.
انتهای پیام/