واکاوی نشانهشناختی حمله به کشور؛ ایران قلبی از معنا و هویت تمدنی است
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، میثم زندی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه و نشانه شناس فرهنگی در محکومیت تجاوز دشمن به ایران یادداشتی در اختیار خبرگزاری آنا قرار داد به این شرح:
در حافظهٔ جمعی ایرانیان، لحظهٔ مواجهه با تجاوز بیگانه، نه صرفاً رویدادی سیاسی یا نظامی، بلکه لحظهای نشانهای است؛ زمانی که معناها در محور همبستگی شکل میگیرند و «ملت» به دال یگانهای از دفاع و کرامت بدل میشود.
در این بزنگاهها، تمایزهای قومی، مذهبی و اجتماعی از میان میرود و جوهر واحد «زیستن برای معنا» آشکار میشود. این منطقِ وحدت، از اسطوره تا تجربهٔ معاصر تداوم یافته است؛ زبانی تمدنی که نه از خشونت، بلکه از حسِ مسئولیت فرهنگی نسبت به هستی برمیخیزد. در چنین لحظههایی، خطر بدل به همبستگی میشود و ایمان جمعی ایرانیان، در دفاع از معنا، تجلی مییابد، ایمانی که فردوسی در یک بیان ماندگار چنین فشرده است:
«همه سر به سر تن به کشتن دهیم / از آن به که کشور به دشمن دهیم.»
این بیت، نه شعار فداکاری، که رمزِ کهنِ تمامبودگی در پاسداری از هستی فرهنگی است. در آن، «تن» نشانهٔ معنا و «کشور» صورت مادیِ هویت در خطر است؛ تصویری از سازوکار تاریخی مقاومت در تمدن ایرانی، یعنی پیوند جان با معنا.
از دیدگاه نشانهشناسی فرهنگی، ایران صرفاً جغرافیا نیست، بلکه قلبی از معنا و هویت تمدنی است؛ حامل مفاهیمی همچون کرامت، آزادی و استقلال. تهاجمات آمریکا و اسرائیل، تلاشی برای خاموش کردن این صدا و زدودنِ معنای حضور مستقل ایران از حافظهٔ فرهنگی جهاناند. این حملات تنها به خاک نیست، که به نظام معنا و روح تمدن ایران وارد آمدهاند.
از همین رو واکنش ملت، فرهنگیتر و عمیقتر از آن است که قدرتهای سیاسی درک کنند: واکنشی به معنای تهدیدشده، نه صرفاً به سرزمین آسیبدیده.
هدفگیری زیرساختهای حیاتی، چون نانواییها، فرودگاهها، بازارها، جادهها، پالایشگاهها، منابع انرژی، مدارس، دانشگاهها و نهادهای دولتی و نظامی، در حقیقت حمله به شبکهٔ نمادهای زیست جمعی است.
این مکانها هر یک حامل دالی بنیادیناند: معیشت، ارتباط، تداوم حیات، دانایی و نظم. تخریب آنها، کوششی برای گسستن زنجیرهٔ حافظه و آیندهٔ فرهنگی ملت ایران است.
با این همه، ایران در هر دوره از دل رنج، معنایی تازه از مقاومت آفریده است. مفهوم شهادت ملت ایران در این متن، واژهای سیاسی نیست، بلکه زبان ایثار در برابر منطق سلطه است؛ بازنمایی والای تبدیل فقدان به آفرینش معنا.
از همینرو مقاومت ایرانیان، نه در سطح قدرت، بلکه در ژرفای فرهنگ جاری است: در شعر، اسطوره، روایتهای روزمره و شهریاری امید. این راز دیرپای تمدن ایرانی است که هرگاه با خشونت روبهرو میشود، از دل سوگ، زبانی تازه برای معنا میزاید، زبانی که به خاموشی نمیگراید، بلکه غنای بیشتری به زبان مقاومت این سرزمین میافزاید.
انتهای پیام/