صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۸:۰۷ | ۱۷ / ۱۲ /۱۴۰۴
| |
قائم مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح کرد:

از میدان جنگ تا جنگ شناختی؛ چرا رهبری نقطه کانونی تقابل است

دکتر مسعود فیاضی، قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در سخنانی مفصل به تحلیل وضعیت جنگ، پیامد‌های آن در سطح جهانی و نقش «جنگ شناختی» در تحولات کنونی پرداخت و تأکید کرد که درگیری‌های اخیر را نباید یک جنگ مقطعی دانست، بلکه آن را باید امتداد روندی دانست که از ابتدای انقلاب اسلامی آغاز شده و اکنون به مرحله اوج خود رسیده است.
کد خبر : 1038584

به گزارش خبرگزاری آنا، مسعود فیاضی با اشاره به ماهیت این جنگ گفت: این درگیری ادامه یک روند تاریخی از ابتدای انقلاب است و اکنون به نقطه اوج رسیده است. به گفته او، در دوره‌های گذشته تقابل‌ها عمدتاً به شکل نیابتی انجام می‌شد، اما در شرایط کنونی این تقابل بیش از گذشته به سمت رویارویی مستقیم رفته است.

او یکی از ویژگی‌های مهم وضعیت فعلی را «تعیین‌کننده بودن نتایج جنگ» دانست و افزود: نتیجه این جنگ پیامد‌های جهانی خواهد داشت. از نگاه او، در صورت پیروزی ایران، جایگاه کشور از یک قدرت منطقه‌ای به قدرتی با نفوذ بین‌المللی ارتقا می‌یابد و فشار‌های خارجی کاهش پیدا می‌کند. در مقابل، این روند می‌تواند به تضعیف جایگاه آمریکا به عنوان قدرت بلامنازع جهانی منجر شود و به شکل‌گیری نظم چندقطبی در جهان کمک کند.

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی همچنین تأکید کرد که در چنین شرایطی آمریکا و متحدانش تلاش می‌کنند با روش‌های مختلف از جمله گسترش دامنه درگیری یا ایجاد ائتلاف‌های جدید، به دنبال تغییر موازنه باشند.

دکتر فیاضی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع «جنگ شناختی» پرداخت و آن را یکی از مهم‌ترین ابعاد جنگ‌های مدرن دانست. او توضیح داد که در کنار حوزه‌های زمینی، دریایی، هوایی، فضایی و سایبری، امروز جنگ شناختی به عنوان یکی از عرصه‌های اصلی نبرد مطرح شده است؛ جنگی که هدف آن تأثیرگذاری بر ادراک، باورها، احساسات و محاسبات ذهنی مردم است.

وی افزود: در جنگ‌های گذشته تمرکز عملیات روانی بیشتر بر فرماندهان بود، اما در جنگ‌های جدید مخاطب اصلی عموم مردم هستند. به گفته او، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی در این نوع جنگ نقش تعیین‌کننده‌ای دارند و تلاش می‌شود با ایجاد ترس، اضطراب یا ارائه تصویر اغراق‌آمیز از واقعیت‌ها، بر افکار عمومی تأثیر گذاشته شود.

فیاضی همچنین به شیوه‌های مورد استفاده در جنگ شناختی اشاره کرد و گفت: یکی از راهبرد‌های مهم، القای «غلبه و اکثریت» است؛ یعنی با بزرگ‌نمایی برخی پدیده‌ها یا انتشار گسترده تصاویر و محتواها، این تصور ایجاد می‌شود که یک جریان در جامعه اکثریت دارد، در حالی که ممکن است در واقعیت چنین نباشد.

او در ادامه تأکید کرد که در چنین شرایطی آگاهی عمومی و مدیریت رسانه‌ای اهمیت زیادی دارد و نقش مردم در حفظ ثبات و تاب‌آوری اجتماعی بسیار مهم است.

قائم‌مقام دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی خاطرنشان کرد که در جنگ‌های جدید، حضور و همراهی مردم یکی از عوامل اصلی موفقیت کشورهاست و هرگونه تلاش برای ایجاد ترس یا ناامیدی در جامعه بخشی از راهبرد جنگ شناختی محسوب می‌شود.

انتخاب رهبری جدید، نسبت آن با جنگ و راهبرد‌های دشمن

فیاضی در ادامه سخنانش تمرکز اصلی خود را بر اهمیت جایگاه رهبری در ساختار نظام جمهوری اسلامی و ارتباط مستقیم آن با مدیریت شرایط جنگی قرار می‌دهد. به گفته او، در ساختار جمهوری اسلامی، رهبری محور انسجام سیاسی، تصمیم‌گیری کلان و فرماندهی راهبردی کشور است؛ به همین دلیل دشمنان در شرایط بحران و جنگ تلاش می‌کنند این نقطه کانونی را هدف قرار دهند.

او توضیح می‌دهد که در شرایطی که کشور با تهدید‌های خارجی مواجه است، سرعت، ثبات و اقتدار در فرآیند انتخاب رهبر اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند، زیرا این جایگاه مسئول تعیین سیاست‌های کلان، انتصاب فرماندهان ارشد نظامی و هدایت کلی کشور در مواجهه با بحران‌هاست.

دکتر فیاضی معتقد است که دشمن در قبال موضوع رهبری سه هدف مشخص را دنبال می‌کند.  به گفته او، هرگونه خلأ یا تأخیر در تعیین رهبری می‌تواند زمینه‌ساز بی‌ثباتی سیاسی و ایجاد تردید در داخل کشور شود. دشمن تلاش می‌کند با ایجاد فشار رسانه‌ای یا امنیتی، روند تشکیل جلسه مجلس خبرگان و تصمیم‌گیری آن را مختل کند. حتی در صورت انتخاب سریع رهبر، مرحله بعدی از نگاه فیاضی جنگ روانی برای زیر سؤال بردن اعتبار و شخصیت او است. این اقدام ممکن است از طریق رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی یا انتشار شایعات درباره سوابق و تصمیمات او صورت گیرد.

به گفته او، در سناریو‌های افراطی‌تر ممکن است تلاش شود با اقدام‌های امنیتی یا تروریستی، ثبات سیاسی کشور دچار اختلال شود. فیاضی در ادامه توضیح می‌دهد که مهم‌ترین ابزار دشمن در این حوزه جنگ شناختی و عملیات روانی است. از نظر او چند روش در این زمینه مورد استفاده قرار می‌گیرد. او اشاره کرد که در تاریخ جمهوری اسلامی نیز گاهی تلاش شده میان چهره‌های سیاسی دوگانه‌سازی ایجاد شود. به اعتقاد او، در موضوع انتخاب رهبر نیز ممکن است رسانه‌ها تلاش کنند رقابت یا اختلاف میان افراد مختلف را برجسته کنند تا فضای تصمیم‌گیری متشنج شود.

از نگاه فیاضی، مطرح کردن نام افراد به عنوان گزینه‌های رهبری پیش از رأی‌گیری رسمی می‌تواند دو پیامد داشته باشد: اول تأثیرگذاری بر افکار عمومی و فضای سیاسی، و دوم فراهم شدن زمینه برای تخریب شخصیت آن افراد. او معتقد است که حتی ممکن است تلاش‌هایی برای فشار بر مجلس خبرگان یا ایجاد اختلال در فعالیت این نهاد صورت گیرد، زیرا این مجلس مسئول انتخاب رهبر است.

فیاضی در ادامه چند توصیه برای مدیریت این وضعیت مطرح و تأکید کرد که رهبر جدید در آغاز مسیر خود قرار دارد و طبیعی است که تجربه و سابقه او با رهبری که دهه‌ها کشور را اداره کرده قابل مقایسه نباشد؛ بنابراین مقایسه‌های زودهنگام می‌تواند ناعادلانه و مخرب باشد. از نظر او بحث درباره نام افراد یا تحلیل‌های غیررسمی درباره روند انتخاب، می‌تواند به جنگ روانی دشمن کمک کند. او معتقد است که مهم‌ترین عامل ثبات سیاسی در این مقطع، پذیرش و حمایت از تصمیم نهایی مجلس خبرگان است.

فیاضی هشدار داد که برخی تجمعات گسترده یا هیجانی ممکن است از نظر امنیتی خطرآفرین باشد و حتی فرصت سوءاستفاده برای ایجاد آشوب فراهم کند. او همچنین به مسئله مقبولیت اجتماعی رهبری اشاره کرد. به گفته فیاضی، در کنار مشروعیت قانونی که از طریق مجلس خبرگان ایجاد می‌شود، حمایت و همراهی مردم نیز نقش مهمی در تقویت اقتدار رهبری دارد.

به همین دلیل او پیشنهاد کرد که پس از انتخاب رهبر جدید شخصیت و سوابق او برای جامعه به‌درستی معرفی شود، علما، نخبگان و شخصیت‌های اجتماعی حمایت خود را اعلام کنند، فضای عمومی جامعه به سمت همبستگی و بیعت عمومی حرکت کند.

فیاضی در جمع‌بندی سخنان خود تأکید کرد که موضوع جنگ و مسئله رهبری به‌طور مستقیم به یکدیگر مرتبط هستند. از یک سو مدیریت جنگ و تصمیم‌های راهبردی کشور به رهبری وابسته است و از سوی دیگر دشمن تلاش می‌کند با ایجاد تردید در این جایگاه، انسجام داخلی کشور را تضعیف کند.

به گفته او، برای عبور موفق از این مقطع باید سه عنصر اصلی حفظ شود، وحدت داخلی، آگاهی در برابر جنگ شناختی و حمایت از ساختار‌های قانونی تصمیم‌گیری. او معتقد است که اگر این سه عامل حفظ شود، کشور می‌تواند از این مرحله حساس عبور کند و ثبات سیاسی خود را حفظ کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha