صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۲:۲۲ | ۰۸ / ۱۲ /۱۴۰۴
| |

گذار از سرگشتگی مدرنیته به حکمرانی با هویت

چالش‌های امروز، فراتر از تلاطم‌های اقتصادی یا سیاسی، ریشه در یک درگیری بزرگ معرفتی دارد. در حالی که اذهان سطحی‌نگر در گیرودار حوادث روزمره دست‌وپا می‌زنند، نخبگی اصیل به دنبال ردیابی ردپای غیبت حقیقت هستی در لایه‌های زیرین بحران‌هاست. 
کد خبر : 1036146

به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری آنا، درک دقیق وقایع ایران و جهان معاصر، نیازمند نگاهی چندوجهی است که از لایه‌های تو در تو عبور کند. ذهن‌هایی که به سطح همگانی بسنده کنند، نمی‌توانند علل درد‌های مزمن جامعه ایرانی را بشناسند. خطر واقعی، نه فقط سطحی‌نگری، بلکه نگاهی است که پایه فلسفی آن به تمدن بحران‌زای غرب آلوده است. اگر هستی‌شناسی ما در چارچوب مدرنیته محدود بماند، حتی با هوشمندترین تحلیل‌ها، جز تسلیم یا گریز از واقعیت راهی نخواهیم یافت. این محدودیت فکری، سبب می‌شود که بسیاری از راه‌حل‌های ارائه شده برای مسائل اجتماعی و فرهنگی، صرفاً تزیینی باشند و تأثیری واقعی بر بهبود زندگی مردم نداشته باشند.

ندای هستی با سکوت تکنولوژی

ایران امروز، صحنه برخورد ندای سرچشمه هستی با دیواره سخت و متحجر مدرنیته است. بسیاری از اساتید و نخبگان، با وجود احترامی که در ساحت علم دارند، از درک لایه شهودی مسائل عاجزند. برای انسانی که غرق در عالم مادی است، مفاهیم متعالی ممکن است انتزاعی و بی‌اثر به نظر برسند، اما بحران‌های امروز دقیقاً از همین بی‌توجهی به معرفت آغاز می‌شود. این عدم توجه به این لایه‌ها، سبب شده است که سیاست و اقتصاد و حتی فرهنگ عمومی، غالباً به صورت سطحی و بدون ریشه‌های عمیق دینی و فلسفی مدیریت شود.

زیر پا گذاشتن حقیقت معتبر هستی، زیربنای نابسامانی‌های بنیادین جدید است. ما در گذار از مدرنیته به پسا‌مدرن، شاهد نوعی هجو جهانی هستیم که در آن گسست‌های ارزشی، انسان را در سرگشتگی عمیق‌تری رها کرده‌اند. فهم درست واقعیت‌های زندگی ایرانی بدون درک جاری بودن امر غیبی و نقش آن در مسائل روزمره ممکن نیست. این نگاه، نه به معنای نادیده گرفتن اغتشاش و بی‌نظمی در حکمرانی است و نه قصدی برای توجیه ناتوانی‌های ساختاری دارد. بلکه برعکس، توجه به ابعاد متعالی هستی، می‌تواند مبنایی برای اصلاح و ارتقای حکمرانی و سیاست‌گذاری‌های کلان باشد.

عدالت ساختاری

مشکل اصلی جهان و ایران، ناتوانی در اداره استوار کشتی وطن نیست، بلکه جهل نسبت به علت اصلی طوفان‌هاست. علم ناقص بشری با نفی اثر ایمان، سعی دارد برای درد‌های انسان هبوط کرده بر زمین، درمانی زمینی بیابد؛ در حالی که درد انسان بدون آسمان و ادامه عالم غیب درمان نمی‌شود. عدالت ساختاری زمانی محقق می‌شود که پایه ادراک ما از مسائل، توحیدی باشد. اگر حکمرانی را صرفاً مجموعه‌ای از تکنیک‌های مدیریتی مدرن بدانیم، در واقع به همان بحران معرفتی تن داده‌ایم که غرب را به بن‌بست کشانده است. به عبارت دیگر، بدون درک و پذیرش حقیقت مطلق و معنویت در سیاست و مدیریت، هیچ راهکار فنی و مدیریتی نمی‌تواند پایدار باشد.

ما ناگزیر هستیم به رویداد‌ها به گونه‌ای دیگر بنگریم. نادیده گرفتن نقش ایمان در شناخت واقعیت‌ها، فریبی است که علم غربی به خورد اذهان سرگشته داده است. بازگشت به اصالت، به معنای بازخوانی نسبت میان حکمرانی و حقیقت مطلق است. تنها از این منظر است که می‌توان میان نیاز‌های مادی و کمال معنوی توازن برقرار کرد و از گرداب بی‌نظمی‌های پسا‌مدرن به سلامت عبور کرد. این توازن، نه تنها امنیت و عدالت را تقویت می‌کند، بلکه زمینه رشد فرهنگی و علمی کشور را نیز فراهم می‌آورد.

حکمرانی با هویت

نبرد امروز ما در سنگر علم و اندیشه، نبرد برای بازپس‌گیری هویت از دست رفته در زیر آوار مدرنیته است. ایران انقلابی، فراتر از یک جغرافیای سیاسی، یک موقعیت معرفتی است که ادعای نفی بن‌بست‌های جهانی را دارد. این موقعیت معرفتی، به ایران این امکان را می‌دهد که الگویی مستقل برای توسعه و حکمرانی ارائه دهد و نه صرفاً پیرو روش‌های وارداتی غربی باشد.

تمدن غرب ذاتاً گرفتار بحران وجودی است و نمی‌توان با ابزار‌های آن به جنگ بحران‌های درونی رفت. تقویت انسجام ملی و حل شکاف‌های اجتماعی، پیش از آنکه نیازمند بودجه و سخت‌افزار باشد، محتاج جهش شناختی به سوی حقیقت هستی است. حفظ تمامیت ارضی و پیشرفت ایران در گرو درک این پیوند میان غیب و شهود است؛ حقیقتی که در لایه‌های زیرین زندگی ایرانی جاری است و تنها چشمان شسته از غبار مدرنیته قادر به دیدن آن هستند. بدون چنین درکی، تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌های کلان، همچنان در معرض خطا و ناکارآمدی باقی خواهند ماند و فرصت‌های تاریخی از دست می‌رود.

انتهای پیام/

برچسب ها: حکمرانی مدرنیته
ارسال نظر
captcha