صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۹:۴۲ | ۰۸ / ۱۲ /۱۴۰۴
| |
از پرونده هسته‌ای تا مطالبه موشکی

فرصت آمریکا در خاورمیانه؛ نسخه‌ای ثابت با امضای متفاوت

اینکه ساکن کاخ سفید دموکرات باشد یا جمهوری‌خواه، قطعا در یک گزاره کلیدی تفاوتی ایجاد نمی‌کند. با توجه به موضع هر دو حزب آمریکا درباره گسترش مذاکرات به حوزه موشکی و منطقه‌ای، راهبرد آمریکا در قبال ایران و نظم امنیتی خلیج فارس ثابت است.
کد خبر : 1036094

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، اینکه رئیس‌جمهور ایالات متحده دموکرات باشد یا جمهوری‌خواه، تفاوت زیادی در برداشت کاخ سفید از مفهوم «فرصت در خاورمیانه» ایجاد نمی‌کند.

دست‌کم وقتی صحبت از ایران و نظم امنیتی خلیج فارس می‌شود، در کاخ ریاست‌جمهوری آمریکا «در فقط روی یک پاشنه ثابت می‌چرخد»؛ چراکه فارغ از اختلافات حزبی، چارچوب کلان امنیت ملی بلاتغییر است.

بازگشت به ۲۰۲۰

قصد دارم شما را کمی به عقب برگردانم؛ به ۲۲ می ۲۰۲۰، و ذهن‌تان را روی یادداشتی با عنوان «فرصت آمریکا در خاورمیانه» متمرکز کنم که همان روز در تارنمای «فارین پالیسی» منتشر شد.

یکی از دو نویسنده این یادداشت «جیک سالیوان» بود که چند ماه بعد از انتشار این مطلب، به سمت مشاور امنیت ملی کاخ سفید در دولت جو بایدنِ دموکرات منصوب شد.

اجازه بدهید به طور خلاصه، فحوای کلام سالیوان را در آن یادداشت برای شما، به عنوان مخاطب، شرح دهم:

آمریکا باید «دیپلماسی پایدار و چندلایه» را جایگزین مدیریت صرفِ بحران کند. به این ترتیب، بازگشت به توافق هسته‌ای با ایران به‌عنوان گام اول برای کاهش تنش با واشنگتن و سکویی برای گفت‌و‌گو‌های گسترده‌تر منطقه‌ای تلقی می‌شود؛ گفت‌و‌گو‌هایی که هدف از آن کاهش رقابت‌های به‌اصطلاح نیابتی، مدیریت بحران‌ها و ایجاد سازوکار‌های اعتمادساز است.

حساس‌ترین بخش تئوری سالیوان این بود که کشور‌های منطقه، به‌ویژه عربستان (که در آن بازه زمانی همچنان با ایران خصومت داشت)، تلاش‌های دیپلماتیکی را در رابطه با تهران در پیش بگیرند تا وقتی که آمریکا به توافق هسته‌ای بازگشت، بتوانند به پشتوانه آن تلاش‌ها باب گفت‌و‌گو درباره مسائل منطقه‌ای را باز کنند؛ مسائلی که می‌تواند موضوعات فراگیری از جمله دغدغه‌ها نسبت به برنامه موشکی ایران، فعالیت‌های منطقه‌ای و در نهایت امنیت دریایی در تنگه هرمز را شامل شود.

همان نسخه در ۲۰۲۶

اکنون بیایید یادداشت مشترک سالیوان با «دانیل بنیام» را که شش سال پیش در فارین پالیسی نوشته شد، همین‌جا بگذاریم و دوباره ساعت ذهنی‌مان را به زمان حال، در فوریه ۲۰۲۶، بازگردانیم؛ آنجا که «مارکو روبیو» وزیر خارجه دولت ترامپ ـ به فاصله یک روز مانده به برگزاری دور سوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا ـ می‌گوید: «مذاکرات با ایران در نهایت باید فراتر از برنامه هسته‌ای باشد؛ چراکه علاوه بر برنامه هسته‌ای، آنها سلاح‌های متعارفی می‌سازند (منظور موشک‌های بالستیک است) که فقط با هدف حمله به آمریکا و آمریکایی‌ها طراحی شده‌اند.»

تنها کمی پیش از تیتر شدن این ادعا در رسانه‌های جهان، تارنمای «آکسیوس» صحبت‌های «استیو ویتکاف» مذاکره‌کننده ارشد آمریکا در میز مذاکره با ایران را با این مضمون بازنشر داده بود: «فعلاً گفت‌و‌گو با ایرانی‌ها روی مسائل هسته‌ای متمرکز است؛ اما اگر توافقی حاصل شود، دولت ترامپ مایل است گفت‌و‌گو‌های دیگری پیرامون برنامه موشکی ایران و حمایت از گروه‌های نیابتی داشته باشد. همچنین آمریکا مایل است سایر کشور‌های منطقه نیز به چنین مذاکراتی بپیوندند.»

اینجا نقطه عطف ماجراست؛ چراکه می‌خواهم این سؤال را پیش روی مخاطب بگذارم و بپرسم: چگونه امروز، در سال ۲۰۲۶، روبیو و ویتکافِ جمهوری‌خواه همان نسخه‌ای را پیشنهاد می‌دهند که در سال ۲۰۲۰، سالیوانِ دموکرات برای منطقه پیچیده بود؟

پاسخ چندان دشوار نیست: فارغ از گرایش حزبی رئیس‌جمهور مستقر، هدف نهایی کاخ سفید کاهش تمرکز بر خاورمیانه و در مقابل، تجمیع نیرو‌ها برای مهار چین است؛ کشوری که در سند امنیت ملی ۲۰۲۶ از آن به‌عنوان «بزرگ‌ترین دشمن آمریکا» یاد شده است. بنابراین، دولت واشنگتن باید به دنبال تعریف نظمی باشد که در آن بازیگران منطقه‌ای به کاهش تنش‌های خود بپردازند و آمریکا نیز این نظم را در راستای تأمین منافع خود مدیریت کند.

به این ترتیب، خواسته‌های امنیتی واشنگتن پشت میز مذاکره اعضای منطقه برآورده می‌شود و آمریکا کمتر از گذشته انرژی خود را صرف چانه‌زنی مستقیم می‌کند و به‌جای آن بر نقش حمایتی متمرکز می‌شود.

زمانی «رابرت مالی» در جایگاه نماینده دولت بایدن در امور ایران گفته بود: مذاکره بر سر موضوع فعالیت‌های موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای ایران، بدون ورود به مقوله «ساختار امنیتی منطقه»، ساده‌انگاری است؛ چراکه به مقوله پیچیده «توازن قدرت» مرتبط است و از این رو موضوعی نیست که به‌راحتی حل‌وفصل شود. در نتیجه، گروگان گرفتن توافق هسته‌ای تا حل‌وفصل این مسائل واقع‌بینانه نیست.

حالا، شش سال پس از بیان آن اظهارنظر، جمهوری‌خواهان دوآتشه که حکم باز‌های شکاری دولت ترامپ را دارند، به نتیجه‌ای مشابه رسیده‌اند.

پاسخ تهران

در طرف مقابل، یعنی ایران، «اسماعیل بقائی» سخنگوی دستگاه دیپلماسی نه‌تنها تهدیدآمیز بودن برنامه موشکی را یک «دروغ بزرگ» توصیف کرد، بلکه در پاسخ به ادعای روبیو ـ که «عدم پرداختن به موضوع موشکی را یک مشکل خیلی بزرگ بر سر راه مذاکرات» می‌داند ـ گفت: قاعدتاً اگر دیدگاهی وجود دارد، به‌عنوان مثال آنچه وزیر امور خارجه آمریکا درباره موضوعات هسته‌ای و مذاکراتی مطرح کرده است، باید در اتاق مذاکره بیان شود. طرح این مطالب متناقض در سطح رسانه‌ها و به‌صورت علنی، کمکی به پیشبرد روند دیپلماتیک نمی‌کند و شک و شبهه‌ها را درباره قصد و نیت واقعی آنان بیشتر می‌کند.

با این حال، چندی پیش «علی لاریجانی» دبیر شورای عالی امنیت ملی در گفت‌وگوی اختصاصی با تلویزیون عمان گفته بود: اگر مذاکرات درباره پرونده هسته‌ای موفق باشد، می‌توان آن را در مراحل بعدی به حوزه‌های دیگر گسترش داد؛ اما در حال حاضر نمی‌توان امکان ورود به مباحث دیگر را تأیید کرد.

اکنون سؤال این است که آیا ممکن است میز مذاکره جداگانه‌ای با کشور‌های منطقه درباره اختلافات منطقه‌ای شکل بگیرد و خروجی آن بر تسهیل رابطه تهران و واشنگتن مؤثر باشد؟

«رضا صارمی‌راد» کارشناس مسائل بین‌الملل در این باره می‌گوید: ایران همواره بر سازوکار امنیت منطقه‌ای توسط کشور‌های منطقه تأکید داشته است؛ اما اینکه آمریکا در چنین سازوکاری حضور داشته باشد یا صرفاً نقش ناظر ایفا کند، موضوعی است که در صورت شکل‌گیری یک ابتکار عملی، روشن خواهد شد.

به گفته وی، در مذاکرات نباید نگاه صفر و صدی داشت. مذاکره به معنای واگذاری حق نیست. برای مثال، در حوزه موشکی حتی میان روسیه و آمریکا نیز توافق‌هایی برای کنترل یا محدودسازی تسلیحات وجود دارد. اما این بیشتر به منزله تعیین چارچوبی است که در آن دو طرف متعهد به رعایت برخی اصول می‌شوند، بی‌آنکه این الزامات به معنای حذف کامل توانمندی‌ها باشد.

اما فارغ از گمانه‌زنی‌ کارشناسان، آمریکا باید پیش از هر چیز گره مذاکرات هسته‌ای را باز کند و البته این نکته را هم به خاطر بیاورد که ذیل عبارت «فرصت آمریکا در خاورمیانه» ـ که عنوان یادداشت سال ۲۰۲۰ جیک سالیوان بود ـ یک سوتیتر قابل تأمل درج شده است: «آنجا که نیروی نظامی شکست می‌خورد، دیپلماسی شانس موفقیت دارد.»

باز‌های دست‌آموز ترامپ می‌دانند که خاورمیانه نباید منابع و تمرکز اصلی آمریکا را ببلعد و این با گزینه جنگ فراگیر که رئیس‌جمهور آمریکا به‌عنوان آلترناتیو مذاکره با ایران مطرح می‌کند، سازگار نیست.

در نهایت، بازخوردی که واشنگتن از رویکرد خاورمیانه‌ای خود خواهد گرفت، از یک سو به واقع‌نگری آمریکا درباره تبعات توسل به گزینه نظامی و از سوی دیگر به بازی هوشمندانه ایران و مناسباتی بستگی دارد که در چارچوب تعامل با کشور‌های منطقه در پیش خواهد گرفت.

ارسال نظر
captcha