پیشنهاد مطرحترین نظریهپرداز مفهوم برند ملی برای بازتعریف جایگاه ایران در افق جهانی
سایمون آنهولت، مهمترین و تأثیرگذارترین چهره در حوزه برند ملی و بنیانگذار این مفهوم، همزمان با برگزاری رویداد برند ملی ایران، ضرورت تغییر نگرش سیاستگذاران عرصه فناوری را یادآور شد. این نظریهپرداز بر اساس تحلیل یک میلیارد رکورد داده طی دو دهه گذشته، ثابت میکند تصویرسازی مثبت نیازمند ارائه راهکارهای ملموس و مشارکت فعال در اکوسیستم نوآوری جهانی است تا زمینه برای جذب سرمایه و نخبگان علمی فراهم شود.
اقتصاد دیجیتال و تجارت محصولات مبتنی بر فناوری ارتباط مستقیمی با اعتبار جهانی دولتها دارد. نتایج تحقیقات نشان میدهد ضعف در تصویر ملی، هزینههای مبادلات ارزی، توسعه کسبوکارهای بینالمللی و دیپلماسی فناوری را افزایش میدهد؛ در حالی که کشورهای دارای اعتبار بالا، محصولات و خدمات خود را با ارزشافزوده بیشتری صادر میکنند و در انتقال تکنولوژی و دانش موفقتر عمل میکنند.
سیاستگذاران اغلب بهبود جایگاه کشور را مسئلهای ارتباطی میپندارند و کاربرد اصطلاح «برندسازی» این خطای راهبردی را ایجاد کرده است که تکنیکهای بازاریابی شرکتهای تجاری میتواند ضعفهای ساختاری را پوشش دهد. آنهولت ضمن رد این رویکرد، عملکرد کشورها در تولید ارزش و توسعه محصولات دانشبنیان را ملاک قضاوت افکار عمومی میداند و شعارهای رسانهای را فاقد کارایی ارزیابی میکند.
راهکار پیشنهادی برای پیشبرد اهداف علمی و نوآوری ایران، تمرکز بر نقاط قوت بومی جهت خدمترسانی به جامعه جهانی است. همراستا شدن تولیدات علمی و محصولات دیجیتال با نیازهای روزمره سایر ملتها، همان عاملی است که احترام و اعتماد بینالمللی را به همراه میآورد و بازار هدف گستردهتری را پیش روی شرکتهای ایرانی قرار میدهد.
پیام کامل سایمون آنهولت که در این کنفرانس قرائت شد، به شرح زیر است:
«این پیام را خطاب به برگزارکنندگان و شرکتکنندگان اولین کنفرانس ملی برند ایران مینویسم. هنگامی که برای نخستین بار نوشتن و پژوهش درباره ادراکات بینالمللی از کشورها را آغاز کردم، با گرایشی در میان برخی سیاستگذاران و مقامات ارشد در سراسر جهان مواجه شدم که این موضوع را امری سطحی و کماهمیت تلقی میکردند. چنین تصور میشد که وظیفه مدیران و سیاستمداران مسئول، پرداختن صرف به واقعیتهاست و نباید چندان نگران ادراکات و برداشتها باشند. این نگرش همواره برای من معما بوده است؛ چرا که ما انسانها تنها از طریق ادراکات خود قادر به تجربه واقعیت هستیم و منطقی نیست ادعا کنیم یکی از این دو روی یک سکه، به نوعی مهمتر یا کماهمیتتر از دیگری است.
امروز ۲۰ سال بعد، اغلب با مشکل معکوسی روبهرو هستیم؛ اینکه نسلهای جوانتر سیاستمداران در برخی موارد بیش از حد بر ادراکات تاکید میکنند و به واقعیتهای عینی، سیاستها، پروژهها، قوانین و رفتار ملی توجه کافی ندارند. بدیهی است که ایجاد تعادل میان این دو ضروری است. دولتها باید هم اصول حکمرانی خوب را درک کنند و هم سازوکارهای ظریف شکلگیری ادراکات را.
به کسانی که در اهمیت تصویر ملی تردید دارند میگویم برخورداری از شهرتی مثبت و قدرتمند، یکی از ارزشمندترین داراییهایی است که یک کشور در دنیای مدرن میتواند داشته باشد. پژوهشها نیز کاملاً روشن و صریحاند: همبستگی بسیار قوی و معناداری میان کیفیت و قدرت تصویر یک کشور و میزان درآمد خارجی آن از طریق تجارت، گردشگری، سرمایهگذاری خارجی، روابط فرهنگی، میزبانی رویدادهای بزرگ، جذب استعدادها و بسیاری دیگر از تعاملات بینالمللی وجود دارد. بیتردید تصویر خوب به معنای کسب و کار خوب است. اما این صرفاً داستان پول نیست. کشورهایی که از تصویر مثبت و قدرتمند برخوردارند درمییابند دیپلماسی، روابط فرهنگی، امنیت ملی و روابط رسانهای برایشان بسیار آسانتر است، در حالی که کشورهایی با تصویر ضعیف یا منفی با این تجربه مواجهاند که تقریباً همه چیز برایشان دشوارتر و پرهزینهتر است. گویی کشورهایی با تصویر ضعیف همواره با تخفیف عمل میکنند، در حالی که کشورهای مورد احترام و اعتماد جهانی با حقالزحمه یا ارزشافزوده بالاتری مواجهاند.
امروزه بسیاری از دولتها به این نتیجه رسیدهاند که کسب و حفظ یک تصویر ملی مثبت، بخش مهمی از رهبری و حکمرانی است؛ اما آنها هنوز درک نکردهاند چگونه باید به این هدف دست یافت. همچنان این فرض نادرست به طور گسترده وجود دارد که بهبود، ترمیم یا حفظ تصویر ملی اساساً یک مسئله ارتباطی است. این سوءبرداشت شاید تا حدی ناشی از واژه برندسازی است؛ واژهای گمراهکننده که من سهمی از مسئولیت این گمراهی را میپذیرم، چرا که در دهه ۱۹۹۰ اصطلاح برند ملی را مطرح کردم. این واژه تصور یادشده را ایجاد میکند که میتوان به سادگی از تکنیکهای بازاریابی و ارتباطات تجاری شرکتها برای کشورها استفاده کرد. هیچ چیز نمیتواند دورتر از حقیقت باشد.
بیست سال پژوهش از طریق شاخصها و گردآوری نزدیک به یک میلیارد داده به روشنی نشان میدهد کشورها عمدتاً بر اساس آنچه انجام میدهند قضاوت میشوند، نه بر اساس آنچه درباره خود میگویند. این یکی از حوزههایی است که پیامهای صرفاً تبلیغاتی تاثیر بسیار محدودی دارد. به بیان ساده، اگر کشوری میخواهد نزد افکار عمومی بینالمللی دوستداشتنی و محترم باشد، باید به طور مستمر به گونهای رفتار کند که مردم احساس کنند از وجود آن کشور خرسندند. صرفاً فخرفروشی به داراییها و دستاوردهای تاریخی، فرهنگی یا اقتصادی کشور ظاهراً هیچ تاثیری بر ادراکات بینالمللی ندارد. آنچه افکار عمومی جهان اغلب بیش از همه به آن واکنش نشان میدهد نه فقط موفقیت، رفاه یا حتی ثبات، بلکه کشورهایی هستند که تمایل دارند با دیگران همکاری کنند و در حل چالشهای جهانی عصر ما نقش داشته باشند.
بنابراین، اگر اجازه داشته باشم به عنوان یک مضمون محوری برای نخستین کنفرانس ملی برند ایران تنها این نکته را مطرح کنم؛ اینکه چگونه نقاط قوت و سنتهای متمایز ایران میتواند همچنان در خدمت جهان گستردهتر قرار گیرد؟ ایران امروز یا در آینده چه کاری میتواند انجام دهد یا چه چیزی میتواند بیافریند که مردم در سراسر جهان احساس احترام و حسننیت عمیقتری نسبت به این کشور پیدا کنند؟ مرتبط بودن با نیازها و آرمانهای ملتها و فرهنگهای گوناگون، با رویاها و امیدهای آنان برای بشریت و سیاره زمین؛ این همان تصویر ملی مثبت است و تصویر ملی مثبت یکی از محرکهای کلیدی رفاه و تعامل سازنده بینالمللی به شمار میرود.
برای شما در این گفتوگوها و مباحث آرزوی موفقیت کامل دارم و امیدوارم این موضوع واقعاً الهامبخش شما برای دستیابی به نتایجی ماندگار باشد؛ نتایجی که بتواند امروز و در آینده به نفع مردم ایران باشد.»
انتهای پیام/