صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۸:۰۰ | ۰۴ / ۱۲ /۱۴۰۴
| |

کشفی نادر از تدفین نوزادان در پیش از تاریخ ایران

مرگ و شیوه مواجهه انسان با آن، یکی از مهم‌ترین پنجره‌ها برای شناخت فرهنگ‌های باستانی است. پژوهشی تازه درباره دو تدفین نادر نوزاد در محوطه باستانی چپرآباد در شمال‌غرب ایران نشان می‌دهد جوامع پیش از تاریخی ایران، حتی برای نوزادانی که هرگز زنده نماندند، آیین‌های تدفینی ویژه‌ای داشته‌اند. این یافته‌ها که درون ظروف سفالی بوده و یکی از آنها همراه با بقایای جانوری و اشیای تزئینی کشف شده‌ است، تصویری تازه از باورها و سنتهای پس از مرگ در اواسط هزاره پنجم پیش از میلاد ارائه می‌کنند.
کد خبر : 1033276

کشف این دو تدفین نوزاد کم‌نظیر در محوطه چپرآباد اُشنویه، توجه پژوهشگران در داخل و خارج را به خود جلب کرده است.در گفتگوی پیش رو، «مهدی علیرضا‌زاده»، دکتری باستان‌شناسی پیش از تاریخ از دانشگاه تربیت مدرس و پژوهشگر پسادکتری در همین دانشگاه که عمده فعالیت علمی وی بر مطالعه بقایای اسکلتی انسان متمرکز بوده، توضیح می‌دهد که این تدفین‌ها چگونه بررسی شدند، چه اطلاعاتی درباره زندگی و مرگ در جوامع مس‌سنگی به دست می‌دهند و چرا می‌توان آنها را یکی از نادرترین شواهد آیینی در باستان‌شناسی ایران دانست.

دقیقا چه چیزی کشف شده، این کشف در کجا صورت گرفته و به چه دوره‌ای تعلق دارد؟

در باستان‌شناسی، کار اصلی ما مطالعه یافته‌های مادی گذشته است؛ از سفال و ابزار‌های سنگی گرفته تا بقایای اسکلتی انسان. این یافته‌ها هیچ‌وقت به صورت جدا و مستقل معنا پیدا نمی‌کنند بلکه همیشه در یک «بافت» یا زمینه باستان‌شناختی کشف می‌شوند؛ یعنی در ارتباط با معماری، اشیای همراه و موقعیت مکانی‌شان.

در این پژوهش، ما با دو تدفین نوزاد روبه‌رو هستیم که درون ظروف سفالی قرار داده شده‌اند؛ به این نوع تدفین، «تدفین ظرفی» گفته می‌شود. این تدفین‌ها در محوطه باستانی چپرآباد در شهرستان اُشنویه، استان آذربایجان غربی، در شمال‌غرب ایران کشف شده‌اند. این محوطه در نزدیکی رودخانه‌ای به نام «کانی‌رش» قرار دارد و توسط خانم دکتر حنان بحرانی‌پور کاوش شده است. کلمه «کانی‌رش» در زبان کردی به معنی چشمۀ سیاه است.

این دو تدفین همراه با دیگر یافته‌های معماری و فرهنگی به دست آمدند و برای مطالعات تخصصی به پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و پژوهشکده باستان شناسی کشور در تهران منتقل شدند. از آنجا که حوزه تخصصی من مطالعه بقایای اسکلتی انسان است، تصمیم گرفتیم بررسی کنیم این نوزادان در چه سنی بودند، آیا نشانه‌ای از بیماری یا آسیب دارند و آیین تدفین آنها چگونه بوده است.

این دو تدفین در فاصله بسیار کمی از یکدیگر کشف شده‌اند. این نزدیکی مکانی چه اهمیتی برای باستان‌شناسان دارد؟

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های هر یافته باستانی، موقعیت مکانی آن در بافت باستان‌شناختی است. وقتی دو تدفین در فاصله‌ای حدود دو متر و در یک افق فرهنگی مشخص پیدا می‌شوند، باستان‌شناس می‌تواند با در نظر گرفتن سایر موارد این احتمال را مطرح کند که این دو تدفین احتمالا به یک خانواده یا یک گروه خویشاوندی تعلق داشته‌اند.

در اینجا هر دو تدفین متعلق به دوره‌ای هستند که ما آن را دوره مس‌سنگی یا «کالکولتیک» می‌نامیم و ظروف آنها نیز به فرهنگ دالما تعلق دارد؛ فرهنگی شاخص در مرحله قدیم مس‌سنگی شمال‌غرب فلات ایران. به صورت خیلی ساده باید بگوییم که در این دوره هنوز خط اختراع نشده، شهرنشینی شکل نگرفته و جوامع روستانشین بوده‌اند. ابزار‌ها عمدتا سنگی یا در بهترین حالت مسی بود و مردم از راه دامداری و کشاورزی زندگی می‌کرده‌اند.

آیا می‌توان گفت این دو نوزاد متعلق به یک خانواده بوده‌اند؟

به نظر می‌رسد چنین احتمالی وجود دارد؛ زیرا استقرار در آن زمان کوچک بوده و این تدفین‌ها هم از نظر زمانی و مکانی بسیار به هم نزدیک‌اند. البته برای اظهار نظر قطعی باید منتظر نتایج آزمایش DNA باستانی باشیم که در دستور کار قرار دارد.

اما نکته مهم این است که با وجود این نزدیکی، آیین تدفین آنها متفاوت بوده است. یکی از تدفین‌ها (L۵۲۲) در ظرفی قرار داشته که آثار دودزدگی دارد و احتمالا ظرفی آشپزخانه‌ای بوده است. در کنار این تدفین و داخل ظرف، بخش‌هایی از گوشت بز و گوسفند به عنوان هدیه قرار داده شده و یک سنگ عقیق تراش‌خورده نیز کنار ظرف قرار داشت. حتی خود ظرف روی بقایای اسکلتی یک جانور قرار داده شده بود.

در مقابل، تدفین دیگر (L۸۱۵) فاقد چنین تشریفات و گورنهاده‌هایی بوده است. ما نمی‌توانیم با قطعیت بگوییم چرا یکی دارای هدایا بوده و دیگری نه. فعلا فقط می‌توانیم این تفاوت را ثبت کنیم و منتظر شواهد بیشتر بمانیم.

مطالعه این آیین‌های تدفین چه اطلاعاتی درباره زندگی مردم آن دوره به ما می‌دهد؟

تا پیش از این، در ایران تدفین نوزاد با چنین جزئیاتی مطالعه نشده بود. اغلب فقط به طور کلی گفته می‌شد «تدفینی درون ظرف یافت شده است». اما ما نشان دادیم که اگر تدفین نوزادان با دقت بررسی شود، می‌توان بخش‌هایی از فرهنگ و باور‌های گذشته را روشن کرد.

برای مثال، حدود ۹۰ درصد استخوان‌های یکی از نوزادان سالم باقی مانده بود. ما توانستیم نحوه قرارگیری بدن در ظرف را بازسازی کنیم و نشان دهیم که نوزاد با پا داخل ظرف قرار داده شده و جمجمه نزدیک لبه ظرف بوده است.

همچنین استخوان‌های جانوری همراه تدفین را بررسی کردیم و مشخص کردیم که این استخوان‌ها مربوط به بز یا گوسفند بوده و از بخش‌های مختلف بدن جانور انتخاب شده‌اند؛ یعنی صرفا یک تکه گوشت ساده نبوده، بلکه سعی شده است از قسمت‌های مختلف بدن جانور تکه‌هایی برداشته شود و در ظرف تدفین قرار گیرد.

از نظر زیستی نیز با انجام بیش از ۴۷۰ اندازه‌گیری با دقت پنج صدم میلی‌متر و مقایسه با منابع استاندارد جهانی، مشخص کردیم هر دو نوزاد در حدود هفته ۳۶ تا ۳۸ بارداری از دنیا رفته‌اند؛ یعنی تنها چند هفته تا تولد کامل فاصله داشته است. همچنین هیچ نشانه‌ای از شکستگی، بیماری یا ناهنجاری رشدی در استخوان‌ها دیده نشد.

این پژوهش یادآور می‌شود که مطالعه تدفین‌های پیش از تاریخی، با وجود پیچیدگی، می‌تواند اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره این دوره مه گرفته و تاریک ایران فراهم کند.

در این پژوهش از چه روش‌های علمی استفاده کردید و آیا مطالعات دیگری هم ادامه دارد؟

بخش بزرگی از پژوهش‌های باستان‌شناسی، میان‌رشته‌ای است. بسته به نوع و ماهیت یافته، روش‌های مطالعه متفاوت است. در این پژوهش، ما ترکیبی از دانش باستان‌شناسی، انسان‌شناسی زیستی، پزشکی، آمار و مطالعات کمی را به کار گرفتیم.

از یک سو باید نوع ظرف و زمینه فرهنگی آن را بشناسیم، از سوی دیگر باید با دانش آناتومی و استخوان‌شناسی بتوانیم استخوان‌های انسان و جانور را تفکیک کنیم، بیماری‌ها را تشخیص دهیم، آسیب‌شناختی انجام شود و در نهایت با اندازه‌گیری‌های دقیق سن جنین را تخمین بزنیم.

در حال حاضر، آزمایش DNA باستانی نیز در دستور کار است تا بتوانیم درباره نسبت خانوادگی این دو نوزاد با اطمینان بیشتری سخن بگوییم. در پژوهش علمی نباید شتاب‌زده نتیجه‌گیری کرد؛ باید مرحله‌به‌مرحله پیش رفت.

شما به عنوان پژوهشگر، مایل هستید در ادامه پژوهش‌تان روی این دو جنین به چه پرسش‌هایی پاسخ داده شود؟

اگر محوطه‌های بیشتری در آن جغرافیا کاوش شود و نمونه‌های بیشتری از تدفین نوزادان به دست آید، می‌توانیم مقایسه‌های دقیق‌تری انجام دهیم: چرا برخی تدفین‌ها دارای هدایا هستند و برخی نه؟ آیا فشار‌های اجتماعی یا باور‌های خاصی در کار بوده است؟

مطالعات قوم‌نگاری در جوامع سنتی نشان داده‌اند که گاهی تدفین نوزاد در ظرف به معنای بازگرداندن او به فضایی شبیه رحم مادر است؛ نوعی بدرقه و دلجویی برای بازماندگان. ما نمی‌توانیم باور مردم ۶۵۰۰ سال پیش را دقیقا بازسازی کنیم؛ اما می‌توانیم احتمال وجود چنین مفاهیمی را بررسی کنیم. به‌هرحال، مرگ دردناک است و انسان مرگ‌آگاه است و سعی می‌کند با رفتار‌های خاصی با این پدیده مواجه شود و شاید به نوعی دنبال دلداری دادن خودش است تا از اندوه مرگ بکاهد.

همان‌طور که باستان‌شناس آمریکایی «کنت فلانری» گفته است: «پیش از تاریخ پر از تاریکی است؛ بهتر است به جای نفرین تاریکی، شمعی روشن کنیم». مطالعه این دو تدفین شاید شمع بسیار کوچکی باشد که بخشی از آن تاریکی را روشن می‌کند.

آیا این نوع تدفین‌ها در مناطق دیگر ایران و بین‌النهرین هم دیده شده است؟

بله، تدفین نوزادان در ظروف سفالی یا دست‌ساخته‌های مشابه در مناطق مختلف دیده شده است. در برخی محوطه‌ها از تکه‌های بزرگ سفالی، در برخی محوطه‌ها از ظروف گچی و حتی گاهی همراه با اشیای فلزی یا مهره‌های عقیق استفاده شده است.

در جنوب‌غرب آسیا، این رسم از سواحل شرقی دریای مدیترانه تا فلات ایران و حتی قفقاز گزارش شده است و نشان می‌دهد جوامع مختلف تلاش داشته‌اند نوزادان را به شکلی خاص بدرقه کنند، هرچند جزئیات آیین‌ها متفاوت بوده است.

مواجهه شخصی شما با بقایای جنین‌ها بیشتر یک تجربه علمی است یا انسانی؟

پژوهشگر باید بی‌طرف باشد و یافته‌ها را بدون سوگیری‌های منتج از نژاد و جغرافیا مطالعه کند. اما در عین حال، وقتی دو هفته با قلم‌مو‌های بسیار ظریف خاک را از روی استخوان‌های یک نوزاد پاک می‌کنید، نمی‌توانید فراموش کنید که این بقایای یک انسان است.

اخلاق پژوهشی حکم می‌کند که با نهایت احترام و دقت با بقایای اسکلتی انسان کار کنید. این استخوان‌ها فقط «یافته باستانی» نیستند؛ بخشی از تاریخ زندگی انسان و صاحبان آن فرهنگ‌های باستانی هستند. علم و اخلاق باید در کنار هم پیش بروند. اگر به دانشمندان قرون طلایی ایران مانند رازی، ابن سینا و ... مراجعه کنیم که الگو‌هایی بس شایسته و گرانقدر هستند، متوجه می‌شویم که نه تنها در وجه علمی بلکه در وجه اخلاق نیز سرآمد هستند. البته برای من به عنوان استخوان‌باستان‌شناس بقایای اسکلتی یافته شده در بین النهرین با ایران تفاوتی ندارند، اگرچه در صورتی که حق انتخاب برای مطالعه داشته باشم ترجیح می‌دهم به خاطر علاقه به ایران، اولویتم مطالعه بقایای اسکلتی یافته شده در کشورم باشد. بااین‌حال، پژوهشگر وفادار به علم است.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha