صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۴:۵۸ | ۲۵ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |
تبیین دکترین هماهنگی سردار و سفیر در عصر جدید قدرت 

«خرمشهر ۴» بن‌بست‌شکن میز مذاکرات

در جهانی که منطق قدرت بر قدرت منطق پیشی گرفته است، تهران با «خرمشهر ۴» قواعد بازی را تغییر داد. تجربه جنگ تحمیلی دوم و عبور از فتنه‌های داخلی، این حقیقت بنیادین را تثبیت کرد که امضای هیچ وزیری بدون غرش موشک اعتبار ندارد. امروز، دیپلماسی ایران دیگر یک خواهش نیست، بلکه ترجمه سیاسی قدرتی است که لکنت زبان مذاکرات را در میدان نبرد درمان کرده و سایه سنگین فشار حداکثری را با اقتدار هایپرسونیک در هم شکسته است.
کد خبر : 1032952

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، سال‌ها فضای سیاسی کشور تحت تاثیر مغلطه‌ای مهلک بود که قدرت موشکی را مزاحم دیپلماسی معرفی می‌کرد. دولت‌های یازدهم و دوازدهم با اتکا به یک رمانتیسیسم سیاسی، تصور می‌کردند با بتن‌ریزی در قلب توانمندی‌های کشور می‌توانند لبخند دشمن را بخرند. اما تاریخ، بی‌رحم‌تر از آن بود که این ساده‌انگاری را بی‌پاسخ بگذارد. خروج آمریکا از برجام ثابت کرد که توافق بدون پشتوانه میدان، تنها ورق‌پاره‌ای است که با یک توئیت به زباله‌دان تاریخ می‌رود.

امروز، ما از آن فضای مسموم عبور کرده‌ایم. اگر امروز عباس عراقچی با صلابت از حقوق ملت سخن می‌گوید، نه به پشتوانه وعده‌های میان‌تهی غرب، بلکه با اتکا به قدرتی است که دشمن را در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به زانو درآورد. دیپلماسی امروز ایران، نه یک خواهش اداری، بلکه ترجمه سیاسی قدرت نظامی است. هماهنگی کنونی نشان می‌دهد که ما آموخته‌ایم مذاکره، ادامه جنگ است با وسایلی دیگر؛ و کسی که در میدان دستش خالی باشد، بر سر میز مذاکره تنها می‌تواند متن تسلیم خود را امضا کند.

خرمشهر ۴ مترجم صادق دیپلماسی

رونمایی از شهر موشکی جدید و نمایش خرمشهر ۴ در میانه مذاکرات جاری، اتفاقی نبود؛ این یک «ارسال پیام با سرعت هایپرسونیک» بود. وقتی اسحاق بریک، ژنرال کهنه‌کار صهیونیست، اعتراف می‌کند که قدرت ایران نسبت به گذشته صد‌ها برابر شده و توان نابودی کامل زیرساخت‌های اسرائیل را دارد، در واقع در حال تایید شکست دکترین بازدارندگی غرب است.
موشک خرمشهر ۴ تنها یک سلاح نیست؛ یک بن‌بست‌شکن در میز مذاکرات است. پیامی که این موشک به کاخ سفید مخابره کرد، روشن بود؛ هرگونه تلاش برای گنجاندن بحث موشکی در مذاکرات هسته‌ای، با پاسخ سخت در میدان مواجه خواهد شد.

ایران با نمایش آرایش جدید رزمی در برابر ناو‌های آمریکایی، عملاً به واشنگتن فهماند که دوران فشار حداکثری به پایان رسیده و اکنون این ایران است که شرایط حداکثری خود را تحمیل می‌کند. تردید فعلی در کاخ سفید، محصول محاسبات پنتاگون از دقت ویرانگر موشک‌های ایرانی در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه است، نه نبوغ سخنرانی‌های دیپلماتیک.

میدان و دیپلماسی

برخلاف دوره‌های گذشته که میدان و دیپلماسی دو جزیره جداگانه و گاه متخاصم بودند، امروز این دو بال در یک اتاق جنگ مشترک هدایت می‌شوند. دیپلماسی فعال ایران در سطح منطقه و روابط با قدرت‌های فرامنطقه‌ای، ریشه در واقعیت قدرت دارد. اگر کشور‌های منطقه به سمت همگرایی با تهران متمایل شده‌اند، به خاطر درک این حقیقت است که چتر امنیتی آمریکا در برابر طوفان موشکی ایران، سوراخ است.
ما به مرحله‌ای رسیده‌ایم که رونمایی از یک دستاورد نظامی، بلافاصله وزن چانه‌زنی تیم مذاکره‌کننده را افزایش می‌دهد. این یعنی دیپلماسی متوازن. دیگر کسی جرأت نمی‌کند قدرت دفاعی را مزاحم بداند، چرا که همگان دیدند وقتی دیپلماسی در بن‌بست بدعهدی غربی‌ها گیر کرده بود، این میدان بود که با عملیات‌های دقیق خود، مسیر را باز کرد. میدان، اعتبار کلام دیپلمات است؛ دیپلماسی بدون میدان، مانند اسلحه بدون فشنگ است که شاید در ابتدا بترساند، اما هرگز پیروز نمی‌شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha