جهان بیش از هر زمانی به مکتب مهدویت نیاز دارد/راه سعادت و حقطلبی جز از طریق بتشکنی حاصل نمیشود
حسین صفری سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی واحد بینالمللی انزلی در گفتوگو با خبرنگار آنا به تشریح موضوع مهدویت پرداخت.
وی در ابتدا عنوان کرد: مکتب مجموعهای از بینشها و روشها و باید و نبایدهایی است که با یکدیگر متفاوت، اما در هدفمندی، مشترک هستند و غایت و نهایت آنها ایجاد طرح سعادت و سعادتمندی برای انسان است و مکتب چگونه زیستن را به انسان میآموزد و با فهمِ آن، مسئولیتها و تکالیف انسانی برای نیل به کمال و سعادت را مشخص میکند.
صفری با بیان اینکه شکلدهی دولتها به عنوان زیربنای تحقق تمدن، یکی از وظایف مکتب است، گفت: مکتب به پرورش نیروهای انسانی میپردازد که برآیند آن، تشکیل دولت و تعمیمپذیری آن، شکلگیری تمدن است؛ آنچنان که پیامبر گرامی اسلام با تبیین مکتب جدید، دولت و در نهایت تمدنِ نوینی را رقم زدند.
سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی واحد بینالمللی انزلی در ادامه تبیین کرد: انسانها در برهههای زمانی و مکانیِ مختلف یا خود را با تمدن وفق میدهند و یا نیازمند ایجاد تمدن جدید هستند که با ارزشهای متعالی آنان هماهنگ باشد.
صفری با بیان اینکه در جهانبینی و ایدئولوژی دینی، انسان در تلاش برای معنابخشی به جستجوی قرابت با حق است، بیان کرد: از آنجا که دستیابی به حق و حقیقت امری دشوار است، جایگزینهای وهمانگیز، خیالانگیز و غیرواقعی همچون بت، جلوهگری میکند. از آنجا که بت و دلمشغولی به آن سهلتر و دستیافتنیتر است، انسانها را در برهههای زمانی مختلف به خود مشغول میسازد. بدین طریق در بازههای زمانی گوناگون، بتهای مختلف شکل میگیرند و انسانِ حقیقتجو برای بازگشت به اصل و ریشه خود باید بتهای جلوهگرِ زمانه خود را شناخته و بتشکنِ عصرِ خود باشد.
وی افزود: راه سعادت و حقطلبی جز از طریق بتشکنی حاصل نمیشود؛ همچنان که حضرت ابراهیم (ع)، پیامبر گرامی اسلام و امام خمینی (ره) بت زمانه خود را که در صور مختلف همچون زر و زور و تزویر نمود یافته بودند، درهم شکستند تا حق جلوهگری کند.
سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی واحد بینالمللی انزلی در ادامه با اشاره به اینکه مهدویت همان رفتار، فکر و عقیدهای است که به منظور اعاده دین حقیقی در بستر عدالت، فهم میشود، گفت: مکتب مهدویت در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی، مورد توجه است؛ تمدنی که اشاعه تفکر سازندگی را در اهداف خود مترتب مینماید. مکتب مهدویت آن خطمشی فکری است که به نوعی محرک نیروها و سرمایههای اجتماعی بوده و ارزشآفرین است.
صفری یادآور شد: در تبیین واژه تمدن باید دانست که این واژه به معنای پذیرش نوعی یکجانشینی (شهرنشینی) است که در آن نظم و قانون و سایر شئون اجتماعی و همکاری مجموعه انسانی، مورد توجه قرار دارد. این مسئله تاییدکننده آن است که از جمله عوامل موثر بر شکلگیری تمدن، میتوان به علم (دانشی و بینشی)، نظم، امنیت و وحدت جمعی اشاره کرد.
وی با تأکید بر اینکه تمدنها، نمود و بیانگر هویت انسانی هستند، تصریح کرد: این رابطه دوسویه میان تمدن و هویت بیانگر آن است که تمدن غالب در هر بازه زمانی و مکانی، در هویتبخشی به جامعه نقش بهسزایی دارد و هویت به آن علت که با چیستی و ماهیت انسانی مرتبط است، موجب میشود که انسان (همان موجودی که همواره به دنبال معنادهی خود است) به دفاع از هویت و یا معنابخشی به خود بپردازد.
سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی واحد بینالمللی انزلی با بیان اینکه برخی تمدن را منسوب به مدینه در معنای شهر و یا همان راه و روش زیستن در جامعه شهری میدانند، تشریح کرد: از آنجا که بعد از انقلاب صنعتی، شهر مظهر و نمود تکنولوژی و رفاهِ برگرفته از آن شده، تعبیر از شهرنشینی میزان بهرهگیری از رفاه و تبلورهای تکنولوژی در رفاه است و البته باید دانست که این حربه جوامع سرمایهداری بود تا ذهن انسان از معنای حقیقی شهر بهدور باشد.
صفری با بیان اینکه شهر مجموعهای از نهادها و نوعیت روابط اجتماعی و تعاملاتِ اجتماعی انسان را مشخص نموده و تمدن بیانگر خلقوخو و آداب و اخلاقیاتِ حاکم بر اجتماع انسانی است، گفت: انسان موجودی اجتماعی است و خود را در اجتماع، معنادار مییابد، بر همین اساس واژه انسان با واژه تمدن درهمآمیخته است.
وی با بیان اینکه شاید بتوان تمدن را برونداد و برآیند فرهنگ عمومی دانست، یادآور شد: فرهنگ، خود برآیندِ تاثیر و تاثرات ارتباط انسان با خود، جهان، سایر انسانها و خداوند است؛ بنابراین تمدن را میتوان حاصل ادراک و چگونگی فهم حقایق و تشخیص تکلیف خود در روابطِ چندگانه مطرحشده دانست.
سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی واحد بینالمللی انزلی تأکید کرد: با احتسابِ این امر، تمدن نوعی برقراری نظم میان روابط انسانی است که در این بینظمیِ حاکم بر جهانِ امروز، حاکمیت نظم نوین، بیش از پیش نمود مییابد و شاید بتوان گفت که جهان امروز بیش از هر زمانی به مکتب مهدویت برای ایجاد نظم نوین و تمدن نوین اسلامی که برگرفته از حق و حقیقت است نیاز دارد و در آن سلطه انسان بر انسان معنی ندارد و از برهمزدگی و آشفتگیِ کنونی دنیا که حاصل نگاه سلطهطلبی، استعماری و استکباری است، جلوگیری میکند.
صفری خاطرنشان کرد: مکتب مهدویت نوعی رهیافتگی و هدایتشدگیِ ناشی از درک و شناختِ درستِ حق و حقیقت است و این مکتب ایجادکننده بستری مبتنی بر عدالت اجتماعی است که در آن تمامی انسانها بتوانند راه حق و حقیقت را در پیش گرفته و آزادانه در این مسیر گام بردارند.
سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی واحد بینالمللی انزلی افزود: تمدن نوین ناشی از انقلاب درونی و خودشناسی است که حقیقت انسانی در آن رخ مینماید و این امر موجب انقلاب بیرونی میشود که در قالب فرهنگ عمومی، بروز و ظهور مییابد. به گفته وی زمانیکه فرهنگ عمومی، فزآینده و مبدع بوده و نامی از نامهای الهی (علم، باعث، خالق و...) را به تجلی برساند، میتوان انتظار فرج و گشایش داشت و بستر تمدن نوین؛ تمدنی که بر خاستگاه و ریشه حقمدارانه است، شکل میگیرد.
سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی واحد بینالمللی انزلی اضافه کرد: این تمدن، فرهنگ مصرفگرایی و تجملگرایی که جوامع انسانی را مورد استثمار قرار میدهد را مورد هدف قرار داده، آن را تغییر شکل میدهد و مولد فضیلت و ارزش میشود و معنی در اولویت نخست جوامع انسانی قرار میگیرد؛ در نتیجه تمدن که بالاترین سطحِ بروز هویت انسان است، بهدرستی بروز و ظهور مییابد و آنجاست که رابطهای هماهنگ، معقول و عادلانه میان انسانها، جهان و خداوند، حاکم و به تمامی ابعاد انسانی توجه میشود و این مرحله، مرحله تحقق تمدنِ نوین اسلامی در بستر مکتب مهدویت خواهد بود.
انتهای پیام/