صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۴:۴۵ | ۲۳ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |
مرگ خاموش ناوگان میلیارد دلاری در گلوگاه هرمز

تغییر پارادایم نبرد از عرشه شناور به قلب لانچر‌های ساحلی

رونمایی از تکنیک مین‌ریزی راکتی با سامانه فجر ۵ پارادایم نبرد دریایی را به نفع تهران تغییر داده است. این جهش تاکتیکی با تقلیل زمان پاسخ‌دهی به چند دقیقه، ناو‌های هواپیمابر آمریکا را در تله‌ای مرگبار گرفتار کرده است. اکنون هر گره دریایی پیشروی در خلیج فارس می‌تواند آخرین حرکت دشمن در شطرنج بقا باشد.
کد خبر : 1032570

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، تحولات اخیر در رزمایش پیامبر اعظم ۱۹ نشان داد که نیروی دریایی سپاه پاسداران به سطحی از نبوغ تاکتیکی رسیده است که می‌تواند بدون به خطر انداختن حتی یک شناور تندرو میدان‌های مین گسترده‌ای را در مسیر ناوگروه‌های دشمن ایجاد کند. استفاده از راکت‌انداز‌های ۳۳۳ میلی‌متری فجر ۵ برای پرتاب مین‌های دریایی یک جهش کوانتومی در جنگ‌های نامتقارن محسوب می‌شود. در این روش سکو‌های متحرک ساحلی در میان شیار‌های کوه‌های مکران یا نخلستان‌های ساحلی پنهان می‌شوند و در کمتر از چند دقیقه صد‌ها مین هوشمند را به نقاط کلیدی تنگه هرمز پرتاب می‌کنند.

این یعنی دشمن با میدانی روبروست که تا لحظاتی پیش وجود نداشت و اکنون تمام مسیر‌های عقب‌نشینی یا پیشروی او را مسدود کرده است. از دیدگاه استراتژیست‌های دفاعی این تغییر مکانیسم از "توزیع سنتی توسط شناور" به "پرتاب از ساحل" به معنای حذف ریسک نیروی انسانی و افزایش ضریب غافلگیری است. در نبرد‌های مدرن کسی پیروز است که بتواند محیط نبرد را در کمترین زمان ممکن بازطراحی کند و ایران اکنون این توانایی را در مقیاس وسیع به دست آورده است.

کالبدشکافی زرادخانه هوشمند

قدرت بازدارندگی ایران در زیر سطح تنها به تعداد مین‌ها وابسته نیست بلکه هوشمندی این سلاح‌های خاموش است که محاسبات پنتاگون را بر هم زده است. مین‌های هوشمند نسل جدید نظیر مهام و اروند دیگر قطعات فلزی ساده و منتظر برخورد نیستند. این تجهیزات با بهره‌گیری از حسگر‌های صوتی مغناطیسی و هیدرودینامیکی قادرند امضای صوتی ناو‌های هواپیمابر یا ناوشکن‌های کلاس آرلی برک را از شناور‌های تجاری تشخیص دهند. این سطح از تفکیک هدف به معنای مدیریت هوشمند میدان نبرد و جلوگیری از آسیب به کشتیرانی غیرنظامی در حین انهدام اهداف نظامی است.

مین نافذ ۲ و نمونه‌های هوشمند رونده مانند اژدر‌های کمین‌گر عمل می‌کنند که در عمق آب منتظر لحظه طلایی برای انفجار در حساس‌ترین بخش بدنه ناو یعنی موتورخانه می‌مانند. تجربه تاریخی ناو ساموئل بی رابرتز که با یک مین ساده خسارتی ۹۰ میلیون دلاری دید اکنون با تکنولوژی سال ۲۰۲۶ ترکیب شده است تا ابرسازه‌های دریایی آمریکا را به تابوت‌های آهنی تبدیل کند. در دکترین امنیت ملی ایران زیر سطح دریا به مثابه یک جبهه نامرئی تعریف شده است که در آن برتری تکنولوژیک دشمن در سطح و هوا عملا خنثی می‌شود.

ژئوپلیتیک گلوگاه و تله مرگ در هرمز

خلیج فارس به دلیل عمق کم و مسیر‌های کشتیرانی محدود به طور طبیعی یک محیط ایده‌آل برای جنگ مین است. در این محیط ضد دسترسی نه یک شعار بلکه یک واقعیت جغرافیایی است که با ابزار مین‌ریزی راکتی به کمال رسیده است. غرق شدن یا حتی آسیب دیدن یک ابرسازه دریایی در بخش‌های باریک تنگه هرمز می‌تواند شریان انتقال انرژی جهان را برای ماه‌ها مسدود کند. این همان واقعیت سختی است که هیچ فرمانده‌ای در سنتکام جرات پذیرش مسئولیت آن را ندارد.

خارج کردن یک لاشه چندین هزار تنی از مسیری که زیر آتش موشک‌های ساحل‌پایه قرار دارد عملیاتی غیرممکن است. مین در اینجا نه فقط یک سلاح بلکه یک قفل استراتژیک بر دروازه اقتصاد جهانی است. ایران با تکیه بر این جغرافیا و سلاح‌های نوین خود اراده سیاسی خود را به شکلی خاموش، اما مقتدرانه بر دشمن تحمیل کرده است. این بازدارندگی از نوع فعال است که در آن دشمن پیش از آغاز هرگونه درگیری هزینه سنگین و غیرقابل جبران آن را در محاسبات خود لحاظ می‌کند.

پایان افسانه مین‌روبی و بن‌بست زمانی

اگرچه آمریکا از پیشرفته‌ترین سامانه‌های مین‌روب و پهپاد‌های زیرسطحی شناسایی بهره می‌برد، اما تکثر و تنوع میدان‌های مین ایران این توانایی را به چالش کشیده است. وقتی مین‌ها به صورت ترکیبی یعنی تماسی فشاری صوتی و رونده و با حجم بالا توسط راکت مستقر می‌شوند فرآیند پاکسازی به قدری زمان‌بر و خطرناک می‌شود که سرعت عملیاتی ناوگان دشمن را به صفر می‌رساند.

در نبرد مدرن زمان همان حکم طلا را دارد و توقف چند روزه یک ناوگروه برای عملیات مین‌روبی آنها را به هدفی سهل برای پهپاد‌های انتحاری و موشک‌های کروز ساحل‌پایه تبدیل می‌کند.
این ساختار چندلایه دفاعی همان چیزی است که پیروزی در نبرد دریایی را از تجهیزات سنگین به سمت خلاقیت‌های نامتقارن سوق داده است.

سیستم دفاعی ایران به گونه‌ای طراحی شده که مین‌روبی دشمن خود به بخشی از فرآیند انهدام آنها تبدیل شود. در واقع ایجاد وقفه در حرکت ناوگان دشمن تمام مزیت‌های دفاعی آنها را در برابر موشک‌های کروز از بین می‌برد و این دقیقا همان بن‌بست استراتژیکی است که دکترین دفاعی ایران به دنبال آن بود.

صلح مسلح و تحمیل اراده سیاسی

در نهایت باید گفت جنگ مین برای ایران یک گزینه تدافعی صرف نیست بلکه ابزاری برای تحمیل اراده سیاسی در میز مذاکره است. وقتی دیپلمات‌ها در مسقط از حقوق ملت سخن می‌گویند اتکای آنها به قدرت خاموشی است که در عمق آب‌های هرمز نهفته است. دشمن می‌داند که هرگونه خطای محاسباتی به معنای ورود به میدانی است که در آن نه رادار‌های پیشرفته و نه جنگنده‌های نسل پنجم هیچ‌کدام توان مقابله با مین‌های رونده و هوشمندی را ندارند که زیر بدنه آنها به انتظار نشسته‌اند.

سکوت دریا وحشتناک‌ترین پیام را برای متجاوز مخابره می‌کند. بازدارندگی در خلیج فارس اکنون از مرحله نمایش قدرت به مرحله انسداد فیزیکی و عملیاتی رسیده است. این دکترین نشان می‌دهد که ایران نه تنها برای شروع جنگ برنامه‌ای ندارد بلکه برای پایان دادن به حضور متجاوز در منطقه تمام ابزار‌های نوین را به کار گرفته است. قدرت واقعی در خلیج فارس دیگر روی عرشه‌ها نیست بلکه در اعماقی است که هیچ چشمی قادر به دیدن آن نیست.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha