«کوچ»؛ روایتی خاطره محور و بیانی آرام از شکلگیری یک قهرمان
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، لیلا محمودی شرق ـ «کوچ» را میتوان بیش از آنکه یک فیلم زندگینامهای کلاسیک دانست، نوعی بازخوانی خاطرهمحور از گذشته تلقی کرد؛ فیلمی که بهجای دنبال کردن مسیر خطی قهرمانسازی، سعی میکند از خلال جزئیات زیست روزمره، به فهم یک شخصیت نزدیک شود. انتخاب روایت از زبان کودکی به نام مرادعلی، که بعدها «قاسم» نام میگیرد، نهتنها یک تمهید روایی، بلکه بیانیه ضمنی فیلم است: اینجا قرار نیست با اسطورهای کامل و دستنیافتنی مواجه شویم، بلکه با انسانی در حال شکلگیری طرف هستیم.
فیلم، دوران پهلوی و زندگی در یک ایل را بهعنوان بستر روایت انتخاب کرده است؛ بستری که هم امکان نمایش سختیهای معیشتی را فراهم میکند و هم فرصت پرداختن به مناسبات انسانی، شوخیها، ترسها و امیدهای جمعی را به وجود میآورد. «کوچ» در ترسیم این فضا، بیش از آنکه به درامهای بزرگ تکیه کند، بر لحظات کوچک و بهظاهر ساده تمرکز دارد. همین انتخاب، باعث میشود فیلم در بسیاری از صحنهها، حالوهوایی نوستالژیک و گرم داشته باشد.
یکی از نقاط قوت فیلم، تعادل نسبی میان رنج و شادی است. زندگی ایلی در «کوچ» نه بهشدت تیره و تلخ تصویر میشود و نه به شکلی رمانتیک و غیرواقعی. طنز فیلم، همانطور که در بخش اول بیشتر به چشم میآید، بخشی از این تعادل است. شوخیها، نه بیرون از موقعیت، بلکه در دل روابط انسانی شکل میگیرند و به شخصیتها عمق میدهند. این طنز، بهویژه در ارتباط با کودکان، کارکرد مهمی دارد و مانع از آن میشود که فیلم به اثری صرفاً آموزشی یا تاریخی تبدیل شود.
با این حال، فیلم در ادامه مسیر، با چالش تغییر لحن مواجه میشود. بخش دوم «کوچ»، که وارد مرحلهای دیگر از زندگی شخصیت اصلی میشود، از نظر فضاسازی و ریتم، انسجام بخش اول را ندارد. این تغییر، بهقدری محسوس است که مخاطب احساس میکند با دو فیلم متفاوت مواجه است؛ یکی فیلمی خاطرهمحور و انسانی، و دیگری اثری که به الگوهای آشناتر سینمای زندگینامهای نزدیک میشود. این گسست، مهمترین ضعف ساختاری فیلم به شمار میآید.
مسئله دیگر، زمان فیلم است. «کوچ» بهوضوح فیلمی است که میتوانست کوتاهتر باشد. برخی صحنهها، کارکرد دراماتیک مشخصی ندارند و صرفاً به تکرار حالوهوا بسنده میکنند. این مسئله، بهویژه برای مخاطب امروزی که با ریتم تندتری از روایت خو گرفته، میتواند خستهکننده باشد. تدوین منسجمتر، نهتنها به ریتم فیلم کمک میکرد، بلکه تمرکز روایت را نیز افزایش میداد.
در زمینه بازیگری، انتخاب چهرههای ناآشنا تصمیمی هوشمندانه بوده است. بازیها، بهویژه در میان کودکان، طبیعی و باورپذیر از کار درآمدهاند و از اغراقهای مرسوم فاصله دارند. این انتخاب، به فیلم کمک کرده تا از دام شبیهسازی یا تیپسازی دور بماند و به جهان خود وفادار بماند.
نکته قابل توجه دیگر، نحوه مواجهه فیلم با شخصیت تاریخی شهید قاسم سلیمانی است. «کوچ» آگاهانه از پرداختن مستقیم به آینده این شخصیت پرهیز میکند و بیشتر بر شکلگیری ویژگیها تمرکز دارد تا نتیجه نهایی. این رویکرد، اگرچه ممکن است برای برخی مخاطبان ناکافی به نظر برسد، اما از منظر سینمایی، انتخابی قابل دفاع است؛ چرا که اجازه میدهد فیلم در محدوده روایت خود باقی بماند و به دام پیشگویی یا بزرگنمایی نیفتد.
در نهایت، «کوچ» فیلمی است با نیت مشخص و رویکردی تا حد زیادی متفاوت نسبت به جریان رایج سینمای زندگینامهای. هرچند ضعفهایی در ریتم، زمان و انسجام ساختاری دارد، اما تلاش آن برای انسانیکردن یک چهره تاریخی و روایت زندگی از منظر کودکی، قابل توجه است. «کوچ» شاید فیلمی بینقص نباشد، اما در میان آثار جشنواره، نمونهای است از سینمایی که ترجیح میدهد بهجای فریاد زدن، آرام و از نزدیک حرف بزند.
انتهای پیام/