صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۰:۵۷ | ۱۵ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |
فیلم‌های فجر ۴۴ از نگاه آنا؛

«اسکورت»؛ قصه غصه‌های شوتی و شوتی‌گیر در جاده‌های بیابانی

فیلم به دنبال شعار‌های گل‌درشت یا تجویز و ارائه راهکار نیست، بلکه می‌کوشد برشی کوتاه، امّا تأثیرگذار از زندگی شوتی‌ها به تصویر بکشد.
کد خبر : 1030603

گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، سید مرتضی حسینی ـ یوسف حاتمی‌کیا با «اسکورت» نشان داد که می‌تواند، واقعیتی اجتماعی را با زبانی روان و کاملاً سینمایی روی پرده بیاورد. در «شب طلایی» به عنوان نخستین تجربه حاتمی‌کیا در کارگردانی فیلم بلند، گم‌شدن یک شی با ارزش به آغازگر بحران و عامل سر باز کردن کینه‌های قدیمی میان اعضای یک فامیل شد؛ داستانی که در زیرلایه‌های آن، تنگنا‌های اقتصادی و آسیب‌های اجتماعی نیز جاری بود. در آن فیلم، اصالت سرمایه و سوداگری به عنوان راهکار موثر تغییر جایگاه اجتماعی عاطفه معنویت و اخلاق را تحت‌تأثیر قرار می‌داد. حاتمی‌کیا در «اسکورت» این بار با زبانی عیان‌تر و گزنده‌تر و البته با تکیه بر عناصر دیرآشنای فیلم‌های جاده‌ای و اکشن، عدالت اجتماعی و مشکلات اقتصادی را دستمایه ساخت اثر قرار داده است.

پدیده «شوتی‌گری» یا همان قاچاق کالا و انسان با خودرو‌های سواری، شیوه‌ای رایج برای درآمدزایی در استان‌های جنوبی کشور است. فعالیتی که با توجه به غیر قانونی بودن و ضرورت سرعت بسیار بالای خودرو‌ها و رانندگی نا ایمن، مسیر جاده‌های بین شهری را به شدت نا امن و خطرناک کرده و جان «شوتی‌ها» و البته سایر رانندگان را به شکلی جدی تهدید می‌کند.

اصلان (امیر جدیدی)، حلما (هدی زین‌العابدین) و یک مامور نیروی انتظامی به نام «مجید» که بومی همان منطقه (بوشهر) است، سه ضلع مثلث شخصیت‌های اصلی «اسکورت» را تشکیل می‌دهند. سه شخصیتی که پیش از وقوع داستان اصلی هم با موضوع شوتی‌گری درگیر بوده‌اند و حال در موقعیت جدید و پرتنش، تجربه جدید از این موضوع را پشت سر می‌گذارند.

حاتمی‌کیای جوان در مقام فیلم‌نامه‌نویس، همان گونه که در نشستخبری فیلم نیز اشاره کرد، برای نگارش این اثر پژوهش میدانی قابل‌توجهی را انجام داده؛ به این ترتیب در مسیر داستان و با ارائه تدریجی این داده‌ها، مخاطبان با فضای کاری، واژگان مرسوم بین شوتی‌ها، اقدامت پلی برای جلوگیری از فعالیت آنان، و در مجموع خرده فرهنگ شکل گرفته پیرامون این پدیده آشنا می‌شوند. فیلم به دنبال شعار‌های گل‌درشت یا تجویز و ارائه راهکار نیست، بلکه می‌کوشد برشی کوتاه، امّا تأثیرگذار از زندگی شوتی‌ها به تصویر بکشد. «اسکورت» نشان می‌دهد که پشت رانندگی دیوانه‌وار شوتی‌ها و تصادفات خونینی که رقم می‌خورد دنیایی از مشکلات، ناکامی‌ها، آرزو‌ها و تنگنا‌ها وجود دارد؛ دنیایی که تا به درستی درک نشود، امکان اقدام برای اصلاح آن نیز به سختی فراهم نخواهد شد.

فیلم دارای چند سکانس تعقیب و گریز جاده‌ای نفس‌گیر و فراتر از استاندارد‌های مرسوم سینمای ایران است؛ سکانس‌هایی با تمپوی تند که با موسیقی پرهیجان با ضرباهنگ سروش انتظامی همراه شده و با تدوین درست و انتخاب قاب‌های تاثیرگذار آدرنالین مخاطب را بالا می‌برد. بازی امیر جدیدی و هدی زین‌العابدین با کیفیت و باورپذیر است و بده‌بستان‌های گفتاری که بین این دو شخصیت رخ می‌دهد آشنایی مخاطب با آمال و آرزو‌ها و پیشینه آنان را به دنبال دارد. جدیدی آمادگی بدنی و لحن نمکین و گاه شیطنت‌آمیز خود در بیان دیالوگ‌ها را کاملاً در خدمت نقش درآورده است. شخصیت حلما نیز اگرچه شباهت‌هایی با کار‌های اخیر زین‌العابدین (همچون زالاوا، در انتهای شب، عطرآلود و ...) دارد، امّا به نظر می‌رسد او توانسته با فاصله‌گذاری «حلما» را به شخصیتی باورپذیر تبدیل کند. جغرافیای جاده‌های مناطق جنوبی و نیمه بیابانی در استان‌های بوشهر، فارس و اصفهان با قاب بندی‌های چشم نواز و نما‌های هلی شات به خوبی در خدمت فضای فیلم و ساختار پرهیجان و پرتنش فیلم بوده و به شکلی منطقی با ویزگی شخصیت‌ها و کارکرد آنها نیز چفت و بست شده است.

«اسکورت» اگر اسیر ممیزی‌های بیهوده و محافظه‌کارانه نشود، می‌تواند به اثری پرفروش در اکران هم تبدیل شود. فیلمی با ساختار محکم، شخصیت‌های باورپذیر و البته سرشار از هیجان و تنش که داستانی دراماتیک و دارای موقعیت‌های عاطفی را روایت می‌کند اثری که قطعاً سطح فیلمسازی یوسف حاتمی‌کیا را چند پله بالاتر برده و ما را به جانشینی شایسته برای ابراهیم حاتمی‌کیا (هر چند با ایده‌ها و شیوه‌های متفاوت و مستقل در فیلمسازی) امیدوار می‌کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha