رفتارهای دوگانه در فضای مجازی نتیجه سالها اثرگذاری رسانههای معاند/نقد مصلحانه جای خود را به تخریب داده
«لیلا وصالی» مدیرعامل انجمن سواد رسانهای ایران، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، با اشاره به حاشیههای ایجادشده پیرامون برنامه «خطخطی» و واکنشهای پررنگ در فضای مجازی، ریشه بروز رفتارهای دوگانه و آنچه از آن به «وطنخواهی گزینشی» تعبیر میشود را حاصل سالها اثرگذاری هدفمند رسانهها بر ذهن و احساسات مخاطبان دانست و اظهار کرد: واکنش رسانهای هر فرد در برابر موضوعات مختلف، متناسب با محتوایی است که در طول زمان از رسانهها دریافت کرده است. رسانهها صرفاً اطلاعرسانی نمیکنند، بلکه زاویه نگاه، نظام قضاوت، اولویتهای ذهنی و حتی مرزهای عاطفی مخاطب را میسازند؛ اینکه چه چیزی برای او حساس تلقی شود، چه موضوعی قابل اغماض باشد، در کنار چه جریانی بایستد و خطای چه کسی را ببخشد یا بزرگنمایی کند.
وصالی با اشاره به ماجرای برنامه «خطخطی» گفت: در این برنامه، موضوعی انتخاب شد که بهنوعی همراستا با برخی روایتهای نادرست منتشرشده از سوی رسانههایی مانند ایراناینترنشنال بود. از سوی دیگر، انتخاب این موضوع در زمانی که افکار عمومی درگیر اندوه و حساسیت عاطفی بود، باعث شد برنامه با نقدهای جدی مواجه شود. در این میان، رسانه ملی به این مسئله واکنش نشان داد، پخش برنامه را متوقف کرد، عوامل مرتبط کنار گذاشته شدند و تغییرات مدیریتی نیز اعمال شد.
وی افزود: چنین واکنشی در هر نظام رسانهای، نشانه مسئولیتپذیری، خودنظارتی و توجه به اصلاح عملکرد است. رسانهای که خطای خود را بپذیرد و برای اصلاح آن اقدام کند، در واقع به اعتماد مخاطب احترام گذاشته است. این اقدام میتوانست بهعنوان یک رفتار مثبت و حرفهای از سوی رسانه ملی تلقی شود، اما بخش قابلتوجهی از فضای مجازی اساساً حاضر به دیدن این وجه ماجرا نشد.
این کارشناس رسانه تصریح کرد: دلیل این مسئله آن است که برای برخی جریانها، رسانه ملی از اساس فاقد مرجعیت است. در چنین نگاهی، هر اقدامی از سوی صداوسیما ـ چه مثبت و چه منفی ـ از پیش محکوم تلقی میشود. همین مسئله منجر به شکلگیری استانداردهای دوگانه در قضاوت مخاطبان میشود؛ بهگونهای که یک رفتار مشخص، در یک رسانه قابل دفاع و در رسانه دیگر محکوم تلقی میشود.
وصالی ادامه داد: در این فضا، آنچه مورد قضاوت قرار میگیرد خودِ عمل نیست، بلکه هویت مرجع رسانهای است. اگر همین اتفاق با همین مختصات، در یکی از شبکههای خارجنشین رخ میداد، واکنشها کاملاً متفاوت بود. این نشان میدهد که قضاوتها نه بر اساس عملکرد، بلکه بر اساس انگارههای ذهنی تثبیتشدهای صورت میگیرد که بدون بررسی مصداقی، یک حکم کلی صادر میکنند.
وی با اشاره به سکوت برخی فعالان رسانهای و چهرههای مجازی در برابر وقایع مهم کشور گفت: شاهد هستیم همان افرادی که در یک موضوع خاص با صدای بلند موضعگیری میکنند، در برابر اتفاقاتی مانند اهانت به مقدسات، تخریب مساجد یا برخی اقدامات مغایر با منافع ملی، کاملاً سکوت اختیار میکنند. این سکوتهای معنادار نشان میدهد که دغدغه اصلی، مطالبات واقعی مردم یا منافع ملی نیست، بلکه حمایت از یک جریان خاص یا تسویهحسابهای شخصی و جناحی است.
وصالی افزود: در این میان، حتی از ابزارهایی مانند «سوگواری مجازی» نیز برای پیشبرد اهداف سیاسی استفاده میشود. سوگ و همدلی اجتماعی، به جای آنکه عامل انسجام ملی باشد، به ابزاری برای حمله، تخریب و دوقطبیسازی تبدیل میشود. این مسئله یکی از پیامدهای مستقیم جنگ شناختی است که طی سالها بر ذهن بخشی از مخاطبان اثر گذاشته است.
این کارشناس رسانه با اشاره به دوگانگی آشکار رسانههای معاند در موضوع عزاداری تصریح کرد: سالها از سوی رسانههایی مانند بیبیسی، ایراناینترنشنال و منوتو این گزاره القا میشد که نظام اسلامی بهدنبال غمگین نگهداشتن جامعه است و عزاداریهای مذهبی، بهویژه در ماههای محرم و صفر، بهعنوان ابزار تحمیل اندوه معرفی میشد. حتی عزاداری برای امام حسین (ع) با ادبیاتی تحقیرآمیز و قومیتی مورد حمله قرار میگرفت.
وی ادامه داد:، اما امروز، پس از وقوع یک حادثه تلخ، همان رسانهها بر تداوم فضای سوگواری، سیاهپوشی دائمی و خروج جامعه از روند طبیعی زندگی تأکید دارند. این در حالی است که سوگواری اجتماعی، اگرچه ضروری و قابل احترام است، اما نباید به توقف زندگی، تعطیلی امید و انسداد مسیر رشد و شکوفایی جامعه منجر شود. این تناقض رفتاری، مصداق روشن استانداردهای دوگانه در روایتسازی رسانهای است.
وصالی با تأکید بر لزوم تفکیک «نقد مصلحانه» از «تخریب مغرضانه» گفت: نقد واقعی زمانی شکل میگیرد که با نیت اصلاح، دلسوزی و همگرایی مطرح شود؛ نقاط قوت و ضعف را منصفانه ببیند و هدف آن ارتقای عملکرد و بهبود وضعیت باشد. اما آنچه امروز در بسیاری از این هجمهها مشاهده میشود، نه نقد، بلکه تخریب است؛ تخریبی که اساساً به دنبال اصلاح نیست، بلکه نابودسازی و تضعیف را دنبال میکند.
وی خاطرنشان کرد: جریانی که نهادهای رسمی را به رسمیت نمیشناسد، طبیعتاً هیچ اقدام مثبتی را هم نخواهد دید. در چنین فضایی، هر خطا بهانهای برای حمله و هر اصلاح فرصتی برای انکار تلقی میشود. این رویکرد، همسو با روایت رسانههای معاند عمل میکند و در نهایت به تضعیف اعتماد عمومی و انسجام ملی میانجامد.
این کارشناس رسانه در پایان تأکید کرد: بزرگنمایی خطاها، تمرکز بر چهرههای داخلی و تخریب نهادهای رسمی، نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه زمینهساز تشدید شکافهای اجتماعی میشود. نقد مؤثر و مسئولانه باید در مسیر اصلاح، تقویت نهادها و حفظ منافع ملی حرکت کند، نه در مسیر دوقطبیسازی و تخریب.
انتهای پیام/