جانگرفتن «وطندوستی» در «نیمشب» ملت/ صراحت مهدویان تحریمگران خارجنشین را مات کرد
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، همانگونه که انتظار میرفت، سومین شب از نمایش آثار چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر در خانه رسانه (پردیس سینمایی ملت) با استقبال اهالی رسانه همراه شد. در روز دوشنبه سیزدهم بهمن ماه به ترتیب فیلمهای پروانه به کارگردانی محمد برزوییپور، «نیمشب» ساخته محمدحسین مهدویان و «اسکورت» به کارگردانی یوسف حاتمیکیا روی پرده رفت. در این بین اظهارات مهدویان در نشست خبری و انتقاد صریح او از ایده تحریم جشنواره که توسط برخی هنرمندان دنبال میشود، در جای خود قابل تأمل بود.
مهدویان از تحریم چه گفت؟
او در این باره عنوان کرد: برخی هنرمندان مقیم خارج از ایران بوی کباب به دماغشان خورد؛ اما خبر نداشتند که دارند خر داغ میکنند، به اینها اطلاعات غلط رسید و رفتند و مجبور شدند بمانند. وضعیت اینها را که میبینم ناراحت میشوم. اینها دارند فحاشی میکنند و شاید از این کار دارند پول درمیآورند و اگر این کار را نکنند گرفتار نان شبشان میشوند.
وی افزود: اگر فحشدادن به ما برای اینها آب و نان میآورد مشکلی ندارم با این قضیه؛ البته بخش وطنفروشی اینها جای گذشت ندارد. برخی بهخاطر تاریخ جعلی که برایشان ساختند به خیابان آمدند و کشته شدند؛ هر فردی کمی تاریخ معاصر بخواند به این جعل پی میبرد.
وی اضافه کرد: سالها پیش به خاطر اتفاقات سال ۸۸ ما هنرمندان از تلویزیون فاصله گرفتیم، اما الان که میبینم قهرکردن راه درستی نبود و آسیب بزرگی زد. بهخاطر همین کار، در خانهها شبکههایی مثل بیبیسی و منوتو روشن شد و بچههای ۱۷-۱۸ سالۀ الان پای این شبکهها بزرگ شدند و جعل بزرگ تاریخی که در ۱۵-۱۶ سال اخیر شکل گرفته را باور کردند و بلای فعلی سرمان آمد.
وی ادامه داد: این رعبی که در دل هنرمندان انداختند ۱۰ سال دیگر نتیجهاش مشخص میشود و میبینیم نسل جدیدی شکل گرفته که جای دیگری تربیت شده است.
«نیمشب» و روایت از وطندوستی در بستر جنگ
در نشست خبری فیلم «نیم شب» محمدحسین مهدویان بار دیگر نشان داد که سینمایش را نه صرفاً بهمثابه ابزار روایت داستان، بلکه بهعنوان میدان مناقشهای فکری درباره «وطن»، «تاریخ معاصر» و «معنای جنگ» میفهمد. سخنان او—چه آنجا که از دغدغههای شخصیاش گفت و چه آنجا که به پرسشهای انتقادی پاسخ داد—در امتداد مسیری قرار میگرفت که سالهاست در آثارش پی میگیرد: بازتعریف وطنپرستی در روزگار ابهام، و بازخوانی جنگ نه بهعنوان واقعهای صرفاً نظامی، بلکه بهعنوان تجربهای انسانی، اخلاقی و هویتی.
مهدویان در این نشست، نشان داد که با وطنپرستی شعاری فاصله دارد نوعی وطندوستی که در بزنگاههای تاریخی یا به ابتذال میلغزد یا به حذف پیچیدگیها. او تأکید کرد که سینما اگر قرار است از وطن بگوید، باید «مسئولانه» حرف بزند؛ مسئولانه یعنی پذیرفتن تناقضها، شنیدن صداهای متکثر و پرهیز از سادهسازی خیر و شر. در این چارچوب، «نیمهشب» نه بیانیهای تبلیغاتی است و نه مرثیهای یکسویه؛ بلکه تلاشی برای نشان دادن اینکه وطنپرستی میتواند از دل پرسش و تردید بیرون بیاید، نه فقط از دل قطعیت.
به نظر میرسد وطن برای مهدویان مجموعهای از خاطرات، زخمها و امیدهاست که در طول زمان دچار دگرگونی میشود. همین نگاه، سبب میشود که وطنپرستی در سینمای او نه در پرچمنمایی و حماسهسازی صرف، بلکه در وفاداری به حقیقت انسانها معنا پیدا کند؛ انسانهایی که در موقعیتهای مرزی، تصمیمهایی میگیرند که همیشه قهرمانانه یا محبوب نیست، اما واقعی است.
«نیمشب» روایتی از جنگ ۱۲روزه است. روایت که علاوه بر نشان دادن همت ملی و وفاق ایجاد شده در آن روزها، اثراتی بلندمدت بر روان جمعی، مناسبات اجتماعی و درک ایرانیان گذاشته است.
مهدویان در «نیم شب» نشان داد که جنگ ۱۲ روزه چگونه به زندگی روزمره نفوذ میکند: در تصمیمهای کوچک، در ترسهای خاموش، در روابطی که زیر فشار شرایط از هم میپاشند یا شکل تازهای میگیرند. «جنگ دوازدهروزه» در این معنا، نمونهای فشرده از وضعیتی است که در آن، زمان کم است، اما وزن اخلاقی انتخابها سنگین.
سخنان محمدحسین مهدویان در نشست خبری «نیمهشب» را میتوان بیانی فشرده از جهانبینی سینمایی او دانست: وطنپرستی بهمثابه پرسش مداوم، و جنگ(حتی در قالبی، چون جنگ دوازدهروزه) بهعنوان موقعیتی که انسان را وادار به انتخاب میکند. او با پرهیز از قطعیتهای ساده، مخاطب را دعوت میکند که بهجای قضاوت عجولانه، درنگ کند و از خود بپرسد: در لحظه بحران، وطن برای ما چه معنایی دارد و تا کجا حاضریم هزینه وفاداری به آن را بپردازیم؟
این صحبتها نشان داد که وطنپرستی اگر قرار است زنده بماند، باید توان تحمل نقد، ابهام و حتی تردید را داشته باشد؛ و سینما، اگر صادق باشد، یکی از بهترین مکانها برای تمرین این تحمل است.
تحریم جشنواره در تضاد با وطن و ملت
انتقاد مهدویان از ستارهها مکمل طبیعی بحث وطنپرستی و نگاه او به جنگ و مسئولیت اجتماعی بود و اتفاقاً تصویر روشنتری از بینش آن ارائه داد؛ نگرشی که در آن، کنارهگیری سادهترین انتخاب است و ماندن، حرفزدن و هزینهدادن ارزشمندتر تلقی میشود.
فراموش نکنیم که جشنواره فیلم فجر—با تمام ضعفها، محدودیتها و تناقضهایش—همچنان یکی از معدود فضاهای رسمی گفتوگوی فرهنگی در کشور است. ترک این فضا، بهزعم مهدویان، الزاماً به معنای اعتراض مؤثر نیست، بلکه میتواند به خالیشدن میدان از صداهای منتقد و مستقل بینجامد
ستارههای سینما صرفاً افراد هنرمند نیستند، بلکه حامل سرمایه اجتماعیاند؛ سرمایهای که میتواند در بزنگاهها نقش تعیینکنندهای ایفا کند. از این منظر، تصمیم به تحریم جشنواره، تصمیمی فردی و خصوصی نیست، بلکه کنشی عمومی با پیامدهای جمعی است.
وطن صرفاً یک جغرافیا یا ساختار رسمی نیست، بلکه مجموعهای از نهادها، آدمها و فضاهای گفتوگوست که با ترک آنها، وطن کوچکتر و فقیرتر میشود. جشنواره فجر، با همه نقدهایی که به آن وارد است، بخشی از این زیست فرهنگی است.
از این زاویه، تحریم جشنواره نه کنشی قهرمانانه، بلکه نوعی قطع ارتباط با بدنه جامعه تلقی میشود؛ جامعهای که همچنان فیلم میبیند، بحث میکند و نیازمند روایتهای متنوع است. مهدویان تلویحاً هشدار داد که اگر میدان روایت بهطور کامل رها شود، جای آن را روایتهای تکصدایی و بیچالش پر میکنند—و این، دقیقاً برخلاف منافع مردم است.
انتهای پیام/