«داعشِ بیپرچم»؛ روایتی از یک الگوی نفوذ خشونتمحور
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا؛ صبح دوازدهم بهمن، حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار اقشار مختلف مردم، در میانه سخنانی که به سالگرد پیروزی انقلاب اختصاص داشت، ناگهان روی یک مفهوم مکث کردند؛ مفهومی که در حافظه منطقه با آتش، سر بریدن و ویرانی گره خورده است: داعش.
ایشان با اشاره به حواذث ۱۸ و ۱۹ دی ماه امسال فرمودند: «این فتنه هم یک داعش دیگر است. همان قشون است، فقط اسمش فرق کرده.»
این جمله، نقطه کانونی سخنان ایشان درباره ناآرامیهای اخیر بود. از نگاه رهبر معظم انقلاب، آنچه طی آن 2 روز، در خیابانهای کشور رخ داد، صرفاً مجموعهای از اغتشاشات پراکنده نبود، بلکه شکل تازهای از همان الگوی خشونت سازمانیافتهای بود که پیشتر در عراق و سوریه با نام داعش ظهور کرد.
حضرت آیتالله خامنهای با یادآوری اعترافات مقامات آمریکایی درباره نقش واشنگتن در پدید آمدن داعش، یادآوری کردند: «خودشان گفتند داعش را ما درست کردیم؛ برای تصرف عراق و سوریه.»
در این چارچوب، داعش نه یک حادثه اتفاقی، بلکه ابزاری برای فروپاشی کشورها از درون تلقی میشود؛ ابزاری که با ترکیبی از وحشت، قتل و تخریب، دولتها را فرسوده و جامعهها را فلج میکند. اکنون، به تعبیر رهبر معظم انقلاب، همان منطق با چهرهای دیگر در ایران به کار گرفته شده است.
ایشان تصریح کردند: «داعش آن روز آدمها را به اتهام بیدینی میکشت، اینها به خاطر دینداری میکشند. فرقشان فقط این است.»
در این نگاه، آنچه در دیماه دیده شد و در نتیجه مصادره اعتراضات مسالمتآمیز مردم از سوی جریان نفوذ رخ داد، نوعی خشونت هدفمند بود؛ خشونتی که بهجای بیان خواسته، مأمور ایجاد ترس، بیثباتی و درهم شکستن نظم اجتماعی است. آتش زدن انسانها، حمله به نیروهای انتظامی، تخریب مساجد و مراکز عمومی، همه نشانههایی از الگویی است که پیشتر منطقه را به ورطه فاجعه کشانده بود.
رهبر معظم انقلاب در جایی از بیانات خود با تأثر فرمودند: «انسان زنده را آتش بزنند… ببینید چقدر قساوت میخواهد.»
این جمله، فراتر از توصیف یک حادثه، بیانگر خط تمایزی است که ایشان میان اعتراض و خشونت ترسیم میکنند؛ اعتراضی که میتواند اجتماعی و قابل شنیدن باشد، در برابر کنشی که با بیرحمی و تخریب، امنیت مردم و کشور را هدف میگیرد.
از این منظر، تجربه عراق و سوریه برای ایران یک هشدار جدی است. کشورهایی که در آنها نظم امنیتی فرو ریخت، خیلی زود به میدان رقابت گروههای مسلح، دخالت خارجی و فروپاشی زندگی عادی مردم تبدیل شدند. رهبر معظم انقلاب معتقدند همان الگو، این بار با ابزارهای جدید و در پوششی متفاوت، علیه ایران به کار گرفته شد.
در نهایت، سخنان حضرت آیتالله خامنهای یک پیام روشن داشت: خشونتی که با الگوی داعش حرکت میکند، مسئلهای سیاسی یا مقطعی نیست، بلکه تهدیدی علیه امنیت، ثبات و حیات اجتماعی یک ملت است؛ و به همین دلیل، ایستادگی در برابر آن، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای حفظ کشور به شمار میآید.
وقتی امنیت فرو بریزد، زندگی روزمره فرو میریزد: نان، کار، مدرسه، بیمارستان و سرمایهگذاری همگی از کار میافتند.
این همان نقطهای است که تجربه عراق و سوریه به آن رسیده بود و رهبر معظم انقلاب نسبت به تکرار آن در ایران هشدار دادند. ارجاع به داعش، صرفاً یادآوری گذشته نیست؛ اشاره به یک روش است؛ روشی که در آن قدرتهای خارجی، با استفاده از هستههای خشن و آموزشدیده، کشورها را از درون فرسوده میکنند بیآنکه نیاز به تهاجم مستقیم داشته باشند.
در این چارچوب، فتنه اخیر نه یک حادثه خودبهخودی، بلکه بخشی از همان جنگ ترکیبی است: فشار اقتصادی در بیرون، عملیات روانی در رسانه، و خشونت خیابانی در میدان.
مرز این روایت روشن است: نارضایتی و گلایه میتواند وجود داشته باشد، اما نفوذ خشونتطلبان چیزی دیگر است. جایی که انسان زنده آتش زده میشود، جایی که سر بریده میشود، جایی که نمادهای دینی تخریب میشوند، آنجا دیگر جامعه سخن نمیگوید؛ شبکهای مأمور به تخریب عمل میکند.
به همین دلیل است که حضرت آیتالله خامنهای این پدیده را در امتداد داعش قرار دادند؛ نه برای بزرگنمایی، بلکه برای نشان دادن ماهیت واقعی آن.
«داعشِ بیپرچم» نامی است برای جریانی که میکوشد با خشونت عریان و نفوذ سازمانیافته، ایران را به همان مسیری بکشاند که بسیاری از کشورهای منطقه در آن سوختند و ایستادگی در برابر آن، دفاع از یک نظم ملی است که بدون آن، هیچ چیز دیگری باقی نمیماند.
انتهای پیام/